بازسازی زرادخانه آمریکایی اکنون به یک محاسبه صنعتی دردناک وابسته است: ایالات متحده از لحاظ مهمات و سرعت تولید برای بازدارندگی یا شکست یک حمله چینی به تایوان در دو سال آینده کافی نیست. جنگ با ایران ذخایر سامانههای دفاع هوایی و سلاحهای هدایتشونده دقیق را کاهش داده است، در حالی که نوسازی نظامی چین تسریع شده است. پلتفرمهای قدیمی—زیردریاییها، جنگندهها و موشکهای پیشرفته—به اندازه کافی سریع تولید نمیشوند تا شکاف کوتاهمدت را پر کنند. در عوض، پنتاگون باید به سمت «جرم دقیق» حرکت کند: پهپادها، حسگرها و مهمات قابل مصرف که به طور ارزان تولید و به سرعت به میدان فرستاده میشوند. این بازسازی زرادخانه آمریکایی نیازمند پذیرش زمانبندی به جای کمال، کاهش قوانین تأمین و تأمین مالی مستقیم گلوگاههای تولید است.
بدون چنین تغییراتی، واشنگتن در معرض خطر ورود به یک وضعیت اضطراری تایوان با ظرفیت ناکافی ضدکشتی و ضدهوا قرار دارد. این دو سال هیچ فضایی برای احتیاط مبتنی بر فرآیند باقی نمیگذارد؛ برنامهریزان دفاعی باید از منابع تخصیصیافته قبلی استفاده کنند، اکنون قراردادها را امضا کنند و از هر ابزار صنعتی موجود برای افزایش ظرفیت استفاده کنند. حتی اگر سیستمهای پیشرفته در یک ترکیب بالا-پایین همچنان مرتبط باشند، به تنهایی نمیتوانند تا سال ۲۰۲۷ بازدارندگی قابل قبولی ارائه دهند. سرعت، مقیاس و جرم باید مرحله بعدی تولید دفاعی ایالات متحده را تعریف کند.
بازسازی زرادخانه آمریکایی نیازمند جرم دقیق است
ایالات متحده به طور فزایندهای برای بازدارندگی یا شکست تهاجم چینی در اقیانوس آرام غربی، به ویژه یک حمله یا محاصره احتمالی تایوان، به خوبی مجهز نیست. ارتش ایالات متحده دیگر به مقدار لازم از سیستمهای جنگی—و نه ظرفیت صنعتی برای تولید آنها به مقیاس—برای مقابله با زرادخانه در حال رشد ارتش آزادیبخش خلق چین، دسترسی ندارد. برای رفع این شکاف در کوتاهمدت، وزارت دفاع (DOD) و کنگره باید اصلاحات گستردهای را اجرا کنند تا تولید، تأمین و استقرار سیستمهای «جرم دقیق» را ممکن سازند: یک کلاس نوظهور از قابلیتهای نظامی که شامل پهپادها، حسگرها و فناوریهای تسهیلکننده است. سیستمهای جرم دقیق میتوانند به طور ارزان تولید شوند، به سرعت به میدان فرستاده شوند، به طور آزاد در نبرد مصرف شوند و به راحتی در زمان جنگ در مقیاس بزرگ نگهداری شوند.
با توجه به محدودیتهای مادی ایالات متحده، اتخاذ انبوه دقیق در مقیاس بزرگ، بهترین راه برای بازدارندگی چین از پیگیری فتح نظامی و اجبار، یا جلوگیری از موفقیت آن در صورت انتخاب چنین اقداماتی است. جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران به شدت ذخایر مهم مهمات، از جمله سامانههای پدافند هوایی و مهمات هدایتشونده دقیق را کاهش داده است. اگرچه دولت و صنعت با فوریت جدیدی در حال کار بر روی افزایش نرخهای تجدید این مهمات هستند که برای استراتژی جنگی کنونی ایالات متحده در منطقه هند-پاسیفیک مرکزی هستند، تلاشهای آنها سالها طول خواهد کشید تا نتیجه دهد. برای پر کردن شکاف در میان افزایش سریع نظامی چین، ارتش ایالات متحده باید انبوه دقیق را در مقیاس بزرگ به دست آورد.
برخلاف مهمات سنتی، یک مسیر مشخص برای مقیاسگذاری انبوه دقیق وجود دارد. پنتاگون باید بودجههای تخصیصیافته را صرف کند و قراردادهایی برای خرید سیستمهای انبوه دقیق امضا کند، با اولویت دادن به سرعت، مقیاس و قابلیتهای “کافی خوب” به جای فرآیند و قابلیتهای معمول “عالی”—آنهایی که از نظر فناوری پیچیده، گران و سخت برای تولید هستند. اگر جنگ با چین در دو سال آینده آغاز شود، پیروزی ممکن است به صرف سریعتر بودجههای تخصیصیافته، تسهیل قوانین تأمین و استفاده از هر ابزار سیاست صنعتی موجود برای گسترش سریع تولید بستگی داشته باشد.
تلاشها برای تولید بیشتر قابلیتهای پیشرفته و قدیمی، مانند زیردریاییها، جنگندهها و مهمات عالی، برای یک حمله یا محاصره تایوان همچنان مرتبط است، به ویژه زمانی که در ترکیب “بالا-پایین” با قابلیتهای قابل مصرف به کار گرفته شوند. اما صرفنظر از اصلاحات انجام شده، سیستمهای قدیمی به تنهایی نمیتوانند در دو سال آینده قدرت کافی برای شکست حمله چین به تایوان را فراهم کنند. زمانهای طولانی تولید، کمبود مواد، محدودیتهای نیروی کار و سایر گلوگاهها مانع از مقیاسگذاری سریع قابلیتهای عالی میشوند.
این گزارش بنابراین بر روی راههایی برای افزایش تولید و تأمین قابلیتهای دقیق انبوه که بیشترین ارتباط را با دفاع از تایوان دارد، متمرکز است. این گزارش بهویژه بر روی سلاحهای ضد کشتی و سلاحهای ضد هواپیما، دفاع موشکی و سیستمهایی که به نیروهای نظامی اجازه میدهد تا نیروهای دشمن را پیدا، ردیابی و هدف قرار دهند، تمرکز دارد و بررسی میکند که چه سرمایهگذاریها و تغییرات سیاستی برای دستیابی به تولید کافی این سیستمها لازم است. با توجه به فوریت یک بازه زمانی دو ساله، این گزارش سعی نمیکند که کل پایه صنعتی دفاعی را دوباره طراحی کند یا اصلاحات ساختاری گستردهای پیشنهاد دهد. برخی از توصیهها، انحرافات موقتی از رویههای عادی هستند که بهمنظور مقیاسپذیری سریع قابلیتهای دقیق برای دفاع از تایوان طراحی شدهاند؛ دیگران اصلاحات دائمی هستند. و تمام توصیهها، قابلیتهای نظامی ایالات متحده را در تئاترهای فراتر از اقیانوس هند-پاسیفیک تقویت خواهند کرد.
