واشنگتن و میانجیگران خاورمیانه توافقی با ریسک بالا را برای پایان دادن به جنگ سه ساله غزه به دست آوردهاند. توافق خلع سلاح حماس نقشهراه مرحلهای برای خروج نیروها، نیروهای تثبیت منطقهای و تحویل سلاحهای سنگین را ترسیم میکند. در حالی که دیپلماتهای منطقهای از اعلام این توافق خوشحال هستند، فشار شدید به طور مستقیم بر رهبران سیاسی اسرائیل و فرماندهان نظامی برای رعایت تعهداتشان وارد میشود. موفقیت نهایی این توافق خلع سلاح حماس به طور کامل به اجرای قابل تأیید و نظارت بینالمللی مستمر بستگی دارد.
جزئیات کلیدی توافق خلع سلاح حماس
آیا این روزی جدید برای غزه است؟ هیئت صلح به رهبری ایالات متحده توافقی را اعلام کرده است که میتواند به خلع سلاح حماس و خروج نیروهای اسرائیلی از غزه منجر شود، تقریباً سه سال پس از حمله تروریستی حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر که منجر به درگیریای شد که منطقه و جهان را تکان داد. مقامات حماس تأیید کردهاند که این توافق را پذیرفتهاند، اما نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، هنوز نظری نداده است.
جزئیات پیچیده است و مسیر پیش رو دشوار. ما به کارشناسان خود مراجعه کردیم تا به سوالات داغ ما درباره این توافق و پیامدهای گستردهتر آن پاسخ دهند.
۱- حماس دقیقاً به چه چیزی توافق کرده است؟
کمتر از بیست و چهار ساعت پس از اعلام رسمی رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در شبکه اجتماعی Truth Social و نماینده عالی غزه، نیکولای ملادنو، در X، هنوز مشخص نیست که حماس دقیقاً به چه چیزی توافق کرده است.
بزرگترین سوال این است که آیا این توافق حماس را ملزم به کنار گذاشتن نه تنها سلاحهای سنگین—مانند موشکها—بلکه سلاحهای سبک و شخصی نیز میکند، مانند کلاشنیکفها و تفنگهای دستی. سوال دیگر این است که فرایند خلع سلاح چگونه انجام خواهد شد. بند ۶ از طرح بیستنقطهای اصلی ترامپ به این معناست که سلاحهای سبک نیز باید از رده خارج شوند. اما یک مقام حماس گفته است که این توافق نیاز دارد که اسرائیل تمام اقدامات نظامی را متوقف کند، استقرار یک نیروی بینالمللی و “حق تعیین سرنوشت، تأسیس یک دولت مستقل فلسطینی” را تضمین کند.
یک خوانش بدبینانه این است که حماس میداند مقامات اسرائیلی—بهویژه سه ماه قبل از یک انتخابات ملی—به احتمال زیاد به توافقی تن نخواهند داد، که این فرصتی برای گروه فراهم میکند تا تقصیر بنبست کنونی بر سر طرح بیستنقطهای ترامپ را به قدس منتقل کند. اما دو چیز میتواند همزمان درست باشد. و چنین خوانشی همچنین خطر دستکم گرفتن میزان فشاری که حماس—و رهبر جدیدش، خلیل الحیه—در حال حاضر تحت فشار میانجیگران منطقهای، بهویژه قطر و مصر، قرار دارند را به همراه دارد. علاوه بر این، حماس نمیداند جنگ ایران چگونه به پایان خواهد رسید، یا اینکه آیا هنوز حامیای در تهران خواهد داشت که مایل و قادر به تأمین مالی و توانمندیهای گروه باشد.
در عین حال، عقبنشینی اسرائیل به آنچه که بهعنوان “خط زرد” شناخته میشود بهعنوان یک گام اولیه در توافق—چیزی که مقامات اسرائیلی قبلاً گفتهاند که انجام نخواهند داد—تنها یکی از مجموعهای بسیار پیچیده از مراحل متقابل و چالشهای توالی است که میانجیگران باید اجرا کنند.
