توافق خلع سلاح حماس که تحت نظارت ایالات متحده و به عنوان یک پیشرفت تاریخی معرفی شده است، با پارادوکسی عملیاتی فوری مواجه است: تسلسل متقابل آن فرض میکند که یک سازمان مسلح هنوز به ظرفیت نظامی خود دست خواهد کشید در حالی که اسرائیل کنترل حدود ۶۵ درصد نوار غزه را حفظ میکند و میانجیگران خارجی به دنبال اهداف استراتژیک متضاد هستند. ساختار رسمی این توافق حماس را ملزم میکند که تسلیحات سنگین را منتقل کند، زیرساختهای تولید را از بین ببرد و تسلیحات سبک را تحت نظارت یک کمیته بینالمللی تأیید، به یک اداره فلسطینی بازسازی شده بسپارد. با این حال، متن توافق تفسیرهای غیرقابل سازش از شرطها را پنهان میکند.
مسئولان حماس هر گونه اقدام خلع سلاح را به خروج کامل اسرائیل و ادغام در حکومت پس از توافق مشروط میکنند، در حالی که اسرائیل بر خلع سلاح کامل قبل از هر گونه واگذاری سرزمینی تأکید دارد. به طور همزمان، نهادهای امنیتی و غیرنظامی جایگزین که قرار است جایگزین حکومت حماس شوند — کمیته ملی اداره غزه و نیروی تثبیت بینالمللی — از نظر جذب نیرو و عدم وجود پوشش حفاظتی دچار فلج هستند و این خلأ را سازمان به طور فعال پر میکند. کشورهای میانجی، به ویژه ترکیه و قطر، به طور عمومی توافق خلع سلاح حماس را تأیید کردند در حالی که به طور خصوصی با حماس در مورد مواضع حداکثری که قابلیت سیاسی آن را حفظ میکند، هماهنگ میکنند.
این شکستهای متقاطع توافق را از یک مسیر عملی خلع سلاح به یک مانور دیپلماتیک با ریسک بالا تبدیل میکند که در آن هر بازیگر به دنبال اهداف خاص خود است و اجرای آن بدون مذاکره مجدد بنیادی در مورد اختلافات هستهای تسلسل بسیار غیرمحتمل است.
پیشرفت توافق خلع سلاح حماس اعلام شد
رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، اعلام کرد که هیئت صلح به توافقی دست یافته است که او آن را به عنوان یک “توافق تاریخی” توصیف کرد که خلع سلاح کامل حماس و سایر گروههای مسلح در نوار غزه را فراهم میکند. ترامپ این توافق را به عنوان یک گام مهم به سوی صلح و امنیت پایدار توصیف کرد و گفت که این توافق به یک اداره فلسطینی جدید اجازه میدهد تا غزه را در همکاری نزدیک با هیئت صلح اداره کند. او افزود که این توافق به اسرائیل تضمینهای امنیتی میدهد و مانع از آن میشود که نوار غزه دوباره به عنوان پایگاهی برای حملات علیه آن استفاده شود.
به گفته ترامپ، این توافق یک نقطه عطف بزرگ در اجرای برنامه ۲۰ مادهای دولت برای تثبیت و بازسازی نوار غزه به شمار میرود. این برنامه در مراحل دقیقی اجرا خواهد شد: پس از اتمام خلع سلاح، نیروهای اسرائیلی عقبنشینی خواهند کرد، در حالی که نیروی بینالمللی تثبیت (ISF) و یک نیروی پلیس فلسطینی جدید مسئولیت امنیت در غزه را بر عهده خواهند گرفت.
این توافق یک پیشرفت به شمار میرود، زیرا حماس به طور رسمی به خلع سلاح متعهد شده است. مفاد اصلی آن به شرح زیر است:
نظارت بر آتشبس در توافق خلع سلاح حماس
آتشبس، توالی و نظارت: اسرائیل عملیات نظامی را مطابق با توافق شرمالشیخ متوقف خواهد کرد، در حالی که حماس و سایر گروهها به طور کامل تمامی فعالیتهای نظامی را متوقف خواهند کرد. یک مکانیزم تأیید — کمیته تأیید بینالمللی (IVC) — برای نظارت بر نقضها از سوی هر دو طرف و مجاز کردن انتقال بین مراحل توافق ایجاد خواهد شد.