واشنگتن باید فوراً تولید انبوه دقیق را به حالت جنگی درآورد. منتظر ماندن تا شروع درگیری خیلی دیر خواهد بود. برای بازدارندگی چین—و شکست یک حمله در صورت شکست بازدارندگی—ایالات متحده نیاز دارد که سلاحها را سریعتر بسازد، به تولیدکنندگان انعطاف بیشتری بدهد، اهداف نظامی را با منابع موجود هماهنگ کند، بروکراسی تأمین را کاهش دهد و زنجیرههای تأمین لازم برای حفظ تولید را تأمین کند.

بازه زمانی دو ساله: دویدن به سمت انکار معتبر
چین در حال انجام بزرگترین و سریعترین مدرنیزاسیون نظامی در تاریخ پس از جنگ است. رهبران آن به دنبال دستیابی به قابلیت “تجدید وحدت” با تایوان به هر وسیلهای هستند و میخواهند تا سال 2027 در برابر واکنشهای متقابل ایالات متحده پیروز شوند. اگرچه ارتش ایالات متحده در برخی قابلیتهای پیشرفته—بهویژه در حوزه زیر دریا—مزیت نسبی دارد، تلاشهای دولتهای اول و دوم ترامپ و دولت بایدن برای تقویت پایه صنعتی دفاعی در بسیاری از موارد سالها یا حتی دههها طول خواهد کشید تا بهطور کامل محقق شود.
مخزن تسلیحاتی ایالات متحده از پلتفرمها و سلاحهای مقاوم، تحت سلطه قابلیتهای نظامی پیشرفته و با کیفیت بالا است که برای تولید انبوه طراحی نشدهاند. تلاشها برای افزایش چشمگیر تولید آنها به منظور جنگ با یک ارتش بزرگ و پیشرفته از نظر فناوری، کار دشواری خواهد بود، حتی اگر سرمایهگذاریهای اخیر ادامه یابد. و مهمات کمهزینهای که ایالات متحده در اختیار دارد، به پلتفرمهای تحویل مقاوم نیاز دارند.
ریسک حمله نظامی چین به اندازهای بالا است و عواقب تسلط چین بر تایوان برای منافع ایالات متحده به اندازهای جدی است که ایالات متحده باید در دو سال آینده بهبودهای قابل توجهی در آمادگی صنعتی خود برای درگیری ایجاد کند. برای دستیابی به این هدف، ایالات متحده باید:
قابلیتهای دقیق و انبوه را در مقیاس تولید کند. اجرای مؤثر مأموریتهای ضد کشتی و ضد هوایی—همچنین مأموریتهای فرماندهی، کنترل، ارتباطات، کامپیوترها، سایبر، اطلاعات، نظارت، شناسایی و هدفگذاری (C5ISRT)—برای بازدارندگی یا جلوگیری از اهداف چین در تنگه تایوان به سیستمها و پلتفرمهای تسلیحاتی قدیمی نیاز دارد. ذخایر آمریکایی از هر دو، به جز بمبهای هدایتشونده GPS، که ممکن است به دلیل جنگ الکترونیکی در سناریوهای احتمالی تایوان به سختی قابل استفاده باشند، در حال حاضر تحت فشار قابل توجهی قرار دارند، به ویژه پس از عملیات Epic Fury.
قابلیتهای نوظهور و سیستمهای تجاری قابل استفاده در زمان جنگ، به ویژه قابلیتهای دقیق و کمهزینه انبوه—شامل سیستمهای حمله یکطرفه با برد کوتاه و بلند (هوایی و دریایی)، موشکهای کروز کانتینری کمهزینه و حسگرها و پلتفرمهای کمهزینه—میتوانند به اندازه کافی سریع در تولید مقیاس پیدا کنند تا آمادگی نظامی ایالات متحده را در برابر چین در مدت دو سال افزایش دهند. جنگ روسیه و اوکراین نشان میدهد که چنین مقیاسی در این بازه زمانی قابل دستیابی است، هرچند برخی از قابلیتهای مورد نیاز برای منطقه هند-پاسیفیک به دلیل نیازهای عملیاتی خاص این تئاتر متفاوت خواهد بود.
اولویت دادن به زمانبندی بر نگرانیهای هزینه و کیفیت. ترس از ریسکهای مالی و عملیاتی که ریشهدار است، مانع اصلی برای گسترش سریع ظرفیت صنعتی در کوتاهمدت در بخش دفاعی است، هم برای سیستمهای نوظهور و هم برای بهبود تحویل قابلیتهای قدیمی در یک دوره دو ساله و فراتر از آن. غلبه بر ترس از ریسک و تمایل به اینکه کمال، دشمن خوب باشد، نیازمند یک ذهنیت عمدی و تغییرات بوروکراتیک است تا سرعت و کفایت را بر کمالگرایی ترجیح دهد و سطوح قابل مدیریت از ریسکهای مالی، عملیاتی و فنی را بپذیرد.
در درون قوه مجریه، صنعت و در کنگره، محاسبات ریسک برای تأمین، ساخت و به کارگیری قابلیتهای حیاتی باید منعکسکننده ریسکهای بهطور مادی افزایشیافتهای باشد که چین به همراه دارد. اگرچه این تغییر ممکن است ریسک شیب لغزندهای به سمت اتلاف، تقلب، سوءاستفاده و کاهش کیفیت را به همراه داشته باشد، اما ریسکهای تأخیر و از دست دادن بهمراتب بیشتر از معایب آن است—بهویژه اگر این فرآیند محدود به زمان، شرایط و سیستم باشد.

گامهای اخیر به سوی انبوه دقیق
حرکت در داخل و خارج از پنتاگون برای گسترش قابلیتهای انبوه دقیق برای ارتش ایالات متحده در حال افزایش است، اما مشخص نیست که آیا پیشرفت به اندازه کافی سریع خواهد بود تا با خطر قریبالوقوع مداخله نظامی چین در تنگه تایوان مقابله کند. دولت بایدن ابتکار Replicator را راهاندازی کرد که هدف آن به کارگیری هزاران سیستم خودکار با هزینه پایین در یک بازه زمانی هجده تا بیست و چهار ماهه برای مقابله با مزایای چین در انبوه بود.
