فشارهای اقتصادی فزاینده در خلیج فارس نشاندهنده یک انتقال عمدی از موضع نظامی مستقیم به اجبار مالی شدید است، در حالی که سازوکارهای اجرایی غربی به کریدورهای انرژی حیاتی و شبکههای تجاری جهانی هدف قرار میدهند. هدف از اعمال تحریمهای ایالات متحده علیه ایران مختل کردن جریانهای درآمدی حاکمیتی و وادار کردن به امتیازات استراتژیک بدون گسترش فوری جنگ است.
با این حال، کارایی ساختاری چنین اقداماتی به شدت به ادغام بازارهای بینالمللی و تبعیت طرفهای ثالث، بهویژه از سوی واردکنندگان بزرگ انرژی آسیایی، وابسته است. تابآوری اقتصادی ایران به طور قابل توجهی به کانالهای تجاری جایگزین، لجستیک دریایی ناوگان تاریک و مکانیزمهای تسویه مالی غیر دلاری که خارج از حوزه قضایی سنتی ترانس آتلانتیک عمل میکنند، وابسته است.
با گسترش اجرای ثانویه به سمت حمل و نقل دریایی جهانی، داراییهای دیجیتال و زیرساختهای بانکی حاکمیتی، تعادل ژئوپولیتیکی وسیعتر منطقه به شدت با آسیبپذیریهای بازار کالاهای جهانی درهم تنیده است. موضع پکن در مورد محدودیتهای اقتصادی یکجانبه به عنوان متغیر تعیینکنندهای عمل میکند که مشخص میکند آیا تحریمهای ایالات متحده علیه ایران میتوانند بهطور موفقیتآمیزی تهران را از تجارت بینالمللی ایزوله کنند یا تنها جریانهای تجاری منطقهای را به سمت ساختارهای مالی جایگزین هدایت کنند.
اجبار مالی فزاینده از طریق تحریمهای ایالات متحده علیه ایران
از فوریه، ایالات متحده فشار نظامی و سیاسی به ایران وارد کرده است تا شرایطی مشابه تسلیم را تحمیل کند. شش ماه بعد، و با وجود تبلیغات کاخ سفید، هیچ توافقی حاصل نشده و حمل و نقل بینالمللی از طریق تنگه هرمز همچنان در معرض حملات ایرانی قرار دارد. با به نظر رسیدن اینکه مذاکرات به سمت انحراف میرود، واشنگتن اکنون به نظر میرسد که به طرح B منتقل شده است: تنگ کردن حلقه مالی.
هدف این است که مقاومت مداوم ایران به قدری از نظر اقتصادی هزینهبر شود که مجبور به بازنگری شود. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، معتقد است که این امر نیاز به عملیات نظامی ایالات متحده را کاهش خواهد داد. او در مقالهای در روزنامه فایننشال تایمز، آخرین تحریمها را به عنوان “یک حمله اقتصادی گسترده” علیه پیوندهای مالی و شرکای تجاری ایران در سراسر جهان توصیف کرد، با هدف وارد کردن یک ‘روز D اقتصادی’ به کشور.
هفته گذشته، امارات متحده عربی اعلام کرد که تمامی اشکال تجارت، تبادل تجاری و معاملات مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی به دنبال حمله موشکی دیگری به این کشور خلیج فارس متوقف کرده است. بسننت گفت که تصمیم امارات “تصادفی نبوده است”، زیرا او تحریمهای جدیدی را علیه 60 فرد، نهاد و کشتی اعلام کرد. جالب اینجاست که در این فهرست هیچیک از مؤسسات مالی چینی که به تسهیل تجارت نفت ایران مظنون بودند، وجود نداشتند.
چرا چین صادرات نفت خام ایران را تقویت میکند
چین به مدت سالها بزرگترین خریدار نفت ایران بوده و در سال گذشته بیش از 80 درصد از صادرات نفت خام دریایی ایران را به خود اختصاص داده است. واردات آن به شدت در اوت 2026 به حدود 534,000 بشکه در روز (bpd) کاهش یافت، در حالی که میانگین آن در سال 2025 برابر با 1.4 میلیون بشکه در روز بود، پس از تحریمهای ایالات متحده بر صادرات نفت ایران. واشنگتن تلاشهای خود را برای محدود کردن خریدهای چینی تشدید کرده است، اما تا کنون از تحریم بانکهای چینی خودداری کرده است.
از زمان تحریمهای دوباره ایالات متحده علیه ایران در سال 2019، پالایشگاههای بزرگ دولتی چین از خرید نفت خام ایران خودداری کردهاند، در حالی که دادههای رسمی گمرک چین هیچ واردات مستقیمی از ایران را ثبت نکردهاند. با این حال، نفت ایران به مدت سالها به چین رسیده است از طریق محمولههایی که به اشتباه به عنوان منبع کشورهای دیگری مانند مالزی یا اندونزی اعلام شدهاند، با پرداختهایی که به یوان از طریق شبکهای پیچیده از واسطهها و بازرگانان انجام میشود که ردیابی آن دشوار است.
