دو کشوری که زمانی بدون هیچ حادثهای جنگندههای خود را در آسمان یکدیگر به پرواز در میآوردند، اکنون با شک و تردید واقعی به یکدیگر نگاه میکنند. تنشهای اسرائیل و ترکیه امسال فراتر از بلاغت دیپلماتیک تشدید شده است، اما عامل اصلی آن تهدید نظامی ناگهانی نیست — بلکه ارزش رو به افزایش آنکارا برای واشنگتن است. با ضروری شدن ترکیه برای موضع ناتو در برابر روسیه، چین و ایران، اسرائیل نگران است که وزن استراتژیک خود در نظام تحت رهبری ایالات متحده به نسبت در حال کاهش است. نتیجه این وضعیت رقابتی است که کمتر در میدانهای جنگ و بیشتر در محاسبات واشنگتن درباره دسترسی به F-35، فضای هوایی سوریه و تعهدات ائتلافی بروز میکند. درک چرایی این وضعیت نیازمند نگاهی فراتر از عناوین خبری به تاریخ مشترک — و حامی مشترک — است که هنوز هر دو کشور را به هم پیوند میدهد.
تنشهای اسرائیل و ترکیه: یک شراکت قدیمی در پس دشمنی
از نظر عملی، نه ترکیه و نه اسرائیل در حال حاضر تهدیدی وجودی برای یکدیگر به شمار نمیروند. رابطه آنها همچنین بسیار قدیمیتر و عمیقتر از آن است که بلاغت خصمانه سالهای اخیر نشان میدهد. ترکیه در ۲۸ مارس ۱۹۴۹، کمتر از یک سال پس از تأسیس اسرائیل، آن را به رسمیت شناخت و به اولین کشور با اکثریت مسلمان تبدیل شد که این کار را انجام داد.
یک شراکت قدیمی در پس دشمنی
روابط در دوران اردوغان به طور مکرر در سطوح دیپلماتیک و بلاغی deteriorated شده است، اما بنیادهای استراتژیک و تجاری آن به طرز قابل توجهی پایدار باقی ماندهاند. رئیسجمهور رجب طیب اردوغان از ابتکار “خاورمیانه بزرگ” به رهبری ایالات متحده حمایت کرد و به طور علنی ترکیه را به عنوان یکی از همریاستهای آن توصیف کرد. آنکارا همچنین نقش مهمی در جنگها و عملیات تغییر رژیم که عراق، لیبی و سوریه را متحول کرد، ایفا کرد.
در شب ۶ سپتامبر ۲۰۰۷، هواپیماهای اسرائیلی تأسیسات هستهای مشکوک الکیبار در استان دیرالزور سوریه را در جریان عملیات اورچارد هدف قرار دادند. تانکهای سوخت خارجی بعداً در استانهای هاتای و غازی عینتپ ترکیه پیدا شدند که نشان میدهد هواپیماها در بازگشت از حریم هوایی ترکیه عبور کردهاند. آنکارا به نقض حریم هوایی اعتراض کرد، در حالی که اهود اولمرت، نخستوزیر وقت اسرائیل، بعداً در صورتی که هواپیماهای اسرائیلی وارد خاک ترکیه شده باشند، عذرخواهی کرد.
روابط اقتصادی نیز در برابر بحرانهای سیاسی متوالی دوام آورد. حتی در حین نسلکشی اسرائیل علیه فلسطینیان در غزه، آنکارا در ابتدا با وجود انتقادات فزاینده داخلی، تجارت را حفظ کرد. ترکیه در ماه مه ۲۰۲۴ به طور رسمی واردات و صادرات مستقیم با اسرائیل را متوقف کرد، اما نفت خام آذربایجان همچنان از طریق خط لوله باکو–تفلیس–جیحان و بندر جیحان ترکیه به اسرائیل میرسید. این تمایز به آنکارا اجازه داد تا تحریم خود را دفاع کند در حالی که انتقال نفت فراتر از دامنه تجارت دوجانبه مستقیم ادامه داشت.