ذخیرهسازی سلاحها تحت توافق خلع سلاح حماس
سلاحها در نوار غزه: کمیته ملی مدیریت غزه (NCAG) مسئول خلع سلاح و ذخیرهسازی سلاحهای سنگین، سایتهای تولید سلاح، انبارها و تونلها خواهد بود، همچنین برای برچیدن شبهنظامیان مسلح تحت نظارت IVC و با کمک ISF. این کمیته تنها نهاد مجاز به داشتن، ذخیرهسازی، ثبت و صدور مجوز سلاح خواهد بود و همچنین مسئول امنیت داخلی خواهد بود. یک نیروی پلیس تحت اختیار آن تأسیس خواهد شد و تمامی پرسنل خدمتگذار در پلیس تحت یک فرآیند جامع بررسی امنیتی قرار خواهند گرفت.
توافق خلع سلاح حماس چگونه پیش خواهد رفت؟
فرآیند خلع سلاح: این فرآیند که انتظار میرود شش تا هشت ماه به طول بینجامد، تنها پس از اتمام تعهدات قبلی تعیینشده در “پروتکل شرمالشیخ” آغاز خواهد شد. تونلهای جنگی و تأسیسات تولید سلاح در نوار غزه برچیده و نابود خواهند شد. سلاحهای سبک جمعآوری و تحت مسئولیت NCAG به پلیس فلسطینی منتقل خواهند شد.
نیروی بینالمللی تثبیت: نیروی ISF به عنوان یک حائل بین نیروهای اسرائیلی و مناطق تحت کنترل NCAG مستقر خواهد شد. این نیرو آتشبس را نظارت کرده، کمکهای انسانی را تأمین خواهد کرد و پلیس فلسطینی را آموزش خواهد داد.
حکمرانی مدنی تحت توافق خلع سلاح حماس
حکمرانی مدنی و حقوق کارمندان: حماس و دیگر گروهها تمامی اختیارات اداره مدنی و امنیتی را به NCAG منتقل خواهند کرد، که با استقلال کامل و بدون مداخله عمل خواهد کرد، بر اساس اصل “یک قدرت، یک قانون، یک سلاح.” کمیته حقوق کارمندان موجود از دوره حکومت حماس را حفظ خواهد کرد و در موارد خاتمه خدمت، گزینههای بازنشستگی یا جبران خسارت را تحت قانون فلسطینی ارائه خواهد داد.
اصل متقابل: هر مرحله تأیید شده از جمعآوری و ذخیره سلاحها، اقدام متناسبی از سوی اسرائیل را به دنبال خواهد داشت:
توقف خصومتها و عقبنشینی: اسرائیل حملات خود را متوقف خواهد کرد، ارتش اسرائیل به خط زرد اولیه عقبنشینی خواهد کرد و عقبنشینیهای بیشتری به تدریج از مناطق اضافی که به مسئولیت NCAG منتقل میشود، بر اساس پیشرفت در روند خلع سلاح انجام خواهد شد.
اقدامات انسانی: گذرگاهها باز خواهند شد و کمکهای انسانی به طور قابل توجهی گسترش خواهد یافت، از جمله ورود حداقل 600 کامیون کمک و 50 کامیون سوخت در روز.
خلع سلاح گروههای رقیب: گروههای مسلح و قبایل فعال در نوار غزه با حمایت اسرائیل نیز خلع سلاح خواهند شد.
مشوقها و عفو: برنامه خرید سلاح معرفی خواهد شد و اعضای حماس که به شرایط توافق پایبند باشند، عفو خواهند شد.
