یک دسته از سیستمهای هوایی بدون سرنشین این هفته به دو نفتکش در سواحل مصر حمله کردند و آسیبپذیریهای حیاتی در مسیرهای تجاری جهانی را نمایان کردند. این حمله هماهنگ در نزدیکی دهانه دلتا نیل نشان میدهد که امنیت کانال سوئز دیگر نمیتواند تنها از طریق گشتهای دریایی سنتی تضمین شود. با توجه به اینکه عملیات نظامی عبور از تنگه هرمز را مختل کرده است، حمل و نقل تجاری با اختلالات بیسابقهای در نقاط کلیدی دریایی منطقه مواجه است. بازگرداندن امنیت کانال سوئز اکنون نیازمند قابلیتهای نظامی فوری برای مقابله با پهپادها است، پیش از آنکه تاکتیکهای نامتقارن ناوگانهای تجاری را مجبور به دور زدنهای پرهزینه چند هفتهای در اطراف آفریقا کند.
امنیت کانال سوئز با خطر فروپاشی مواجه است
حملات اخیر به دو نفتکش در بندر دمیاط مصر نزدیک کانال سوئز آتشسوزی را در هر دو کشتی به وجود آورد. این حملات همچنین نگرانیهای امنیتی جدیدی را در خاورمیانه برانگیخت و نشان داد که یک آبراه حیاتی دیگر ممکن است در جنگ آمریکا و ایران که ممکن است از کنترل واشنگتن خارج شود، بسته شود.
هیچکس هنوز مسئولیت حمله به بندر دمیاط، واقع در شاخهای از دلتا نیل، را بر عهده نگرفته است. با این حال، این حمله یادآور این است که چگونه آبراههای حیاتی در سراسر جهان میتوانند به راحتی توسط پهپادهای کمهزینه بسته شوند.
از زمان آغاز عملیات خشم حماسی در فوریه، ایران به طور عمده تنگه حیاتی هرمز، آبراه باریکی که خلیج فارس را به خلیج عمان و دریای عرب متصل میکند، بسته است. تأثیر این اقدام بر بازارهای جهانی نفت فاجعهبار بوده است؛ پیش از جنگ، تقریباً یکپنجم از کل ترافیک نفتی هر روز از این تنگه عبور میکرد.

چرا امنیت کانال سوئز مهم است
یکی از نکات مثبت در این درگیری، ساخت پیشبینانه خط لوله شرق-غرب توسط عربستان سعودی است که اکنون حدود ۷ میلیون بشکه نفت در روز از میادین نفتی شرقی عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند. از دریای سرخ، نفتکشها میتوانند نفت عربستان را یا به سمت شمال به اروپا از طریق کانال سوئز یا به سمت جنوب به آسیا از طریق تنگه باب المندب منتقل کنند.
data-path-to-node=”8″>با این حال، با ادامه جنگ، ایران نشان داده است که تمایل دارد تا عرضههای نفتی بیشتری را خارج از هرمز کاهش دهد تا فشار بیشتری بر ایالات متحده و اروپا وارد کند. حوثیها، گروهی مسلح که شمال یمن را کنترل میکنند و بر تنگه باب المندب نظارت دارند، به تازگی اعلام کردند که تنگه باریک را برای ترافیک نفتی سعودی مسدود خواهند کرد و به این ترتیب، عرضههای نفتی سعودی به آسیا را قطع خواهند کرد. همچنین، حملات به کانال سوئز همین اثر را برای اروپا خواهد داشت و هر دو طرف را قطع کرده و دریای سرخ را به هرمز دومی تبدیل خواهد کرد.
در این هفته هیچ مرگ یا حتی جراحت تأیید شدهای از حمله پهپادی وجود نداشت، اما این حمله ممکن است نشانهای از بدتر شدن اوضاع باشد. دو ایرانی قبلاً ادعا کردهاند که کشتیها هدف قرار گرفتهاند “تا نشان دهند که حمل و نقل جهانی و تأمین انرژی میتواند به طور عمیقتری مختل شود”، به گزارش نیویورک تایمز.