دولت بایدن همچنین از قانون تولید دفاعی (DPA) برای تقویت زنجیرههای تأمین قابلیتهای پیشرفته، بهویژه سیستمهای هایپرصوتی و موتورهای راکتی جامد، با پرداختن به گلوگاههای صنعتی با زمان طولانی استفاده کرد. Replicator بهدرستی مورد ستایش قرار گرفت و به ایجاد یک مسیر حیاتی برای سرمایهگذاریهای آینده در انبوه دقیق کمک کرد، اما به ابتکارات بیشتری نیاز است تا به دامنه و مقیاس تهدید چین رسیدگی شود.
به این منظور، دولت ترامپ به شدت به سمت کاهش مقررات و سرمایهگذاری مستقیم دولتی برای تسریع در سرعت و مقیاس تولید داخلی، از جمله در بخش دفاع، روی آورده است. قانون One Big Beautiful Bill (OB3)، قانون اصلی توافق بودجه دولت ترامپ، دهها میلیارد دلار برای حمایت از توسعه و گسترش قابلیتهای انبوه دقیق اختصاص داد و شامل مقررات اضافی، مانند کسر مالیات کامل و فوری برای هزینههای سرمایهای تولید سنگین واجد شرایط است.
این تأمین مالی غیرقابل تجدید باید آغازگر چندین تلاش جمعی دقیق مرتبط با یک دو ساله باشد. اما این امر نیازمند نگهداری و حمایت مداوم خواهد بود تا زمانی که پنتاگون نسلهای خاصی از قابلیتهای نوظهور را حفظ کند، به جای اینکه بهطور مکرر آنها را با توجه به هزینه پایینشان تازهسازی کند. فراتر از این دو سال، خطراتی وجود دارد که هزینههای موقتی ممکن است ناپدید شوند اگر کنگره دوباره اقدام نکند، یا اینکه خدمات نظامی ممکن است به آن وابسته شوند و نتوانند تغییرات پایدار ایجاد کنند. به این منظور، چنین تأمین مالی در نهایت باید در فرآیند بودجهریزی منظم ادغام شود.
تلاشهای کنونی در حال تسریع پیشرفت هستند. به عنوان مثال، فرمان اجرایی “آزادسازی تسلط پهپادی آمریکایی” (امضا شده در ژوئن 2025 اما با دستورات جدید در دسامبر 2025 عملیاتی شده) بر حذف موانع نظارتی اولویت میدهد و برنامه Gauntlets پنتاگون را تقویت میکند. این برنامه با تأمین مالی یک میلیارد دلار از OB3، به هدف قرار دادن سیصد هزار واحد کوتاهبرد میپردازد—با استفاده از تولیدات کوتاه و با حجم بالا با تأمینکنندگان غیرسنتی برای پر کردن سریع موجودی در حالی که هزینه واحدها را به 2,300 دلار کاهش میدهد.
و تأمین مالی اضافی برای قابلیتهای جمعی دقیق به نظر میرسد در دسترس باشد. اگرچه برنامه هزینهای سال مالی 2026 (FY26) پنتاگون ممکن است بهطور صریح برنامه Gauntlets را ذکر نکند، اما 16 میلیارد دلار موجود برای تسلیحات کمهزینه، از جمله 1.4 میلیارد دلار برای گسترش پایه صنعتی سیستمهای هوایی بدون سرنشین (UAS)، میتواند به آغاز برنامههای مفید دیگر کمک کند.
اصلاحات سازمانی نیز در حال اجرا هستند تا توسعه، تأمین و بهکارگیری سیستمهای جمعی دقیق را تسهیل کنند. در تاریخ 29 ژوئن 2026، وزیر دفاع پیت هگست به یک دستورالعمل امضا کرد که یک مدیر پرتفوی گزارشدهی مستقیم برای سیستمهای بدون سرنشین (DRPM-UxS) را تأسیس کرد که بهطور مستقیم به معاون وزیر دفاع گزارش میدهد و به عنوان یک یکپارچهساز مشترک برای تقریباً تمام تلاشهای پنتاگون در زمینه پهپاد و خودکارسازی عمل میکند.
اختیارات این دفتر وسیع و قوی هستند: این دفتر به عنوان مرجع تصمیمگیری در مورد برنامههای موجود در پرتفوی خود عمل خواهد کرد، میتواند خدمات را به بازتخصیص بودجه هدایت کند، گروه کار مشترک بیندستگاهی 401 و گروه جنگ خودکار دفاعی را به عنوان عناصر جانبی جذب خواهد کرد و از واحد نوآوری دفاعی به عنوان تنها رابط تجاری-صنعتی وزارتخانه استفاده خواهد کرد. DRPM-UxS جدید در واقع بر 53.6 میلیارد دلار درخواست شده برای قابلیتهای پهپاد و ضد پهپاد در آخرین بودجه نظارت خواهد کرد.
بر اساس برنامههای دولت بایدن، دولت دوم ترامپ نیز چندین ابتکار را تسریع کرده است، از جمله تلاشها برای بهکارگیری موشکهای کروز کانتینری، برنامه موشکهای انبوه مقرون به صرفه نیروی هوایی ایالات متحده و موشک کروز کمهزینه نیروی دریایی ایالات متحده، یعنی مؤثر ظرفیت مقرون به صرفه چندمنظوره. این تلاشها امیدوارکننده هستند اما به تنهایی کافی نیستند.
افزایش سرعت صنعتی: زمانبندی، ریسک و سرمایه
برای افزایش قابلیتها به منظور بازدارندگی یا شکست چین در عرض دو سال، پنتاگون نیاز دارد که به سمت یک رویکرد تأمین مالی مبتنی بر پرتفوی با تحمل ریسک بیشتر حرکت کند که بر سرعت، مقیاس و ظرفیت کلی تأکید دارد و نه بر عملکرد دقیق سیستمهای فردی. همچنین باید سیگنال تقاضای قوی و ثابتی به صنعت ارسال کند، با بودجههای قابل توجه برای ساخت دامنه وسیعی از قابلیتها.
همانطور که پیت هگست، وزیر دفاع، اظهار داشت: “یک راهحل ۸۵ درصدی در دستان نیروهای مسلح ما امروز بهطور نامحدود بهتر از یک راهحل ۱۰۰ درصدی غیرقابل دستیابی است.” اجرای این رویکرد نیازمند تغییرات سیاستی دقیق و تغییرات ذهنی است. به طور اجتنابناپذیری، با افزایش تمایل دولت ایالات متحده و پایه صنعتی آن به ریسک در پی سرعت، مقیاس و کارایی بزرگ، تخصیصدهندگان و دیگر رهبران صنعتی باید انتظار داشته باشند که برخی سرمایهگذاریها شکست بخورند. این نوع مبادلات برای ارائه افزایش مادی در مزیت نظامی در یک بازه زمانی فشرده بسیار حیاتی است.
