توافق همکاری هستهای پیشنهادی ایالات متحده و عربستان سعودی خطر از بین بردن ساختار عدم گسترش تسلیحات هستهای را به همراه دارد که واشنگتن دههها برای ساخت آن تلاش کرده است. با مجاز کردن غنیسازی اورانیوم در خاک عربستان، ایالات متحده پیشینه خود را در زمینه انتقال حساسترین فناوریهای چرخه سوخت نقض خواهد کرد. برنامه هستهای عربستان، اگر اجازه غنیسازی را داشته باشد، روسیه و چین را به ارائه قابلیتهای مشابه به شرکای خود دعوت خواهد کرد و اجماع شکنندهای که گسترش مواد قابل استفاده در تسلیحات را محدود کرده است، از بین خواهد رفت. حتی تحت کنترل عملیاتی ایالات متحده، یک کارخانه غنیسازی عربستان خطراتی از قبیل جاسوسی، ملیسازی یا انحراف را به همراه دارد که هیچ رژیم بازرسی نمیتواند بهطور کامل آنها را از بین ببرد.
توافق کنونی بهطور گزارششده شامل یک مطالعه دو ساله برای ساخت چنین تأسیساتی است، که این گام به ریاض یک پایگاه فناوری میدهد که مدتها به دنبالش بوده است. عربستان سعودی از امضای پروتکل اضافی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) خودداری کرده، حقوق پرواز بر فراز واشنگتن را در طول کمپین ایران رد کرده و توافق دفاع مشترک با ترکیه و پاکستان امضا کرده است. این سیگنالها احتیاط را توصیه میکنند، نه امتیازات هستهای بیسابقه. بنابراین، برنامه هستهای عربستان باید قبل از ارائه به کنگره دوباره مذاکره شود. مسیر بهتر، راکتورها، تأمین سوخت و همکاری تجاری بدون غنیسازی در خاک عربستان است، که استاندارد طلایی را که قبلاً توسط امارات متحده عربی پذیرفته شده، حفظ میکند.
چرا برنامه هستهای عربستان پیشینه را نقض میکند
پس از سالها دیپلماسی فشرده در دهه 1990، ایالات متحده سرانجام روسیه و چین را متقاعد کرد که انتقالهای بیشتر فناوریهای حساس غنیسازی اورانیوم و پردازش پلوتونیوم به کشورهایی مانند ایران و پاکستان را متوقف کنند. این قابلیتهای دو منظوره میتوانند هم تسلیحات هستهای و هم راکتورهای هستهای صلحآمیز را تأمین کنند. بدین ترتیب، واشنگتن اجماعی شکننده ایجاد کرد که این فناوریها به سادگی برای گسترش بسیار خطرناک هستند.
یک نسل بعد، خود آمریکا آماده است تا آن پیشینه به سختی به دست آمده را با مجوز دادن به یک کارخانه غنیسازی اورانیوم در خاک عربستان سعودی بشکند. آنچه که در پی خواهد آمد قابل پیشبینی است: مسکو و پکن، که دیگر تحت تأثیر الگوی آمریکایی قرار ندارند، شروع به رقابت برای ارائه غنیسازی و بازفرآوری به مشتریان بالقوه به عنوان مشوقهایی در معاملات هستهای تجاری خود خواهند کرد. مانع به دقت ساخته شده در برابر گسترش سوخت تسلیحات هستهای فرو خواهد ریخت و چندین کشور جدید به دستیابی به بمب نزدیکتر خواهند شد.

ریسکهای غنیسازی: ملیسازی و سرقت
این ریسکی است که به طور گزارش شده در توافق همکاری هستهای کنونی آمریکا و عربستان سعودی نهفته است—یک “توافق 123” تحت بخش 123 قانون انرژی اتمی ایالات متحده (AEA) که شرایط همکاری هستهای خارجی را تعیین میکند. این توافق یا توافقهای جانبی همراه به طور گزارش شده نیاز به یک مطالعه مشترک دو ساله دارد تا مشخص شود آیا ایالات متحده باید یک کارخانه غنیسازی در عربستان سعودی بسازد و اداره کند.
باز کردن در به روی غنیسازی در پادشاهی—حتی تحت کنترل عملیاتی آمریکا—چندین دهه سیاست عمدی ایالات متحده در برابر گسترش فناوریهای حساس چرخه سوخت را از بین خواهد برد. رئیسجمهور دونالد ترامپ میتواند اهداف عدم گسترش ایالات متحده را با تجدید نظر در این توافق قبل از ارائه آن به کنگره در سپتامبر تأمین کند. شرکتهای آمریکایی هنوز میتوانند راکتور بسازند و سوختی که در ایالات متحده ساخته شده است را تأمین کنند، اما خود غنیسازی هرگز نباید از خاک ایالات متحده خارج شود.
