نیروهای مسلح پادشاهی هاشمی مدتهاست که به عنوان پایه و اساس حاکمیت ملی و مشروعیت سلطنتی معرفی شدهاند، اما حملات مکرر ایران از فوریه به بعد، فرسایش بحرانی اعتبار این نهاد را نمایان کرده است.
بازدارندگی نظامی اردن اکنون بیشتر به صورت بیانیهای به نظر میرسد تا واقعیت، زیرا نیروهای مسلح اردن از هرگونه اقدام تلافیجویانه خودداری کردهاند، با وجود صدها پهپاد و موشک بالستیک، دهها مجروح غیرنظامی و یک حمله مرگبار به پایگاه ازرق که سه سرباز آمریکایی را کشت. رهبری پادشاهی این موضع را بهعنوان یک اقدام صرفاً دفاعی توجیه میکند، اما حتی این ادعا نیز توسط مقامات آمریکایی که نیروهای آمریکایی را، نه ارتش اردن، بهعنوان عاملان کلیدی در رهگیریها معرفی میکنند، مورد چالش قرار گرفته است. ایران به وضوح نتیجهگیری کرده است که اردن بدون پاسخ به حملات، آنها را تحمل خواهد کرد و این امر اردن را به هدفی مناسب تبدیل میکند هر زمان که تهران بخواهد واشنگتن را مجازات کند بدون اینکه بهطور مستقیم به اسرائیل حمله کند.
حساسیتهای داخلی، بهویژه جمعیت بزرگ فلسطینیتبار و مخالفت با حضور نظامی ایالات متحده، گزینههای عبدالله را محدود میکند. با این حال، نتیجه این وضعیت، خالی شدن قابل مشاهده بازدارندگی نظامی اردن است که پیام حاکمیتی را که خود پادشاه زمانی که اعلام کرد اردن به میدان نبرد تبدیل نخواهد شد، تضعیف میکند. فاصله بین بلاغت نظامی گذشته و انفعال کنونی اکنون معضل استراتژیک امان را تعریف میکند.
روحیه نظامی تحت فشار
برای دههها، رهبران اردن اهمیت نظامی را به عنوان بخشی از روح ملی به نمایش گذاشتهاند. پس از پیوستن به ارتش بریتانیا و اعزام به آلمان غربی، پادشاه عبدالله دوم به نیروهای مسلح اردن (JAF) پیوست. او بیش از پانزده سال در لباس نظامی خدمت کرد و بعداً گفت که خدمت در JAF یک “افتخار برای افتخار کردن، یک مسئولیت بزرگ و یک وظیفه ملی مقدس” است.
پسر بزرگ پادشاه، ولیعهد حسین، نیز یک افسر JAF است و در سال 2024 پس از خدمت به عنوان فرمانده گروهان پیادهنظام به درجه سرگردی ارتقا یافت. سال گذشته، ولیعهد اعلام کرد که سربازی اجباری ملی با هدف ایجاد یک اردن “قویتر” که “خودکفا” باشد، برقرار خواهد شد. به عنوان یک متحد عمده غیر ناتو از ایالات متحده، امان به طور منظم تسلیحات پیشرفتهای را برای تقویت قابلیتهای نظامی خود خریداری میکند.

بازدارندگی نظامی اردن خاموش میشود
اما اکنون، در حالی که اردن با بزرگترین حمله یک دولت خارجی از زمان به تخت نشستن عبدالله در سال 1999 مواجه است، نیروهای نظامی مورد ستایش آن نقش عمومی کمتری ایفا میکنند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) در شب یکشنبه با موشکهای بالستیک به اردن حمله کرد، حادثهای که به طور فزایندهای رایج شده است. سپاه پاسداران از ماه فوریه صدها پهپاد و موشک بالستیک به سمت پادشاهی هاشمی شلیک کرده است، از جمله حملهای در ماه ژوئیه به یک پایگاه نظامی در الأزرق که سه سرباز آمریکایی را کشت. حملات سپاه پاسداران به بخش حیاتی گردشگری این کشور آسیب رسانده و دهها اردنی به دلیل سقوط آوار پس از رهگیریها مجروح شدهاند. با این حال، نیروهای مسلح اردن هیچ حمله تلافیجویانهای علیه ایران اعلام نکردهاند.