دولت ترامپ اقداماتی را برای افزایش سرعت از طریق استراتژی اخیر تحول تأمین (ATS) انجام داده است که بهطور صریح به اهمیت زمانبندی و تولید مبتنی بر حجم اشاره دارد. با این حال، راهنمایی میتواند از مثال اخیر دریاسالار کوین ای. لاندی از گارد ساحلی ایالات متحده پیروی کند، که نیاز به “سادهسازی و ایجاد یک بزرگراه فوقالعاده برای تأمین و قرارداد” را در حین نوسازی ناوگان یخشکن ایالات متحده تأکید کرد. در دستور خود به رهبری تأمین، لاندی نیاز به اولویتبندی زمانبندی تحویل را بر هزینه و کیفیت تأکید کرد.
قانون مجوز دفاع ملی FY26 (NDAA) عناصر کلیدی قانون استانداردسازی مجوزها و تسریع توسعه اقتصادی (SPEED) را در بر میگیرد، قانونی دوحزبی که در سال 2025 قانون سیاست زیستمحیطی ملی را اصلاح کرد. NDAA یک فرآیند تسریع شده برای نیازهای مشخص شده با اولویت بالا را ایجاد میکند و وزارت دفاع (DOD) را ملزم میسازد تا زمانهای توسعه و اعتبارسنجی نیازها—که به طور سنتی چندین سال به طول میانجامید—را به دورهای که به ماهها اندازهگیری میشود، فشرده کند. همچنین لایههای بررسی متوالی را کاهش میدهد تا تأیید نیازها را تسهیل کند و اختیارات بیشتری به افسران اجرایی برنامه (PEOs) در زمینه اصلاح نیازها، همراستایی بودجه و اجرای برنامههای تحت پوشش اختصاص میدهد. این قانون به گونهای طراحی شده است که انتقال سریعتری از نیاز تأیید شده به اعطای قرارداد را ممکن سازد.
NDAA همچنین مفاد اصلی قانون اصلاح و کارآیی دولت در دفاع (FoRGED) را پیش برد، قانونی که برای بازنگری در وزارت دفاع پیشنهاد شده است. این قانون مسیرهای میانه قانونی برای خرید (MTA) را برای پروتوتایپسازی و استقرار سریع تسهیل و گسترش میدهد و زمانهای دو تا پنج ساله را تأیید میکند، الزامات مستندات و گزارشدهی را ساده میسازد و معافیتهای محدودی از سیستم یکپارچهسازی و توسعه قابلیتهای مشترک (JCIDS) برای برنامههای واجد شرایط فراهم میآورد. این مفاد به گونهای طراحی شدهاند که خرید سریع را به عنوان گزینهای پیشفرض برای نیازهای عملیاتی فوری نهادینه کنند و نه به عنوان راهحلهای استثنایی.
پایه صنعتی دفاعی از راهنماییهای مشخص و خاص پرتفوی با تحمل ریسک واضح برای مأموریتهای با فوریت بالا بهرهمند خواهد شد، مانند یک دو ساله برای ساخت ظرفیت برای یک وضعیت اضطراری در تایوان. به عنوان مثال، پنتاگون به تازگی استقرار تعداد کمی از LUCAS را در خاورمیانه آغاز کرده است و از آنها در عملیات Fury Epic علیه ایران استفاده میکند.
هر LUCAS هزینهای معادل 35,000 دلار دارد و طراحی پایهای پهپاد حمله یکطرفه ایران، یعنی Shahed-136 را کپی میکند. این پهپاد دارای بردی حدود دو هزار کیلومتر و بار مفیدی بین پنجاه تا یکصد و پنجاه کیلوگرم است. این طراحی اثبات شده است. پنتاگون میتواند به سرعت تعداد زیادی از آنها را سفارش دهد و حتی ممکن است سفارش را بین SpektreWorks، که نسخههای اولیه را تولید کرده است، و سایر تولیدکنندگانی که ظرفیت تولید نهفته دارند، تقسیم کند و از مدل کشتیهای آزادی جنگ جهانی دوم استفاده کند.
برنامه هواپیماهای جنگی مشترک (CCA) همچنین توسعه مثبت و مبتنی بر زمانبندی را نشان میدهد: این برنامه در مدت هجده ماه به اولین پرواز بررسی طراحی اولیه دست یافت و دفتر برنامه نیروی هوایی فرآیندهای خرید خود را برای فعالیت تحت یک زمانبندی تسریع شده تنظیم کرد، هرچند که موانع زیادی قبل از آغاز استقرار در سال 2029 باقی مانده است. انتظار برای یک دوره کامل بودجه برای حرکت به سمت مقیاس از اواخر 2027 یا 2028، با تحویل در حدود 2030، شیوهای است که پنتاگون برای دههها به آن عمل کرده است. به جای این، پنتاگون باید امروز سیگنالهای تقاضا و زمانبندی مداوم ارسال کند با سفارش مقادیر قابل توجهی برای آمادهسازی برای یک وضعیت احتمالی در تایوان در دو سال آینده. توصیههای زیر سرعت صنعتی را آزاد خواهد کرد:
توصیه 1: ایجاد مقامات خرید مبتنی بر زمانبندی
وزیر دفاع باید یک مقام رسمی برای گسترش صنعتی سریع ایجاد کند که بهطور صریح قدرت را به مدیران خرید برنامه واگذار کند تا الزامات غیرقانونی JCIDS را برای سیستمهای دقیق تودهای معین دور بزنند، مشابه معافیتهای اعطا شده برای نرمافزار.
ارسال سیگنال برای اولویت دادن به خرید مبتنی بر زمانبندی با فرآیند الزامات تسریع شده NDAA همراستا است، که اولویت را به اعتبارسنجی و استقرار سریع قابلیتهای با اولویت بالا میدهد و فراتر میرود با پیوند صریح مقامات مبتنی بر زمانبندی به نتایج صنعتی، مانند تولید پایدار ماهانه موشک یا پهپادهای حمله یکطرفه، به جای محدود کردن نظارت به نقاط عطف سطح برنامه و زمانبندیهای اولیه استقرار.
توصیه 2: اجرای راهنمایی تحمل ریسک در سطح پرتفوی
دفتر وزیر دفاع و مدیران خرید خدمات باید راهنماییهایی به دفاتر برنامه و برنامهریزان نیرو ارائه دهند که بهطور صریح زمانبندی را برای پرتفویهای با فوریت بالا (مانند دفاع هوایی، حمله دوربرد) بر هزینه و کیفیت (در چارچوب پارامترهای عملکرد مرتبط) اولویت میدهد. این راهنمایی نیاز خواهد داشت که دفتر وزیر دفاع و رهبری خدمات، در همکاری با تخصیصدهندگان، سطوح تعریفشدهای از ریسکهای فنی، عملیاتی و مالی را برای تسریع در استقرار بپذیرند. در غیر این صورت، ترس از شکست سیستم میتواند به تأخیرهای مداوم و عدم اولویتدهی به “راهحل 85 درصدی” منجر شود.