ریسکهای نقاط تنگ امنیت کانال سوئز
حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد از تجارت جهانی و تقریباً ۳۰ درصد از ترافیک کانتینری جهانی تخمین زده میشود که از کانال سوئز عبور میکند و سالانه بیش از ۱ تریلیون دلار کالا حمل میکند. در شرایط عادی، به طور متوسط ۵۰ تا ۶۰ کشتی هر روز از این آبراه عبور میکنند.
این کانال قبلاً نیز بسته شده است. در طول بحران سوئز، از سال ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۷ به مدت پنج ماه بسته شد، بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۴ در طول جنگهای عربی-اسرائیلی، و اخیراً در سال ۲۰۲۱، زمانی که یک کشتی کانتینری چینی به طور تصادفی به یکی از سواحل آن برخورد کرد و آبراه را مسدود کرد. آن کشتی در کمتر از یک هفته خارج شد و ترافیک بدون حادثه از سر گرفته شد—نتیجهای که اگر یک نفتکش در حین عبور مورد حمله قرار گیرد و به طور کامل یا جزئی غرق شود، بسیار کمتر محتمل خواهد بود.
کانال ناوبری کانال سوئز تنها ۲۰۰ تا ۲۱۰ متر (۶۵۶ تا ۶۸۹ فوت) عرض دارد، که در بهترین شرایط نیز فضای کمی برای خطا باقی میگذارد. تنها یک سال و نیم پیش بود که USS Harry S. Truman (CVN-75) با یک نفتکش تجاری در دهانه کانال سوئز برخورد کرد، یادآوری که اشتباهات حتی در شرایط ایدهآل نیز به راحتی رخ میدهند. اگر حملهای پهپادی نیز به این وضعیت افزوده شود، ممکن است هرج و مرج مطلق به وجود آید!

گزینههای امنیتی کانال سوئز ناکام میمانند
یک شانس خوب برای صنعت نفت این است که مصر یک خط لوله به نام خط لوله سُمِد را بین بندر سوئز در سمت دریای سرخ و شهر اسکندریه در مدیترانه اداره میکند. این خط لوله میتواند در صورت بسته شدن کانال، مقداری تسکین برای بازارهای نفت فراهم کند—اما به تنهایی کافی نخواهد بود تا ترافیک نفتی از دست رفته را جبران کند، چه برسد به ترافیک دیگری که بین اروپا و آسیا از سوئز رفت و آمد میکند. و هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران یا یکی از گروههای نیابتی متحدش نتوانند به سادگی به این خط لوله حمله کنند.
نیروی دریایی ایالات متحده قطعاً به تهدید علیه هر دو کانال سوئز و باب المندب توجه کرده است. این توضیح میدهد که چرا دهمین و آخرین ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز نیروی دریایی ایالات متحده، USS George H.W. Bush (CVN-77)، در بهار گذشته مسیر طولانیتری را دور آفریقا برای رسیدن به خاورمیانه انتخاب کرد و از دو نقطه تنگه باریک کاملاً اجتناب کرد.
تنها نیروی دریایی ایالات متحده نبوده است که سعی کرده از خطرات ناشی از موشکها و پهپادها در دریای سرخ و کانال سوئز اجتناب کند. به طور قابل توجهی، کشتیهای تجاری بیشتری مسیر طولانیتری را دور آفریقا انتخاب میکنند که تقریباً ۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ مایل دریایی و ۱۰ تا ۱۴ روز زمان سفر اضافی به سفرهای معمولی آسیا-اروپا یا آسیا به سواحل شرقی ایالات متحده اضافه میکند.

ارزیابی آسیبپذیری امنیت کانال سوئز
باید اضافه کرد که پتانسیل پهپادها برای ایجاد چنین آشوبی سالهاست که واضح بوده است. اوکراین از پهپادهای دریایی و هوایی علیه تانکرها و سایر کشتیهای آنچه که به اصطلاح “ناوگان سایه” روسیه نامیده میشود، استفاده کرده و آسیبهای ساختاری بحرانی ایجاد کرده و آتشهای بزرگی به وجود آورده که عملاً کشتیها را از سرویس خارج کرده است.
اوکراین همچنین حملات پهپادی را به اهدافی در عمق روسیه انجام داده است، بنابراین تهران ممکن است درک کند که نمیتواند فقط تنگه هرمز را ببندد؛ بلکه میتواند تنگه باب المندب، کانال سوئز و حتی سایر نقاط تنگه مانند تنگه مالاکا را نیز ببندد.
پهپادها همچنان به عنوان یک عامل ضربتی در جنگهای نامتقارن عمل میکنند و این به ایالات متحده و متحدانش بستگی دارد که تعیین کنند چگونه بهترین راه برای مقابله با این تهدید را پیدا کنند.