در بحث درباره سلاحها، نکتهای که گم شده این است که توافق همچنین قرار است اطمینان حاصل کند که کمیته ملی اداره در غزه (NCAG) قادر به ورود و بهعهده گرفتن کنترل غیرنظامی نوار غزه باشد. این بهطور ضروری شامل تحویل سلاحهای نیروی پلیس تحت سلطه حماس به NCAG خواهد بود، گامی که بهطور بیشتر گروه را غیرنظامی کرده و به مردم غزه اجازه میدهد از خشونت و سلطه گروه فرار کنند.
در نهایت، ابهام در آنچه که شامل میشود و آنچه که شامل نمیشود ممکن است به حل معما کمک کند تا توافقی اعلام شود. اما همانطور که یادداشت تفاهم اخیر ایالات متحده با ایران نشان داد، اگر طرفها در مورد آنچه که به آن متعهد میشوند توافق نداشته باشند، هیچ اعلام عمومی، هرچقدر هم قوی و امیدوارکننده باشد، کافی نخواهد بود تا شرایط موجود را تغییر دهد.
—جاناتان پانیکاف مدیر ابتکار امنیتی خاورمیانه اسکواکرافت و معاون سابق افسر اطلاعات ملی برای خاورمیانه در شورای ملی اطلاعات ایالات متحده است.

2-چرا این اکنون در حال شکلگیری است؟
اعلام ترامپ درباره توافق برای خلع سلاح حماس و سایر گروههای مسلح در غزه یک پیروزی مهم در سیاست خارجی برای او و دولتش در زمانی است که ایالات متحده در درگیری خود با ایران گرفتار شده است، جنگی که در میان مردم آمریکا محبوب نیست و به کاهش رتبههای تأیید رئیسجمهور کمک کرده است.
این اعلامیه همچنین به عنوان یک انتقاد به منتقدانی عمل میکند که گفتهاند تمرکز رئیسجمهور بر ایران باعث شده است که طرح صلح در غزه بدون پیشرفت قابل توجهی از زمان توافق آتشبس و نقشه راه بیستنقطهای برای آینده غزه در پاییز گذشته، رها شود. ترامپ احتمالاً امیدوار است که با درخشان کردن غزه از طریق توافقی که میتواند راه را برای خروج اسرائیل و بازسازی نهایی این منطقه هموار کند، به محبوبیت خود افزوده و ادعای خود را مبنی بر اینکه او معاملهگری است که میتواند به یک منبع عمده درگیری پایان دهد، آیندهای امنتر برای اسرائیل و آیندهای روشنتر برای فلسطینیان در غزه فراهم کند.
به نظر میرسد توافق حماس با طرح خلع سلاح احتمالاً نتیجه فشار شدید مصر، ترکیه و قطر باشد که نقش حیاتی در میانجیگری مذاکرات بر سر این توافق ایفا کردهاند و شاید وعدههای حمایت سیاسی و مالی از دو کشور اخیر در صورتی که رهبران حماس در نهایت غزه را ترک کنند، نیز در این زمینه مؤثر بوده است. رهبران حماس همچنین ممکن است به این نتیجه رسیده باشند که توافق با طرح خلع سلاح مرتبط با خروج اسرائیل از غزه میتواند به معکوس کردن سرنوشت سیاسی رو به افول این گروه کمک کند.
این گروه در حال از دست دادن حمایت مالی از ایران است که به دلیل محاصره دریایی و تحریمهای ایالات متحده با مشکلات مالی مواجه است؛ اسرائیل همچنان به اشغال بیشتر سرزمینهای غزه در پاسخ به فعالیتهای نظامی مداوم حماس ادامه میدهد؛ و فلسطینیان در غزه حماس و همچنین اسرائیل را به خاطر رنجهای خود سرزنش میکنند. با این حال، اینکه آیا حماس به طور جدی به خلع سلاح کامل متعهد خواهد ماند، همچنان یک سوال باز است.
از سوی دیگر، اسرائیل هنوز به طور عمومی به این توافق نپیوسته است اما تحت فشار عظیم ترامپ قرار خواهد گرفت تا با آن موافقت کند یا با خطر خشم او مواجه شود که ممکن است آنچه را که او به عنوان یک موفقیت تاریخی تبلیغ میکند، خراب کند. اسرائیل چیزی برای از دست دادن در تأیید این طرح ندارد، حتی در حالی که احتمالاً شرایطی را به آن ضمیمه خواهد کرد، با توجه به اینکه این یک توافق مرحلهای است که ممکن است تکمیل آن تا یک سال طول بکشد و فرصتهای زیادی برای اورشلیم فراهم میکند تا ادعا کند حماس به تعهدات خود پایبند نیست.