عدم گسترش: پیشینهای به سختی به دست آمده در خطر
سیاست عدم گسترش ایالات متحده کهن به طور تصادفی به وجود نیامده است. پس از توسعه بمب اتمی توسط ایالات متحده در طول جنگ جهانی دوم، کنگره قانون 1946 AEA را برای حفظ یک انحصار هستهای ایالات متحده تصویب کرد. بخش 123 بهروزرسانی 1954 این قانون، که برنامه اتمهای صلح ایالات متحده را راهاندازی کرد، انتقال فناوریها، تأسیسات و مواد ایالات متحده به شرکای خارجی را مجاز دانست، به شرطی که آنها تضمین کنند که این کمکها برای مقاصد تسلیحات هستهای استفاده نخواهد شد.
سپس آزمایش هستهای هند در سال ۱۹۷۴، که با مواد و فناوری بهدستآمده تحت عناوین استفاده صلحآمیز انجام شد، کشورهای کلیدی تأمینکننده هستهای را شوکه کرد. برای تشدید کنترلهای صادراتی، ایالات متحده و متحدانش از چارچوب کمیته زنگر، که در سال ۱۹۷۱ برای حمایت از پیمان عدم گسترش هستهای (NPT) تشکیل شده بود، استفاده کردند و گروه تأمینکنندگان هستهای (NSG) را در سال ۱۹۷۵ تأسیس کردند. “فهرست محرک” کمیته زنگر، که در سال ۱۹۷۴ نهایی شد، و دستورالعملهای NSG، که در سال ۱۹۷۸ منتشر شد، محدودیتهای سختی بر انتقال تجهیزات غنیسازی و بازفرآوری وضع کردند، زیرا این تجهیزات در قلب هر دو رآکتور غیرنظامی و سلاحهای هستهای قرار دارند.
قانون عدم گسترش هستهای ایالات متحده در سال ۱۹۷۸ همچنین قانون انرژی اتمی (AEA) را با الزام به معیارهای قویتر عدم گسترش برای انتقال فناوری، تأسیسات و مواد هستهای ایالات متحده اصلاح کرد. اکنون توافقنامههای ۱۲۳ باید شامل، به عنوان مثال، ارزیابی عدم گسترش وزارت امور خارجه، رضایت قبلی ایالات متحده برای کشوری که به دنبال غنیسازی یا بازفرآوری است، و بررسیهای سختگیرانه کنگره باشد.
دولتهای متوالی ایالات متحده این رویکرد را با امتناع مداوم از به اشتراکگذاری این فناوریها، حتی با متحدان نزدیک، تقویت کردند. نتیجه این است که تنها پنج کشور غیرهستهای امروز دارای قابلیتهای غنیسازی یا بازفرآوری هستند—که از شش کشور پس از حذف قابلیتهای ایران توسط ایالات متحده و اسرائیل از طریق نیروی نظامی در ژوئن ۲۰۲۵ کاهش یافته است. ایالات متحده عدم گسترش را به عنوان یک ضرورت استراتژیک، نه یک مزاحمت تجاری، تلقی کرده است.
برنامه هستهای سعودی محدودیتهای منطقهای را کاهش میدهد
اجازه دادن به یک کارخانه غنیسازی ساختهشده توسط ایالات متحده در عربستان سعودی—حتی اگر تحت شرایط “جعبه سیاه” (محدودیتهای دسترسی مقامات سعودی به فناوریهای زیرین) اداره شود—بنابراین آن پیشینه را شکسته خواهد کرد.
اگر ایالات متحده سانتریفیوژها را در خاک سعودی قرار دهد، خطرات جاسوسی، نشت فناوری یا تصرف نهایی به راحتی قابل نادیده گرفتن نخواهد بود. تصور کردن تنشها در خلیج فارس دشوار نیست، با این فرض که ریاض تأسیسات را ملیسازی کند یا به آرامی دانش را به یک برنامه موازی منتقل کند—دقیقاً همانطور که AQ خان، پدر برنامه سلاحهای هستهای پاکستان، پس از بهدستآوردن تخصص حیاتی در یک کارخانه غنیسازی هلندی در دهه ۱۹۷۰ انجام داد.
