ظهور گنبد طلایی به عنوان یک معماری دفاعی میهنی، تغییر عمدهای در نحوه تفکر واشنگتن درباره بازدارندگی ایجاد میکند. برای دههها، تنها پاسخ هستهای به عنوان کافی برای حفاظت از ایالات متحده قارهای در برابر حمله خارجی تلقی میشد. این فرض دیگر معتبر نیست. دشمنان اکنون موشکهای بالستیک متعارف، هایپرصوت و کروز را به کار میگیرند که قادر به هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی بدون عبور از آستانه هستهای هستند. گنبد طلایی برای بستن این آسیبپذیری طراحی شده است و با ایجاد حسگرها و رهگیرهای لایهای در زمین، دریا، هوا و فضا عمل میکند. هدف آن جایگزینی بازدارندگی هستهای نیست، بلکه جلوگیری از حمله متعارف موج اول است که میتواند سیستمهای فرماندهی را مختل کرده و تحرک نظامی را به تأخیر بیندازد.
منتقدان ادعا میکنند که این برنامه غیرقابل تأمین مالی و از نظر استراتژیک بیثباتکننده است، اما برآوردهای هزینه فعلی به معماری متمرکز ۱۸۵ میلیارد دلاری تا اواسط دهه ۲۰۳۰ اشاره دارد که بسیار کمتر از ارقام تریلیون دلاری در گزارشهای اخیر است. گنبد طلایی همچنین به یک مشکل عمیقتر پاسخ میدهد: آسیبپذیری آمریکا در برابر حملات غیرهستهای اکنون به اجبار دعوت میکند. با افزایش هزینه و عدم قطعیت هر حمله، این سیستم هدفش بازگرداندن ثبات است. بحث دیگر این نیست که آیا دفاع موشکی میهنی مطلوب است، بلکه این است که آیا کنگره به اندازه کافی پیشبینیپذیر آن را تأمین مالی خواهد کرد تا قابلیت اولیه را تا سال ۲۰۲۸ ارائه دهد.
چرا گنبد طلایی اکنون؟
گزارشهای اخیر در هفته گذشته نشان میدهد که سیستم دفاع موشکی گنبد طلایی بیش از ۱ تریلیون دلار هزینه خواهد داشت و کارایی آن مورد سؤال است. هر دو موضع نادرست هستند. برآوردهای هزینه اخیر منعکسکننده معماری واقعی برنامه گنبد طلایی نیست. استدلالی که میگوید گنبد طلایی بازدارندگی هستهای را به خطر میاندازد و به این ترتیب ثبات استراتژیک را تضعیف میکند، تهدیدات فوقالعاده جدیدی را که نه تنها توسط پهپادها بلکه حتی مهمتر از آن، توسط سیستمهای موشکی بالستیک، هایپرصوت و کروز که قادر به حمل بارهای غیرهستهای به زیرساختها و اهداف حیاتی در ایالات متحده هستند، به طور کامل درک نمیکند.
ثبات استراتژیک در حال کاهش است. خطر شکست بازدارندگی روز به روز در حال افزایش است. دو اقیانوس و کشورهای دوستانه در شمال و جنوب دیگر آنچه را که زمانی به عنوان پناهگاه آمریکای شمالی در نظر گرفته میشد، تأمین نمیکنند. کشور ما روزانه با حملات در حوزه سایبری و فضای اطلاعاتی مواجه است که اغلب به دنبال شعلهور کردن آتش اختلافات داخلی است. در حالی که امروز توجه زیادی به پهپادها معطوف شده است، چین، روسیه و دیگر کشورها، مانند کره شمالی، به طور مداوم موشکهای بالستیک، هایپرصوت و کروز با قابلیتهای بالا را نیز به کار گرفتهاند. این موشکها میتوانند بارهای متعارف و هستهای را حمل کنند.
