جریانهای انرژی جهانی در حالی در تعادل قرار دارند که کاخ سفید در تلاش است تا یک راهحل دیپلماتیک شکننده در خاورمیانه را مدیریت کند، اما این تمرکز شدید ژئوپلیتیکی بر تهران بهطور مستقیم تحریمهای روسیه را تضعیف کرده است. در حالی که واشنگتن ماشین اجرای خود را به سمت عملیات خشم حماسی هدایت کرد، فشار بر کرملین به شدت کاهش یافت، و به ناوگان سایه اجازه داد تا با تقریباً بیمجاز عمل کند. اگر مسیرهای کشتیرانی تثبیت شوند، متحدان غربی باید بلافاصله استراتژی جنگ اقتصادی خود را دوباره تنظیم کنند، و تحریمهای سختتری را علیه تحریمهای روسیه بهمنظور قطع شدید جریانهایی که به تداوم درگیری در اوکراین کمک میکند، اعمال کنند.
تحریمهای روسیه تحت تهدید قریبالوقوع
وضعیت تنگه هرمز و مذاکرات صلح جاری بین ایالات متحده و ایران همچنان در صدر اخبار قرار دارد. امضای یادداشت تفاهم نشاندهنده این بود که مذاکرات به سمت توافقی پیش میرود که میتواند تنگه هرمز را دوباره باز کند و درجهای از عادیسازی را به کشتیرانی و بازارهای انرژی جهانی بازگرداند. خوشبینی همچنان شکننده باقی ماند و ایالات متحده و ایران حملات تازهای را تبادل کردهاند و ایران ممکن است بار دیگر این آبراه را ببندد. در چنین عدمقطعیتی، بازارها زمان خواهند برد تا تثبیت شوند و ترافیک به آرامی تحت حقایق ریسک بالا از سر گرفته خواهد شد.
در ازای بازگشایی تنگه، یادداشت ۱۴ مادهای وعدههای جنجالی فراتر از توقف خصومتها را ارائه داد، مانند لغو کامل تحریمهای ایالات متحده و سازمان ملل بر ایران، دسترسی به وجوه مسدود شدهاش در حسابهای امانت ایالات متحده و خارجی، یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری، و یک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که این نکات را تأیید میکند.
در حالی که وضعیت هنوز ناپایدار است، پایان دادن به بحران به نظر اولویت رئیسجمهور ترامپ میرسد و یک راهحل بالقوه میتواند امکان احیای یکی از بزرگترین قربانیان درگیری را فراهم کند: فشار بینالمللی بر روسیه.
تمرکز بر ایران تحت استراتژی فشار حداکثری ایالات متحده تأثیر مستقیمی بر اولویت اروپایی محدود کردن درآمد روسیه از صادرات انرژیاش داشت. تلاشهای بینالمللی در حالی که دولت جدید ایالات متحده در اوایل ۲۰۲۵ توجه خود را از روسیه دور کرد و به ونزوئلا و ایران معطوف شد، با مشکل مواجه شد. از ژانویه سال گذشته، ایالات متحده هیچ نامگذاری واحدی علیه ناوگان سایه روسیه اتخاذ نکرده است.
دو تحریم عمده علیه زیرساختهای نفتی روسیه در اکتبر تصویب شد که هدف آنها لوکاویل و روسنفت بود و شاید تأثیرگذارترین اقدام سال باشد، اما هرگونه اختلال بیشتر در عملیات ناوگان سایهاش تنها ناشی از تعیین یا ضبط کشتیهایی خواهد بود که در نفت ونزوئلا و ایران تجارت میکردند و همچنین ارتباطاتی با روسیه داشتند.