یک رئیسجمهور آینده آمریکا ممکن است با انتخابی غیرممکن مواجه شود: تحمل یک کشور آستانه هستهای جدید در ناپایدارترین منطقه جهان، یا دستور حمله نظامی به زیرساختهایی که خود ایالات متحده به ایجاد آن کمک کرده است. ملیسازی شرکت نفتی آرامکو متعلق به آمریکا توسط عربستان سعودی در سال ۱۹۸۰ نشان میدهد که چگونه تضمینهای قراردادی میتوانند زمانی که اولویتهای ملی تغییر میکنند، از بین بروند.
با یا بدون نشت فناوری یا ملیسازی، تنها پیشینه آمریکا-عربستان میتواند فاجعهبار باشد. سایر بازیگران منطقهای—ترکیه، مصر، قطر و عمان—خواهان رفتار برابر خواهند بود، همانطور که امارات متحده عربی (UAE) نیز که حق بازنگری در تعهد خود در توافق ۱۲۳ آمریکا-امارات برای چشمپوشی از غنیسازی و بازفرآوری را در صورت اعطای این قابلیت به جای دیگری حفظ میکند، خواهان چنین چیزی خواهد بود. مانع بهدقت ساختهشده در برابر گسترش فناوری تولید سوخت به دست خود ایالات متحده فرو خواهد ریخت.

چرا حضور آمریکا در تأسیسات هستهای عربستان کافی نیست
دولت ترامپ ادعا کرده است که یک توافق حفاظتی دوجانبه آمریکا-عربستان با حقوق بازرسی آمریکا، وسوسههای گسترش هستهای ریاض را مهار خواهد کرد. با این حال، حتی بازرسیهای مداخلهجویانه نیز بدون اراده سیاسی محدودیتهایی دارند.
در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، ایالات متحده حقوق بازرسی هستهای گستردهای در تایوان حفظ کرد، از جمله دسترسی نامحدود به تأسیسات هستهای تحت یک توافق دوجانبه مخفی به همراه نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA). آن بازرسیها (که با تلاشهای جاسوسی قوی آمریکا پشتیبانی میشد) به شناسایی کارهای مشکوک بازفرآوری و مرتبط با سلاحهای هستهای کمک کرد. با این حال، تنها شناسایی کافی نبود. تنها فشار سیاسی و امنیتی پایدار آمریکا—تهدید به قطع حمایت نظامی و همکاری هستهای که بقای تایپه به آن وابسته بود—در نهایت برنامه را به توقف واداشت.
این درجه از نفوذ ممکن است با عربستان سعودی وجود نداشته باشد. ولیعهد محمد بن سلمان در سال ۲۰۱۸ و دوباره در سال ۲۰۲۳ بهطور علنی تهدید کرد که اگر ایران سلاحهای هستهای بسازد، پادشاهی نیز این کار را خواهد کرد. اگر ریاض مصمم به دنبال کردن گزینه تسلیحاتی باشد، تضمینهای دوجانبه—یا حتی حضور آمریکاییها در یک تأسیسات در خاک خود—نمیتواند تضمینکننده خودداری باشد. یک نشانه نگرانکننده این است که عربستان سعودی از امضای سختترین توافق بازرسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پروتکل اضافی، که ۱۴۶ کشور آن را پذیرفتهاند، خودداری کرده است. این پروتکل به آژانس بینالمللی انرژی اتمی حقوق دسترسی به تأسیسات غیر اعلام شده و مشکوک را میدهد. توافقنامه تضمینهای دوجانبه مورد نظر آمریکا و عربستان بعید است که به چنین مکانهایی گسترش یابد.
عربستان سعودی همچنین خود را بهعنوان یک شریک قابل اعتماد در مسائل استراتژیک گستردهتری که برای واشنگتن مهم است، نشان نداده است. ریاض از پیوستن به توافقات ابراهیم و عادیسازی روابط با اسرائیل خودداری کرده و این را مشروط به پیشرفت غیرقابل برگشت به سمت یک دولت فلسطینی کرده است. امضای توافقنامه دفاع مشترک مکه با ترکیه و پاکستان در ۷ اوت، تمایل به تنوعبخشی به ترتیبات امنیتی خود فراتر از چتر آمریکا را بیشتر نشان میدهد. همچنین در ماه مه، حقوق پروازهای آمریکایی را در حین عملیات نظامی آمریکا علیه ایران و عملیات اسکورت دریایی در تنگه هرمز رد کرد—این اقدامات علیه اعطای امتیازات هستهای بیسابقه به پادشاهی هشدار میدهد که حتی متحدان دائمی آمریکا نیز هرگز دریافت نکردهاند.