در واقع، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با فشارهای متضاد از سوی شرکای ائتلاف راستگرای خود مواجه خواهد شد—فشاری که با نزدیک شدن به انتخابات اسرائیل تشدید خواهد شد—تا خط سختی در قبال اجرای توافق اتخاذ کند و آماده باشد در صورت بروز کوچکترین نشانهای از اینکه حماس از این توافق برای حفظ حضور نظامی و سیاسی در غزه سوءاستفاده میکند، از آن کنار بکشد.
این توافق اخیر پتانسیل آن را دارد که نقطه عطفی در درگیری اسرائیل و فلسطین باشد. اما به راحتی میتواند به یکی دیگر از فهرست طولانی توافقهای “پایان درگیری” در چند دهه گذشته تبدیل شود که امیدها را برانگیخته، تنها برای اینکه به دلیل عدم اعتماد و منافع متضاد دو طرف، این امیدها به یأس تبدیل شوند.
—آلن پینو یک پژوهشگر ارشد غیر مقیم در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکواکرافت است. او پیش از این به مدت سی و هفت سال در سازمان سیا خدمت کرده و به مسائل خاورمیانه و مبارزه با تروریسم پرداخته است.

اجرای نقشههای راه توافق خلع سلاح حماس
3- برای اجرای این توافق چه چیزی لازم است؟
توافق اعلام شده قابل توجه و مثبت است زیرا به مسائل اصلی حکمرانی در غزه میپردازد. همانطور که در گذشته بارها مشاهده کردهایم و همچنان در لبنان میبینیم، اعلامیهها آسان هستند و اجرای آنها به هیچ وجه آسان نیست. این توافق اساساً نیازمند چندین اقدام همزمان است. یکی از نکات کلیدی، تحویل سلاحهای حماس و relinquishing کنترل نظامی نوار غزه در ازای توقف حملات اسرائیل و خروج از غزه است. اعتماد بین دو طرف در اینجا وجود ندارد و هیچیک انتظار ندارد که دیگری به تعهدات خود عمل کند—و به دلایل خوبی.
بنابراین، بازیگران خارجی برای موفقیت این پیشنهاد ضروری خواهند بود. مصر و قطر باید به شدت بر حماس فشار بیاورند تا به تعهدات خود عمل کند، حتی در حالی که ایران تقریباً به طور قطع در گوش این سازمان تروریستی میگوید که زمان را بخرند. از سوی دیگر، مقاومت اسرائیل در برابر پایان عملیات در غزه—حتی قبل از خلع سلاح کامل—تقریباً مسلم است.
ترامپ باید فشار زیادی بر نتانیاهو وارد کند تا فضایی برای موفقیت این پیشنهاد فراهم کند، به ویژه در حالی که نتانیاهو برای انتخابات اکتبر آماده میشود و با مقاومتهای مشخصی از سوی راست افراطی مواجه است. و حمایت eventual از بازسازی توسط کشورهای خلیج فارس همچنان حیاتی است اما در هالهای از سوال قرار دارد، زیرا اقتصادهای آنها به شدت تحت تأثیر جنگ جاری با ایران قرار گرفته است.
در نهایت، این توافق نقش قابل توجهی برای نیروی تثبیت بینالمللی (ISF) که توسط سازمان ملل مجاز شده است، در تأمین سلاحهای تسلیم شده و جلوگیری از خلأ امنیتی پیشبینی میکند. با این حال، تا به امروز، ISF بیشتر از یک تمرین کاغذی نیست و تنها حدود دویست سرباز چندملیتی دارد. استقرار آن به مراحل ذکر شده از جمله آتشبس پایدار، خلع سلاح و خروج تدریجی اسرائیل مشروط شده است. این چالش توالی به اندازه مقاومت سیاسی دشوار خواهد بود و نیاز به اقدامات اعتمادسازی از سوی همه طرفها دارد تا اوضاع به جلو برود. با کمبود حسن نیت در حالی که شهروندان غزه همچنان شرایط انسانی وحشتناکی را تحمل میکنند، این تنها از طریق فشار مداوم و بیرحمانه ایالات متحده و شرکای آن موفق خواهد شد.
