چشمانداز استراتژیک امنیت هند-پاسیفیک بهطور بنیادی توسط ساختار سیستماتیک مثلث هستهای چین که برای بقا در برابر حمله اول طراحی شده است، تغییر میکند. به مدت چند دهه، تضمینهای بازدارندگی گسترده ایالات متحده بر اساس فرضی از آسیبپذیری هستهای نامتقارن استوار بود—اینکه واشنگتن میتواند تهدید به تلافی فاجعهبار کند بدون اینکه با ریسک قابل مقایسهای برای سرزمین خود مواجه شود. ظهور چین بهعنوان یک رقیب همتراز با زرادخانه هستهای متنوع، بهطور مستقیم این محاسبه را به چالش میکشد.
آزمایش موشک بالستیک پرتابشده از زیردریایی در ژوئیه ۲۰۲۵، که بردی معادل ۷۰۰۰ کیلومتر از آبهای داخلی را نشان میدهد، نقطه عطفی حیاتی را رقم میزند. این آزمایش نشان میدهد که نیروی دریایی ارتش آزادیبخش خلق چین اکنون میتواند ایالات متحده قارهای را از یک سکوی بهطور ذاتی دشوار برای شناسایی و خنثیسازی، در معرض خطر قرار دهد. این تحول از یک موضع شکننده و متمرکز بر زمین به یک مثلث هستهای مقاوم چین، اعتبار وعدههای امنیتی آمریکا به متحدان خط مقدم مانند ژاپن، فیلیپین و کره جنوبی را تضعیف میکند.
اثر روانی بر تصمیمگیری متحدان ممکن است به اندازه واقعیت نظامی قوی باشد، زیرا بازدارندگی گسترده همیشه به درکهای مربوط به تعهد و ریسک وابسته است. سرمایهگذاری پکن در یک بخش دریایی همچنین برنامهریزی هستهای ایالات متحده را پیچیده میکند، نیاز به اولویتبندی مجدد منابع را تحمیل میکند و اعضای ناتو در اروپا را تحت فشار قرار میدهد تا بارهای دفاعی بیشتری را به دوش بکشند، در حالی که واشنگتن با دو قدرت بزرگ هستهای بهطور همزمان مواجه است.
آیا ایالات متحده هنوز میتواند از آسیا محافظت کند؟
رقابت تسلیحاتی چین و ایالات متحده وارد مرحلهای حیاتی شده است. به مدت چند دهه، بازدارندگی هستهای چین تقریباً بهطور انحصاری بر موشکهای زمینی متکی بود—داراییهای ثابتی که در برابر حمله پیشگیرانه آسیبپذیر هستند. امروز، پکن بهسرعت در حال توسعه نیروی هستهای زیرآبی با قابلیت بقا بیشتر است.
در تاریخ ۶ ژوئیه، یک زیردریایی چینی موشکی بالستیک را آزمایش کرد که بیش از ۷۰۰۰ کیلومتر به سمت اقیانوس آرام جنوبی پرواز کرد. این پرتاب برای اولین بار نشان داد که چین میتواند بهطور بالقوه از یک زیردریایی که در آبهای داخلی محافظتشده خود عمل میکند، به ایالات متحده قارهای حمله کند. زیردریاییها دشوار برای پیدا کردن و غرق کردن هستند. بنابراین، این آزمایش پکن را به یک مثلث هستهای با قابلیت بقا نزدیکتر میکند—نیرویی که قادر به پرتاب از زمین، دریا و هوا است و میتواند هر حمله اولی را تاب بیاورد.
نیروی زیردریایی استراتژیک چین نسبتاً جوان باقی مانده و در مورد قابلیت اطمینان آن تردیدهایی وجود دارد. اما این نیرو در حال حاضر ایالات متحده و متحدانی را که به حفاظت آمریکایی وابستهاند، نگران کرده است. این نگرانی برای توکیو و مانیل فوریتر است، اما به اروپا نیز گسترش مییابد زیرا واشنگتن از شرکای خود میخواهد که بیشتر اقدام کنند.

