کمتر فرضی در اندیشه استراتژیک معاصر به اندازه این باور که اقتصاد ایران تحت فشارهای فزاینده فرو خواهد پاشید، به طور کامل شکست خورده است. سوابق شش ماه گذشته نشان میدهد که مقاومت اقتصادی ایران، نه فروپاشی، پاسخ جمهوری اسلامی به جنگ ایالات متحده و اسرائیل را تعریف کرده است. کمپین نظامی و محاصره دریایی آسیبهای شدیدی وارد کرده است: صدها میلیارد دلار زیرساختهای تخریب شده، افزایش بیکاری و تورم سه رقمی.
با این حال، این نتایج تسلیم سیاسی را که طراحان جنگ پیشبینی کرده بودند، به بار نیاورده است. مقاومت اقتصادی ایران بر پایه انتقالهای نقدی توزیعی، توانایی جذب شوکهای نرخ ارز و جمعیتی است که تحمل سختی برای آنها به استقلال ملی گره خورده است. تحریمهای طولانیمدت دو دهه رشد را از بین بردهاند، اما آخرین دادههای تولید ناخالص داخلی نشان میدهد که در بهار ۲۰۲۶، تنها ۰.۲۱٪ نسبت به سال قبل کاهش داشته است.
این رقم روایت ویرانی قریبالوقوع را پیچیده میکند. مباحث سیاستی بارها کاهش ارزش ارز را با از دست دادن تولید واقعی اشتباه گرفتهاند، تحریفی که باعث میشود فروپاشی نزدیکتر از آنچه هست به نظر برسد. سوال بزرگتر این است که آیا استانداردهای زندگی کاهش یافتهاند—که کاهش یافتهاند—اما جامعه ایرانی تا چه حد میتواند مجازات اقتصادی بیشتری را قبل از تغییر منطق استراتژیک تحمل کند. آن متغیر اکنون تعیین میکند که آیا فشار حداکثری میتواند هرگز تغییر رژیم را به بار آورد.
مقاومت اقتصادی ایران با آزمون مواجه است
نزدیک به شش ماه پس از آنکه ایالات متحده و اسرائیل عملیاتی را برای سرنگونی دولت ایران آغاز کردند، میتوان گفت که حمله آنها دقیقاً طبق برنامه پیش نرفته است. با این حال، جنگ به دنبال یک منطق واضح و قابل پیشبینی بوده است.
پس از اینکه دههها تحریم نتوانست ایرانیان را به سرنگونی رژیم ترغیب کند، اسرائیل و ایالات متحده به جنگ روی آوردند؛ و پس از اینکه آن نیز شکست خورد، به محاصره دریایی روی آوردند. هر تشدیدی تأثیری داشته و به رنج زندگی در ایران افزوده است، اما تا کنون هر یک از آنها هدف نهایی خود را که تسلیم کردن است، از دست دادهاند.
بنبست نظامی بار دیگر توجه را به اقتصاد و به سوالی که همیشه بر این استراتژی سایه افکنده است، معطوف کرده است: جامعه ایرانی تا چه حد میتواند مجازات اقتصادی بیشتری را تحمل کند؟
تحریمها شکست خوردند، جنگ تشدید شد
ما میتوانیم مستند کنیم که استانداردهای زندگی تا چه حد کاهش یافته است. ایران کوههایی از دادههای اقتصادی و اجتماعی تولید میکند و با وجود انزوا، میلیونها نفر به کشور سفر میکنند و از آن خارج میشوند. اما هیچکس نمیداند که چه میزان مجازات اضافی میتواند نتیجه سیاسی مورد انتظار این استراتژی را به بار آورد.
هیچکس نباید در این موضوع تردید کند که اقتصاد ایران در بدترین وضعیت خود در دههها قرار دارد. سالها تحریمهای سخت دو دهه رشد اقتصادی را از بین برد و ماهها جنگ صدها میلیارد دلار خسارت به زیرساختها و ظرفیت تولید وارد کرد و میلیونها نفر را به صف بیکاران اضافه کرد.
به نظر میرسد ایالات متحده و اسرائیل این جنگ را آغاز کردهاند با این باور که ایران در آستانه ویرانی اقتصادی است. همانطور که بارها گفته شده بود که بمب هستهای ایرانی تنها چند هفته یا چند ماه با ما فاصله دارد، انتظار میرفت که فروپاشی اقتصادی با افزایش فشار بعدی به وقوع بپیوندد.
اما اکنون مشخص شده است که هم تصویر آسیبپذیری شدید اقتصادی و هم انتظار تغییر رژیم به شدت اغراقآمیز بودهاند.