ردیابی مسیرهای غیرقانونی نفت دریایی
وزارت خزانهداری پیشتر به دو بانک بزرگ چینی هشدار داده بود که اگر وجوه ایرانی از طریق سیستمهای آنها عبور کند، ممکن است با تحریمهای ثانویه مواجه شوند، هرچند که هیچیک در نهایت هدف قرار نگرفتند. در آوریل، واشنگتن پالایشگاه پتروشیمی هنگلی در دالیان را به همراه حدود 40 شرکت و کشتی حمل و نقل تحریم کرد و این پالایشگاه را به خرید نفت ایرانی به ارزش میلیاردها دلار متهم کرد. این شرکت این ادعا را رد کرد.
بسننت گفت که ایالات متحده دامنه فعالیتهای تجاری مشمول تحریمهای ثانویه را گسترش میدهد تا شامل داراییهای دیجیتال، طلا، فناوری، هوانوردی و حمل و نقل شود. او همچنین به “اعلامیه مهمی” در مورد تحریم یک مؤسسه مالی تا پایان هفته اشاره کرد.
تحلیلگران به کارایی اقدامات تجاری شک دارند
برخی تحلیلگران بر این باورند که اقدامات اتخاذ شده کمتر از آنچه انتظار میرفت، قوی بودند. دانیل فرید، هماهنگکننده تحریمهای وزارت امور خارجه ایالات متحده که اکنون با شورای آتلانتیک همکاری میکند، گفت که این اعلامیه “با مقیاس جشن و سرور همخوانی نداشت”، اما فشار اقتصادی هنوز هم به جنگ ترجیح داده میشود. علی واین، مشاور ارشد روابط ایالات متحده و چین در گروه بحران بینالمللی، به AP گفت که اهمیت این اعلامیه “به این بستگی دارد که رئیسجمهور ترامپ چقدر آماده است آن را بهطور جدی اجرا کند”، و افزود که “با وجود تهدید به عواقب اقتصادی شدید برای کشورهایی که با ایران تعامل دارند، او تا کنون عمدتاً به چین بیتوجهی کرده است”.
تهران به تحریمهای ایالات متحده بر ایران پاسخ میدهد
ایران از سوی خود قول داد که تلافی کند و گفت که به توانایی شرکای تجاری اصلی خود در مقاومت در برابر فشار واشنگتن اطمینان دارد. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، گفت که ایالات متحده در موقعیتی نیست که بتواند روابط تهران با دیگر کشورها را بیشتر محدود کند. قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، در نوشتاری در X گفت که شرکای تجاری کشور بهطور عمومی و خصوصی روشن کردهاند که “این بیانیهها را اصلاً در نظر نمیگیرند”. ایران همچنین تهدید به تلافی نظامی و کاهش بیشتر صادرات نفت خلیج فارس کرد.
پس از اعلام تحریمها، علی مدنیزاده، وزیر اقتصاد، گفت: “ما بهطور کامل آمادهایم… بهطور طبیعی، دشمنان قصد دارند حمله تروریستی اقتصادی علیه ما راهاندازی کنند، اما ما ابزارهای خود را داریم و میدانیم چگونه بازی کنیم. دفاع ما دیگر چندان دفاعی نیست و دشمنان باید انتظار حمله داشته باشند.” او افزود که نه چین و نه روسیه “تحریمهای ایالات متحده را پذیرفتهاند” و پیشبینی کرد که کشورهای دیگر نیز در برابر آنها مقاومت خواهند کرد.

سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، طبق گزارش پرستیوی، قول داد که به منافع ایالات متحده و نقاط کلیدی انرژی حمله کند اگر زیرساختهای ایرانی مورد حمله قرار گیرد. محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه و دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، تهدید کرد که صادرات نفت را بهطور کامل متوقف خواهد کرد. “اگر جنگ اقتصادی ادامه یابد، حتی یک قطره نفت صادر نخواهد شد، نه از طریق تنگه هرمز و نه از هیچکجا در خلیج عربی.”
ایران همچنین تهدید کرد که “نیروی لرزهای” علیه هر کشور همسایهای که به تلاشهای ایالات متحده برای خفه کردن اقتصادش بپیوندد، به کار خواهد گرفت. این کشور قبلاً به کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن حمله کرده و حملات بر پایگاههای نظامی ایالات متحده متمرکز بوده است، اما تأسیسات انرژی و سایر مکانها نیز هدف قرار گرفتهاند. تشدید بیشتر علیه تأسیسات تولید نفت و گاز میتواند قیمتهای انرژی را افزایش دهد و به ترامپ در انتخابات نوامبر آسیب بزند.
پکن نسبت به تشدید تنشهای جهانی هشدار میدهد
چین اعلام کرد که تحریمهای بیشتر “کمکی به حل مشکل نخواهد کرد”. در یک کنفرانس مطبوعاتی منظم در پکن، سخنگوی وزارت خارجه، لین جیان، گفت که چنین اقداماتی “تنشها را تشدید کرده و وضعیت را بدتر میکند که به نفع هیچکس نیست”. او از همه طرفها خواست که از اقداماتی که “میتواند اختلافات و درگیریها را تشدید کرده و توسعه اقتصادی جهانی و ثبات مالی را مختل کند” خودداری کنند.