تثبیت مثلث هستهای چین در دریا
این آزمایش تنها آخرین شواهد پیشرفت چین در توسعه مثلث هستهای بود. این مثلث شامل موشکهای بالستیک قارهپیما از زیر دریا (SLBM)، موشکهای بالستیک قارهپیما مستقر در زمین (ICBM) و بمبافکنهای استراتژیک جدید است که چین در رژه نظامی سپتامبر گذشته در پکن به نمایش گذاشت. آزمایش ژوئیه آمادگی عملیاتی و عملکرد بازدارنده هستهای استراتژیک چین را تأیید کرد. دو سال پیش، ارتش آزادیبخش خلق چین (PLA) نیز یک ICBM را به سمت اقیانوس آرام جنوبی پرتاب کرد.
اینها نخستین پرتابهای موشکی استراتژیک اعلام شده خارج از قلمرو چین در چهار دهه گذشته بودند. از اوایل دهه 1980، PLA بهطور عمومی موشکهای استراتژیک خود را فقط در مناطق بیابانی غرب چین آزمایش کرده بود. سیاستگذاران جمهوری خلق چین اکنون خواهان قابلیتهای هستهای بهتری برای بازدارندگی در زمان صلح، مدیریت تشدید در زمان جنگ و ارتقاء وضعیت جهانی کشور خود هستند. سایر کشورهایی که دارای سلاح هستهای هستند نیز اهداف مشابهی دارند.
جمهوری خلق چین منابع عظیمی را برای ایجاد یک ناوگان متشکل از چند صد ICBM اختصاص داده است. ساخت صدها سیلوی جدید نشان میدهد که این گسترش ادامه خواهد یافت. ساخت و بهرهبرداری از ICBMها دشواری کمتری نسبت به ساخت SLBMها دارد. ICBMها میتوانند سریعتر پرتاب شوند و معمولاً دقت بالاتری دارند. با این حال، ICBMها به دلیل موقعیت عمومیشان در معرض حملات پیشدستانه هستند.
زیردریاییهای پرتابکننده موشک پیچیدهتر و گرانتر از پرتابکنندههای موشک مستقر در زمین هستند. اما هنگامی که در زیر آب قرار میگیرند، یافتن آنها دشوارتر از موشکهای متحرک زمینی است. زیردریاییهای چین بهطور سنتی از زیردریاییهای روسی یا غربی خود صدای بیشتری دارند، اما PLA میتواند با بهرهبرداری از آنها از آبهای داخلی چین، حفاظت آنها را افزایش دهد. هنگامی که این قایقها در چنین پناهگاههایی پنهان میشوند، PLA میتواند آنها را بهتر در برابر هواپیماها و کشتیهای دشمن دفاع کند و آنها را در پوشش و صداهای حواسپرتکن محصور کند.
آزمایش اخیر تأیید کرده است که ارتش آزادیبخش خلق چین (PLA) یک موشک زیر دریایی بالستیک (SLBM) دارد که احتمالاً میتواند به آمریکای شمالی برسد حتی اگر زیردریاییها در نزدیکی چین گشتزنی کنند. اینکه جمهوری خلق چین (PRC) پرتاب را به عنوان “بخشی روتین از تمرینات نظامی سالانه چین” توصیف کرده است، نشان میدهد که PLA قصد دارد آزمایشهای بیشتری از این دست انجام دهد. آزمایشهای بیشتر فناوری و مفاهیم عملیاتی آن را بهبود خواهد بخشید و تردیدهای مداوم درباره کارایی نیروی زیردریایی در یک حوزه جنگی نسبتاً جدید برای چین را برطرف خواهد کرد.
در چند سال آینده، چین احتمالاً زیردریاییها و موشکهای استراتژیک برتری را توسعه و مستقر خواهد کرد. تأثیر ترکیبی این تحولات قابل توجه است. واشنگتن و متحدانش دیگر نمیتوانند فرض کنند که ایالات متحده میتواند بدون خطر آسیبهای ویرانگر به سرزمین خود، جنگی با چین به راه بیندازد.
مرحله اقیانوس آرام جنوبی، مخاطب واشنگتن
رهبران استرالیا به آزمایش واکنش شدیدتری نسبت به هر دولت دیگری نشان دادند. وزیر امور خارجه، پنی وونگ، این پرتاب را “تحریکآمیز و بیثباتکننده” توصیف کرد و بهویژه بر عدم شفافیت چین، اطلاعرسانی در آخرین لحظه و افزایش کلی توان نظامی پکن تأکید کرد.
