بستن تنگه هرمز و پایانه صادراتی راس لافان قطر، آسیبپذیری ساختاری امنیت انرژی پاکستان را نمایان کرده است. با بیش از 90 درصد از گاز طبیعی مایع وارداتی خود که از قطر تأمین میشود، پاکستان اکنون با شدیدترین شوک تأمین در میان خریداران آسیایی مواجه است. بحران LNG پاکستان نشاندهنده برخورد جغرافیا، محدودیتهای اعتباری و اختلالات ناشی از جنگ است. اسلامآباد تلاش کرده است تا کمبودها را از طریق دیپلماسی مستقیم با تهران کاهش دهد و عبور محمولههای محدود را تأمین کند، اما خاموشیهای مکرر و تعطیلی کارخانههای کود نشاندهنده ناکافی بودن این تدابیر است.
قیمتهای نقدی به بالای 20 دلار به ازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا افزایش یافته است که فشار شدیدی بر دولتی که در حال بهبود از ریسک پیشفرض حاکمیتی و ریاضت اقتصادی تحمیلشده از سوی صندوق بینالمللی پول است، وارد میکند. بر خلاف هند و بنگلادش، پاکستان فاقد مسیرهای تأمین متنوع است؛ افغانستان و رشتهکوههای هندوکش گزینههای خط لوله را مسدود کردهاند. بنابراین، بحران LNG پاکستان فراتر از تولید برق به خروجی کشاورزی و ثبات صنعتی گسترش مییابد. با نزدیک شدن به زمستان و بازگشت خریداران اروپایی به بازار نقدی، فضای مانور اسلامآباد محدودتر میشود. بهبود روابط واشنگتن با پاکستان ممکن است حمایت اعتباری برای محمولههای آمریکایی فراهم کند، اما این امر به توافقات گستردهتر جنگ وابسته است. سؤال استراتژیک این است که آیا میانجیگری میتواند هم ثبات منطقهای و هم تأمین انرژی پایه را تضمین کند.
بحران LNG پاکستان به سرعت وخیمتر میشود
تنگه هرمز و تأسیسات صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) راس لافان قطر به طور مؤثر به مدت بیش از پنج ماه به دلیل جنگ بین ایالات متحده و ایران بسته شده است که بر 20 درصد از تأمین LNG جهان تأثیر گذاشته است. پاکستان یکی از خریداران آسیایی است که بیشتر تحت تأثیر اختلالات LNG خاورمیانه قرار گرفته و بیش از 90 درصد از LNG وارداتی خود را از قطر تأمین میکند. در حالی که پاکستان در حال میانجیگری بین ایالات متحده و ایران برای حل و فصل درگیری کنونی است، از دیپلماسی با ایران برای تأمین نیازهای LNG از قطر استفاده کرده است؛ اما این اقدام کافی نبوده است تا از خاموشیهای مکرر یا تأثیرات بر تولید کود در کشور جلوگیری کند.
پاکستان ممکن است برای کسب اعتبار و نفوذ در درگیری بین ایالات متحده و ایران میانجیگری کند، اما همچنین دارای روابط قوی انرژی، اقتصادی و دفاعی با خاورمیانه است و منافع زیادی در پایان هر چه زودتر این درگیری دارد. علاوه بر جریانهای انرژی، پاکستان همچنین از شهروندان خود که در خلیج کار میکنند، حواله دریافت میکند و دارای توافق دفاع متقابل با عربستان سعودی است.
پاکستان با ایران مرز مشترک دارد و بیثباتی در ایران هم از نظر اقتصادی و هم از نظر امنیتی برای پاکستان ریسک محسوب میشود. پاکستان میتواند از روابط رو به بهبود خود با ایالات متحده و مانورهای دیپلماتیک کنونی برای واردات محمولههای LNG ایالات متحده استفاده کند و از نهادهای دولتی ایالات متحده برای حمایت اعتباری و کمکهای امنیت انرژی مذاکره کند، زیرا بازار LNG احتمالاً با نزدیک شدن زمستان فقط تنگتر خواهد شد.