توصیه 3: تأمین مالی تمام پروژههای بزرگ تا تاریخ 31 دسامبر 2026
کنگره ۱۵۰ میلیارد دلار به پنتاگون در OB3 اختصاص داده است، که شامل بودجههای قابل توجهی برای سیستمهای دقیق انبوه و سرمایهگذاری در پایه صنعتی دفاعی میباشد. بهطور کلی، این لایحه دهها میلیارد دلار را به سمت قابلیتها و تسهیلکنندههای نوآورانه و نوظهور هدایت میکند، از جمله تأمین مالی انعطافپذیر برای ادغام سریع تجاری و سرمایهگذاریهای قابل توجه در خودمختاری، سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی، پلتفرمهای بدون سرنشین و تسلیحات کمهزینه.
حداقل ۷.۷ میلیارد دلار از این بودجههای اختصاصیافته بهطور صریح به مقیاسگذاری قابلیتهای دقیق انبوه در کوتاهمدت اختصاص یافته است. تعطیلی دولت و مباحثات داخلی در قوه مجریه درباره هزینهها از جمله عواملی بودند که بهطور قابل توجهی توزیع این بودجهها را کند کردند. استقرار سریع ضروری است و اگرچه صنعت ممکن است از فشار زمانی دولت ایالات متحده بهرهبرداری کند، قراردادهای مربوط به سیستمهای دقیق انبوه ممکن است کمتر در معرض این خطرات باشند نسبت به سیستمهای گرانقیمت قدیمی که بهطور نسبی کمتر به فناوری تجاری اثباتشده وابستهاند.
منتقدان ادعا کردهاند که تلاش برای اصلاح خرید نتوانسته است بهطور کافی کنگره را از پیش درگیر کند—یک غفلت که احتمالاً تلاشهای بلندمدت برای ایجاد اعتماد با تخصیصدهندگان برای مکانیزمهای تأمین مالی انعطافپذیر و پایدار را به خطر انداخته است. قوه مجریه باید تلاشهای خود را برای درگیر کردن فعالانه کنگره و صنعت در زمان توسعه سریع فناوری دوچندان کند.
قراردادها همچنین باید شفاف باشند—سرعت توجیهی برای پنهانکاری نیست. در غیر این صورت، دفتر وزیر دفاع و رهبری خدمات در معرض خطر تشدید کمبود اعتماد قرار میگیرند که میتواند مانع از تغییر به سمت یک فرآیند خرید با تحمل ریسک بیشتر برای سیستمهای کمهزینه شود. در نهایت، قوه مجریه باید تخصیصدهندگان را همراه خود بیاورد، نه اینکه آنها را با یک واقعیت موجود مواجه کند. پنتاگون باید تلاشهای خود را برای استقرار بودجه تسریع کند؛ بیش از ۹۰ درصد از بودجه دقیق انبوه OB3 تا زمان نگارش این متن هنوز هزینه نشده است.
قراردادگذاری انعطافپذیر
اختیار معاملات دیگر (OTA) و مسیرهای MTA برای پروتوتایپسازی و استقرار سریع سیستمها حیاتی هستند. اما موفقیت نیازمند توانمندسازی مدیران برنامه برای استفاده مسئولانه از این ابزارها، همراه با حمایت نهادی برای چرخههای تصمیمگیری سریعتر و پذیرش توسعه تدریجی است.
در واقع، قانون دفاع ملی FY26 شامل و پیشرفتهایی در زمینه مفاد کلیدی مرتبط با قانون FoRGED است که مسیرهای قانونی MTA را برای نمونهسازی سریع و استقرار سریع کدگذاری و تقویت میکند؛ زمانبندیهای دو تا پنج ساله را تأیید میکند؛ مستندات تست، ارزیابی و استراتژیهای تأمین را سادهسازی میکند؛ و معافیتهای محدودی از JCIDS برای برنامههای واجد شرایط فراهم میآورد.
این قانون همچنین عناصر موجود در قانون SPEED را با گسترش و روشنسازی استفاده از مکانیزمهای انعطافپذیر قرارداد، از جمله OTAها، فرصتهای راهحلهای تجاری، آستانههای تأمین تنظیمشده و مدلهای قرارداد مبتنی بر مصرف، ادغام میکند و با تأسیس برنامه BOOST تحت مدیریت واحد نوآوری دفاعی، انتقال نمونههای موفق به برنامههای ثبتشده را تسریع میکند. ATS این تغییرات قانونی را با یک رکن “حداکثر کردن قراردادهای انعطافپذیر” برای ابزارهای قرارداد سریع و کمهزینه به منظور تسریع در ارائه قابلیتهای عملیاتی تکمیل میکند. توصیههای این گزارش این اصلاحات را با تمرکز بر انعطافپذیریهای OTA و MTA در مورد وضعیت دو ساله چین تکمیل میکند.
بهویژه، MTAها میتوانند به برنامههای کاهش ریسک با پیگیریهای تأمیننشده یا به تأخیر افتاده تبدیل شوند. اما اگر این برنامهها به طراحیهای اثباتشده محدود شوند و خدمات بهطور زودهنگام و با تعهدات تأمین مالی تولید الزامآور در ابتدا درگیر شوند، این چالشها قابل کاهش هستند. برای یک وضعیت دو ساله، زمانبندیهای سنتی تأمین غیرقابل تحمل هستند و استفاده متمرکز از MTA را علیرغم ریسکها ضروری میسازد.
توصیه ۴: گسترش استفاده از OTA و MTA برای تلاشهای مرتبط با تولید
وزیر دفاع باید سیاستی را صادر کند که کنگره باید از آن حمایت کند و مسیرهای OTA و MTA را نه تنها برای نمونهسازی و استقرار سریع بلکه همچنین برای افزایش تولید، گسترش خطوط و ادغام بهروزرسانیهای تدریجی قابلیتها مجاز کند. این توصیه منطق BOOST را فراتر از نمایش فناوری به ابزارها، گسترش خطوط و بهروزرسانیهای تدریجی گسترش میدهد و از انعطافپذیری قانونی جدید بهرهبرداری میکند اما آن را به سمت دو سال دویدن هدایت میکند.