تهدیدات موشکی جدید فرضیات قدیمی را از بین میبرد
این سلاحها میتوانند از فضا، هوا، زمین، دریا و زیر دریا شلیک شوند. آنها میتوانند سرزمین آمریکای شمالی و همچنین کشورهای همپیمان اروپایی و آسیایی را در معرض خطر قرار دهند. حتی بازیگران سرکش مانند حوثیها نیز به لطف ایران موشکهای متعارف قابل توجهی را به کار گرفتهاند. به مدت چند دهه، واشنگتن تقریباً به طور انحصاری به تلافی هستهای برای بازدارندگی مسکو و پکن تکیه کرده بود. برای تهدیدات کره شمالی و ایران، سیاست ایالات متحده تنها به ارائه دفاع موشکی محدود اکتفا کرده بود.
امروز، ایالات متحده با آنچه که به یک شکاف استراتژیک موشکی تبدیل شده است، مواجه است. مجموعهای از سیستمهای متعارف مدرن و تهاجمی، چه جنبشی و چه غیرجنبشی، اکنون بیش از حد قادرند—بدون استفاده از سلاحهای هستهای—سیستم پاسخ فرمان ملی واشنگتن را مختل کرده و زیرساختهای حیاتی ایالات متحده را به شدت آسیبپذیر کنند. برای بازدارندگی چنین حملاتی به سرزمین اصلی، ایالات متحده باید «گنبد طلایی برای آمریکا» را به کار گیرد—یک معماری دفاع هوایی و موشکی لایهای و یکپارچه که برای مقابله با این تهدیدات جدید متعارف طراحی شده است.
آیا تلافی هستهای به تنهایی میتواند بازدارنده باشد؟
بازدارندگی هستهای به عنوان پایهای برای دفاع از میهن همچنان ضروری است. با این حال، گزینههای استراتژیک نظامی ایالات متحده امروز به شدت به سمت بازدارندگی از طریق تلافی هستهای انبوه متمایل شدهاند. گنبد طلایی با تقویت بازدارندگی در برابر حملات متعارف موج اول از طریق انکار دفاع، به بازدارندگی هستهای ایالات متحده کمک خواهد کرد. بازدارندگی زمانی مؤثر است که یک رقیب به این نتیجه برسد که حملهاش به اهدافش نخواهد رسید یا هزینه آن به مراتب بیشتر از هر سودی خواهد بود. سیستمهای دفاعی گنبد طلایی، همراه با یک برنامه جامع کمپین دفاع از میهن، به طور قاطع به این موضوع رسیدگی خواهند کرد. این سیستم یک سپر چندلایه ایجاد خواهد کرد—حسگرها و مؤثرها، هم کینتیک و هم غیرکینتیک، که از زمین، دریا، هوا و فضا عمل میکنند.
گنبد طلایی انکار دفاع را تقویت میکند
یک رقیب که به هر نوع حمله متعارف (یا هستهای محدود) علیه ایالات متحده فکر میکند، باید به احتمال واقعی این موضوع توجه کند که بسیاری از سلاحهای حملهکنندهاش توسط ترکیبی از سپرهای کینتیک و غیرکینتیک گنبد طلایی خنثی خواهند شد. عدم قطعیتها و پیچیدگیهایی که گنبد طلایی ایجاد میکند، برنامهریزی دشمنان را پیچیدهتر خواهد کرد و ارزش بالقوه هر تهدید موشکی یا پهپادی را کاهش میدهد. گنبد طلایی جایگزین بازدارندگی هستهای نخواهد شد. بلکه، این سیستم یک شکاف استراتژیک خطرناک را که توسط عصر جدید سیستمهای تسلیحاتی متعارف ایجاد شده، پر خواهد کرد.
برخی ادعا میکنند که گنبد طلایی ثبات استراتژیک را با تهدید قابلیت هستهای ضربه دوم یک رقیب تضعیف خواهد کرد و بدین ترتیب به مسابقه تسلیحاتی دامن میزند. این ادعا به دور از حقیقت است. تهاجم زمانی بسیار محتملتر است که یک بازیگر نتواند، یا به عنوان یک بازیگر کمتر قادر در نظر گرفته شود، خود را در برابر طیف وسیعی از تهدیدات، مانند حملات موشکی متعارف یا سایبری، دفاع کند. به نوعی، این همان مسیری است که ایالات متحده امروز در آن قرار دارد. گنبد طلایی برای از بین بردن سلاحهای هستهای یا برای امکانپذیر ساختن یک حمله پیشدستانه ایالات متحده بدون مجازات طراحی نشده است. حتی یک معماری حمله پیشدستانه بسیار مؤثر نیز ریسک باقیماندهای به جا خواهد گذاشت که هیچ رئیسجمهور معقول ایالات متحده آن را به عنوان مبنایی برای تهاجم نمیپذیرد.