خریدهای LNG پاکستان و تغییر در ترکیب انرژی
پاکستان به شدت به قطر برای تأمین LNG وابسته است به دلیل حساسیت قیمتی و ناتوانی در جایگزینی LNG با گاز خط لوله به دلیل موانع افغانستان و کوههای هندوکش که مانع از ایجاد یک خط لوله بینالمللی میشود که بتواند گاز ترکمنستان را به زیرقاره برساند. پاکستان تأثیر فوری را از بسته شدن راس لافان مشاهده کرد، به طوری که واردات LNG آن در ماه مارس ۶۸ درصد نسبت به ماه قبل و ۶۹ درصد نسبت به سال قبل کاهش یافت.
در مقایسه، خریداران حساس به قیمت در جنوب آسیا، یعنی هند و بنگلادش، حجم واردات LNG خود را در ماه مارس به ترتیب ۱۲۰ درصد نسبت به ماه قبل و ۱۶ درصد نسبت به ماه قبل افزایش دادند و در این سال کاهش چشمگیری در واردات LNG تجربه نکردهاند. هند و بنگلادش به ایالات متحده برای دریافت محمولههای بیشتر روی آوردهاند، به همراه تأمین از آنگولا، موزامبیک، نیجریه، عمان و امارات متحده عربی.

از ۸.۴ میلیون تن در سال که پاکستان به قراردادهای فعال میانمدت و بلندمدت امضا کرده است، ۷.۵ میلیون تن از پروژههای قطری تأمین میشود. این به دلیل هزینه پایین LNG قطری است که ناشی از هزینههای پایین پروژه و تأمین گاز است. پاکستان به دلیل بهبود از بحران مالی در سالهای پس از پاندمی کووید-۱۹ حساس به قیمت است: این کشور در معرض خطر نکول حاکمیتی قرار داشت و در سال ۲۰۲۳ شاهد رکورد بالای ۳۸ درصد تورم بود. وضعیت مالی تحت فشار آن منجر به دریافت رتبه اعتباری غیر سرمایهگذاری و اقدامات ریاضتی تحمیلشده از سوی صندوق بینالمللی پول شده است که امضای قراردادهای بلندمدت را به دلیل حق بیمههای ریسکی که فروشندگان برای محافظت از خود در برابر نکول خریدار به آن اضافه میکنند، گرانتر میکند.
مزیت قیمتی قطر در حال از بین رفتن است
پاکستان به افزایش قیمتهای LNG در زمان جنگ با کاهش چشمگیر واردات LNG، تغییر در ترکیب تولید برق و استفاده از دیپلماسی با ایران برای تأمین عبور ایمن محمولههای LNG قطری از تنگه هرمز پاسخ داده است. ترکیب تولید برق پاکستان در مارس و آوریل 2026 شاهد افزایش استفاده از زغالسنگ به حدود 30 درصد و کاهش قابل توجه تولید برق از واردات LNG—بین 4 تا 6 درصد، در مقایسه با میانگین پنج ساله حدود 20 درصد برای هر دو زغالسنگ و تولید LNG بود. با وجود تغییر در ترکیب تولید برق، خاموشیهای برنامهریزیشده در سرتاسر کشور وجود داشته است که بر تولید، کسبوکارها و خانوارها تأثیر گذاشته است.