توهم کمک روسی یا چینی
حامیان توافق آمریکا و عربستان استدلال میکنند که رد غنیسازی به سادگی عربستان سعودی را به آغوش روسیه یا چین خواهد راند. این یک توهم است. هیچیک از این کشورها فناوری غنیسازی یا بازفرآوری را به ریاض پیشنهاد نکردهاند و هر دو از اواخر دهه ۱۹۹۰ در انتقال قابلیتهای حساس چرخه سوخت احتیاط قابل توجهی به خرج دادهاند—دقیقاً به دلیل هنجارهایی که واشنگتن به سختی برای ایجاد آن تلاش کرده است. مسکو و پکن، که به دلیل کمکهای قبلی خود به برنامههای هستهای ایران و پاکستان تحت نظارت قرار دارند، در حالی که به طرق جدی دیگری واشنگتن را تضعیف میکنند، در عوض بر مزیت تجاری نسبت به ایجاد رقبای جدید در چرخه سوخت اولویت دادهاند.
ترک خودداری طولانیمدت آمریکا احتمالاً بیشتر آنها را تشویق خواهد کرد که به شرکای خود با همان فناوریها تسلیح کنند و گسترش جهانی را تسریع کنند به جای اینکه آن را مهار کنند.
مسیر بهتر: بدون غنیسازی، کمک هستهای قوی آمریکایی
مدل برتری وجود دارد. در سال 2009، ایالات متحده “استاندارد طلایی” توافقنامههای همکاری هستهای خود را با امارات متحده عربی برقرار کرد که به طور دائمی غنیسازی و بازفرآوری را رد کرد و در عین حال برنامهای قوی برای انرژی هستهای غیرنظامی ایجاد کرد. واشنگتن باید آن استاندارد را حفظ کند، به ویژه پس از خنثیسازی ظرفیت غنیسازی ایران، زیرا حفظ ممنوعیت منطقهای بر قابلیتهای جدید غنیسازی و بازفرآوری، پیگیری منطقی است. ارائه رآکتورهای هستهای ساخته شده یا حمایت شده توسط ایالات متحده به عربستان سعودی، کمکهای چرخه سوخت بدون غنیسازی و تأمین سوخت قابل اعتماد، اهداف انرژی ریاض را بدون دادن وسایل تولید مواد قابل استفاده در تسلیحات محقق میکند.

کنگره باید استاندارد طلایی را درخواست کند
زمانی که کنگره در سپتامبر بازگردد، دولت نباید فقط توافق موجود را برای بررسی قانونی ارسال کند. در عوض، رئیسجمهور ترامپ باید مذاکرات را از سر بگیرد و دو شرط غیرقابل مذاکره را تأمین کند: پذیرش عربستان سعودی از ممنوعیت استاندارد طلایی بر غنیسازی و بازفرآوری و امضای عربستان سعودی و اجرای پروتکل اضافی آژانس بینالمللی انرژی اتمی.
در عوض، ایالات متحده میتواند شراکت تجاری کامل—و حتی یارانهای—را ارائه دهد: رآکتورها، آموزش، تخصص ایمنی و تأمین سوخت مطمئن که در خاک آمریکا تولید میشود. حتی میتواند به سهم مالی عربستان سعودی در یک تأسیسات غنیسازی ایالات متحده که در خاک ایالات متحده ساخته شده است، همانطور که با کره جنوبی انجام داده، فکر کند، بدون اینکه به ریاض دسترسی به خود فناوری داده شود. علاقه پادشاهی به ادامه کمکهای نظامی ایالات متحده، همکاریهای اطلاعاتی و سیستمهای تسلیحاتی پیشرفته، اهرم لازم را فراهم میکند. اگر این شرایط را رد کند و به جای آن به دنبال قابلیتهای تولید سوخت هستهای برود، آن مزایای گستردهتر باید در معرض خطر قرار گیرد.
حفظ دههها سیاست عدم گسترش، سختگیری نیست؛ بلکه دوراندیشی صحیح است. در یک خاورمیانه پرتنش که حذف برنامه غنیسازی ایران را جذب میکند، ایالات متحده نباید کشوری باشد که حساسترین فناوریهای گسترش را دوباره به منطقه معرفی کند.
ایالات متحده باید توافق عربستان را دوباره مذاکره کند، استاندارد طلایی و پروتکل اضافی را درخواست کند و غنیسازی را در خاک ایالات متحده حفظ کند. این تنها رویکردی است که با منافع آمریکایی، ثبات منطقهای و درسهای دقیق عصر هستهای سازگار است.