چرا تنشهای اسرائیل و ترکیه واقعاً به واشنگتن مربوط میشود
خصومت فزاینده اسرائیل نسبت به ترکیه بنابراین ناشی از یک نگرانی ژئوپلیتیکی وسیعتر است، نه تهدید نظامی فوری. نیاز واشنگتن به آنکارا در سراسر دریای سیاه، قفقاز، آسیای مرکزی، مدیترانه شرقی و شام افزایش یافته است. رهبران اسرائیل نگران هستند که گسترش نفوذ ترکیه در نهایت موقعیت استراتژیک خودشان را تضعیف کند.
ترکیه، عضو ناتو، در تقاطع چندین جبهه مرکزی برای سیاست ایالات متحده قرار دارد. این کشور برای تلاشهای غربی به منظور مهار روسیه در دریای سیاه و قفقاز، محدود کردن نفوذ چین در آسیای مرکزی و فشار به ایران در غرب آسیا ضروری است.
جغرافیا، صنعت دفاعی، کنترل کریدورهای انرژی و نیروهای مسلح بزرگ و با تجربه جنگی آن، دور زدن آن را برای واشنگتن و ناتو به طور فزایندهای دشوار کرده است.
تل آویو میخواهد قدرت ترکیه را محدود کند در حالی که ترکیه به طور فزایندهای برای حامی اصلی اسرائیل ارزشمندتر میشود. با تقویت موقعیت آنکارا در نظم تحت رهبری ایالات متحده، تلاشهای اسرائیل برای مهار آن خطر دارد که برنامههای وسیعتر منطقهای واشنگتن را مختل کند.
تنشهای اسرائیل و ترکیه با عمل متعادلکننده واشنگتن مواجه است
خط مقدم ضروری واشنگتن
ایالات متحده این تنش را درک میکند و سعی کرده است هر دو کشور را در یک چارچوب استراتژیک مشترک نگه دارد. تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه، نقش منطقهای بهطور غیرمعمولی گستردهای را ایفا کرده است و گاهی کمتر بهعنوان یک نماینده متعارف و بیشتر بهعنوان حلکننده مشکلات واشنگتن در ترکیه، سوریه، عراق و لبنان عمل کرده است. بخش عمدهای از این نقش شامل جلوگیری از فرار تنشهای ترکیه و اسرائیل از کنترل ایالات متحده بوده است.
آسیبپذیریهای سیاسی آنکارا فضای مانور آن را محدود میکند. دولت اردوغان با یک بحران عمیق مشروعیت داخلی مواجه است که تحت فشار بر احزاب مخالف، زندانی شدن رقبای سیاسی و فرسایش مستمر حقوق و آزادیها تشدید شده است.
بنابراین، حمایتی که از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، دریافت میکند، ارزش افزودهای دارد. این وابستگی محدودیتهایی را برای آنکارا در حرکت علیه اسرائیل ایجاد میکند، صرفنظر از شدت لفاظیهای عمومیاش.
با این حال، اختلافات کنونی در چندین جبهه گسترش یافته است: غزه و فلسطین، نظم امنیتی در حال شکلگیری در سوریه، مسیرهای انرژی و ادعاهای دریایی در دریای مدیترانه شرقی، و رقابت گستردهتر برای نفوذ در غرب آسیا. این اختلافات بهطور مشترک شروع به تأثیرگذاری بر توازن بین دو کشوری کردهاند که واشنگتن هنوز نیاز دارد آنها را در یک سمت نگه دارد.
در عین حال، ایالات متحده در حال تبدیل استراتژی جهانی خود به استراتژی ناتو است و اعضای این ائتلاف را پشت اهدافی که عمدتاً در واشنگتن ترسیم شدهاند، قرار میدهد. تنشهای ناشی از این تلاش در نشست ناتو که در آنکارا در تاریخ ۷-۸ ژوئیه ۲۰۲۶ برگزار شد، قابل مشاهده بود.
واشنگتن میخواهد ناتو فشار بیشتری بر روسیه وارد کند، بهطور نزدیکتری علیه چین همراستا شود، نقش بزرگتری در جنگ اوکراین و رویارویی با ایران بر عهده بگیرد و توجه بیشتری به منطقه آسیا-پاسفیک معطوف کند. همچنین میخواهد اعضای ائتلاف هزینههای نظامی خود را افزایش دهند و قابلیتهای خود را گسترش دهند، که بخش عمدهای از این هزینهها به صنعت تسلیحات ایالات متحده بازمیگردد.