با وجود انحرافات فراآتلانتیکی، تحریمها علیه نفت روسیه شروع به تأثیرگذاری کرده بود. تا دسامبر ۲۰۲۵، قیمتهای اورال به زیر ۵۰ دلار در هر بشکه سقوط کرد و درآمدهای صادرات سوخت فسیلی روسیه به پایینترین سطح خود پس از حمله رسید. با این حال، درست زمانی که مسکو فشار را احساس میکرد، جنگ با ایران بازار را با افزایش شدید قیمت نفت منفجر کرد، که ایالات متحده سعی کرد با مجوزهای عمومی برای خدماترسانی به نفت روسیه آن را کاهش دهد و میلیاردها دلار درآمد برای کرملین و ماشین جنگیاش ایجاد کند. با کاهش فشار بر ایران، باید محدودیتها بر روسیه دوباره تشدید شود.

خنثیسازی شبکههای فرار از تحریمهای روسیه
خشم اپیک بر ایران، شکست اپیک بر روسیه. کمپین بمباران ایالات متحده تحت عملیات خشم اپیک با مجموعهای از تحریمها که تحت عنوان خشم اقتصادی علیه زیرساختهای تجاری صادرات نفت ایران تصویب شد، همراستا بود.
هدف اصلی شبکه شمخانی بود که در ژوئیه ۲۰۲۵ هدف بزرگترین اقدام واحد تا آن زمان قرار گرفت، از زمانی که دولت ترامپ کمپین فشار حداکثری علیه ایران را احیا کرد. شبکه شرکتهای پوششی، بازرگانان کالا و نفتکشهای محمد حسین شمخانی به بخشی مرکزی از فرار از تحریمهای ایران تبدیل شد و بهطور ادعایی ناوگانی از کشتیها را تحت مالکیت نامشخص مدیریت کرده و میلیاردها دلار برای حفظ صادرات انرژی ایران منتقل میکرد. این رویکرد هدفگذاری مداوم علیه صدها فرد، نهاد و کشتی مرتبط با شمخانی، توانایی ایالات متحده را برای اقدام علیه یک اکوسیستم غیرقانونی کامل به جای تعقیب کشتیهای فردی نشان داد.
تضاد با روسیه بسیار واضح است. در حالی که ایران تنگه هرمز را بست و بازارهای انرژی تنگ شد، نفت روسیه به کالایی مفید برای ورود به بازار تبدیل شد به جای اینکه محدود شود. قیمت برنت از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفت و ایالات متحده مجوز عمومی برای مجاز کردن تحویل و فروش نفت خام و محصولات نفتی روسی که قبلاً بر روی کشتیها بارگیری شده بود، صادر کرد. پس از یک دوره سوم، ایالات متحده اجازه داد که مجوز در ژوئن منقضی شود اما اقتصاد رنجکشیده روسیه قبلاً به کمکهای لازم دست یافته بود.
منطق سیاسی قابل درک بود زیرا دولتها در مواجهه با شوک انرژی نمیخواهند بشکهها را از بازار خارج کنند، اما منطق تحریمها ضعیفتر بود. ایالات متحده در حال تشدید اقدامات علیه شبکههای قاچاق نفت ایران بود در حالی که اجازه میداد محمولههای روسی به جریان خود ادامه دهند.
تلاشهای گروه هفت برای محدود کردن درآمدهای روسیه به منظور تأمین مالی جنگش در اوکراین در زمانی که فشارها در حال تأثیرگذاری بود، ناکام ماند. مجوز ایالات متحده در زمینه قیمتگذاری یا منبع تمایز قائل نمیشد، به این معنی که معاملات نفتی روسیه میتوانست بالاتر از سقف قیمت باشد و از منبعی تحریمی باشد. تحریمهای اتحادیه اروپا و بریتانیا همچنان برقرار بود که در عمل به این معنا بود که این مجوز عمدتاً به نفع ناوگان سایه روسیه عمل میکرد. هدفگیری شبکه شمخانی ممکن است بر فرار از تحریمهای روسیه تأثیر گذاشته باشد، زیرا این شبکه همچنین به صادرات انرژی روسیه خدمات میداد، اما این هدفگیری جانبی کافی نیست.