شک و تردید رقیب ایجادکننده ثبات استراتژیک
آنچه که گنبد طلایی فراهم میآورد، یک بازدارنده برای سناریوهای محتملتر در دهههای آینده است: حملات محدود متعارف که به هدف ترساندن واشنگتن در زمان بحران انجام میشوند؛ مختل کردن زیرساختهای استراتژیک؛ و ممانعت از توانایی نیروهای ایالات متحده برای اعزام از سرزمین اصلی به منظور حمایت از متحدان. گنبد طلایی به طور چشمگیری هزینه چنین ماجراجوییهایی را افزایش خواهد داد. این برنامه ابزارهای بیشتری به واشنگتن ارائه میدهد تا در شرایط فشار، صلح را حفظ کند. آسیبپذیری امروز در برابر حملات به سبک متعارف، بیثباتی ایجاد میکند و به دشمنان ما دعوتی آشکار برای حمله به سرزمین اصلی با استفاده از ابزارهای غیرهستهای میدهد.
عدم قطعیت در تأمین مالی میتواند برنامه را به خطر بیندازد
گنبد طلایی مقرون به صرفه و قابل دستیابی است. برآورد هزینه فعلی برای یک معماری متمرکز ۱۸۵ میلیارد دلار تا اواسط دهه ۲۰۳۰ است. این رویکرد بر مقرون به صرفگی و مقیاسپذیری اولویت دارد. گنبد طلایی در یک استقرار مرحلهای به کار گرفته خواهد شد که با قابلیتهای زمینی و دریایی گسترشیافته آغاز میشود. در نهایت به حسگرها و رهگیرهای مبتنی بر فضا پیشرفت خواهد کرد. قابلیت عملیاتی اولیه برای سال ۲۰۲۸ پیشبینی شده است و آزمایشهای اخیر بسیار موفقیتآمیز بودهاند. گزینه جایگزین برای گنبد طلایی—ادامه سرمایهگذاری ناکافی در دفاع از سرزمین اصلی در حالی که دشمنان قابلیتهای بیشتری را به کار میگیرند—برای حفاظت از ایالات متحده در این عصر جدید جنگ، گزینهای نیست.
اگرچه گنبد طلایی مقرون به صرفه است و در مسیر دستیابی به قابلیت عملیاتی اولیه تا سال ۲۰۲۸ قرار دارد، موفقیت آن تضمینشده نیست. امروز، گنبد طلایی از طریق فرآیند آشتی تأمین مالی میشود، به این معنی که این برنامه خط بودجه سنتی برای اتکا به آن در صورت احتمال ادامه قطعنامه ندارد. پیشرفت و موفقیت مستمر نیاز به اقدام فوری کنگره برای حذف گنبد طلایی از پیامدهای منفی فرآیند ادامه قطعنامه دارد. گنبد طلایی به تأمین مالی قابل پیشبینی و پایدار از طریق یک برنامه تخصیص مالی چندساله نیاز دارد. همانطور که ژنرال مایک گوتلین در سخنرانی کلیدی خود در سمپوزیوم اخیر دفاع فضایی و موشکی بیان کرد، “اگر آنها این موضوع را حل نکنند، گنبد طلایی وجود نخواهد داشت زیرا تأمین مالی وجود ندارد.”

کنگره باید قابلیت ۲۰۲۸ را تأمین کند
گنبد طلایی غیرقابل نفوذ نخواهد بود. هیچ سیستم دفاعی ایستا هرگز چنین نبوده و احتمالاً هرگز نخواهد بود. با این حال، این سیستم اعتماد دشمن را به هر اعتقادی که بتواند با حمله به میهن اهداف استراتژیک خود را محقق کند، تضعیف خواهد کرد. ایجاد تردید در ذهن دشمن، ثبات استراتژیک و بازدارندگی را برای کشور ما تقویت خواهد کرد. امروز، قابلیت دفاع از میهن قوی—گنبد طلایی—گزینهای نیست؛ بلکه یک ضرورت مطلق است.

