امارات متحده عربی به مهمترین گره خارجی در ساختار مالی ایران تبدیل شده است و آخرین تحریمهای امارات که در تاریخ ۱۹ اوت اعلام شد، نشاندهنده شناسایی دیرهنگام واشنگتن از این وابستگی است. وزیر خزانهداری اسکات بسنت، عملیات اقتصادی طرد شده را به عنوان یک تشدید بیسابقه توصیف کرده است، با این حال ایران در حال حاضر تحت برخی از سنگینترین محدودیتهای جهان قرار دارد.
آنچه کمپین جدید را متمایز میکند، تمرکز آن بر مناطق آزاد دبی، شرکتهای صوری و شبکههای بانکی سایه است که میلیاردها دلار از درآمد نفتی ایران را به سمت چین و نمایندگان شبهنظامی منتقل میکنند. نهادهای مرتبط با امارات، ۳۵۳ نامگذاری خزانهداری ایالات متحده را به خود اختصاص دادهاند که تقریباً یک چهارم از تمام فهرستهای مرتبط با ایران در سطح جهانی است. وضعیت امارات به عنوان یک مرکز ترانزیت و دروازه مالی، آن را برای اقتصاد مقاومتی تهران ضروری کرده است. پس از ماهها حملات موشکی و پهپادی، ابوظبی تجارت دوجانبه را متوقف کرده است، اما تحلیلگران هشدار میدهند که متوقف کردن تجارت قانونی، ساختارهای مالی غیرقانونی را از بین نخواهد برد. بنابراین، تحریمهای امارات فشار فوقالعادهای بر نهادهای نظارتی امارات وارد میکند تا علیه شرکتهای جبههای و صرافیهایی که به فرار از تحریمهای ایران کمک میکنند، اقدام کنند.
چرا تحریمهای امارات اهمیت دارند
در تاریخ ۱۹ اوت، دو روز پس از اعلام اینکه یادداشت تفاهم ایالات متحده با ایران تمدید نخواهد شد، رئیسجمهور ترامپ هشدار داد که دولت او تحریمهای جدیدی علیه شبکههای مالی این کشور به ارزش “روز D اقتصادی” اعمال خواهد کرد. ایران در حال حاضر یکی از بیشترین تحریمشدهترین کشورهای جهان است، بنابراین تهدید به تحریمهای “بیسابقه” ممکن است بیمعنا به نظر برسد. و اگرچه وزیر خزانهداری اسکات بسنت نیز تهدید کرد که “تمام قدرت” دولت ایالات متحده را علیه هر کشوری که به تجارت با ایران ادامه دهد، به کار خواهد گرفت، این رویکرد ممکن است ایالات متحده را بیشتر در تضاد با بسیاری از کشورهای دیگر، از جمله چین، قرار دهد.
با این حال، یک کشور نقش بسیار بزرگی در تسهیل فعالیتهای قابل تحریم ایران ایفا میکند که فشار (و راهنمایی) اضافی ایالات متحده میتواند تفاوت زیادی ایجاد کند: امارات متحده عربی. بسن و دپارتمان او امروز در مورد این مشکل صحبت کردند و امارات را در بیانیههایی که عملیات جدیداً نامگذاری شده “عملیات طرد اقتصادی” را تشریح میکرد، ذکر کردند و نامگذاریهای جدیدی علیه چندین نهاد مستقر در امارات صادر کردند. با این حال، نیاز به اقداماتی فراتر از تحریمهای خشن است، همانطور که بسن اشاره کرد و گفت که رئیسجمهور ترامپ بهطور شخصی با رهبران جهان در مورد قطع روابط مالیشان با تهران تماس خواهد گرفت.

چرا امارات؟
امارات مدتهاست که یک مرکز حیاتی برای ترانزیت و تأمین مالی غیرقانونی برای ایران بوده است. در طول سالها، ایالات متحده ۳۵۳ نهاد مرتبط با امارات را به دلیل رفتار مالی غیرقانونی مرتبط با ایران تحریم کرده است که تقریباً یکچهارم از مجموع تحریمهای مرتبط با ایران در سطح جهانی واشنگتن را تشکیل میدهد. تنها چین با ۴۶۹ نهاد تحریمشده از امارات پیشی میگیرد، اگرچه این دو عدد بهطور نزدیک به هم مرتبط هستند زیرا بسیاری از نهادهای مرتبط با امارات خدمات بانکی سایه یا ترانزیت برای نهادهای چینی ارائه میدهند.