—جنیفر گاویتو یک پژوهشگر ارشد غیر مقیم در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکواکرافت است. او پیش از این به عنوان معاون دستیار وزیر امور خارجه برای عراق و ایران خدمت کرده است.
۴-این برای برنامه بیستنقطهای بزرگتر ترامپ برای غزه چه معنایی دارد؟
توافق خلع سلاح که توسط ترامپ اعلام شده، چندین گام به جلو برای برنامه بیستنقطهای او است، اما این پایان کار نیست. آنچه اعلام شده، از کمال دور است، اما نماینده عالی محترم برای غزه و تیم او، به همراه میانجیگران از مصر، ترکیه و قطر، شایسته اعتبار زیادی هستند که به این مرحله رسیدهاند.
توافق خلع سلاح یک سری تعهدات متصل به هم است، درست مانند برنامه بیستنقطهای، و راههای واضحی برای شکست آن وجود دارد. اسرائیل در طول مذاکرات توافق مشاوره شده است، اما احتمالاً به برخی از مفاد و عدم وجود شرطی که حماس باید دهها هزار قبضه سلاح AK-47 و سلاحهای مشابه را کنار بگذارد، اعتراض خواهد کرد.
هم حماس و هم اسرائیل فرصتهای زیادی برای کند کردن اجرای توافق خواهند داشت، که اولین آزمون در حدود چهارده روز آینده خواهد بود، زمانی که نماینده عالی و تیم او باید یک جدول زمانی برای اجرای توافق را برای طرفین ارائه دهند. میانجیگرانی که با حماس صحبت کردهاند ممکن است درکی از متن به آنها داده باشند که با درک ایالات متحده متفاوت است. نمونه احتیاطآمیز آنچه که در یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران اشتباه پیش رفت، جایی است که طرفین تفسیرهای رادیکالاً متفاوت و ناسازگاری از آنچه که متن واحد درباره کنترل تنگه هرمز میگفت، داشتند.
رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در جلسه افتتاحیه هیئت صلح در واشنگتن دیسی، در تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۲۶ شرکت میکند. (رویترز/کوین لامارک)
اما این توافق حداقل به هیئت صلح، دفتر نماینده عالی و کمیته ملی اداره غزه چیزی برای کار کردن میدهد.
باید فشار بر همه طرفها وجود داشته باشد—نه فقط بر حماس و اسرائیل، بلکه همچنین بر ایالات متحده، میانجیگران، اروپاییها و دیگران—تا اطمینان حاصل شود که برنامه بیستنقطهای ترامپ میتواند به کار بیفتد. اولویت بعدی باید تأمین پنج هزار نیروی لازم برای ISF و صدها کارمند لازم برای دفتر نماینده عالی باشد تا این برنامه به کار بیفتد. همه باید پای یکدیگر را به آتش بسپارند.
—توماس اس. واریك، پژوهشگر ارشد غیر مقیم در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکواکرافت و معاون سابق وزیر امنیت داخلی ایالات متحده در زمینه سیاست ضد تروریسم است.
مقابله با توافق خلع سلاح حماس
5-این چه معنایی برای کنترل حماس بر غزه دارد؟
هرگونه استقرار نیروهای تثبیت بینالمللی یا پلیس فلسطینی تازه آموزشدیده تحت چتر کمیته ملی اداره غزه، به دلیل موانع لجستیکی، مالی و آموزشی، هنوز ماهها فاصله دارد. تا آن زمان، حماس به کنترل کامل خود بر جمعیت غزه ادامه خواهد داد و زمان کافی برای تدوین برنامههای اضطراری به منظور حفظ اهمیت و نفوذ خواهد داشت. و درست همانطور که بدون زیتون، روغن زیتون وجود ندارد، بدون سلاح و مقاومت مسلحانه، حماس نیز وجود ندارد. برخی اعضا ممکن است واقعاً بخواهند تحول یابند و وارد یک فرآیند سیاسی شوند، و ممکن است این کار را انجام دهند. با این حال، بعید است که این کار را بهطور پایدار و موفقیتآمیز در حالی که هنوز تحت پرچم و هویت حماس فعالیت میکنند، انجام دهند.