چندین تحلیلگر محلی اشاره کردند که این پرتاب در همان روزی انجام شد که استرالیا و فیجی پیمان دفاع متقابل بیسابقهای به نام “ائتلاف اقیانوس صلح” امضا کردند. از طریق این پیمان، استرالیا هدف داشت تا بهطور مؤثرتری در برابر چین برای نفوذ در اقیانوس آرام جنوبی رقابت کند، که به یک موضوع فزاینده از رقابت چین و غرب تبدیل شده است. مقامات و رسانههای PRC این پیمان را به عنوان تلاشی برای مقابله با نفوذ پکن در اقیانوس آرام جنوبی مورد انتقاد قرار دادند. برخی این آزمایش را به عنوان تلاشی برای ترساندن کشورهای منطقه با هشدار به آنها درباره خطرات مواجهه با چین تفسیر کردند.
علاوه بر این، برخی از کشورهای همسایه به همتایان استرالیایی خود پیوستند و شکایت کردند که موشک در منطقه عاری از سلاحهای هستهای اقیانوس آرام جنوبی فرود آمده است، که چهار دهه پیش توسط پیمان راروتونگا تأسیس شده است. PRC پروتکلهای مربوط به این پیمان را امضا و تصویب کرده است که آزمایش سلاحهای هستهای را در این منطقه برای کشورهای عضو ممنوع میکند. همچنین تهدید به استفاده از آنها علیه کشورهای دیگر که دارای سرزمین در این منطقه هستند را منع میکند.
با این حال، این آزمایش در بهترین حالت تنها به طور حاشیهای با تاکتیکهای ارعاب منطقهای چین مرتبط بود. آزمایش یک SLBM به ماهها آمادهسازی پیشرفته نیاز دارد. ملاحظات عملیاتی احتمالاً بیشترین تأثیر را داشتند. این موارد شامل جابجایی چندین کشتی ردیابی دوربرد به موقعیتهای مناسب در طول مسیر پرواز، وضعیت جوی، آمادگی خدمه و سایر دینامیکهای غیر مرتبط با امضای پیمان است. از آنجا که چین میخواست SLBM خود را در برد بلند آزمایش کند، ارسال آن به سمت اقیانوس آرام جنوبی میتواند از پیچیدگیهای پرتاب موشک بر فراز ژاپن و کره جنوبی جلوگیری کند.
علاوه بر این، استفاده از موشکهای استراتژیک برای ارعاب کشورهای کوچک اقیانوس آرام جنوبی که دیپلماتهای چینی در تلاش برای پرورش روابط با آنها هستند، بیش از حد و غیرسازنده است. اگر چیزی باشد، چین نشان داد که حاضر است این کشورها را با فرود یک موشک در میان آنها به چالش بکشد. حتی جزایر سلیمان، یکی از نزدیکترین شرکای منطقهای پکن، نگرانی خود را ابراز کرد. این انتخاب نشان میدهد که سیاستگذاران جمهوری خلق چین اولویت را به بهبود بازدارندگی هستهای خود میدهند، حتی به قیمت محبوبیت منطقهای.

شک و تردید در زیر چتر آمریکایی
چشمانداز استفاده چین از نیروی متعارف علیه استرالیا در آینده نزدیک ناچیز است. در عوض، ظرفیت در حال بهبود پکن برای حمله به سرزمین اصلی ایالات متحده به طور فوری کشورهای در معرض تهدیدات نزدیک از چین را تهدید میکند: فیلیپین، کره جنوبی و به ویژه ژاپن. این کشورها به مداخله نظامی ایالات متحده برای دفاع مستقیم خود و همچنین برای حفاظت از همسایگی گسترده خود وابسته هستند. با این حال، آنها در مورد تمایل واشنگتن به دفاع از خود در صورتی که پکن بتواند به سرزمین اصلی ایالات متحده پاسخ دهد، تردید دارند. در کوتاهمدت، آزمایش اخیر SLBM چین، رژه قابلیتهای استراتژیک و سایر اقدامات به منظور نشان دادن این است که ارتش آزادیبخش خلق چین (PLA) در حال حاضر چنین ظرفیتی دارد. این سیگنال با وجود عدم قطعیتهای واقعی، از جمله پاکسازیهای رهبری، تجربه عملیاتی محدود و سایر متغیرهای پیچیده، ادامه دارد.