موافقتنامه ایالات متحده و ایران بیان میکرد که ایالات متحده «تمام انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامههای هیئت مدیره آژانس بینالمللی انرژی اتمی، و تمام تحریمهای یکجانبه ایالات متحده—اولیه و ثانویه—را در یک برنامه زمانبندی توافق شده به عنوان بخشی از توافق نهایی لغو خواهد کرد.»
رئیسجمهور ترامپ اعلام کرد که توافق به پایان رسیده است پس از حملات اخیر ایران به کشتیهای در حال عبور و مجوز کلی را که تولید، تحویل و فروش نفت ایران را مجاز میکرد، تنها ده روز پس از آغاز معافیت 60 روزه لغو کرد. اگر توافق دوباره به میز مذاکره بازگردد و حمل و نقل از طریق تنگه هرمز از سر گرفته شود، شرکای گروه هفت باید به دقت پیامدهای چنین وعدهای را پس از بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران در نظر بگیرند، اما همچنین به عنوان فرصتی برای فشار دوباره بر روسیه.
اجرای ناقص تحریمها علیه روسیه
سقف قیمت نفت روسیه به پایان رسیده است. سقف قیمت نفت گروه هفت با یک مصالحه آغاز شد، به طوری که اعضای ائتلاف میخواستند درآمد کرملین را محدود کنند بدون اینکه شوک عمدهای در بازار انرژی جهانی ایجاد کنند. سقف قیمت نفت به گونهای طراحی شده بود که هر دو هدف را محقق کند و خدمات غربی میتوانستند همچنان از فروش نفت روسیه حمایت کنند، اما تنها در صورتی که آن محمولهها زیر سقف قیمت، که در ابتدا 60 دلار به ازای هر بشکه تعیین شده بود، فروخته شوند.
بحران هرمز باید لحظهای برای اجرای صحیح سقف قیمت میبود. نفت خام روسی میتوانست در بازار در دسترس باشد، اما تنها تحت نظارت دقیق قیمت برای ارائه شرایط بیمه و پرداخت که حاشیه کرملین را محدود میکرد. در عوض، مجوز اضطراری ثبات بازار را در اولویت قرار داد و هرگونه استفاده از سقف قیمت را نادیده گرفت.
این سقف همچنین یک مشکل فزاینده اعتبار ایجاد میکند زیرا اتحادیه اروپا و بریتانیا به هدف قرار دادن شرکتهای کشورهای ثالث به خاطر تسهیل صادرات روسیه ادامه میدهند. مدیران کشتیها در امارات متحده عربی، پالایشگاهها در هند، اپراتورهای بندر در چین، ترمینالهای نفتی در اندونزی و دلالان در جاهای دیگر به خاطر معاملاتشان در نفت روسیه هدف قرار گرفتهاند. با این حال، تقریباً ۳۰٪ از کل صادرات نفت خام روسیه در آوریل بر روی تانکرهای گروه ۷ حمل شده است، بهویژه تانکرهای متعلق به یونانیها. در زمانی که نفت اورال نزدیک به ۷۰ دلار معامله میشود، سخت است که باور کنیم این خدمات با سقف قیمت مطابقت دارند و هرگونه مستندات مرتبط بهطور گستردهای غیرقابل اعتماد تلقی میشود، بهویژه پس از اینکه اتحادیه اروپا و بریتانیا بهطور یکجانبه سقف را به ۴۴.۱۰ دلار خارج از چارچوب گروه ۷ کاهش دادند.
این انحراف فزاینده در میان شرکا به تازگی ضربه دیگری متحمل شد. اتحادیه اروپا و بریتانیا هر دو سعی کردند تا یک حفره دیگر را ببندند تا واردات نفت خام روسیه که در یک کشور ثالث به محصولات نفتی تبدیل شده است، متوقف شود. محدودیت اتحادیه اروپا در ژانویه به اجرا درآمد. بریتانیا نیز با محدودیت خود در ماه مه پیروی کرد، اما این اقدام با یک مجوز عمومی جنجالی برای واردات دیزل و سوخت جت همراه بود، با همان استدلالی که در مورد مجوز ایالات متحده در خصوص بازار انرژی تنگ وجود داشت.