در سال گذشته، وزارت خزانهداری حداقل ۱۵۴ نهاد مستقر در امارات را به دلیل چنین فعالیتهایی تحریم کرده است. در ماه مارس، در آستانه جنگ، ارزیابی شد که ایران بهقدری به این مرکز غیرقانونی وابسته است که رئیسجمهور ترامپ گفت امارات “مانند بانکدار ایران” است.
آیا یک توقف تجارت کافی است؟
اما امروز، پس از ماهها عملیات نظامی و اثرات جانبی، به نظر میرسد امارات آماده است کاری انجام دهد که هیچ اقدام تحریمی یا دیپلماتیکی قبلاً قادر به انجام آن نبوده است: قطع روابط مالی خود با ایران. امارات در طول این درگیری بیشتر از هر کشور دیگری مورد حمله قرار گرفته است – در مجموع، بیش از ۵۳۰ موشک بالستیک، ۲۶ موشک کروز و ۲۲۰۰ پهپاد.
تقریباً بیست کشتی وابسته به شرکت ملی نفت ابوظبی نیز هدف قرار گرفتهاند. و تنها هفته گذشته، مقامات اماراتی دو موشک شلیک شده به سمت امارات را شناسایی کردند که به سمت “ترافیک دریایی” هدفگیری شده بودند—اولین حملات ایرانی به این کشور از زمان حمله ۴ مه به بندر الفجیره. با این حال، حتی در اوایل آوریل، مشاور ارشد اماراتی، انور قرقاش، بهطور علنی اشاره کرد که امارات با “بازنگری مهمی” در روابط خود با ایران مواجه است. “قسمت اول این است که این تجاوز وحشیانه و از پیش برنامهریزی شده تهدیدی حیاتی برای دهههای آینده به شمار میآید. قسمت دوم این است که سیاستهای مهار ما نیز شکست خوردهاند.”
توقف تجارت کافی نیست
پس از آخرین حمله موشکی، اعلام “روز D اقتصادی” رئیسجمهور ترامپ و تماس بین مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، و مشاور امنیت ملی امارات، طحون بن زاید، امارات در تاریخ ۱۹ اوت اعلام کرد که “تمام تجارت، مبادلات تجاری و معاملات مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف شده است.” متوقف کردن تجارت مهم است با توجه به اینکه ایران به شدت به امارات به عنوان یک نقطه ترانزیت و صادرات مجدد کالاهای قانونی وابسته شده است. گزارشها حاکی از آن است که تجارت غیرنفتی بین دو کشور در سال ۲۰۲۳-۲۴ به بیش از ۲۷ میلیارد دلار رسیده است.
چگونه دبی وجوه سایه را منتقل میکند
با این حال، اقدامات مرتبط با تجارت به تنهایی کافی نخواهد بود با توجه به تمرکز اصلی رژیم ایرانی بر استفاده از امارات به عنوان مرکزی برای ترانزیت غیرقانونی و بانکداری سایه. تأکید بر این واقعیت، روز بعد از اعلام توقف تجارت، مقامات خزانهداری یک شبکه قاچاق نقدی را تحریم کردند که صدها میلیون دلار برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی-نیروی قدس و حزبالله را در پروازهای تجاری بین لبنان و چندین کشور دیگر، از جمله امارات، منتقل کرده بود.
به وضوح، شرکتهای جبههای ایرانی که در امارات مستقر یا مالک آن هستند، نقش عمدهای در شبکه بانکداری سایه رژیم و فروشهای غیرقانونی نفت ایفا میکنند. یک تحلیل روند وزارت خزانهداری نشان داد که تنها در سال ۲۰۲۴، امارات بهطور کلی—بهویژه دبی—بیشترین “وجوه بانکداری سایه بالقوه” مرتبط با ایران را نسبت به هر حوزه قضایی دیگری معامله کرده است که به مبلغ ۶.۴ میلیارد دلار، یا ۷۱٪ از کل میرسد. امارات همچنین بیشتر این وجوه را نسبت به هر حوزه قضایی دیگری دریافت کرده است—تقریباً ۵.۶ میلیارد دلار، یا ۶۲٪ از کل.