خصومت دیرینه ترامپ نسبت به وابستگی اروپا به حفاظت ایالات متحده بر نشست تأثیر گذاشت. درخواست او از کشورهای اروپایی برای پذیرش مسئولیت بیشتر و افزایش هزینههای دفاعی بر روند مذاکرات تسلط داشت. این نشست نتوانست اختلافاتی را که در دو سال گذشته بین واشنگتن و متحدان اروپاییاش عمیقتر شده بود، حل کند. بلکه آنها را بهمدت کافی کنترل کرد تا تعهدات جدیدی تولید کند.

گسترش ناتو تنشهای اسرائیل و ترکیه را پیچیده میکند
شکلگیری ناتو ۳.۰
واشنگتن بازسازی تسلیحاتی را به عنوان راهحلی برای این تقسیمات ارائه میدهد. اهداف فوری آن شامل فشار به اعضای ناتو برای هزینهکردن پنج درصد از تولید ناخالص داخلی بر روی دفاع و ساخت یک چرخه خودتقویتکننده از خریدهای تسلیحاتی است که تولیدکنندگان آمریکایی از جمله اصلیترین بهرهبرداران آن هستند. اعلامیه آنکارا متعهد شد که ۷۰ میلیارد یورو (حدود ۷۹.۷ میلیارد دلار) برای تجهیزات نظامی، کمک و آموزش به اوکراین در سال ۲۰۲۶ اختصاص یابد، در حالی که اعلامیههای اجلاس شامل دهها میلیارد دلار برای تأمین مالی جدید بود.
نقش ترکیه در این “ناتو ۳.۰” در حال گسترش است. این کشور به عنوان یک دولت خط مقدم که وظایف مهمی به آن واگذار شده، در حال قرارگیری است. این به توضیح این موضوع کمک میکند که چرا ایالات متحده علاقه کمی به تغییرات سیاسی در آنکارا دارد و همچنان مایل است تا به شیوههای استبدادی دولت چشمپوشی کند، زمانی که منافع استراتژیک بزرگتری در خطر است.
برای واشنگتن، ارزش ترکیه در درجه اول در جغرافیا و ظرفیت نظامی آن نهفته است. این کشور در تقاطع دریای سیاه، مدیترانه شرقی و غرب آسیا قرار دارد و به عنوان یک ستون مرکزی جبهه جنوبی ناتو عمل میکند.
دسترسی آن به دریای سیاه، مرزهایش با سوریه، عراق و ایران، دروازهای به قفقاز و آسیای مرکزی، بخش دفاعی در حال رشد و تجربه گسترده در نبرد، به آن نقشی میدهد که کمتر عضو دیگری از ائتلاف میتواند آن را تکرار کند.
بنابراین ترکیه در حال حرکت به فراتر از موقعیت سنتی خود به عنوان یک کشور در لبه ناتو است. در وضعیت در حال تحول ائتلاف، این کشور به طور فزایندهای به عنوان یک مرکز مرکزی و یک پایگاه پیشرفته تلقی میشود. تأسیس یک ستاد جدید در لشکر ششم در آدانا و فرماندهی مؤلفه دریایی ناتو در بسفر نشانههای روشنی از این موضوع هستند.
ترامپ از اجلاس آنکارا برای علامتدهی به یک بازنگری ممکن در روابط دفاعی ایالات متحده و ترکیه استفاده کرد. او متعهد شد که تحریمهای CAATSA که به دلیل خرید سیستم روسی S-400 بر ترکیه تحمیل شده بود را لغو کند و اشاره کرد که ترکیه میتواند به برنامه F-35 بازگردد. بحثها همچنین در مورد تأیید ایالات متحده برای موتور و سایر اجزای مورد نیاز پروژه جنگنده KAAN ترکیه ادامه یافت.
این اقدامات همچنان تحت موانع قانونی، کنگرهای و فنی قرار دارند و مذاکرات در حال ادامه است. با این حال، جهتگیری سیاسی قابل توجه است. اسرائیل بهطور علنی با هرگونه بازگشت ترکیه به F-35 مخالفت کرده و نگران است که این موضوع تعادل منطقهای را تغییر دهد و مزیت کیفی نظامی که استراتژی اسرائیلی به آن وابسته است را تضعیف کند.