اگر وضعیت در خلیج فارس اجازه دهد، اتحادیه اروپا و بریتانیا باید به دنبال یک هدف بلندپروازانهتر باشند و برنامههای خود را برای جایگزینی سقف قیمت با ممنوعیت کامل خدمات دریایی از سر بگیرند.

تحریمهای روسیه نیاز به ممنوعیتهای دریایی دارد
آیندهای قابلقبول برای ممنوعیت خدمات دریایی اتحادیه اروپا مبنای قانونی برای ممنوعیت خدمات دریایی را در بسته تحریمی بیستم خود معرفی کرد که مشروط به هماهنگی با شرکای گروه ۷ است. تحت این ممنوعیت جدید، اپراتورهای غربی دیگر اجازه نخواهند داشت خدمات حمل و نقل دریایی، بیمه، دلالی، تأمین مالی، پشتیبانی فنی یا خدمات مرتبط برای صادرات نفت روسیه، صرفنظر از قیمت، ارائه دهند. این اقدام کلی باعث ایجاد ثبات در سیاست و سادهسازی انطباق صنعت میشود و نفت روسیه را غیرقابل دسترس میسازد.
یک ممنوعیت کامل خدمات دریایی خطراتی به همراه خواهد داشت. روسیه به طور فزایندهای به ناوگان سایه متکی خواهد شد و این بازار موازی در حال رشد عمیقتر خواهد شد. این خطر واقعی است اما ممکن است استدلال کافی برای عدم تغییر سیستم کنونی نباشد. روسیه در حال حاضر بخش زیادی از آن بازار موازی را ساخته است و با مجبور کردن مسکو به اتکا کامل به آن، محدودیتهای آن را نمایان خواهد کرد. روسیه با هزینههای بیشتری برای به دست آوردن کشتیهای بیشتر و گسترش اکوسیستم بازیگران تسهیلکننده مواجه خواهد شد. روسیه در حال حاضر قادر به حفظ سطح صادراتی که خدمات غربی از آن حمایت میکنند نیست و هزینههای عملیاتی همچنان افزایش خواهد یافت زیرا اتحادیه اروپا و بریتانیا به تضعیف سفرهای ناوگان سایه و مجبور کردن به مسیرهای طولانیتر جسارت بیشتری پیدا میکنند.
اجرای محاصرههای کامل از طریق تحریمهای روسی
نشست اخیر گروه هفت در اویان فرصتی برای تجدید نظر در اختیار ائتلاف قرار داد. رهبران گروه هفت، از جمله ایالات متحده، متعهد به افزایش فشار بر روسیه، از جمله در بخشهای نفت و گاز شدند. سقف قیمت نفت یک سازش مفید برای مرحله اول جنگ بود، اما بیاثری آشکار آن نمیتواند نادیده گرفته شود.
زمانی که هرمز دوباره باز شود و قیمتها تثبیت شوند، هر زمان که باشد، گروه هفت باید آماده باشد تا سیاست خود در مورد انرژی روسیه را با هدفی روشنتر هماهنگ کند. ائتلاف، به طور ایدهآل با ایالات متحده اما نه وابسته به حمایت آن، باید هدفگذاری کشتیها و شبکههای تسهیلکننده در اطراف تجارت نفت روسیه را گسترش دهد، به تنگتر کردن به دست آوردن کشتیهای ناوگان سایه که همچنان به دست روسها میرسند، بپردازد و به سمت یک ممنوعیت کامل خدمات دریایی حرکت کند تا بار دیگر صادرات انرژی روسیه را به طور واقعی محدود کند.