در نهایت، مردان مسلح در داخل غزه، نه شخصیتهای سیاسی در خارج، دارای قدرت واقعی هستند. حماس تحت فشار شدید است، که ممکن است توضیح دهد چرا این اعلامیه شبیه ادعای یک ماه پیش آن است که گفته بود “ساختار حکومتی” خود را در نوار غزه “حل کرده” است، در حالی که همچنان کنترل کامل بر زمین را حفظ کرده است. رهبر جدید گروه، خلیل الحیه، هفته گذشته با سخنرانی آتشین خود بر این واقعیت تأکید کرد و بر پیگیری “پیروزی”، آزادی، مقاومت مسلحانه، همراستایی با ایران و روحیه جهادی اسلامی که در هویت و برنامه سیاسی این سازمان مرکزی است، تأکید کرد.
بدون تمایل به همراهی خلع سلاح با یک روایت، تغییر سیاسی و برنامهای مشابه آنچه سازمان آزادیبخش فلسطین در اوایل دهه 1990 انجام داد، خلع سلاح حماس در غزه به تنهایی چیزی بیشتر از یک آتشبس طولانیمدت یا “حدن” نخواهد بود. این گروه مدتهاست که “حدنها” را به عنوان راهی برای همزیستی در کنار اسرائیل بدون به رسمیت شناختن دولت یهودی، واگذاری مقاومت مسلحانه که در هویت و روحیه آن مرکزی است، یا رها کردن زور و خشونت به عنوان ابزارهای استراتژی سیاسی، مطرح کرده است.
—احمد فؤاد الخطیب، که در شهر غزه بزرگ شده است، رهبری پروژه “تجدید برای فلسطین” را بر عهده دارد که یک پروژه شورای آتلانتیک است و به چالش کشیدن روایتهای ریشهدار در گفتمان اسرائیل و فلسطین و توسعه یک چارچوب سیاستی جدید برای احیای حمایت از فلسطین میپردازد.

6-این چه معنایی برای غزنیها دارد؟
اعلامیه دیگری از ترامپ درباره یک توافق تاریخی برای صلح احتمالاً برای غزهایهای خسته و ناامید بینتیجه خواهد بود. این به این دلیل است که آنها سه سال بمباران اسرائیلی را تحمل کردهاند که بیش از هفتاد هزار مرد، زن و کودک را کشته و دهها هزار نفر دیگر را زخمی و بیخانمان کرده است؛ بمبارانی که عناصر اساسی مورد نیاز برای زندگی روزمره، از جمله مسکن، بیمارستانها، مدارس، مساجد، کلیساها، کسبوکارها و غیره را ویران کرده است.
در پاییز گذشته، رئیسجمهور یک طرح صلح تاریخی را اعلام کرد که با یک “آتشبس” همراه بود که اکنون نزدیک به یک سال ادامه دارد. در طول این وقفه در خصومتها، پنج سرباز اسرائیلی در اوایل کشته شدند، اما مبارزان مسلح حماس در برابر حملات و تیراندازیهای مداوم اسرائیل که بیش از یک هزار فلسطینی—از جمله زنان و کودکان—را کشته و بسیاری دیگر را زخمی کرده است، بیفایده بودهاند.
واضح است که حماس مسلح هیچ هدفی برای غزهایها ندارد. حماس نمیتواند از فلسطینیها در غزه دفاع کند. نمیتواند از اسرائیل جلوگیری کند که زمین را تصرف کرده و فلسطینیها را آواره کند. (اسرائیل کنترل خود بر اراضی فلسطینی را از حدود 50 درصد یک سال پیش به 70 درصد به دستور نخستوزیر در مه 2026 افزایش داده است.) همچنین سلاحهای حماس نمیتوانند کمکها را افزایش دهند، گذرگاهها را باز کنند، خدمات بهداشتی ارائه دهند، آوارها را پاک کنند یا تأمین کالاها برای بازسازی مدارس، بیمارستانها و خانهها را فراهم کنند.
