پایداری آتشبس در غزه اکنون به یک پنجره باریک از مهندسی دیپلماتیک بستگی دارد تا به حرکت گسترده منطقهای. بازگشت جارد کوشنر به اسرائیل و مصر در حالی صورت میگیرد که واشنگتن با یک ساختار امنیتی پس از جنگ نامشخص یازده ماه پس از توقف درگیریها مواجه است. نقشه راه هیئت صلح در ۳۰ ژوئیه راهی به سوی خلع سلاح حماس گشوده است، اما وسایل عملی برای جمعآوری، نگهداری و نابودی سلاحها هنوز وجود ندارد. امنیت غزه نمیتواند بر اساس امتیازات بیانی یا نیروهای پلیس کاغذی بنا شود.
آزمون فوری این است که آیا کوشنر میتواند این گشایش اولیه را به ترتیباتی تبدیل کند که پس از انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل دوام بیاورد و به کمیته ملی اداره غزه ظرفیت واقعی حکومتی بدهد. مراکز آموزشی مصری برای حدود پنج هزار افسر فلسطینی همچنان بلااستفاده ماندهاند زیرا اسرائیل بازگشت آنها به غزه را تضمین نکرده است. در عین حال، حماس توانایی فیزیکی برای بازپسگیری هرگونه تسلیحات تسلیمشده را حفظ میکند مگر اینکه تأیید و حذف خارجی در این فرآیند گنجانده شود. فضای مانور واشنگتن تحت تأثیر محاسبات سیاسی نتانیاهو و هویت حماس به عنوان یک جنبش مسلح محدود است.
با این حال، بدون مشارکت مستمر آمریکایی، یک آتشبس شکننده در معرض خطر تبدیل شدن به یک توقف طولانیمدت به جای یک انتقال است. معیار واقعی امنیت غزه این خواهد بود که آیا گشایش ژوئیه میتواند قبل از انتخابات به خلع سلاح غیرقابل بازگشت تبدیل شود.
چرا امنیت غزه به خلع سلاح وابسته است
جارد کوشنر، فرستاده رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، به خاورمیانه و داماد او، اولین سفر خود به اسرائیل را از ژانویه انجام میدهد، جایی که انتظار میرود بر روی جبههای که به طور فزایندهای فراموش شده است، یعنی غزه، تمرکز کند. این بازدید به همین دلیل مهم است که رئیسجمهور ترامپ از زمان اجرای آتشبس تقریباً یک سال پیش، به طور عمده در مورد غزه سکوت کرده است.
زمینه فوری، چشمانداز خلع سلاح حماس است که هیئت صلح در نقشه راه ۱۵ مادهای خود در ۳۰ ژوئیه مطرح کرده است. این اعلامیه یک گشایش را پیشنهاد کرد، اما یک گشایش برنامه نیست.
آزمون واقعی سفر کوشنر این است که آیا او میتواند این گشایش اولیه در خلع سلاح حماس را به ساختار عملی مورد نیاز برای واقعی کردن خلع سلاح تبدیل کند.
انتظارات پایین است. بسیاری بر این باورند که حماس هرگز بهطور واقعی خلع سلاح نخواهد شد، زیرا مبارزه مسلحانه جزئی از هویت آن است؛ در بهترین حالت، آنها انتظار امتیازات بیانی دارند که به منظور خرید زمان طراحی شدهاند. اسرائیل نیز در فصل انتخابات است و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، بهوضوح اعلام کرده است که احتمالاً قبل از رأیگیری اسرائیلیها در ۲۷ اکتبر، از پایگاه سیاسی خود تخطی نخواهد کرد. هیچ برنامه جامعتری قبل از آن انتظار نمیرود.
به همین دلیل است که باید بلوکهای سازنده اکنون در جای خود قرار گیرند. سفر کوشنر باید بر اساس این سنجیده شود که آیا او میتواند آنها را جمعآوری کند تا چیزی عملی پس از انتخابات باقی بماند.

