فصل مقدماتی انتخابات دموکراتیک ۲۰۲۶ به آزمونی برای مدل دیرینه بازدارندگی سیاسی کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (AIPAC) تبدیل شده است. نفوذ AIPAC زمانی بر اساس منطقی ساده و خشن استوار بود: به اندازه کافی هزینه کنید تا مخالفان را شکست دهید و چالشگران آینده به طور کلی از مبارزه خودداری خواهند کرد. این منطق اکنون به وضوح در حال شکست است. در چندین رقابت با پروفایل بالا، گروههای همسو با AIPAC مقادیر بیسابقهای هزینه کردند تنها برای اینکه شاهد بقا یا پیروزی نامزدها باشند.
این تغییر به دلیل کمبود منابع مالی نیست؛ نفوذ AIPAC همچنان به طرز فوقالعادهای تأمین مالی میشود. بلکه به دلیل فروپاشی هالهای است که باعث میشد این پول ترسناک به نظر برسد. زمانی که چالشگران ترقیخواه شروع به رقابت علیه دخالت AIPAC به عنوان یک دارایی انتخاباتی میکنند و زمانی که رأیدهندگان در حوزههای کلیدی دموکرات میگویند که تأیید AIPAC احتمال حمایت از یک نامزد را برایشان کمتر میکند، قدرت این گروه از تسلط ساختاری به زمینهای مورد مناقشه تبدیل میشود. فرمول قدیمی سیل کردن حوزهها با هزینههای مستقل هنوز در برخی مکانها کار میکند، اما دیگر نتایج را تضمین نمیکند.
نفوذ AIPAC در حال کاهش است نه به این دلیل که این سازمان هر رقابتی را باخته است، بلکه به این دلیل که در نبردهای قابل مشاهده کافی شکست خورده است تا نامزدها، اهداکنندگان و مشاوران هزینه واقعی عبور از آن را دوباره محاسبه کنند. این بازنگری، بیشتر از هر نتیجه انتخاباتی واحد، آغاز یک دوره سیاسی متفاوت را نشان میدهد.
چرا نفوذ AIPAC در حال کمرنگ شدن است
به مدت نیم قرن، کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (AIPAC) بر اساس یک پیشفرض ساده عمل میکرد: هیچ عضو کنگرهای، در هیچ یک از احزاب، نمیتواند از آن عبور کند. این پیشفرض اکنون در زمان واقعی مورد آزمایش قرار گرفته و بیشتر از آنچه که حکمت متعارف واشنگتن انتظار داشت، در حال شکست است.
نفوذ AIPAC هرگز واقعاً به ایدئولوژی مربوط نبود. این نفوذ به ترس مربوط میشد، فرضیهای تقریباً مکانیکی در میان نامزدها و نمایندگان که پول AIPAC و توانایی آن در بسیج یک پایگاه اهداکننده و داوطلب بهخوبی سازمانیافته میتوانست یک حرفه را به پایان برساند. این ترس منطقی بود تا زمانی که AIPAC به پیروزی ادامه میداد. برای دههها اینگونه بود و از یک لابیگری متواضع به ماشینی تبدیل شد که قادر به هدایت میلیونها دلار به سمت انتخابات مقدماتی از طریق وسایلی مانند پروژه دموکراسی متحد (UDP) بود.
اجماع دوحزبی همیشه شکننده بود
اما طراحی این ماشین به چیزی خاص وابسته بود: اجماع دوحزبی که حمایت از اسرائیل، بر اساس شرایط اسرائیلی، به سادگی موضوعی برای بحثهای سیاسی داخلی مشروع نبود.
این اجماع از مدتها قبل از اکتبر 2023 در حال تضعیف بود. با این حال، جنگ اسرائیل در غزه این شکاف را تسریع کرد، بهویژه در درون حزب دموکرات، جایی که نفوذ AIPAC همیشه بیشتر مورد چالش قرار میگرفت و حفظ آن هزینهبرتر از درون حزب جمهوریخواه بود که دیگر شکاکان داخلی کمی برای نظارت باقی مانده بودند.
