تأمین مالی جنگ سعودی به یک چالش مالی فوری تبدیل شده است که اکنون به وضوح آرزوهای پادشاهی برای چشمانداز 2030 را تحت فشار قرار میدهد. جنگ با ایران تولید نفت را نزدیک به یک چهارم کاهش داده، صادرات از طریق تنگه هرمز و دریای سرخ را مختل کرده و ریاض را مجبور کرده است تا به شدت وام بگیرد تا کسری بودجه رو به رشد را پوشش دهد. در سهماهه دوم سال 2026، فعالیت نفتی 24.7 درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته و تولید ناخالص داخلی واقعی 4.8 درصد پایینتر از سال قبل قرار گرفته است که عمیقترین انقباض از زمان پاندمی است. فعالیتهای غیرنفتی تنها 0.6 درصد رشد کرده است که محدودیتهای تنوعسازی را در زمانی که درآمد نفت به شدت کاهش مییابد، نشان میدهد.
درآمد دولت به 90 میلیارد دلار در برابر هزینههای 373 میلیارد ریالی رسید که منجر به کسری 9.1 میلیارد دلاری در سهماهه شد. به جای استفاده از ذخایر، ریاض برای تأمین کسری نیمه اول خود وام گرفت. وام بانکی 8 میلیارد دلاری که در حال بحث است، یک معامله جداگانه نیست؛ این وام پس از میلیاردها دلاری که قبلاً از طریق اوراق قرضه و تسهیلات آرامکو جمعآوری شده، صورت میگیرد. تأمین مالی جنگ سعودی اکنون به طور مستقیم با هزینههای دفاعی، حفاظت از زیرساختها و پروژههای توسعه رقابت میکند. هزینههای نظامی در سهماهه اول 26 درصد افزایش یافته است. چالش، ورشکستگی فوری نیست، بلکه یک فشار مالی تدریجی است که ریاض را مجبور میکند تا انتخاب کند کدام بخشهای چشمانداز 2030 زنده بمانند و کدام یک نه.
تأمین مالی جنگ سعودی به سهماهه دوم میرسد
به دلیل جنگ ایران، عربستان سعودی تعداد کمتری بشکه نفت برای فروش دارد اما برای هر بشکهای که میفروشد، پول بیشتری دریافت میکند. حملات به تأسیسات انرژی و تنگه هرمز و تهدیدات علیه حمل و نقل دریایی در دریای سرخ، تولید را کاهش داده و صادرات را پیچیدهتر کرده است. در عین حال، دولت باید زیرساختهای حیاتی را برای حفظ برنامه توسعه اقتصادی چشمانداز 2030 خود محافظت کند. در تاریخ 31 اوت 2026، مرکز مدیریت بدهی ملی reportedly با بانکها تماس گرفته است تا وامی به مبلغ حداقل 8 میلیارد دلار ترتیب دهد. آرامکو در مذاکرات جداگانهای با وامدهندگان است. هر دو مذاکره هنوز در مرحله بسیار ابتدایی هستند.

کاهش تولید نفت، افزایش کسریها
آمارهای سهماهه دوم هزینههای جنگ را نشان میدهد. سازمان کل آمار عربستان سعودی اعلام کرد که فعالیتهای نفتی نسبت به سال گذشته ۲۴.۷ درصد کاهش یافته است. این کاهش باعث شد که تولید ناخالص داخلی واقعی ۴.۸ درصد کاهش یابد که عمیقترین انقباض از زمان پاندمی است. فعالیتهای غیرنفتی تنها ۰.۶ درصد رشد کرده است. یک دهه تنوع اقتصادی به اقتصاد مقداری حفاظت داده است، اما گردشگری، لجستیک، ساخت و ساز و فناوری نمیتوانند جایگزین نفت شوند زمانی که تولید تقریباً یکچهارم کاهش یابد.
قیمتهای بالای نفت کمک کردهاند، هرچند که به اندازه کافی برای بستن شکاف بودجه کافی نبوده است. درآمد دولت در سهماهه دوم به ۳۳۸.۸ میلیارد ریال [$۹۰ میلیارد] رسید، در حالی که هزینهها ۳۷۳ میلیارد ریال بود. بنابراین، ریاض کسری ۳۴.۳ میلیارد ریالی یا $۹.۱ میلیارد را ثبت کرد. این کسری کمتر از کسری ۳۳.۵ میلیارد دلاری ثبت شده در سهماهه اول بود. با این حال، پادشاهی برای تأمین کسری کل نیمه اول خود به جای استفاده از ذخایر، وام گرفت. این تصمیم از موجودی نقدی آن محافظت کرد اما مقدار بدهی که باید بعداً پرداخت کند را افزایش داد.
استراتژی وامگیری گستردهتر شکل میگیرد
وام احتمالی ۸ میلیارد دلاری یک معامله جداگانه نیست. عربستان سعودی وارد سال ۲۰۲۶ شده و انتظار دارد که به تقریباً ۵۸ میلیارد دلار نیاز مالی داشته باشد، از جمله بازپرداخت بدهیها و کسری سالانه پیشبینی شده. امسال، دولت تاکنون حدود ۶ میلیارد دلار از طریق اوراق قرضه جمعآوری کرده است، آرامکو ۴ میلیارد دلار دیگر تأمین کرده و صندوق سرمایهگذاری عمومی در ماه مه ۲۰۲۶، ۷ میلیارد دلار جمعآوری کرده است. یک وام بانکی منبع دیگری از پول را برای ریاض فراهم میکند اگر بازارهای ناپایدار انتشار عمومی اوراق قرضه را پرهزینه کند. اما وامگیری از سوی هر سه نهاد همچنین نشان میدهد که دولت، آرامکو و صندوق سرمایهگذاری عمومی چقدر به یکدیگر وابستهاند.
هزینههای دفاعی فشار بر بودجه را افزایش میدهد
هزینههای دفاعی محاسبات را دشوارتر میکند. هزینههای نظامی عربستان در سهماهه اول نسبت به سال گذشته ۲۶ درصد افزایش یافته و به ۶۴.۷ میلیارد ریال [$۱۷.۲ میلیارد] رسیده است. ریاض مجبور شده است تا موشکها و پهپادها را رهگیری کند، بنادر و تأسیسات نفتی را محافظت کند و مسیرهایی را که از تنگه هرمز عبور میکنند تقویت کند. حتی اگر درگیریها کاهش یابد، نیاز به جایگزینی رهگیرها و تعمیر یا تقویت زیرساختهای آسیبپذیر خواهد داشت. این هزینهها با هزینههای مسکن، حمل و نقل، یارانهها و پروژههای توسعه رقابت میکنند.