توصیه ۵: درخواست مجوز کنگره برای قراردادهای چندساله
پنتاگون باید مجوز کنگره را برای قراردادهای چندساله برای مهمات با اولویت بالا، قطعات یدکی با تقاضای بالا و سیستمهای دفاع هوایی دنبال کند تا به تأمینکنندگان امکان برنامهریزی سرمایهگذاریهای نیروی کار و سرمایه را با اطمینان بدهد.
قانون تأمین دفاع ملی FY26 و لایحه تأمین FY26 در حال حاضر از وزیر دفاع میخواهد که قراردادهای تأمین چندساله برای سیستمهای با تقاضای بالا منعقد کند تا کارایی و ثبات پایه صنعتی را فراهم آورد و شتاب در حال افزایش است: پیشنویس قانون تأمین دفاع ملی FY27 کمیته خدمات مسلح مجلس که در جلسه بررسی آن در ژوئن 2026 تأیید شد، تأمین چندساله برای سیزده مهمات حیاتی—از جمله پاتریوت PAC-3 و سامانههای دفاع هوایی با ارتفاع بالا، موشکهای هوایی میانبرد پیشرفته، تامهاوک و چندین نوع موشک استاندارد—را مجاز میداند و در حین بررسی، برای افزودن سیستمهای دفاع هوایی مانند حسگرهای دفاع هوایی و موشکی سطح پایین و سیستم فرماندهی نبرد یکپارچه به فهرست پلتفرمهای واجد شرایط برای قراردادهای چندساله اصلاح شد.
گسترش این مفهوم به ترتیبات OTA چندساله و برای مجموعهای وسیعتر از سیستمها، ابزارهای انعطافپذیر قرارداد را با فشار مداوم کنگره برای تقاضای بلندمدت بیشتر و قابل پیشبینی همراستا میکند.
همراستایی استراتژی، بودجه و اهداف پایه صنعتی
پنجره دو ساله برای انکار معتبر نیازمند همراستایی استراتژی با منابع و واقعیتهای صنعتی است، که به معنای متعهد شدن به سیگنالهای تقاضای قابل پیشبینی، اطمینان از ثبات تأمین مالی و حمایت از شرکتهایی است که میتوانند قابلیتهای حیاتی را تولید کنند تا بتوانند در نیروی کار، ابزار و ظرفیت سرمایهگذاری کنند.
شتاب در این حوزه در حال افزایش است، اما حمایت اضافی از کنگره برای دستیابی به پیشرفت معنادار و سریع ضروری است. ATS شامل یک رکن “ثبات سیگنالهای تقاضا” است که خواستار تقاضای بیشتر و قابل پیشبینی، بهویژه در مهمات، از طریق افزایش تأمینهای چندساله، خریدهای با مقدار اقتصادی، سفارشات خرید تضمینی و تأمین مالی محصور است—همه اینها به منظور ایجاد اعتماد در صنعت برای سرمایهگذاری.
قانون تأمین دفاع ملی FY26 بخشهایی از آن دستور کار را با الزام به قراردادهای تأمین چندساله برای سیستمهای با تقاضای بالا و مجاز کردن بیش از 15 میلیارد دلار برای تأمین مهمات به همراه 142.6 میلیارد دلار برای تحقیق، توسعه، آزمایش و ارزیابی فناوریهای نوظهور عملی میکند. برنامه BOOST قانون SPEED Act نیز بهطور خاص برای کمک به انتقال فناوریهای امیدوارکننده به برنامههای ثبتشده طراحی شده است و به یکی از جنبههای عدم همراستایی بین استراتژی، بودجه و نیازهای پایه صنعتی میپردازد.
ما توصیه اضافی زیر را ارائه میدهیم:
توصیه 6: ایجاد سیگنالهای تقاضای قابل پیشبینی و چندساله در قانون تأمین دفاع ملی 2027
تعهدات تقاضای پنج ساله برای مهمات حیاتی و سیستمهای دفاع هوایی را تأمین کنید تا صنعت بتواند کارگران را استخدام کند، تأسیسات را گسترش دهد و زنجیرههای تأمین را بدون ترس از فروپاشی تقاضا بهبود بخشد. این تعهدات باید از طریق سیگنالدهی تقاضای واضح، عمومی و معتبر در سطح ریاستجمهوری و وزیر تقویت شود تا صنعت بتواند به سهامداران توضیح دهد که چرا هزینههای تولید و سایر زیرساختها باید به سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ پیشخور شود.
بازسازی زرادخانه آمریکایی باید زمان را شکست دهد
سیستمهای کلیدی ضد هوایی و ضربتی از چندین گلوگاه تولید رنج میبرند. افزایش تولید، مدرنسازی فرآیندهای تولید، گسترش زیرساختهای آزمایش و اعتبارسنجی مانند تونلهای باد و زمان آزمایش، و تأمین قطعات با زمان تأمین طولانی همچنان ضروری است و تصمیمگیرندگان میتوانند بر روی این مشکلات حلشده تأکید کنند تا ظرفیت اضافی برای سیستمهای سطح پایینتر تا سال ۲۰۲۸ آزاد شود. با این حال، پنتاگون باید این مشکلات حلشده را به یک اولویت پایدار تبدیل کند، فراتر از یک وضعیت فوری در تایوان.
قانون ملی دفاع (NDAA) به حل این گلوگاهها میپردازد و کنسرسیوم تابآوری صنعتی دفاعی را تأسیس میکند که به آسیبپذیری زنجیره تأمین، کاهش منابع تولید و کمبود ظرفیت افزایش پاسخ میپردازد. همچنین از وزارت دفاع (DOD) میخواهد که تأیید و صلاحیت قطعاتی که از تولید جایگزین استفاده میکنند را تسهیل کند. قانون FY26 NDAA بر اساس قانون SPEED، از PEOها میخواهد که اجزای حیاتی و زیرمجموعههای موجود در سیستمهای تسلیحاتی عمده را ارزیابی و شناسایی کنند که برای انتقال به تکنیکهای تولید پیشرفته در زمانهای تسریعشده، از جمله روشهای تولید افزایشی و غیرسنتی مناسب هستند. NDAA همچنین عناصر قانون FoRGED را با مجوز فعالیتهای گسترش صنعتی هدفمند و نگهداری برای مقابله با کاهش منابع تولید و کمبود مواد پیش میبرد و مسیرهای تأمین تسریعشده را با سرمایهگذاریهای متمرکز در تابآوری تولید تکمیل میکند.