محدودیتهای عملیاتی بر اسرائیل: محدودیتهایی بر عملیات نظامی و قتلهای هدفمند اعمال خواهد شد، مگر در مواردی که شامل “بمب ساعتی” یا تهدید فوری باشد.

موانع کلیدی در توافق خلع سلاح حماس
با وجود اعلام جشنوارهای و توافق اصولی حماس با چارچوب، شکافهای عمیقی بین طرفها وجود دارد که با فرضیات نادرست از سوی میانجیها تشدید شده است. این عوامل به احتمال زیاد هم دامنه و هم قابلیت اجرای توافق را محدود خواهد کرد. موانع اصلی به شرح زیر است:
موضع حماس: غازی حمد، مقام ارشد حماس، بهطور مستقیم مسئله خلع سلاح را به خروج اسرائیل از نوار غزه، بازسازی و اجرای متقابل مرحله اول «پروتکل شرمالشیخ» مرتبط کرد. حمد اظهار داشت که اسرائیل هیچ نقشی در اجرای یا نظارت بر فرآیند خلع سلاح نخواهد داشت و این فرآیند بهجای آن توسط کمیته ملی اداره غزه انجام خواهد شد.
او تأکید کرد که حماس هیچ اقدامی در مورد سلاحهای خود قبل از خروج نیروهای اسرائیلی از نوار غزه انجام نخواهد داد و در صورت عدم تحقق تعهدات اسرائیل، فرآیند خلع سلاح را متوقف خواهد کرد. به عبارت دیگر، حماس خلع سلاح را بهعنوان یکی از اجزای یک فرآیند متقابل میبیند، نه بهعنوان یک تعهد یکجانبه. علاوه بر این، حماس خواستار تضمینهایی است که بهعنوان شرطی برای relinquishing سلاحهای خود، در سازوکارهای حکومتی غزه ادغام خواهد شد.
موضع اسرائیل: اسرائیل بهطور قاطع بر خلع سلاح کامل حماس و غیرنظامیسازی نوار غزه (که شامل حذف سلاحها و عدم باقیماندن آنها در نوار غزه، حتی تحت NCAG) بهعنوان پیششرطی برای خروج تأکید میکند. اسرائیل در حال حاضر حدود ۶۵ درصد از نوار غزه را کنترل میکند و ارتش اسرائیل (IDF) در حال آمادهسازی برای حضور دائمی نظامی در امتداد «خط زرد» است، از جمله از طریق ساخت سازهها و خندقها — که نشاندهنده نیت باقیماندن در این منطقه بهجای خروج است.
اگرچه توافق بر اساس اجرای مرحلهای و متقابل است، همانطور که رئیسجمهور ترامپ اعلام کرد، نیروهای اسرائیلی تنها پس از اتمام خلع سلاح خارج خواهند شد. این موضع برای اسرائیل مطلوب است اما با درک حماس و میانجیها از توافق در تضاد است.
پیامدهای بازی دوگانه توافق خلع سلاح حماس
ضعف مکانیزمهای جایگزین برای حماس (ISF و NCAG): مکانیزمهای امنیتی و غیرنظامی که قرار است جایگزین حکومت حماس شوند، از ضعفهای ساختاری و محدودیتهای شدید رنج میبرند که احتمالاً اجرای توافق را مختل خواهد کرد. تأسیس نیروی پلیس فلسطینی بهدلیل عدم اجازه مصر به حدود ۵۰۰۰ نامزد — که تحت بررسی امنیتی اسرائیل قرار گرفتهاند — برای خروج بهمنظور آموزش در سرزمین خود، به تأخیر افتاده است، بهدلیل عدم وجود تضمینهای اسرائیلی که آنها اجازه بازگشت به نوار غزه را داشته باشند. نیروی تثبیت بینالمللی با مشکلات جدی در جذب نیرو مواجه است، که ناشی از امتناع کشورها از اعزام نیرو به مناطقی است که حماس هنوز مسلح است.