کدام پروژههای چشمانداز ۲۰۳۰ باقی میمانند
این به این معنا نیست که چشمانداز ۲۰۳۰ شکست خواهد خورد. بلکه به این معناست که ریاض باید تصمیم بگیرد کدام بخشها نیاز به حفاظت دارند. صندوق سرمایهگذاری عمومی از قبل شروع به دور شدن از پروژههای پرهزینه املاک و به سمت لجستیک، معدن، هوش مصنوعی و گردشگری مذهبی کرده است. استراتژی ۲۰۲۶–۲۰۳۰ بر بازده مالی، انضباط سرمایهگذاری و مشارکت بخش خصوصی تأکید بیشتری دارد. شرایط جنگی این رویکرد را ضروریتر میکند. خطوط لوله، بنادر، تأسیسات ذخیرهسازی، تولید داخلی و شبکههای برق مطمئن میتوانند از رشد اقتصادی حمایت کنند و در عین حال قرار گرفتن پادشاهی در معرض محاصره دیگری را کاهش دهند. پروژههایی که نیاز به سالها هزینهکرد قبل از تولید درآمد دارند، دفاع از آنها دشوارتر خواهد بود.
تأمین مالی جنگ سعودی و پایداری بدهی
عربستان سعودی در موقعیت قویتری نسبت به بسیاری از کشورها که با شوک مشابهی مواجه هستند، قرار دارد. صندوق بینالمللی پول به بدهی نسبتاً پایین دولت، ذخایر بزرگ و داراییهای قابل توجه حاکمیتی اشاره میکند. خط لوله شرق-غرب و پایانههای دریای سرخ به آرامکو اجازه دادند برخی از صادرات را تغییر مسیر دهد و موجودیهای خارجی آن به حفظ تحویل به مشتریان کمک کرد. بدون این سرمایهگذاریها، بسته شدن هرمز آسیب بسیار بیشتری به بار میآورد.
اما این مزایا ادامه وامگیری را ایمن نمیکند. صندوق بینالمللی پول انتظار دارد بدهی دولت تا سال ۲۰۳۱ به نزدیک ۴۴ درصد تولید ناخالص داخلی برسد. اگر جنگ ادامه یابد، سرمایهگذاران ممکن است خواهان بازده بالاتری باشند تا ریسک منطقهای را جبران کنند. افزایش وامگیری دولت همچنین میتواند نقدینگی داخلی را جذب کند و هزینه تأمین مالی برای شرکتهای خصوصی را افزایش دهد. هیچ بحران بدهی فوری برای عربستان سعودی در حال شکلگیری نیست. خطر محتملتر، فشار مالی تدریجی است که پروژهها را متوقف میکند، یارانهها را کاهش میدهد و آرامکو را مجبور به پرداخت سودهای کلان میکند.

فشار ریاض بر واشنگتن
واشنگتن همچنین گزینههایی را با ریاض بررسی خواهد کرد. حملات ایرانی ارزش اطلاعات، دفاع موشکی و هماهنگی نظامی ایالات متحده را نشان دادهاند. این حملات همچنین تردیدهایی را در ریاض ایجاد کردهاند که آیا حمایت آمریکایی میتواند از حملات جلوگیری کند یا مسیرهای تجاری اصلی را باز نگه دارد. ریاض به دنبال تعهدات امنیتی قویتر خواهد بود و با سیاستهای ایالات متحده که ناآرامی را در اطراف خلیج فارس تحریک میکند، مخالفت خواهد کرد. جنبه دیگری از این رابطه دسترسی به بانکهای آمریکایی و بازارهای دلار است. توافقهای دفاعی، امنیت انرژی، خرید تسلیحات و تأمین مالی دیگر نمیتوانند به عنوان مسائل جداگانه در نظر گرفته شوند.
تعریف اولویتها تحت فشار
عربستان سعودی میتواند در برابر فشار کنونی مقاومت کند، اما تنها در صورتی که اولویتهای خود را تعریف کند. قیمتهای بالای نفت و ذخایر مالی اضافی زمان خریدند، نه بازگشت به روال عادی. ریاض باید بیشتر بر امنیت هزینه کند در حالی که برنامه اقتصادیای را تأمین مالی میکند که برای زمانهای باثباتتر طراحی شده است.