تلاشهای اخیر برای گسترش اختیارات سرمایهگذاری و منابع دفتر سرمایهگذاری استراتژیک (OSC) و تبدیل سلول تسریع تولید مشترک به یک واحد تولید در زمان جنگ مفید است، اما برای دستیابی به نتایج در یک بازه زمانی دو ساله کافی نیست. این سرمایهگذاریها همچنین باید به چارچوبهای قانونی و استانداردهای شفافیت واضحتری پایبند باشند تا اطمینان حاصل شود که با بهترین قابلیتهای موجود مطابقت دارند یا زنجیره تأمین را بهبود میبخشند، که این امر به این سرمایهگذاریها اجازه میدهد تا در طول زمان در برابر نوسانات سیاسی دوام بیاورند. اگرچه ATS همچنین بر جذب سرمایه خصوصی اضافی تمرکز دارد، افزایش سریع مقیاس نیاز به سرمایهگذاری مستقیم دولت از طریق ابزارهای مالی آسان برای استقرار دارد. این توصیهها به دنبال تحریک این استقرار، در میان اهداف دیگر هستند.
به طور خلاصه، دولت ایالات متحده باید حمایت صنعتی قابل توجهی در سطح شرکتها در پایه صنعتی دفاعی ارائه دهد، از جمله وامها، کمکهای مالی و قراردادها از OSC، برنامه تحلیل و حفظ پایه صنعتی، و DPA—و باید این مداخلات بازار را به شیوهای بسیار رقابتی و شفاف انجام دهد.
پیشنهاد ۷: تأمین مالی نوسازی خطوط تولید حیاتی
دولت ایالات متحده باید به طور مستقیم بهروزرسانیهای هدفمند—خودکارسازی، ابزارآلات، تجهیزات آزمایش و گسترش تأسیسات—را در خطوط تولید خاصی که محدودیتهایی در تولید دارند (مانند موتورها، جستجوگرها و سوختها) تأمین مالی کند، جایی که صنعت انگیزه مالی برای سرمایهگذاری ندارد. این پیشنهاد، هرچند که از نظر عملیاتی خاصتر است، با تمرکز قانون SPEED بر تولید پیشرفته و برنامه گسترش صنعتی FoRGED همراستا است. این سرمایهگذاریها ممکن است در برخی مواقع نیاز به استناد به DPA داشته باشد یا بهطور مستقیم دلارهای دولتی برای گسترش و ساخت ظرفیت تولید به کار گرفته شود تا تولید را در میان چندین پیمانکار تسریع کند.
پیشنهاد ۸: تأمین مالی پیشین و انبار کردن اجزای مشترک با زمان تأخیر طولانی
دولت همچنین باید بهطور انتخابی یک موجودی مشترک از اقلام با زمان تأخیر طولانی (مانند الیاف کربن، میکروالکترونیک و پیشسازهای انرژی) را تأمین مالی کند تا تأخیرهای چند ماهه را از بین ببرد و تولید فوری را امکانپذیر کند یا به پیمانکاران بودجه اضافی اختصاص دهد تا خودشان تحت معیارهای عملکرد سختگیرانه یک انبار ایجاد کنند. قانون FY26 NDAA عناصری مرتبط با قانون SPEED را با هدایت وزارت دفاع به بررسی شبکههای تولید ذخیره مدنی، رسیدگی به فرسودگی قطعات و کاهش منابع تولید، و توسعه استراتژیهای تابآوری صنعتی بلندمدت در بر میگیرد.
این مقررات به طور کلی یک پایه قانونی برای رویکرد انبار کردن تحت مدیریت دولت فراهم میکند، هرچند که زبان آن عمدتاً مفهومی باقی مانده و ممکن است به ایجاد برنامههای اختصاصی، جریانهای مالی یا مقامات اجرایی برای موجودیهای اجزای با زمان تأخیر طولانی منجر نشود. ATS همچنین بر نیاز به “تأمین تسلیحات آزادی” از طریق گسترش تولید داخلی و برنامهریزی بهتر چرخه عمر تأکید میکند اما هنوز برنامهای مشخص برای موجودی اجزای با زمان تأخیر طولانی تحت هدایت دولت تجویز نکرده است. سیاستگذاران ممکن است نیاز داشته باشند اعلام وضعیت اضطراری مهمات ملی را در نظر بگیرند تا از اختیارات DPA Title III برای ثبت سفارشات فوری برای اجزا و ورودیهای مختلف استفاده کنند.
استفاده از این اختیارات میتواند به غلبه بر وابستگی به مسیر و افزایش تولید ورودیهای بهینه که یا تولید نشدهاند یا به اندازه کافی تولید نمیشوند، مانند CL-20 انرژیزا که برای حداکثر کردن قدرت انفجاری استفاده میشود، کمک کند، برای این ورودیها خطوط تولید مقیاسدار در حال حاضر وجود ندارد.
برای پیشبرد این توصیه، قوه مجریه باید فوراً وضعیت اضطراری ملی در زمینه مهمات اعلام کند و اختیارات عنوان III قانون DPA را برای خرید و انبار کردن ورودیهای حیاتی بهطور تهاجمی به کار گیرد. قوه مجریه همچنین باید به ادامه اولویتبندی تلاشها، مانند پروژه Vault بانک صادرات و واردات، برای کاهش کمبودها در ورودیهای پایه، مانند مواد معدنی حیاتی برای مواد دفاعی، ادامه دهد.
توصیه 9: ادغام قابلیتهای نرمافزار دوگانه در صورت امکان
کاربردهای تجاریمحور همیشه نمیتوانند از اهداف نظامی حمایت کنند. در دستههایی مانند C5ISRT و لجستیک، ادغام فناوریهای آماده به کار مانند ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی برای برنامهریزی یا مجموعههای داده غیرطبقهبندی شده و ایزوله میتواند نتایج را در مدت زمان کوتاهتری نسبت به روشهای سنتی تأمین نرمافزار بهبود بخشد. وزارت دفاع باید مشوقهای واضح و جذابی برای تشویق به پذیرش نرمافزار و دادههای تجاری در حوزههای مرتبط ایجاد کند.
تقویت زنجیرههای تأمین
پایه صنعتی به دلیل زنجیرههای تأمین شکننده محدود شده است—وابستگی به تأمینکنندگان خارجی، منابع ناکافی داخلی برای مواد حیاتی و فروشندگان سطح دوم یا سوم محدود. تقویت و تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین برای جلوگیری از اختلال در بحران و حمایت از تولید پایدار با نرخ بالا ضروری است.
هم ATS و هم NDAA پیشنهاد میکنند که کنسرسیومهایی برای شناسایی و کاهش شکنندگی زنجیره تأمین با پرداختن به آسیبپذیریهای منبع واحد و وابستگی به تأمینکنندگان غیرمتحد، گسترش تولید داخلی، مدرنیزه کردن زرادخانهها و انبارها و ساخت خطوط تأمین نیروی کار ایجاد شود. کاربردهای کنونی DPA همچنین برای تحریک برخی تولیدات داخلی مواد حیاتی مفید بوده است، اما سرمایهگذاریهای موجود بعید است که مقادیر کافی برای یک درگیری در سالهای 2027 یا 2028 تولید کنند.