هزینهکرد دیگر تضمینی برای پیروزی نیست
آنچه در مورد دوره میانهمدت 2026 قابل توجه است این نیست که AIPAC و گروههای همپیمان آن از هزینهکردن دست کشیدند؛ آنها این کار را نکردند. گزارشهای امسال نشان میدهد که گروههای خارج از AIPAC دهها میلیون دلار به انتخابات مقدماتی دموکراتها سرازیر کردهاند، اغلب از طریق سوپر PACهای مبهم «پاپآپ» که طراحی شدهاند تا منبع پول را تا بعد از رأیگیری پنهان کنند. آنچه تغییر کرده این است که هزینهکرد بهطور فزایندهای نتوانسته به پیروزی تبدیل شود.
در انتخابات مقدماتی مارس ایالت ایلینوی، نامزدهای حمایتشده توسط AIPAC در چندین مسابقه با پروفایل بالا با وجود هزینهکرد بسیار بیشتر از رقبای خود شکست خوردند. این موضوع اهمیت دارد زیرا کل نظریه قدرت AIPAC هرگز واقعاً به متقاعد کردن رأیدهندگان مربوط نبود. این نظریه به بازدارندگی چالشگران و مجازات شدید مخالفان مربوط میشد بهگونهای که نسل بعدی نامزدها جرات نکنند مرزها را آزمایش کنند.
زمانی که این بازدارندگی کار نمیکند—زمانی که نامزدها به هر حال شروع به پیروزی میکنند و بهطور فزایندهای علیه دخالت AIPAC بهعنوان نشانهای از استقلال کمپین میکنند—مدل از هم میپاشد. پول یک سوپر PAC تنها تهدیدی است اگر این تهدید معتبر باشد.
پول سیاه به یک بار مالی تبدیل میشود
اینجا یک تناقض عمیقتر وجود دارد. تغییر رویکرد ایپک به سمت هزینههای پنهان و افشای تأخیری از طریق کمیتههای اقدام سیاسی (PAC) یک پاسخ تاکتیکی به کاهش محبوبیت خود بود، تلاشی برای تأثیرگذاری بر انتخابات بدون اینکه برند ایپک خود را در تبلیغات حمله نشان دهد. اما این تاکتیک به طور فزایندهای به ضرر ایپک تمام شده است، زیرا خبرنگاران توانستهاند پول را به منبع آن ردیابی کنند و “پول تاریک” را از یک سپر به یک داستان تبدیل کنند.
تحقیقکنندگان مخالف و فعالان پیشرو سریعتر و مؤثرتر شدهاند در برقراری این ارتباط قبل از روز انتخابات، و رأیدهندگان، بهویژه رأیدهندگان جوانتر همراستا با دموکراتها، با مجازات کردن نامزدها واکنش نشان دادهاند زمانی که ارتباط با ایپک عمومی میشود.
نظرسنجیهای اوایل امسال آموزنده است: در میشیگان، اکثریت رأیدهندگان اولیه دموکرات و سهم قابل توجهی از دموکراتهای یهودی زیر ۳۵ سال در سطح ملی بهطور خاص میگویند که تأیید ایپک باعث میشود کمتر به حمایت از یک نامزد تمایل داشته باشند، نه بیشتر. سازمانی که نفوذ آن به تأییدیهاش به عنوان یک دارایی وابسته است، با یک مشکل جدی مواجه است زمانی که برای بخش بزرگی و در حال رشد از پایگاه خود در حزب، آن تأییدیه به یک بار اضافی تبدیل شده است که باید انکار یا توجیه شود.