کمیته ملی اداره غزه همچنان از قاهره فعالیت میکند و از ورود به نوار غزه در غیاب یک مکانیزم امنیتی مؤثر برای حفاظت از اعضای خود reluctant است. در عین حال، حماس خواستار گنجاندن کارکنان دولتی و پرسنل امنیتی وابسته به خود در ساختار حکومتی جدید است. اگرچه حماس بهظاهر تمایل خود را برای انتقال کنترل غیرنظامی به کمیته ملی اداره غزه ابراز کرده است، اما در عمل از خلأ حکومتی بهرهبرداری کرده و بهطور فشرده برای تحکیم کنترل غیرنظامی و امنیتی خود در زمین کار میکند.
نقش ترکیه و قطر: فشارهایی که ترکیه و قطر (به همراه مصر) بهعنوان واسطههای کلیدی در تدوین توافق اعمال کردهاند، به نظر میرسد حماس را به عقبنشینی واداشته است، همانطور که این سازمان توافق اولیه ترامپ و توافق آزادی گروگانها را پذیرفت. در ازای این تلاشها، هر دو کشور از رئیسجمهور ایالات متحده و مقامات ارشد حماس بهطور عمومی تقدیر دریافت کردند.
با این حال، وضعیت در زمین بسیار پیچیدهتر است. منابع حماس فاش کردند که این سازمان مواضع سختگیرانه خود را — که از جمله آن امتناع از خلع سلاح قبل از خروج کامل اسرائیل است — در هماهنگی نزدیک با همان واسطهها تدوین کرده است. هدف استراتژیک ترکیه و قطر حفظ حماس بهعنوان یک بازیگر سیاسی مشروع است. آنها به شدت با شرطی کردن بازسازی غزه به خلع سلاح کامل این سازمان مخالف هستند و در عین حال به دنبال بر عهده گرفتن نقش رهبری و تأمین سهم عمدهای در پروژههای بازسازی در نوار غزه هستند.

پیامدها و توصیهها
در نگاه اول، حماس به نظر میرسد که انعطافپذیری بیشتری نسبت به گذشته نشان میدهد، زمانی که موضع سختگیرانه آن بر درخواست قبلی برای خروج کامل اسرائیل متمرکز بود و تنها پس از آن بحثهایی درباره خلع سلاح آغاز میشد. این تمایل ظاهری بهطور منطقی میتواند به فشار نظامی مداوم ارتش اسرائیل، از جمله عملیاتهای هدفمند و گسترش کنترل اسرائیل بر سرزمین در نوار غزه نسبت داده شود، که در تغییر از “خط زرد” (تقریباً ۵۳ درصد از نوار غزه) به “خط نارنجی” (تقریباً ۶۵ درصد تحت کنترل ارتش اسرائیل) منعکس شده است.
اما در عمل، این موضوع تغییر معناداری را نمایان نمیسازد، بلکه استراتژی محاسبهشدهای از تأخیر و “انعطافپذیری تاکتیکی” است که هدف آن تنها تضمین بقای سیاسی و نظامی سازمان است. حماس بهطور مؤثری از انحراف توجه منطقهای به سمت کمپین علیه ایران بهرهبرداری کرده است تا سیستمهای نظامی و غیرنظامی خود را بازسازی کند: زنجیره فرماندهی خود را احیا کرده، تولید سلاح و ساخت تونل را از سر گرفته و ردههای خود را به حدود 30,000 نیروی مسلح در میدان گسترش داده است. اینها اقداماتی نیستند که یک سازمان در حال آمادهسازی یا قصد خلع سلاح داشته باشد.
علاوه بر این، حماس به شدت نگران قدرت فزاینده قبایل مسلحی است که تحت حمایت اسرائیل فعالیت میکنند و با حاکمیت آن مخالفاند. بنابراین، آنها شرط اضافی برای مشارکت خود در فرآیند خلع سلاح معرفی کردهاند: برچیدن این شبهنظامیان، حتی اگر ارتش اسرائیل شروع به خروج کند. اظهارات عمومی مقامات ارشد حماس نشان میدهد که در نهایت، این سازمان هیچ قصدی برای زمین گذاشتن سلاحهای خود قبل از خروج آخرین سرباز ارتش اسرائیل از نوار غزه ندارد.