به طور قابل توجهی، وزارت خزانهداری گزارش داد که ۴۲٪ از وجوه منتقل شده از طریق امارات متحده عربی از مناطق آزاد تجاری این کشور عبور کردهاند، در حالی که ۴۰٪ دیگر از طریق مرکز چند کالایی دبی (DMCC) گذر کردهاند. علاوه بر این، ۵۸٪ از این وجوه از طریق شرکتهای داخلی مستقر در دبی جریان یافتهاند—که ۹۵٪ از آنها به عنوان شرکتهای با مسئولیت محدود ثبت شدهاند و ۸۶٪ از آنها به احتمال زیاد “شرکتهای صوری” بودهاند.

آیا ابوظبی میتواند دبی را کنترل کند؟
در واقع، ایران از مجموعهای از شرکتهای پوششی—including شرکتهای نفتی، کشتیرانی و سرمایهگذاری—برای پنهان کردن معاملات مالی خود، تأمین کشتیها برای محمولههای نفتی غیرقانونی و ارائه سایر حمایتهای عملیاتی استفاده میکند. صرافیهای ایرانی معمولاً برای اداره چندین شرکت پوششی و تجاری در امارات و سایر نقاط استفاده میشوند و این امر وزارت خزانهداری را به شناسایی عمومی امارات (به همراه عمان و عراق) به عنوان کشورهایی که “به پنهانسازی محمولههای با منشاء ایرانی” معروف هستند، واداشته است. این وزارتخانه همچنین به نقش دلالان نفت و تانکر مستقر در امارات اشاره کرده است که فروش نفت تحریمی را تسهیل میکنند، عمدتاً به چین.
نهادهای اماراتی نقش مشابهی در تسهیل استفاده تهران از درآمد فروش نفت برای تأمین مالی نیابتیهای شبهنظامی و شرکای خود در سراسر منطقه ایفا میکنند. به عنوان مثال، در یمن، یک انتشار وزارت خزانهداری که در ژانویه منتشر شد، اشاره کرد: “به عنوان بخشی از عملیات فروش نفت حوثیها، دولت ایران هم نفت را میفروشد و هم یک محموله رایگان ماهانه نفت به حوثیها ارائه میدهد که از شرکتهای ایرانی متعلق یا وابسته به دبی، امارات استفاده میکند”، که به این گروه اجازه میدهد بیش از ۲ میلیارد دلار در سال درآمد کسب کند.
به طور جداگانه، دفتر سیاست تجاری و تولید کاخ سفید گزارشی را اوایل این ماه با عنوان “فریب بزرگ ترانزیت” منتشر کرد. در این گزارش، امارات به عنوان تجسم “مدل سوپر نود دروازه دریایی، با بندر جبل علی، منطقه آزاد، تأسیسات گمرکی و پلتفرمهای صدور مجدد که اجازه میدهد کالاهای با منشاء چین تحت مدارک صادرات جدید منتقل شوند” توصیف شده است.
تحریمهای امارات نیاز به اجرای داخلی دارند
اکثریت فعالیتهای ترانزیت، قاچاق و بانکداری سایه ایران در دبی انجام میشود، بنابراین واشنگتن باید هر کاری که میتواند انجام دهد تا به رهبران ملی امارات در ابوظبی کمک کند تا رهبران دبی را متقاعد و تحت فشار قرار دهند تا همکاری کنند. اگر گذشته نشانهای باشد، دلیلی وجود دارد که باور کنیم آنها میتوانند همین کار را انجام دهند.
در سال ۲۰۰۸، زمانی که بحران مالی جهانی منجر به سقوط ارزشهای ملکی در دبی شد، ابوظبی که دارای منابع نفتی غنی بود، یک نجات مالی چند میلیارد دلاری ارائه داد و سپس از این کمک برای متقاعد کردن دبی به کاهش برخی از روابط تجاریاش با ایران استفاده کرد.