ظهور یک وزن مالی متقابل
ایپک اکنون با چیزی مواجه است که به ندرت مجبور به مقابله جدی با آن بوده است: یک وزن مالی سازمانیافته. گروههای جدیدی که بهطور خاص برای خنثیسازی هزینههای اولیه ایپک تشکیل شدهاند، نامزدهایی را معرفی میکنند که بهطور علنی بر رد پول لابی و پیشفرضهای سیاست خارجی آن تأکید میکنند و شروع به کسب پیروزیهای خود کردهاند، با تأمین مالی در محدوده دهها میلیون دلار به جای دهها میلیون دلار ایپک، اما به اندازهای که رقابتها را به جای پیشبینیشده، رقابتی کند.
معادل لابیگری از نابودی متقابل، قدرت ایپک را از بین نمیبرد، اما چیزی تقریباً به همان اندازه مهم انجام میدهد: این قدرت را قابل چالش میسازد، که وضعیتی است که ایپک دههها تلاش کرده است از آن اجتناب کند.
در بیشتر دو دوره گذشته، فرمول به نظر قابل اعتماد میرسید: کمیته سیاسی فوقالعاده AIPAC، پروژه دموکراسی متحد، یک منطقه را با هزینههای مستقل پر میکند و کاندیدایی که با آن مخالف است، شکست میخورد. جمال باومن (D-NY) و کوری بوش (D-MO) این را به سختی در سال 2024 یاد گرفتند. اما انتخابات مقدماتی میاندورهای 2026 داستانی پیچیدهتر را روایت کرد: AIPAC هنوز در بسیاری از رقابتها پیروز شد و همچنان از همه در اتاق بیشتر هزینه کرد، اما در چندین رقابت با پروفایل بالا، پول نتوانست نتیجه را رقم بزند.
انتخابات مقدماتی سنا در میشیگان، رقابت اصلی این دوره بود. UDP حدود 30.6 میلیون دلار صرف تلاش برای شکست مدافع بهداشت عمومی پیشرو، عبدال السعید و انتخاب نماینده هالی استیونز (D-MI) در انتخابات مقدماتی سنا دموکراتهای میشیگان کرد، که بزرگترین مبلغی است که شبکه AIPAC تاکنون در یک رقابت واحد هزینه کرده است. مجموع هزینهها در این انتخابات مقدماتی برای استیونز با احتساب گروههای دیگر به بیش از 60 میلیون دلار رسید.
السعید با این حال پیروز شد و با حدود یک درصد اختلاف، استیونز را شکست داد، در رقابتی که بیش از 12 ساعت پس از بسته شدن آرا طول کشید تا نتیجه اعلام شود. پوشش خبری در آن زمان آن را یکی از بزرگترین شکستهای عملیات AIPAC در این دوره توصیف کرد. این کمپین هزینهبر نهرقمی بهطور نزدیک به موفقیت رسید اما در نهایت نتوانست به اندازه کافی رأی جلب کند.
کاهش جذابیت نفوذ AIPAC
در انتخابات مقدماتی دموکراتها در انتخابات ویژه حوزه 11 نیوجرسی برای پر کردن صندلی قبلی میکی شرل، AIPAC 2.3 میلیون دلار صرف حمله به تام مالینوفسکی، نماینده سابق کنگره کرد، که خود را بهعنوان یک میانهرو “طرفدار اسرائیل” توصیف کرده بود و قبلاً از حمایت AIPAC در رقابتهای گذشته برخوردار بود.
این هزینهها بهطور فعال رقابت را به سمت آنالیلیا مژیا (D-NJ) که یک پیشرو همراستا با برنی سندرز است و به شدت از رفتار اسرائیل در غزه انتقاد کرده، سوق داد. مژیا با حاشیهای بسیار کم پیروز شد؛ حدود 1,100 رأی او را از مالینوفسکی جدا کرد.
در حوزه 1 کنتیکت، نماینده جان لارسن (D-CT) که در طول دوره حدود 120,000 دلار کمک مالی مرتبط با AIPAC دریافت کرده بود، با اختلاف زیادی، 53 درصد به 34 درصد، در انتخابات مقدماتی به لوک برونین، شهردار سابق هارتفورد، باخت. این رقابت بهدلیل میلیونها دلار هزینههای خارجی تصمیمگیری نشد؛ بلکه بیشتر بهنظر میرسد که ارتباط با AIPAC بهسادگی برای جبران نارضایتی گستردهتر از کاندیدا کافی نبوده است.