غزهایها ممکن است امیدوار باشند که تحویل سلاحهای حماس به یک نهاد حکومتی فلسطینی، کشتار روزانه فلسطینیها را نه تنها توسط اسرائیل، بلکه توسط حماس و دیگر شبهنظامیان نیز متوقف کند. با این حال، غزهایها نتانیاهو را به خوبی میشناسند. و میدانند که برای کنترل و نگهداشتن رهبر اسرائیل نیاز به توجه و فشار مداوم از سوی ایالات متحده و دیگران است. نتانیاهو رهبری است که بهطور مشهور به رؤسایجمهور ایالات متحده بیاحترامی میکند و به این افتخار میکند که توانسته است برای دههها یک دولت فلسطینی را مسدود کند؛ کسی که از افزایش کنترل اسرائیل بر نوار غزه حمایت میکند و احتمالاً در برابر تبعیت کامل از این توافق برای حفظ آینده سیاسیاش مقاومت خواهد کرد. غزهایها منتظر خواهند ماند و خواهند دید.
—جینا آبرکرامبی-وینستینلی یک همکار برجسته در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکواکرافت و در مرکز استراتژی و امنیت اسکواکرافت شورای آتلانتیک است. او به عنوان سفیر ایالات متحده در جمهوری مالت و به عنوان دستیار ویژه برای خاورمیانه و آفریقا در وزارت امور خارجه خدمت کرده است. مأموریتهای او در خاورمیانه شامل نظارت بر انتخابات در نوار غزه بود.

تأثیرات منطقهای توافق خلع سلاح حماس
7-این برای اسرائیل چه معنایی دارد؟
آخرین اعلامیه، غزه را دوباره در کانون توجه قرار میدهد که به شدت تحت تأثیر جنگ ایران بوده است. با این حال، امیدها برای پیشرفت به سمت حل و فصل درگیری حماس و اسرائیل باید به شدت تعدیل شود. کمبود شدید اعتماد متقابل بین طرفین همچنان ادامه دارد: اسرائیلیها به عاملان کشتار ۷ اکتبر اعتماد ندارند و حماس نیز بهطور متقابل به کشوری که پس از آن بر غزه ویرانی به بار آورد، بیاعتماد است.
طرفین با اکراه به میز مذاکره کشیده شدند، تحت فشار بینالمللی و رسانهای. رهبران حماس، تحت فشار میانجیها برای رسیدن به توافق، خود را با این واقعیت سازگار کردند که باید “به بهترین فرمول ممکن که قابل دستیابی است، برسند”، همانطور که یکی از مذاکرهکنندگان حماس گفت.
کابینه امنیتی اسرائیل با اکراه ورود نیروهای امنیتی اسرائیل (ISF) به غزه را برای تسهیل طرح بیستنقطهای ترامپ تأیید کرد، اما تنها به منظور حفظ حمایت او از اهداف وسیعتر اسرائیل در منطقه. ادامه تعامل این بازیگران خارجی، بهویژه ایالات متحده، عامل حیاتی در جلوگیری از شکست یک فرآیند اجرایی دشوار خواهد بود.
اعلامیههای جشنوارهای درباره یک توافق “تاریخی” نمیتواند ترکهایی را که در حال حاضر نمایان شدهاند، پنهان کند. ادعای ترامپ مبنی بر اینکه هیئت صلح “خلع سلاح کامل حماس و تمام گروههای مسلح دیگر در غزه” را میانجیگری کرده است، بهعنوان یک نقطه کلیدی در نظر گرفته شده است. شرط جدید نقشهراه که خلع سلاح و ذخیرهسازی تسلیحات در غزه را به خروج اسرائیل “بهصورت مرحلهای” مرتبط میکند، نشاندهنده تقریباً غیرممکن بودن این چالش است: حماس تا زمانی که اسرائیل بهطور کامل از سرزمین عقبنشینی نکند، از خلع سلاح خودداری میکند، در حالی که اسرائیل اصرار دارد که نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) تا زمانی که حماس تمام سلاحهای خود را تحویل ندهد، در محل باقی خواهند ماند.