با توجه به شرایط کلی و عوامل خاصی که احتمالاً اجرای “نقشه راه” برای پیادهسازی طرح 20 مادهای را مختل میکند، نگرانی جدی وجود دارد که کشورهایی که به تدوین آن کمک کرده و میان حماس و ایالات متحده میانجیگری کردهاند — قطر، ترکیه و مصر — در حال بازی خطرناک دوگانهای هستند.
هدف ظاهری آنها این است که ایالات متحده و هیئت صلح را به رویارویی با دولت اسرائیل سوق دهند و مسئولیت انحراف طرح ترامپ را بر عهده اسرائیل بگذارند به دلیل اصرار آن بر این که خروج از نوار غزه تنها پس از خلع سلاح کامل حماس و دیگر سازمانهای مسلح انجام شود.
حتی ممکن است ترکیه و قطر حماس را متقاعد کرده باشند که چارچوب را بپذیرد با این فرض که اسرائیل در هر صورت آن را رد خواهد کرد. چنین حرکتی به حماس کمک میکند تا خود را به عنوان یک بازیگر مثبت و سازنده معرفی کند و بدین ترتیب مشروعیت خود را در عرصه بینالمللی بازپس گیرد.
معضل کنونی اسرائیل بین نیازهای امنیتی و ضرورت رسیدن به توافقی در نوار غزه قرار دارد. تا زمان برگزاری انتخابات، دولت اسرائیل در تصمیمگیری برای خروج از مناطق امنیتی که توسط ارتش اسرائیل در نوار غزه ایجاد شدهاند، که به عنوان ضروری برای حفاظت از جوامع نِگِو غربی و جلوگیری از تکرار حمله ۷ اکتبر تلقی میشوند، با دشواری مواجه خواهد بود.

با این حال، اسرائیل بهتر است که به طور اصولی از توافقی که به پیشبرد خلع سلاح حماس میانجامد، حمایت کند. گزینه واقعی — اشغال کامل نوار غزه — عواقب منفی گستردهای برای تابآوری اسرائیل و جایگاه آن در سطح منطقهای و بینالمللی به همراه خواهد داشت.
اسرائیل همچنین باید به انگیزههای رئیسجمهور ترامپ برای پیشبرد یک توافق در غزه توجه کند، که به نیاز دولت برای ارائه یک دستاورد سریع مرتبط است، از جمله به منظور کاهش تأثیر نتایج جنگ با ایران و از سرگیری طرح ۲۰ امتیازی. از دیدگاه رئیسجمهور، به نظر میرسد که یک شرط اساسی برای یک نظم منطقهای جدید، بازگرداندن مسئله فلسطین به مرکز توجه به عنوان پایهای برای تثبیت منطقه و گسترش توافقات ابراهیم است.
بنابراین، اسرائیل باید توافق خلع سلاح در نوار غزه را بپذیرد، در حالی که هر گونه خروج را مشروط به ایجاد و عملکرد مکانیزمهای نظارت و تأیید مؤثر میکند که اجرای واقعی خلع سلاح و انتقال کنترل امنیتی و غیرنظامی به NCAG و پلیس فلسطینی را تضمین کند.
به عنوان یک اقدام اعتمادساز که نشاندهنده حسن نیت است، اسرائیل میتواند اجازه دهد که این مکانیزمهای جایگزین به حماس (همراه با نیروهای امنیتی اسرائیل) در یک مرحله اولیه وارد نوار غزه شوند و حضور خود را به ویژه در منطقهای که بین “خط زرد” اولیه و “خط نارنجی” کنونی قرار دارد، تثبیت کنند. چنین حرکتی نشاندهنده تعهد اسرائیل به توافق خواهد بود و امکان ایجاد تدریجی یک جایگزین حکومتی برای حماس در نوار غزه را فراهم میکند.