عبدالله یک بار وعده پاسخ ویرانگر داد
عبدالله همیشه در استفاده از نیروی نظامی اینقدر restrained نبوده است. در سال 2015، دولت اسلامی عراق و شام (داعش) به طرز وحشیانهای ستوان اول اردنی، معاذ الکساسبه، را اعدام کرد و خلبان ربوده شده را در حالی که در قفس محبوس بود، زنده سوزاند. امان وعده یک “پاسخ ویرانگر” به قتل وحشتناک الکساسبه داد؛ نیروی هوایی اردن بیش از پنجاه حمله به اردوگاههای آموزشی داعش و انبارهای تسلیحاتی در سوریه و عراق انجام داد. پادشاه درک میکرد که عدم واکنش نظامی پس از چنین حملهای بزرگ به اردن، پیام مشکلسازی به دشمنان کشور خواهد فرستاد.
آیا نیروهای مسلح اردن به خاطر رهگیریهای آمریکا اعتبار میگیرند؟
اگرچه امان اقدامات نظامی امسال را به عنوان تمرکز بر دفاع توصیف کرده است، حتی این توصیف نیز ممکن است گمراهکننده باشد. یک مقام ارشد نیروهای مسلح اردن ادعا کرد که این نیروها موفق به رهگیری صدها موشک ایرانی به عنوان بخشی از “عملیات سپر اردن” شدهاند. با این حال، رئیسجمهور دونالد ترامپ در ماه ژوئیه به فاکس نیوز گفت که نیروهای آمریکایی بودند که موشکهای بالستیک ایرانی را در اردن سرنگون کردند و هیچ نقشی برای نیروهای مسلح اردن ذکر نکرد.
ماه بعد، نیویورک تایمز به استراتژیهایی که ایران برای دور زدن دفاع هوایی آمریکا در حملات قبلی به پادشاهی هاشمی استفاده کرده بود، اشاره کرد و هیچ اشارهای به JAF نکرد. روز دوشنبه، JAF اعلام کرد که هشت موشک بالستیک را از آخرین حمله ایران رهگیری کرده است. با این حال، مشخص نیست که اردن در واقع چند موشک ایرانی را سرنگون کرده است، یا اینکه آیا امان صرفاً به اعتبار اقدامات آمریکا در سرزمین خود برای سیاسیتر کردن این رهگیریها در کشوری که حضور آمریکا همچنان بحثبرانگیز است، اعتبار میدهد. (سخنگوی دولت اردن، محمد مومنی، به درخواست برای اظهارنظر پاسخ نداد.)

چرا ایران اردن را به عنوان هدف انتخاب کرد
این تصادفی نیست که اردن یکی از اهداف اصلی سپاه پاسداران در موج دوم حملات این تابستان بود و نه اسرائیل، دشمن ایدئولوژیک اصلی آن. ایران احتمالاً از حمله به اسرائیل در ماه ژوئیه ترس داشت زیرا ارتش اسرائیل قبلاً علی خامنهای، رهبر عالی وقت، و شمار زیادی از دیگر مقامات ارشد را ترور کرده بود.
در حالی که تهران ادعا کرد که به اردن حمله کرده زیرا این کشور میزبان تأسیسات نظامی آمریکا بود، وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتز، فاش کرد که جنگندههای آمریکایی از پایگاههای اسرائیل برای هدف قرار دادن ایران پرواز کردهاند. با این حال، سپاه پاسداران از حمله به اسرائیل در این تابستان خودداری کرد. اردن هدفی مناسب بود زیرا تهران به وضوح از اینکه عبدالله پس از اینکه پادشاهی هاشمی از انجام چنین کاری در پی حملات قبلی در ماههای مارس و آوریل خودداری کرد، واکنش نظامی نشان دهد، ترسی نداشت.