در حوزه سیزدهم میشیگان، نماینده شری ثانیدار (D-MI)، که از حمایت از قطعنامهای که اسرائیل را به عنوان یک “کشور آپارتاید” معرفی میکرد به یکی از حامیان قابل مشاهده AIPAC در کنگره تبدیل شده بود، به همراه سفری که با هزینه AIPAC به اسرائیل داشت، کرسی خود را به قانونگذار ایالتی دوناوان مککینی باخت.
این مورد کمی با موارد دیگر متفاوت بود: AIPAC در این دوره هزینههای عمدهای برای دفاع از ثانیدار صرف نکرده بود، بنابراین تحلیلگران با احتیاط آن را “باختی غیرقابل قبول برای AIPAC” نامیدند و نه تکرار ساده الگوی باومن/بوش. با این حال، ثانیدار به شدت از جیب خود بیشتر از مککینی هزینه کرد؛ او ۵ میلیون دلار نقد در دست داشت در مقابل ۱۴۲,۸۵۳ دلار مککینی و در نهایت باخت، ۴۸.۱ درصد به ۵۱.۹ درصد.
آنچه در این انتخابات به نظر میرسد ثابت است این است که ارتباط AIPAC در انتخابات مقدماتی دموکراتها به منطقهای چالشبرانگیزتر تبدیل شده است نسبت به یک یا دو دوره پیش؛ چندین استراتژیست دموکرات و حتی برخی از نامزدهای سابقاً همراستا با AIPAC شروع به توصیف هزینههای این گروه به عنوان یک بار به جای یک دارایی در برخی حوزهها کردهاند.

نوشتن وصیتنامه AIPAC به طور زودهنگام اشتباه خواهد بود. این گروه، با فاصلهای زیاد، بهترین تأمین مالی و سازماندهی شدهترین عملیات سیاسی حامی اسرائیل در کشور باقی مانده است.
روابط آن با جمهوریخواهان عمدتاً بدون تغییر باقی مانده است، زیرا حزب جمهوریخواه از نارضایتی داخلی که دموکراتها را دچار آشفتگی کرده، برخوردار نیست. و انتخابات عمومی، جایی که نامزدهای دموکرات حمایت شده توسط AIPAC معمولاً بدون توجه به جنجالهای مقدماتی به پیروزی میرسند، محیطی متفاوت از انتخابات مقدماتی است که در آن برند AIPAC به سم تبدیل شده است. یک دوره بد در ایلینوی همانند فروپاشی ساختاری نیست.
آنچه واقعاً در حال فرسایش است، حساب بانکی AIPAC نیست. این فرض است که برای یک نسل توسط نامزدها، مشاوران و خبرنگاران به اشتراک گذاشته شده است که عبور از AIPAC به سادگی غیرقابل تحمل بود. این فرض اکنون به اندازه کافی به وضوح نادرست است که سیاستمداران بلندپرواز در حال تنظیم مجدد مدلهای ریسک خود در زمان واقعی هستند.
یک گروه ذینفع که قدرت آن بر اساس هالهای از شکستناپذیری استوار بود، نیازی به باختن هر نبرد ندارد تا آن چیزی را که آن را قدرتمند میساخت، از دست بدهد. تنها کافی است که باختهای قابل مشاهده کافی و نامزدهای کافی که مایل به رقابت با آن و پیروزی هستند، وجود داشته باشد تا آن هاله خود به خود از بین برود.
این فرآیند در حال انجام است. اینکه آیا این روند به کاهش واقعی منجر میشود یا به AIPAC که کمتر غالب و در عین حال متعادلتر شده است، سؤال باز چند دوره انتخاباتی آینده است، نه این دوره.