آیا احتیاط اسرائیلی واقعاً حفظ خواهد شد؟
بازدید کوشنر همچنین نشان میدهد که ایالات متحده هنوز به آتشبس غزه اهمیت میدهد. برخی سکوت ترامپ را بهعنوان بیتوجهی یا حواسپرتی در میان درگیری با ایران میبینند؛ دیگران آن را بهعنوان شناسایی این موضوع میدانند که پیش از انتخابات اسرائیل، دستاورد چندانی نمیتوان بهدست آورد. اما در خاورمیانه، زمان بهندرت ثابت میماند. بدون مشارکت مستمر آمریکایی، وعده محتاطانه ۳۰ ژوئیه میتواند از بین برود و آتشبس شکننده از هم بپاشد.
نتانیاهو به تعهد خود به ترامپ برای اجتناب از حملات عمده در غزه، مگر در صورتی که جان سربازان اسرائیلی در خطر باشد، بازنگشته است. با این حال، این تعهد بهوضوح در زمانی که نتانیاهو بهتازگی ویدیویی را منتشر کرد که در آن اعلام کرد اسرائیل از خط زرد—منطقهای که نیروهای اسرائیلی در حال حاضر در آن مستقر هستند—خارج نخواهد شد تا زمانی که حماس بهطور کامل خلع سلاح شود، غایب بود. بنابراین واشنگتن نمیتواند فرض کند که احتیاط اسرائیلی بهطور نامحدود ادامه خواهد یافت.
دو مسئله نیاز به اقدام فوری دارند
دو مسئله باید در صدر دستور کار کوشنر قرار گیرد. اولی نیروی پلیس فلسطینی است که قرار است امنیت را در غزه پس از جنگ تأمین کند. آنها نمیتوانند بهطور معتبر سلاحهای حماس را جمعآوری کنند مگر اینکه آموزش دیده باشند.
حدود ۵۰۰۰ افسر پلیس فلسطینی قرار است در مصر آموزش ببینند، که وزارت کشور این کشور تسهیلاتی برای این منظور آماده کرده است. اسرائیل افسران پیشنهادی را بهدلیل نگرانیهای امنیتی تأیید کرده است، اما هنوز به مصر اطمینان نداده است که آنها پس از اتمام آموزش خود اجازه بازگشت به غزه را خواهند داشت. بنابراین، این فرآیند متوقف شده است.
این فاصله باید پر شود. بر اساس گزارشهای رسانهای، کوشنر همچنین به مصر سفر خواهد کرد. یکی از نتایج عملی باید نهاییسازی ترتیبات، آغاز آموزش و تعیین زمانبندی برای اعزام نیرو به غزه باشد. ساختار امنیتی پس از جنگ نمیتواند بر اساس افسران پلیسی که تنها روی کاغذ وجود دارند، بنا شود. پیشرفت همچنین به کوشنر این امکان را میدهد که به تکنوکراتهای فلسطینی کمیته ملی اداره غزه، یا NCAG، که گفته میشود در قاهره با آنها دیدار خواهد کرد، اطمینان دهد که واشنگتن متعهد به فراهم کردن امکانات لازم برای حکومتداری آنها است.
سرنوشت تسلیحات حماس چه خواهد شد؟
مسئله دوم این است که پس از جمعآوری تسلیحات حماس چه اتفاقی خواهد افتاد. هر ترتیبی که به وجود آید به این بستگی دارد که آیا NCAG—و پلیس هنوز آموزشدیدهاش—میتواند تسلیحات حماس را بهطور امن جمعآوری و دفع کند یا خیر. انتقال سلاحها از مبارزان به انبارهای داخل غزه کافی نیست.
خطر واضح است: چه چیزی مانع از آن میشود که حماس، پس از تجدید قوا و بازسازی، به انبارهای تسلیحاتی حمله کند و سلاحهایی را که تسلیم کرده است، بازپس گیرد؟ برخی میگویند حماس از نظر مالی خسته شده و نمیتواند با یک درگیری نامحدود ادامه دهد. شاید. اما هیچ استراتژیای نباید بر این فرض استوار باشد که سازمانی که مبارزه مسلحانه جزئی از هویت آن بوده است، تنها به این دلیل که بهطور موقت ضعیف شده، بهطور دائمی از خشونت دست خواهد کشید.