هیچیک از این مسائل نمیتواند از سوالات سیاسی جدا شود. رفتار نتانیاهو با غزه—از جمله میزان مسئولیت شخصی او در فاجعه ۷ اکتبر—در ذهن اسرائیلیها خواهد بود زمانی که در سه ماه آینده به پای صندوقهای رأی بازمیگردند. او که وعده “پیروزی کامل” در برابر حماس را داده است، نمیتواند نتیجهای در غزه را بپذیرد که او را در نقش تسلیمکننده قرار دهد. با این حال، برای او به همان اندازه مهم خواهد بود که در نظر ترامپ خوب باقی بماند، که هر سخن او توسط رأیدهندگان اسرائیلی تحلیل میشود. احتمالاً راهکار نتانیاهو، رویکردی متعادل خواهد بود که تلاش میکند حداقل انتظارات ترامپ را برآورده کند، در حالی که در انتظار است تا حماس توافق را به هم بزند.
—شالوم لیپنر، پژوهشگر ارشد غیرمقیم در برنامههای خاورمیانه در شورای آتلانتیک است. او پیش از این به مدت ۲۵ سال به هفت نخستوزیر اسرائیل خدمت کرده است.
با گسترش سایه جنگ ایران در سراسر منطقه، پایتختهای خلیج فارس این اعلامیه را به عنوان یک خبر نادر خوب استقبال خواهند کرد، حتی اگر نسبت به اجرای واقعی این توافق شک و تردید داشته باشند. این اعلامیه برای قطر یک پیروزی است که همچنان از نقش خود به عنوان میانجی برای افزایش نفوذ خود در منطقه و واشنگتن بهرهبرداری میکند. سایر کشورهای خلیج فارس به شدت از دشواریهای مذاکره با حماس آگاه هستند، اما همچنین از اقدامات اسرائیل در غزه و کرانه باختری به شدت ناامید هستند. برخی از پایتختهای خلیج فارس ممکن است از این واقعیت استقبال کنند که این اعلامیه بار مسئولیت را بر دوش اسرائیل میگذارد تا پاسخ دهد—از جمله به واشنگتن.
—آلیسون ماینر مدیر پروژه ادغام خاورمیانه در مرکز رفیق حریری شورای آتلانتیک و برنامههای خاورمیانه است. او پیش از این به عنوان نماینده ویژه معاونت ایالات متحده برای یمن و به عنوان مدیر امور شبه جزیره عربی در شورای امنیت ملی خدمت کرده است.
راهبرد مذاکره در مورد توافق خلع سلاح حماس
9-این توافق چگونه با دینامیکهای وسیعتر در خاورمیانه ارتباط دارد؟
از زمان حملات حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر و با شدت گرفتن پاسخ اسرائیل در غزه، تمرکز بسیاری از منطقه بر رنجهای غیرنظامیان فلسطینی بوده است. افکار عمومی در جهان عرب تا حد زیادی نقش حماس در این سختیها را نادیده گرفته و مسئولیت را بر عهده عملیات نظامی اسرائیل گذاشته است.
در همین حال، دولتهای عربی به اسرائیل انتقاد کردهاند، اما همچنین به این نکته اشاره کردهاند که ادامه حاکمیت حماس در غزه با هرگونه راهحل ناسازگار است. بنابراین، اگر توافق اعلام شده توسط هیئت صلح اجرا شود، این امر به طور قابل توجهی به باز کردن فضا برای دیپلماسی مجدد به منظور گسترش ادغام عربی-اسرائیلی در کنار پیشرفت به سمت یک دولت فلسطینی کمک خواهد کرد.
data-path-to-node=”49″>اما این یک شرط بزرگ است. موانع زیادی وجود دارد. حماس سابقه طولانی در به نظر رسیدن به توافقهایی دارد که در واقع با قید و شرطهای زیادی همراه هستند. این با تاریخچه آنها سازگار است که به توافق ظاهری خود برای خلع سلاح بازگردند. شک و تردید اسرائیل در مورد نیتهای حماس عمیق است و با نزدیک شدن به انتخابات، نتانیاهو در برابر انجام یا حفظ تعهدات برای خروج ارتش اسرائیل در حالی که خلع سلاح هنوز حل نشده است، مقاومت خواهد کرد. مقامات ایرانی reportedly از رهبران حماس خواستهاند که برای زمان بازی کنند و توافق را امضا نکنند. در غزه، همانند لبنان، آنها به تلاش برای مختل کردن موفقیتهای دیپلماتیک تحت رهبری ایالات متحده ادامه خواهند داد که میتواند شرکای منطقهای آنها را تضعیف کند و امیدوارند که تعادل قدرت خود را در حالی که جنگ خود با ایالات متحده ادامه دارد، حفظ کنند.