افزایش شدید قیمتهای نقدی
بنگلادش، هند و پاکستان، که به طور سنتی به عنوان خریداران حساس به قیمت شناخته میشوند، اکنون محمولههای نقدی را در محدوده پایین 20 دلار به ازای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا (MMBtu) از LNG خریداری میکنند، به طوری که هند به تازگی بیش از 23 دلار به ازای هر MMBtu پرداخت کرده است. گزارشها حاکی از آن است که پاکستان در اوایل ژوئیه 2026 یک محموله به قیمت 17 دلار به ازای هر MMBtu از TotalEnergies پیشنهاد شده و در اواسط ژوئیه یک محموله به قیمت 21.88 دلار به ازای هر MMBtu خریداری کرده است که قرار است در اواخر ماه تحویل داده شود. برای مقایسه، محمولههای نقدی آسیایی در ماههای مه و ژوئن 2025 بین 12 دلار به ازای هر MMBtu و 13 دلار به ازای هر MMBtu بودند.
پاکستان در بازار نقدی فعالتر از سالهای گذشته بوده و امسال 11 مناقصه برای محمولههای نقدی صادر کرده و تا کنون شش مورد را اعطا کرده است، در مقایسه با دو مناقصهای که سال گذشته اعطا شده بود. پاکستان محمولههایی از ترمینال پالمای موزامبیک، عمان و راس لافان قطر در تابستان امسال وارد کرده و برنامهریزی کرده است که تا شش محموله برای تحویل در ماه اوت خریداری کند. در مقایسه، هند 41 مناقصه و بنگلادش 32 مناقصه بین مارس و ژوئن 2026 اعطا کردهاند.
عواقب کمبود LNG پاکستان
اگرچه پاکستان توانسته است برخی از تأمینهای LNG را با زغالسنگ جایگزین کند و رشد پنلهای خورشیدی خصوصی به برخی از مصرفکنندگان کمک کرده است تا نیازهای فردی برق خود را تأمین کنند، واردات LNG هنوز برای تولید کود در بخش کشاورزی کشور ضروری است. پاکستان دو کارخانه کود را تعطیل کرده است تا گاز را به بخش برق هدایت کند به دلیل تأمینهای محدودتر LNG، که انتظار میرود تأثیر منفی بر تأمین کود در فصل انتقال برنج تابستانه و کاشت گندم در اواخر امسال داشته باشد.
پس از اعلام فورس ماژور از سوی قطر انرژی، شرکت گازپایپلاینهای سویی شمالی پاکستان مجبور به اعلام فورس ماژور در تأمین گاز تا تاریخ ۳ اوت شد، به دلیل کمبود تأمین گاز از قطر و اشاره به درگیریهای تازه در خلیج فارس. آگریتک تأیید کرد که سویی تأمین گاز به کارخانه اوره ۴۳۳ هزار تنی خود را متوقف کرده و عملیات را متوقف کرده است. بازارهای الانجی احتمالاً با نزدیک شدن به زمستان به دلیل کاهش تأمین جهانی از تعطیلی طولانیمدت راس لافان و افزایش تقاضا، حتی تنگتر خواهند شد.
آیا زمستان کمبود را بدتر خواهد کرد؟
پاکستان همچنین ممکن است در توانایی خود برای تأمین برق با سایر اشکال انرژی محدودتر شود. النینو قوی در این پاییز انتظار میرود که باعث آب و هوای گرمتر و خشکتر در حوضه اقیانوس آرام پس از یک موج گرما در ماه مه شود، که میتواند بر میزان آب موجود برای تولید برق آبی و راکتورهای هستهای تأثیر بگذارد و تقاضای منطقهای برای منابع انرژی جایگزین مانند الانجی و زغالسنگ را حتی بیشتر افزایش دهد.
در عین حال، تأمین الانجی ممکن است حتی رقابتیتر شود. اروپا به پایان فصل تزریق نزدیک میشود—زمانی که ذخایر گاز طبیعی خود را قبل از زمستان افزایش میدهد—در سطوح مشابه با سال ۲۰۲۳ پس از بحران انرژی ناشی از حمله روسیه به اوکراین، و بنابراین احتمالاً دوباره به بازار نقدی وارد شده و قیمتهای الانجی را در هفتهها و ماههای آینده افزایش خواهد داد.