توسعه نظامی پکن تأثیرات پیچیدهای بر تضمینهای امنیتی گسترده ایالات متحده در آسیا ایجاد میکند. از یک سو، تأثیر فوری آن افزایش تقاضاهای متحدان برای تعهدات قویتر ایالات متحده در زمینه قابلیتها بوده است. آنها نگرانند که رهبران جمهوری خلق چین ممکن است از قابلیتهای هستهای در حال رشد خود به عنوان سپر استفاده کنند. پشت این سپر، پکن میتواند به متحدان و شرکای ایالات متحده در آسیا تهدید کند و محاسبه کند که نمایش نیروهای هستهای ارتش آزادیبخش خلق چین میتواند مداخله نظامی ایالات متحده به نفع آنها را بازدارد. سیاستگذاران جمهوری خلق چین ممکن است امیدوار باشند که چنین وضعیتی بتواند کشورهای آسیایی را به تردید در وعدههای ایالات متحده برای حفاظت از آنها وادار کند و به این نتیجه برسند که باید با هژمونی منطقهای پکن سازگار شوند.
با این حال، تأثیر دیگری نیز وجود دارد که این کشورها منابع بیشتری را به دفاع ملی اختصاص میدهند. این قابلیتهای ملی نوین با اهداف ایالات متحده هماهنگ است و به جبران افزایش تنها اندک نیروهای منطقهای ایالات متحده کمک کرده است. با این حال، توانایی در حال گسترش این کشورها برای حمله به سرزمین چین، احتمال اینکه اقدامات آنها میتواند چرخههای تشدیدی را ایجاد کند که منجر به حمله جمهوری خلق چین به سرزمین ایالات متحده شود، افزایش میدهد. علاوه بر این، در آینده، این کشورها ممکن است تصمیم بگیرند که به سلاحهای هستهای خود نیاز دارند یا برعکس، تصمیم بگیرند که فاصله بین اهداف خود و قابلیتهای محدود را با تسلیم شدن به چین کاهش دهند.
متحدان ایالات متحده ممکن است تصمیم بگیرند که به سلاحهای هستهای خود نیاز دارند یا برعکس، فاصله بین اهداف خود و قابلیتهای محدود را با تسلیم شدن به چین کاهش دهند.
معرض غیرمستقیم اروپا
تأثیر انباشت هستهای پکن بر اروپا گاهی نادیده گرفته میشود. اگرچه بخش زیادی از چین به برلین نزدیکتر از سیدنی است، اروپا هدفی نامحتمل برای موشکهای چینی است. تهدید اصلی غیرمستقیم است. یکی از دلایلی که واشنگتن از کشورهای دیگر ناتو میخواهد بار بیشتری از دفاع را به عهده بگیرند، نیاز پنتاگون به بازدارندگی دو قدرت هستهای بزرگ است. متحدان اروپایی تحت فشار فزایندهای برای تقویت دفاعهای خود به منظور پشتیبانی از ایالات متحدهای که تحت فشار است، قرار دارند.
علاوه بر این، انباشت هستهای بدون محدودیت چین، ساختار سنتی کنترل تسلیحات را که به طور تاریخی امنیت اروپا را پایهگذاری کرده است، تضعیف میکند. آینده کنترل تسلیحات هستهای تاریک است تا زمانی که پکن از تعامل در کنترل تسلیحات قانونی خودداری کند. اجلاسهای اخیر ناتو از پکن خواستهاند که از نظر نظامی شفافتر شود. بریتانیا و فرانسه به طور ناموفق از چین خواستهاند که به کد رفتاری لاهه بپیوندد که نیاز به اطلاعرسانی پیش از پرتاب و سایر اقدامات شفافیت مرتبط با موشک را دارد.
با این حال، برخی از دولتهای اروپایی از مواجهه با پکن در مسائل امنیتی خودداری کردهاند تا منافع اقتصادی خود را حفظ کنند و در برابر تنشهای فراآتلانتیکی و تعهدات دفاعی نامشخص ایالات متحده محافظت کنند. فراتر از دوران ریاستجمهوری ترامپ، واشنگتن به فشار بر دولتهای اروپایی برای اتخاذ موضعی متحدتر و فعالتر در مورد شیوههای کنترل تسلیحات و هستهای چین ادامه خواهد داد.