آزمایش حماس فراتر از جاذبهسازی
بله، رهبر حماس، خلیل الحیه، تا پایان انتخابات داخلی گروه در ماه ژوئیه صبر کرد تا بیانیه هیئت صلح را تأیید کند و حماس ممکن است اکنون در حال جاذبهسازی باشد، با این فرض که میتواند با پیوستن به سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO) طبق قوانین سیاسی عمل کند. با این حال، ما قبلاً چنین نشانههایی را شنیدهایم، بدون اینکه نتیجهای داشته باشد.
بنابراین، کوشنر باید به دنبال درکهای واضحی درباره هر دو جنبه جمعآوری تسلیحات و آنچه پس از آن اتفاق میافتد، باشد. حماس قطعاً نمیخواهد زرادخانهاش را بهطور مستقیم به اسرائیل تحویل دهد، که این را بهعنوان تسلیم کامل به تصویر خواهد کشید. اما واشنگتن نیز باید از خطر معکوس آگاه باشد: یک فرآیند خلع سلاح عمدتاً نمادین که به حماس اجازه میدهد ادعای تبعیت کند در حالی که توانایی تسلیح مجدد را حفظ میکند.
استاندارد باید ساده باشد: خلع سلاح باید واقعی، قابل تأیید و غیرقابل بازگشت باشد. سلاحها میتوانند تحت نظارت بینالمللی نابود شوند. بهطور جایگزین، مصر یا اعضای نیروی تثبیت بینالمللی، مانند مراکش، میتوانند آنها را از غزه خارج کنند. مکانیزم کمتر از اصل اهمیت دارد: حماس نمیتواند کنترل فیزیکی یا مسیر آسانی برای بازیابی سلاحها داشته باشد.

تبدیل آتشبس به ترتیبات مشخص
سفر کوشنر باید بیشتر از نشان دادن توجه آمریکاییها باشد. این سفر باید آغازگر تبدیل درکهای کلی آتشبس به ترتیبات مشخص باشد. چه کسی سلاحها را جمعآوری میکند؟ چه کسی تأیید میکند که چه چیزی تسلیم شده است؟ سلاحها کجا ذخیره یا نابود میشوند؟ چه کسی تضمین میکند که حماس نمیتواند آنها را دوباره به دست آورد؟ و عواقب عدم همکاری حماس چیست؟
بدون پاسخ به این سوالات، آتشبس در خطر تبدیل شدن به یک توقف طولانیمدت به جای انتقال به چیزی پایدارتر است. گزینههای دیگر چندان جذاب نیستند: جنگ دوباره یا غزهای که حماس زرادخانه خود را حفظ کرده و توانایی تهدید جنگ دیگری را دارد.

امنیت غزه پس از انتخابات اسرائیل
هیچکس از بدبینی نسبت به نیتهای حماس ورشکسته نشده است. با این حال، آزمایش اینکه آیا یک مسیر واقعی و قابل تأیید برای خلع سلاح وجود دارد—با حداقل ریسک امنیتی اسرائیل در حالی که اسرائیل به فکر خروجهای عمده بیشتری از غزه است—بهتر از فرض کردن این است که چنین مسیری وجود ندارد.
ترامپ ممکن است امروز نسبت به غزه نسبتاً ساکت باشد. اما اگر آتشبس به هم بریزد، بعید است که همچنان ساکت بماند. پایان جنگ غزه یکی از دستاوردهای برجسته سیاست خارجی اوست. اینکه آیا این موضوع به بنیاد یک آینده متفاوت برای غزه تبدیل میشود یا صرفاً یک وقفه قبل از جنگ دیگری خواهد بود، به آنچه در آینده اتفاق میافتد بستگی دارد.
وظیفه کوشنر این است که اطمینان حاصل کند که زمان بین حال و انتخابات اسرائیل برای ساختن ساختار آنچه بعد از آن میآید استفاده میشود، نه اینکه زمان به دشمن آتشبس که شوهر خواهرش آن را میانجیگری کرده تبدیل شود.