آیا تنشهای اسرائیل و ترکیه به جنگ خواهد انجامید؟
آیا لفاظیهای روزافزون خصمانه بین ترکیه و اسرائیل میتواند به جنگ منجر شود و ایالات متحده و ناتو چگونه واکنش نشان خواهند داد؟
یک جنگ مستقیم و بزرگمقیاس از نظر نظری ممکن است، اما در کوتاهمدت بسیار بعید به نظر میرسد. درگیری غیرمستقیم، تشدید نیابتی یا برخورد غیرعمدی در سوریه خطر فوریتری را به همراه دارد.
چندین عامل هر دو طرف را محدود میکند. آنها هیچ مرز زمینی مشترکی ندارند، در حالی که هر یک دارای نیروهای مسلح قدرتمندی هستند که قادر به تحمیل هزینههای بالا بر دیگری میباشند. واشنگتن و دیگر کشورهای عمده ناتو تلاش خواهند کرد تا از وقوع یک درگیری مستقیم که میتواند به بیثباتی در مدیترانه شرقی و غرب آسیا منجر شود، جلوگیری کنند.
عواقب جهانی برای مسیرهای انرژی، تجارت و بازارهای مالی به قدرتهای خارجی دلیل اضافی برای مداخله قبل از رسیدن به آن نقطه میدهد.
مسیرهای محتملتر برای درگیری در جاهای دیگر قرار دارد. هواپیماهای ترکیه و اسرائیل میتوانند در فضای هوایی سوریه با یکدیگر مواجه شوند، در حالی که اطلاعات نادرست یا محاسبات اشتباه میتواند منجر به یک حادثه نظامی محدود شود. حملات پهپادی یا موشکی، عملیات نیروهای ویژه و تشدید از طریق گروههای مسلح منطقهای به هر دو طرف این امکان را میدهد که بدون اعلام رسمی جنگ، فشار وارد کنند.
بنابراین، رقابت سیاسی، دیپلماتیک و اطلاعاتی حتی اگر جنگ آشکار اجتناب شود، همچنان تشدید خواهد شد. سوریه و مدیترانه شرقی به احتمال زیاد عرصههای درگیری محدود باقی خواهند ماند.
اگر درگیری گسترش یابد، واکنش ناتو به شدت به جایی که درگیری آغاز میشود و چگونگی آن بستگی خواهد داشت. یک حمله مستقیم اسرائیل به خاک ترکیه میتواند ماده ۵ را به کار بیندازد، اگرچه این بند به هر یک از متحدان اجازه میدهد تا کمکهایی را که لازم میدانند تعیین کنند و تضمینی برای مداخله نظامی نیست.
یک درگیری که شامل نیروهای ترکیه در سوریه باشد، یا جنگی که آنکارا به عنوان آغازکننده آن شناخته شود، به احتمال زیاد کمتر موجب تحریک دفاع جمعی خواهد شد. واشنگتن احتمالاً ابتدا برای مهار درگیری اقدام خواهد کرد در حالی که حمایت نظامی و اطلاعاتی دوجانبه خود را از اسرائیل حفظ میکند و این امر به ترکیه اطمینان کمی از حمایت معنادار ناتو میدهد.
آنکارا گزینههای کمی برای جبران این عدم تعادل دارد. روابط دفاعی رو به رشد آن با پاکستان و عربستان سعودی بعید است به یک پیمان امنیت جمعی جداگانه شبیه به ماده ۵ ناتو تبدیل شود، زیرا عضویت ترکیه در این ائتلاف توانایی آن را برای ورود به یک بلوک نظامی رقیب محدود میکند.
ارزش آنکارا برای واشنگتن در حال افزایش است، صنعت دفاعی آن در حال گسترش است و نفوذ آن در تئاترهای همسایه برای اسرائیل دشوارتر از آن است که نادیده گرفته شود. با این حال، جایگاه آن در ساختار ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده همچنان محدودیتهایی را در چگونگی به چالش کشیدن اسرائیل در زمان برخورد منافع دو کشور ایجاد میکند.