جمعیت غیرنظامی غزه به شدت نیاز دارد که از حکومت ظالمانه حماس آزاد شود و فرصتی برای رهبری مسئول فلسطینی فراهم شود تا در کنار نیروهای بینالمللی برای تثبیت این سرزمین کار کنند، در حالی که بازسازی آغاز میشود و اسرائیل خروج خود را کامل میکند. و جو کلی منطقه با پیشرفت در این زمینهها آرام خواهد شد. اما اجرای متوقف شده همچنان غزهایها را در رنج خواهد گذاشت، اسرائیلیها مصمم به ادامه مقاومت برای حذف دشمن تروریستی خود خواهند بود و منطقه در حالت بیحرکتی باقی خواهد ماند.
—دانیل بی. شیپیر یک پژوهشگر برجسته در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکواکرافت شورای آتلانتیک است. او از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷ به عنوان سفیر ایالات متحده در اسرائیل خدمت کرده و اخیراً به عنوان معاون دستیار وزیر دفاع ایالات متحده برای خاورمیانه فعالیت کرده است.

۱۰-چگونه دولت ترامپ به این تلاش نگاه میکند؟
اگر حماس به عنوان یک گام مشخص در نقشه راه صلح به خلع سلاح توافق کرده باشد، این یک پیروزی قابل توجه برای دولت ترامپ خواهد بود. توافق اولیه غزه و آزادی گروگانها با استفاده از عدم قطعیت و بنابراین بازدارندگی که ترامپ میتوانست ایجاد کند، به دست آمد تا امتیازات کلیدی از هر دو طرف را به دست آورد.
برای حماس، این آزادی تمام گروگانهای اسرائیلی بدون پایان صریح جنگ بود. برای اسرائیل، این یک آتشبس قوی بدون خلع سلاح حماس بود. ترامپ اساساً به حماس وعده داد که اجازه نخواهد داد جنگ دوباره آغاز شود و به اسرائیل وعده داد که نوعی دولت غیر حماس در آینده را اجرا خواهد کرد، که آنها باید به آن اعتماد کنند عمدتاً به دلیل ترس از عواقب. این یک سلاح قدرتمند برای دولت است.
<p
لحظه کلیدی توافق همیشه در “بعدش چه؟” بود. گروگانها آزاد میشوند و عملیات نظامی عمدتاً متوقف میشود، پس فشار برای حرکت به سمت خلع سلاح (و جایگزینی) حماس یا خروج کامل اسرائیل چیست؟ به نظر میرسد پاسخ، تمایل هر دو طرف اسرائیل و حماس به نشان دادن این است که طرف دیگر مشکل است. این استراتژی است که روسیه و اوکراین نیز در مذاکرات صلح تحت رهبری ایالات متحده دنبال کردهاند.
گزارشها حاکی از آن است که مقامات حماس خواستار عقبنشینی نیروهای اسرائیلی به خط توافق اولیه، ورود کالاهای غیرنظامی و توقف کامل عملیات قبل از آغاز خلع سلاح شدهاند. این درخواست هوشمندانهای است، زیرا هم عقبنشینی اسرائیل و هم تأمین کمک به راحتی قابل تأیید است. جهان و ترامپ میتوانند ببینند که آیا اسرائیل این کار را کرده است. تأیید خلع سلاح تقریباً غیرممکن است. بنابراین، این توافق با حماس نشاندهنده پیشرفت معناداری است و اعتبار تلاشهای ترامپ در این زمینه را به همراه دارد و همچنین تلاشی از سوی حماس برای انتقال مسئولیت به اسرائیل است. این همان چیزی است که دیپلماسی را تشکیل میدهد.
—اندرو ال. پیک، مدیر ابتکار تابآوری امنیت ملی آدریَن آرسشت در مرکز استراتژی و امنیت اسکواکرافت است. او پیش از این مدیر ارشد امور اروپایی و روسی در شورای امنیت ملی ایالات متحده و معاون دستیار وزیر امور خارجه ایالات متحده برای ایران و عراق در اداره امور خاورمیانه بود.