تنشها بین دو امارت به دلیل ادامهی مواجهه با رفتارهای غیرقانونی ایران ادامه داشت، که تحلیلگر کریم سجادپور در سال ۲۰۱۱ آن را “نبرد دبی” توصیف کرد. علاوه بر این، جامعه ایرانیان مقیم دبی (که حدود ۶۰۰,۰۰۰ نفر تخمین زده میشود) از زمان به زمان تحت فشار اقتصادی و سیاسی قرار گرفته است، مانند زمانی که تنشها با تهران افزایش یافت و تحریمهای تحت رهبری ایالات متحده در سال ۲۰۱۹ افزایش یافت. با این حال، فعالیتهای غیرقانونی ترانزیت، قاچاق و بانکداری سایه ایران در امارات متحده عربی امروز ادامه دارد و خط زندگی حیاتی برای رژیم تهران فراهم میکند.

آیا FinCEN به دبی ضربه خواهد زد؟
از بین بردن این شبکهها—که شامل طیف وسیعی از شرکتهای پوششی است که به دور زدن تحریمها کمک میکنند، تأمین مالی برای نمایندگان شبهنظامی را تسهیل میکنند، ناوگانهای سایهای را برای جابجایی نفت تحریمشده مالک یا اجاره میکنند و حسابهایی برای تسهیل بانکداری سایه و پردازش پرداختهای غیرقانونی نفت باز میکنند—کار کوچکی نیست. اما اگر مقامات اماراتی و نهادهای اجرای قانون اقدام لازم را برای رسیدگی به این مشکل—که به یکپارچگی سیستم مالی خودشان نیز تهدید میکند—انجام دهند، آنگاه دولت ایالات متحده نیازی به اقدام نخواهد داشت. با تعطیل کردن جبهههای ایرانی و اقدام علیه احزاب داخلی درگیر، امارات میتواند از اجرای تحریمهای ایالات متحده که با تعیینهای امروز به طور جدی آغاز شده، پیشی بگیرد.
گزینهی دیگر ممکن است شدید باشد—برای مثال، شبکه اجرای جرایم مالی وزارت خزانهداری (FinCEN) میتواند با تعیین انتقالات بینالمللی مرتبط با شرکتهای پوششی اماراتی که به بانکداری سایهای ایران مرتبط هستند، به عنوان “مورد اصلی نگرانی پولشویی” تحت بخش ۳۱۱ قانون USA PATRIOT عمل کند. برای جلوگیری از این نتیجه، مقامات ایالات متحده باید در دسترس باشند تا به امارات در تحقیق و اقدام علیه بازیگران بد کمک کنند، مشابه آنچه که وزارت خزانهداری در سالهای ۲۰۰۸-۲۰۱۰ انجام داد، زمانی که مقامات ارشد و تکنوکراتهای با تجربه به طور منظم به ابوظبی و دبی سفر میکردند.
بدون شک، این یک مشکل ریشهدار است که اجازه داده شده تا سالها به حال خود رها شود. با این حال، در میان بحران جاری امسال، امارات متحده عربی بیش از هر زمان دیگری دلیل دارد که سیاستهای خود را نسبت به ایران مورد بازنگری قرار دهد؛ به این معنا که باید جمهوری اسلامی را نه به عنوان همسایهای دشوار که باید به رفتار خوب وادار شود، بلکه به عنوان تهدیدی استراتژیک که نیتهای مخرّب آن باید خنثی شود، در نظر بگیرد. خبر خوب این است که امارات متحده عربی به طور منحصر به فردی در موقعیتی قرار دارد که میتواند به تضعیف “اقتصاد مقاومتی” ایران کمک کند، اقتصادی که بیشتر از هر جای دیگری به امارات برای دسترسی به زنجیرههای تأمین و سیستم مالی بینالمللی وابسته است. این اهرم میتواند کلید کمپین “روز D اقتصادی” رئیسجمهور ترامپ باشد.