توصیه 10: تشویق به تأمین دوگانه و بازگشت تولید داخلی
وزارت دفاع ایالات متحده باید مشوقهای قراردادی چندساله و کمکهای هزینهای را برای شرکتهایی که منابع داخلی دومی برای مواد و اجزای حیاتی ایجاد میکنند و وابستگی به تأمینکنندگان خارجی را کاهش میدهند، فراهم کند. همچنین باید راهنماییهای روشنی به مدیران برنامههای اجرایی و افسران قرارداد ارائه دهد تا بیشتر بر تأمین مواد تمرکز کنند. این تدابیر بهطور مشترک بیشترین کاربرد را فراتر از افق زمانی دو ساله دارند، اما میتوانند در طی دو سال نیز کمک کنند، بهویژه برای برخی از تولیدات با سطح پایین که تأمین دوگانه در آنها آسانتر است. این توصیه بهطور مستقیم بر اساس مدل کنسرسیوم تابآوری صنعتی دفاعی در قانون ملی دفاع (NDAA) بنا شده است که برای شناسایی و ارزیابی آسیبپذیریهای زنجیره تأمین در ورودیهای حیاتی دفاعی طراحی شده است و این کار را با جفتسازی این عملکردهای تشخیصی با مشوقهای صریح و هدفمند برای ایجاد تغییرات رفتاری در صنعت انجام میدهد.
این مشوقها شامل استفاده از تأمین و تعهدات تقاضای چندساله برای ارائه اطمینان سرمایهگذاری؛ ترتیبات تقسیم هزینه، ضمانتهای وام و تأمین مالی گسترش صنعتی برای جبران هزینههای اولیه بازگشت به کشور و تأمین دوگانه؛ معیارهای قراردادی و تأمین ترجیحی که وابستگی به ورودیهای مرتبط با چین را پاداش میدهد؛ تأمین پیشرفته و خرید پیش از موعد اجزای با زمان تأمین طولانی برای تثبیت تقاضای بالادستی؛ و مسیرهای تسریعشده برای تأیید و صلاحیت تأمینکنندگان و روشهای تولید جایگزین است.
برای تکمیل این مشوقها، وزارت دفاع ایالات متحده باید مسیرهای مشخصتری برای اشتراکگذاری اطلاعات و انتشار فناوری با صنعت دفاعی اوکراین—تنها پایگاه صنعتی دوستانه با تجربه معاصر در مقیاسگذاری، بهطور قابل توجهی، تولید دقیق انبوه—ایجاد کند. این ابزارها و تلاشهای بازگشت به کشور بهطور مشترک خطرات شناساییشده توسط کنسرسیوم را به نتایج صنعتی ملموس تبدیل خواهند کرد و نه ارزیابیهای مستقل.
توصیه ۱۱: ایجاد برنامه تثبیت تأمینکنندگان سطح ۲ و سطح ۳
با توجه به شناسایی آسیبپذیری زنجیره تأمین توسط ATS، بهویژه شرکتهای سطح ۲ و سطح ۳ که در تیترها نیستند، باید تضمینهای وام هدفمند و مسیرهای قرارداد سریع برای تأمینکنندگان کوچک و متوسط که اجزای تخصصی تولید میکنند (مانند ریختهگریها، انرژیها، جستجوگرها و الکترونیکهای خاص) راهاندازی شود تا از بروز شکستهای نقطهای واحد جلوگیری شود و برخی از درجات مشترک بودن و سازگاری اجزا بین تأمینکنندگان مختلف برای دستیابی به صرفهجوییهای مقیاس بیشتر الزامی گردد. به نظر میرسد تأمین مالی برای قابلیتهای دقیق انبوه در مسیر درستی قرار دارد. اگرچه نسخهای از برنامه هزینههای FY26 پنتاگون بهطور صریح برنامه Gauntlets را ذکر نمیکند، اما حدود ۱۶ میلیارد دلار به تسلیحات کمهزینه اختصاص داده است، از جمله ۱.۴ میلیارد دلار برای گسترش پایه صنعتی UAS.
در حالی که ATS بر مذاکرات مستقیم با تأمینکنندگان سطح ۲ و سطح ۳ تمرکز دارد، مذاکرات اضافی تحت رهبری دولت با زنجیره تأمین ممکن است سریعترین راه برای افزایش ظرفیت تولید نباشد. تضمینهای وام به سرمایه خصوصی این امکان را میدهد که بهسرعت و بهطور مؤثر mobilize شود و چالشهای جریان نقدی که تأمینکنندگان کوچک با آن مواجه هستند را کاهش دهد—بدون نیاز به مداخله شدید دولت در سطح عملیاتی تولید. تضمینهای وام میتوانند به تحویل و پیمانهای زمانی مرتبط شوند که باعث ایجاد همراستایی عمیق انگیزهها میشود و اطمینان حاصل میکند که سرمایه با سرعت مناسب به کار گرفته میشود.
پیشنهاد ۱۲: اجرای مداخلات سیاست صنعتی خاص شرکت
حتی با وجود سیگنالهای قوی تقاضا، ناکامیهای بازار میتوانند در افقهای زمانی کوتاه ادامه یابند. پنتاگون باید از ابزارهای سیاست صنعتی برای انجام شفاف مداخلات خاص شرکت بهصورت موردی استفاده کند—و از مجموعهای از ابزارهای مالی و قراردادی برای تسریع در ایجاد ظرفیت تولید جدید در پایه صنعتی دفاعی استفاده کند. برخی از آن اختیارات و ابزارها—بهویژه ابزارهای وام یارانهای—نیاز به توافق بیندستگاهی در مورد اینکه کجا باید مقادیر زیادی از بدهی یارانهای را فشار داد، دارند.
بنابراین، وزارت دفاع ایالات متحده باید دیدگاهی درباره شرکتها، بخشها و زیر بخشهای با بالاترین تأثیر توسعه دهد تا برای درگیری با چین آماده شود و باید به جذب تخصص مالی و سرمایهگذاری در دفاتر مربوطه در دفتر وزیر دفاع ادامه دهد، از جمله OSC. تخصص فنی باید معیار اصلی برای انتخاب و رهبری این ابتکارات باشد تا احتمال دستیابی به اهدافی مانند افزایش مقیاس دقیق انبوه را افزایش دهد. وزارت دفاع باید فرآیند تأیید وام را شفافتر و سادهتر کند تا امکان استفاده سریع از قدرت مالی روزافزون خود را برای ساخت ظرفیت تولید بدون افزایش ریسک فساد یا اختلاس فراهم کند.