منطق پشت احتیاط امان
اردن دلایل معتبری برای عدم انجام حملات تلافیجویانه دارد. با توجه به اینکه تقریباً نیمی از جمعیت اردن از فلسطینیها هستند، عبدالله نمیخواهد به گونهای دیده شود که از اسرائیل در هر حالتی با پیوستن به کمپین نظامی علیه تهران حمایت میکند. در حالی که دادههای نظرسنجی خوبی درباره نظر عمومی اردنیها نسبت به حضور نظامی آمریکا وجود ندارد، وزیر سابق، امجد المجالی، نامهای را رهبری کرد که به امضای صدها اردنی رسید و خواستار اخراج نیروهای آمریکایی شد.
عبدالله حملات ایرانی را در سال جاری محکوم کرد اما درباره اقدام نظامی تلافیجویانه اردن صحبت نکرده است. (تنها مصاحبهای که عبدالله از زمان آغاز جنگ ایران در فوریه انجام داده، با رسانههای دولتی چین بوده است؛ او درباره حملات ایرانی سؤالی نشده بود.) ممکن است پادشاه نگران باشد که اگر اقدام نظامی علیه ایران را تأیید کند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حملات خود را به اردن تشدید کند. عمان همچنین ممکن است تصمیم گرفته باشد که واگذاری عملیات تهاجمی علیه ایران به واشنگتن مطلوبتر باشد.
بازدارندگی نظامی اردن به هدفی برای ضربه زدن تبدیل میشود
در عین حال، اردن میتواند بهطور معتبر به مخاطبان داخلی خود استدلال کند که تحریکات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از یک آستانه جدید عبور کرده و مستحق تلافی هستند. در سال جاری، ایران هم به نیروهای نظامی ایالات متحده و هم به مکانهای غیرنظامی اردن حمله کرده و به منازل و وسایل نقلیه شهروندان آسیب رسانده است. در مقابل، حملات ایرانی به اردن در سالهای 2024 و 2025 صرفاً عبور از حریم هوایی اردن بدون اجازه بود در حالی که به سمت اسرائیل هدفگیری میشدند.
تعیین اینکه آیا و چگونه ایران به یک حمله احتمالی اردنی پاسخ خواهد داد، دشوار است. اما نتیجه نهایی عدم اقدام عبدالله در برابر حملات تهران به وضوح مشخص است: فرسایش قابل توجه بازدارندگی نظامی اردن.

با میزبانی از هزاران نیروی آمریکایی و عدم پاسخ نظامی پس از حملات تهران، عمان در معرض درک از دست دادن حاکمیت خود و تبدیل شدن به هدفی برای ضربه زدن از سوی ایران هر زمان که به واشنگتن حمله میکند، قرار دارد. این اتفاق زمانی رخ داد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تاریخ 28 ژوئیه یک “حمله غافلگیرکننده” به نیروهای آمریکایی در اردن، نه کشورهای خلیج فارس، انجام داد، پس از اینکه ترامپ چند روز قبل حملات به ایران را متوقف کرده بود، و شب یکشنبه زمانی که اردن در تیررس قرار گرفت که ایران میخواست به یک حمله آمریکایی به یک جزیره در تنگه هرمز تلافی کند.
در اکتبر 2024، عبدالله با وزیر امور خارجه ایران عباس عراقچی پس از دور قبلی حملات ملاقات کرد. پادشاه به عراقچی گفت که “اردن میدان نبردی برای درگیریهای منطقهای نخواهد بود.” با این حال، ایران واقعاً پادشاهی هاشمی را با حملات متعدد خود در سال جاری به میدان نبرد تبدیل کرده است. و عدم پاسخ اردن به این حملات، بلندتر از بلاغت توخالی عبدالله صحبت میکند.