تأمین الانجی در حالی که تقاضا افزایش مییابد، همچنان پایین خواهد ماند: قطر انرژی اعلام فورس ماژور خود را در مورد محمولههای الانجی تا سپتامبر تمدید کرده و گزارش شده که در حال آمادهسازی برای تمدید فورس ماژور در مورد محمولهها به اکتبر است و به طرز معناداری برخی از تانکرهای الانجی خود را تا اواسط اکتبر اجاره داده است، علیرغم نرخهای پایینتر حمل و نقل، که نشاندهنده انتظارات خود از زمانبندی تأخیر راهاندازی راس لافان است.

بحران الانجی پاکستان دیپلماسی را آزمایش میکند
یک حمله در اوایل ژوئیه به یک تانکر الانجی قطری که در تلاش برای عبور از تنگه بود، دیدگاه بیطرفانه ایران نسبت به همسایگان خلیجی غربگرا و تمایل آن به حمله به کشتیها در صورتی که اجازه عبور آنها را نداده باشد، را نشان میدهد.
اینکه توانایی قطر برای ارسال محمولهها از طریق تنگه به مهارتهای مذاکره و رابطه خریدار نهایی با ایران بستگی دارد، برای کشوری که ثروت آن و به تبع آن نفوذ خارجیاش به صادرات LNG وابسته است، فکر راحتی نیست. برآورد میشود که ۷۹ درصد از درآمدهای دولتی قطر—که برای تأکید بر استقلال از رهبری منطقهای عربستان سعودی، ایجاد شبکه خبری الجزیره و برقراری روابط با دانشگاههای ایالات متحده استفاده شده است—از LNG تأمین میشود. برای یک کشور کوچک، قطر توانسته است بر اساس صادرات انرژی خود، پایگاه بینالمللی وسیعی بسازد.
بحران تنگه هرمز یک شبکه پیچیده از وابستگیها ایجاد کرده است: پاکستان به قطر برای تأمین LNG وابسته است، قطر به رابطه پاکستان با ایران وابسته است و هر دو به ایران برای عبور ایمن محمولههای LNG وابستهاند. هرچند پاکستان در صحنه جهانی اخیراً نقش فعالی ایفا کرده است، دیپلماسی بینالمللی تنها میتواند تا حدی آن را از خاموشیها، کاهش تولید محصولات کشاورزی و اقتصاد ضعیف محافظت کند، اگر توافقی بین ایالات متحده و ایران وجود نداشته باشد که به بازگشایی تنگه و از سرگیری فعالیتهای راس لافان منجر شود.
پاکستان برای عبور محمولههای LNG قطری مذاکره کرده است اما همچنین میتواند با دولت ترامپ برای تأمین محمولههای آمریکایی همکاری کند. با توجه به نقش پاکستان در مذاکرات ایالات متحده و ایران و بهبود روابط آن با ایالات متحده تحت دولت کنونی، ایالات متحده میتواند فروش محمولههای LNG آمریکایی به پاکستان را تسهیل کند تا کمبود انرژی آن را در طول بحران جبران کند.
ایالات متحده میتواند کمکهایی برای پوشش درصدی از هزینه هر محموله و حمایت اعتباری از طریق بانک صادرات و واردات ایالات متحده فراهم کند تا پاکستان بتواند مناقصهای برای محمولههای LNG آمریکایی صادر کند. پیشینه ارائه کمکهای انرژی از طریق وزارت امور خارجه وجود دارد، زیرا ایالات متحده قبلاً کمکهای انرژی به اوکراین از طریق آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده وعده داده است. دولت ترامپ ارتباطات و سرمایه سیاسی با شرکتهای LNG آمریکایی دارد که میتواند برای تقویت امنیت انرژی پاکستان، ایجاد حسن نیت و احتمالاً ایجاد زمینه برای توسعه بازار در پاکستان توسط صادرکنندگان LNG آمریکایی مورد استفاده قرار گیرد.