در ماه مه، پکن هر گونه شناسایی، اجرای یا رعایت تحریمهای ایالات متحده علیه شرکتهای داخلی درگیر در تجارت نفت ایران را ممنوع کرد. در ۲۵ اوت، لین جیان به خبرنگاران گفت که تجارت چین و ایران “همیشه در چارچوب قوانین بینالمللی انجام شده و نباید مورد مداخله یا مختل قرار گیرد”، و افزود: “چین بارها اعلام کرده است که به شدت با تحریمهای یکجانبه غیرقانونی مخالف است و تمام اقدامات لازم را برای حفظ حقوق و منافع خود انجام خواهد داد.”
واشنگتن از هر گونه تلافیجویی چین در صورت آسیب دیدن بانکهای چینی به دلیل تحریمهای ایالات متحده محتاط است. پکن ممکن است با محدودیتهایی بر صادرات مواد معدنی حیاتی پاسخ دهد. بدون شک تجارت با ایران در دیدار آینده بین رئیسجمهور ترامپ و رئیسجمهور شی جینپینگ در واشنگتن در سپتامبر مورد بحث قرار خواهد گرفت، اما کاخ سفید ممکن است نخواهد ریسک توافقی را که در نوامبر گذشته به دست آمده و جریان مواد نادر چینی را حفظ کرده و تعرفههای ایالات متحده را محدود میکند، به خطر بیندازد.
ایالات متحده به مدت چندین دهه ایران را تحریم کرده است. این تحریمها زمانی کاهش یافت که ایران با اجازه بازرسیهای هستهای در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما موافقت کرد، اما پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ ایالات متحده، واشنگتن در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای خارج شد و رژیم تحریمی را آغاز کرد که شدیدترین و پایدارترین آسیب را به اقتصاد ایران وارد کرد، بهطوریکه اقتصاد ایران در سالهای ۲۰۱۸-۲۰۱۹ به میزان ۴.۷ درصد و در سالهای ۲۰۱۹-۲۰۲۰ به میزان ۸.۲ درصد کاهش یافت. صنعت نفت بیشترین آسیب را متحمل شد. در نه ماه اول سال ۲۰۱۹-۲۰۲۰، بخش نفت و گاز به میزان ۳۷ درصد کاهش یافت و تولید کلی در این مدت ۷.۶ درصد کاهش داشت.
زمانی که ترامپ دوره دوم خود را در سال ۲۰۲۵ آغاز کرد، ایالات متحده تحریمهای مرتبط با ایران را بر روی بیش از ۱۰۰۰ نفر، کشتی و هواپیما اعمال کرده بود. اقدامات اخیر به بیمهگران حمل و نقل، شبکه تأمین سلاح و صرافیهای دارایی دیجیتال هدف قرار داده است، در حالی که ۵۰۰ میلیارد دلار از ارزهای دیجیتال مرتبط با ایران را مسدود کرده است. بسننت بهطور خاص به بانک ملی ایران اشاره کرد که شعبههایی در اروپا، خاورمیانه و آسیا دارد. او گفت: “هر شعبهای از بانک ملی باید بسته شود و چراغهای آن خاموش شود.”

ساعاتی قبل از اعلام بسننت، ارز ایرانی به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرد و ریال به دو میلیون به ازای هر دلار آمریکا رسید. نرخ رسمی ارز که توسط بانک مرکزی ایران تعیین شده بود حدود ۱.۵ میلیون ریال به ازای هر دلار بود، اگرچه بیشتر ایرانیان نرخ بازار را پرداخت میکنند. رئیس بانک مرکزی، عبدالناصر همتی، گفت که کاهش همزمان درآمدهای نفتی، دریافتیهای مالیاتی و مشارکتهای تأمین اجتماعی بر هر بخش از اقتصاد ایران تأثیر گذاشته است. بسننت در شبکههای اجتماعی به شادی پرداخت و نوشت: “سه میلیون، ما در راهیم!”
ریال پیش از حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه تحت فشار قابل توجهی بود و با تورم دو رقمی و انقباض اقتصادی مواجه بود. در شش ماه گذشته از آغاز جنگ، ارز بارها به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرده است. هزینه کالاهای اساسی برای ایرانیان عادی به شدت افزایش یافته است. از آغاز جنگ، قیمت برنج ۶۰ درصد و قیمت گوشت گاو بیش از ۱۵۰ درصد افزایش یافته است.
صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند که تولید ناخالص داخلی (GDP) بیش از ۵ درصد کاهش یابد، اما ایران دههها تحریمهای ایالات متحده را تحمل کرده و به خوبی برای مقابله با این دور جدید آماده است. اینکه آیا این تحریمها تأثیر فوریای که دولت ترامپ قصد دارد داشته باشد، خواهد داشت یا نه، ممکن است به چین بستگی داشته باشد.