شغلها در حالی ناپدید میشوند که بمبها سقوط میکنند
اقتصاد ایران از زمان اعمال کمپین فشار حداکثری توسط رئیسجمهور دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ عملکرد ضعیفی داشته است، اما رشد کند و رکود توصیفهای بهتری نسبت به فروپاشی هستند. اشتغال پس از یک ضربه اولیه بهبود یافت و از حدود ۲۳ میلیون به ۲۵ میلیون قبل از جنگ ژوئن افزایش یافت. رشد اشتغال در واقع از رشد جمعیت در سن کار که در همان دوره حدود ۱.۷ میلیون افزایش یافته بود، پیشی گرفت.
جنگ این وضعیت را تغییر داد. هم تولید ناخالص داخلی و هم اشتغال در بهار ۲۰۲۶ کاهش یافتند. تا ژوئن، نزدیک به نیم میلیون شغل ناپدید شده بود، عمدتاً به دلیل حملات هوایی که از ۲۸ فوریه آغاز شد. نرخ بیکاری که در دو سال گذشته زیر ۸ درصد باقی مانده بود، به ۹.۱ درصد در این بهار افزایش یافت و احتمالاً در حال افزایش است زیرا کسبوکارهای بیشتری به دلیل کمبود ورودیهای وارداتی تعطیل میشوند.
اندازهگیری خروجی بدون تحریف نرخ ارز
تعیین اینکه چه بر سر تولید ناخالص داخلی (GDP) آمده است — و بهویژه تولید ناخالص داخلی به ازای هر نفر، که معیاری خوب برای استانداردهای زندگی متوسط است — پیچیدهتر است. مقایسه تولید ناخالص داخلی ایران در طول زمان، بهویژه هنگام تبدیل خروجی از ریال به دلار، میتواند به اشتباهات جدی منجر شود. بسته به نرخ ارز مورد استفاده، برآوردهای حاصل میتواند بهطور قابل توجهی متفاوت باشد.
بهعنوان مثال، ارزیابی خروجی ایرانی با نرخ ارز بازار آزاد، که نوسان دارد، ارزش دلاری بسیار کوچکتر و متغیرتری برای اقتصاد ایران تولید میکند. کاهش ارزش پول نباید با سقوط معادل در حجم کالاها و خدماتی که ایرانیان واقعاً تولید و مصرف میکنند، اشتباه گرفته شود.
برای مقایسههای خروجی واقعی در طول زمان، معیارهای برابری قدرت خرید (PPP) معیارهای معنادارتری را ارائه میدهند. تبدیل PPP از تحریفات ناشی از نوسانات نرخ ارز بازار جلوگیری میکند و اجازه میدهد خروجی با قیمتهای ثابت مقایسه شود. طبق معیار PPP با قیمت ثابت بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی به ازای هر نفر، که معیاری محبوب برای استانداردهای زندگی است، پس از اعمال تحریمهای شدیدتر بهبود یافته است. در سال 2025، این رقم 9.6% بالاتر از سال 2018 بود، زمانی که ترامپ کمپین فشار حداکثری خود را آغاز کرد، و 5.5% بیشتر از سال 2011، زمانی که تحریمها برای اولین بار تحت ریاستجمهوری باراک اوباما تشدید شد و بهطور فزایندهای تجارت بینالمللی ایران را محدود کرد.
تولید ناخالص داخلی بهار نشاندهنده ثبات غیرمنتظره است
این نرخهای رشد چندان چشمگیر نیستند. اگر اقتصاد ایران پس از سال 2011 به رشد 5% در سال ادامه میداد، تولید ناخالص داخلی به ازای هر نفر بیش از دو برابر آنچه در سال 2011 بود، میشد. با این حال، این اعداد اقتصادی را توصیف نمیکنند که در آستانه فروپاشی باشد. این تمایز اهمیت دارد زیرا استراتژی سیاسی فشار حداکثری به شدت بر این فرض استوار بوده است که یک تنگتر شدن دیگر در فشار اقتصادی میتواند اقتصادی که از قبل خسته شده است — و بنابراین سیستم سیاسی — را به لبه پرتگاه برساند.
جنگ چه مقدار به تصویر غمانگیز افزود؟ آخرین آمار تولید ناخالص داخلی که دوره جنگ را پوشش میدهد، مربوط به بهار 2026 است. این آمار نشاندهنده انقباض بهطور غیرمنتظرهای کوچک است: خروجی تنها 0.21% پایینتر از سطح خود در بهار سال قبل بود. بخشی از توضیح کاهش محدود، رشد 6.5% در خدمات عمومی است، که یک بخش به شدت یارانهای و عمدتاً دولتی است. تولید صنعتی 1.46% رشد کرد، که در مقام دوم قرار دارد.