سناریوها
جمهوری خلق چین در حال افزایش و تنوع بخشیدن به زرادخانه هستهای خود سریعتر از هر کشور دیگری است. با این حال، پکن به طور سرسختانه بر عدم شفافیت اصرار دارد و محدودیتهای قانونی برای افزایش تسلیحات خود را رد میکند. ادامه این رویکرد به بیثباتی جهانی آسیب خواهد زد و کشورهای دیگر را وادار خواهد کرد تا تغییرات عمدهای در سیاستهای دفاعی خود در نظر بگیرند.
مقابله
با وجود تفاوتهای خود با دولت ترامپ، استرالیا، ژاپن، فیلیپین و کره جنوبی احتمالاً به رشد قابلیتهای نظامی چین به شیوههای آشنا پاسخ خواهند داد. آنها به تقویت دفاع ملی خود ادامه خواهند داد و به تضمینهای امنیتی گسترده ایالات متحده تکیه خواهند کرد. جغرافیا محدودیتهایی برای مشارکت استرالیا و کره جنوبی در مقابله با چین ایجاد خواهد کرد.
استرالیا برای اعمال قدرت در برابر جمهوری خلق چین بسیار دور است، در حالی که کره جنوبی به اندازهای نزدیک است که ریسک چالش نظامی آشکار با پکن را نداشته باشد. اما ژاپن و فیلیپین در حال تشکیل یک محور پیشرو ضد پکن در اقیانوس آرام غربی هستند. ناتو اروپا، که بر تهدید نظامی روسیه متمرکز است، به شدت در برابر چرخش بیشتر نیروهای ایالات متحده به آسیا مقاومت نخواهد کرد. همچنین در برابر خواستههای کنترل تسلیحات هستهای واشنگتن در مورد پکن و مسکو نیز مقاومت نخواهد کرد.

فروپاشی
تحولی اساسیتر، هرچند کمتر محتمل، میتواند به این صورت باشد که یکی یا چند تا از متحدان ایالات متحده استراتژیهای امنیت ملی خود را بهطور بنیادی تغییر دهند. چنین تغییری منعکسکننده قدرت رو به افزایش چین و عدم قطعیتهای فزاینده در مورد تعهدات امنیتی ایالات متحده خواهد بود. از یک سو، آنها میتوانند با پرهیز از شرکت در هرگونه درگیری نظامی بر سر تایوان یا کاهش روابط امنیتی با ایالات متحده، پکن را راضی کنند. به عنوان مثال، آنها میتوانند حقوق استقرار نیروهای ایالات متحده را محدود کنند. از سوی دیگر، آنها میتوانند سیاستهای مستقلتری را دنبال کنند، مانند توسعه بازدارندههای هستهای ملی.
محدودیتها
در بلندمدت، پتانسیل هستهای در حال گسترش جمهوری خلق چین میتواند به گونهای دیگر عمل کند. این ممکن است به پکن اعتماد به نفس دهد تا در مذاکرات جدی کنترل تسلیحات هستهای با روسیه و ایالات متحده شرکت کند. تا کنون، رهبران چینی از شرکت در کاهش تسلیحات استراتژیک و همچنین اقدامات کمتر رسمی اعتمادسازی و شفافیت خودداری کردهاند. اما این محاسبه میتواند تغییر کند زیرا قابلیتهای دومین حمله چین افزایش مییابد و گشتهای هوایی و دریایی بینالمللی آنها بیشتر میشود. بنابراین، علاقه پکن به معاهداتی که وضعیت هستهای جدید آن را تأیید کند و از درگیریهای نظامی ناخواسته جلوگیری کند، باید افزایش یابد.
زندگی با مثلث هستهای چین
در هر سه سناریو، همان فشار ساختاری در حال کار است. انباشت هستهای چین در حال تغییر سیاستهای جهانی است: جهان را کمتر قابل پیشبینی میکند، برنامهریزی نظامی را پیچیدهتر میسازد و رژیمهای کنترل تسلیحات و عدم گسترش را که طی دههها ساخته شدهاند، تضعیف میکند. این پیامدها تنها به ایالات متحده و متحدان آن محدود نخواهد شد. افزایش هستهای پکن همچنین محاسبات هستهای هند، کره شمالی و دیگران را شکل خواهد داد. اینکه آیا این نظم هستهای سهجانبه نوظهور بازدارندگی پایدار تولید میکند یا بیثباتی متوالی بستگی به این دارد که تصمیمگیرندگان در قدرتهای هستهای بزرگ چگونه بهطور ماهرانه این بازنویسی سیاستهای بینالمللی را مدیریت کنند.