با این حال، هر دو بخش به طور فزایندهای در معرض آسیب قرار گرفتهاند زیرا جنگ ادامه یافته است. صنعت تولید از اختلالات در تأمین مواد از تأسیسات فولاد و پتروشیمی که به شدت بمباران شدهاند رنج میبرد، در حالی که خود خدمات عمومی نیز هدف حملات ایالات متحده قرار گرفتهاند. بنابراین، آمار بهار بیشتر درباره تابآوری اولیه اقتصاد به ما میگوید تا اینکه نشان دهد چگونه در برابر جنگ و محاصره طولانیمدت عمل خواهد کرد.

آیا انتقال نقدی میتواند به کاهش قیمتهای رو به افزایش کمک کند؟
با توجه به یک معیار مستقیمتر از رفاه خانوار، نظرسنجی درآمد و هزینه که بهطور سالانه جمعآوری میشود، معیار بهتری را ارائه میدهد. متأسفانه، نتایج نظرسنجی خانوار که جنگ را پوشش میدهد هنوز منتشر نشده است؛ انتظار میرود که در ماه آینده منتشر شود.
با این حال، نظرسنجیهای قبلی چیزی مهم را نشان میدهند که روایت فروپاشی اقتصادی قریبالوقوع از آن غافل است. در سه سال قبل از جنگ ژوئن، از 2021/22 تا 2024/25، هزینه واقعی متوسط سرانه افزایش یافته و نرخ فقر کاهش یافته است.
یک دلیل عمده برای این تابآوری اقتصادی، احیا و گسترش انتقال نقدی تحت دولتهای رئیسی و پزشکیار بود که بر توزیع مجدد وجوه به فقرا تمرکز داشتند، نه سیاستهای دوستانهتر با بازار و کسبوکار رئیسجمهور حسن روحانی. این انتقالها بهطور کامل هزینههای خانوارها را برای سالها تورم و تحریم جبران نکرد، اما به کاهش تأثیر آنها کمک کرد و از گرسنگی در میان فقرا جلوگیری کرد.
انتقالهای نقدی محدودیتهایی دارند. با توجه به اینکه تحریمها و محاصره درآمدهای نفتی را قطع کرده و دولت را مجبور به چاپ پول برای پرداخت انتقالها میکند، هزینه جنگ بهطور فزایندهای در افزایش قیمتها احساس میشود. در بهار، در حالی که بمبها بر تهران و شهرهای بزرگ میبارید، قیمتها با نرخهای سالانه سهرقمی افزایش یافتند.
یک وقفه کوتاه در 17 ژوئن با امضای یادداشت تفاهم بین ایران و ایالات متحده به وجود آمد که دلار را 15 درصد کاهش داد. با استفاده از آرامش در جنگ برای بازدید از تهران، از کنار بسیاری از فروشگاههای لوکس در شمال تهران که (با خوشبینی) واردات لوکس خود را در حراج تابستانی قرار داده بودند، عبور کردم. این وقفه کوتاه کافی بود تا تورم کلی در ماه گذشته به نصف نرخ سالانه 99 درصدی که در ماه قبل به آن رسید، کاهش یابد.

آیا تابآوری اقتصادی ایران میتواند ادامه یابد؟
سیاست دولت در اجازه دادن به افزایش قیمتها — از جمله نرخ ارز — به جای ثابت نگه داشتن قیمتها و روی آوردن به سهمیهبندی، به تابآوری اقتصاد کمک کرده و توضیح میدهد که چرا پیشبینیهای مکرر از فروپاشی قریبالوقوع اقتصادی غیرقابل اعتماد بوده است. پیشبینی اینکه دولت پزشکian چه مدت میتواند این مسیر را ادامه دهد و از سهمیهبندی اجتناب کند، در صورت بروز کمبود غذا و سوخت، دشوار است.
ایران بهای سنگینی را برای مقاومت در برابر تحریمها و جنگ به منظور حفظ استقلال خود پرداخته است. تحریمها رشد را کاهش داده، به سرمایهگذاری آسیب زده و تورم را تشدید کردهاند، در حالی که جنگ داراییهای تولیدی و مشاغل را نابود کرده است. اما یک اقتصاد میتواند برای مدت طولانی به بدعملی ادامه دهد بدون اینکه فروپاشد، بهویژه زمانی که دولت قادر به توزیع مجدد درآمد به فقرا باشد و مردم ارزش بالایی برای استقلال ملی قائل باشند.

