امنیت ژئوپولیتیکی در اروپای شرقی و خاورمیانه وارد مرحلهای خطرناک شده است، زیرا عملیاتهای نظامی در هر دو جبهه به یک بحران یکپارچه و بسیار پیچیده تبدیل میشوند. عمیقتر شدن ائتلاف روسیه-ایران این همراستایی را از طریق اشتراکگذاری اطلاعات، انتقال فناوری پهپاد و فشارهای نامتقارن هماهنگ علیه گرههای لجستیکی غربی تسریع میکند.
مراکز هوایی اروپا با خطرات فزایندهای از عملیاتهای خرابکاری در مناطق خاکستری مواجه هستند که نشان میدهد چگونه درگیریهای منطقهای از مرزهای جغرافیایی خود فراتر رفته و ثبات قارهای را تهدید میکنند. بهطور همزمان، تلاشهای غرب برای مدیریت چندین جبهه امنیتی بهطور همزمان، فشارهای منابع حیاتی را نمایان میسازد، بهویژه در مورد ذخایر دفاع هوایی کاهشیافته و تقسیم ظرفیت دیپلماتیک.
در حالی که قدرتهای بزرگ در تلاشند تا این جبههها را از هم جدا کنند، ائتلاف روسیه-ایران تقویت استراتژیک متقابلی ایجاد میکند که کارایی دیپلماسی دوجانبه سنتی و تلاشهای بازدارندگی را محدود میکند. حل این تهدید ترکیبی نیازمند حرکت بهسوی توافقهای جامع است که به نگرانیهای اصلی امنیتی در اروپا و خاورمیانه بپردازد. بدون یک استراتژی دیپلماتیک هماهنگ که قادر به جداسازی این بحرانهای امنیتی مرتبط باشد، تشدیدهای محلی همچنان میتوانند منجر به بروز درگیریهای بینالمللی گستردهتری شوند.
خرابکاریهای انفجاری ائتلاف روسیه-ایران را به جلو میبرد
روسیه هنوز تعداد زیادی از اروپاییها را خارج از اوکراین نکشته است، اما به این هدف نزدیکتر میشود. در شب ۴-۵ اوت، یک راننده اتوبوس فرودگاهی یک پهپاد مسلح را در نزدیکی باند فرودگاه لایپزیگ-هاله پیدا کرد که یک مرکز اصلی برای حمایت لجستیکی اروپا از تلاشهای جنگی اوکراین است. در همین حال، یک جت باری ممکن است بلافاصله پس از برخاستن به یک پهپاد دوم برخورد کرده و مجبور به فرود اضطراری شود و بازرسان یک پهپاد سوم را که با مواد منفجره نظامی بارگذاری شده بود، در نزدیکی پیدا کردند.
در سال ۲۰۲۴، دستگاههای آتشزا که در بستهها پنهان شده بودند، در بار DHL در همان فرودگاه منفجر شدند. اگر اینها در هوا منفجر میشدند، یک فاجعه هوایی بزرگ و تلفات وسیع غیرنظامی بهدنبال داشت که احتمالاً منجر به جنگی گستردهتر میشد.

چرا دیپلماسی سیا در مسکو با مشکل مواجه است
آخرین حادثه ممکن است دلیل سفر جان راتفلیف، مدیر سیا، به مسکو در هفته گذشته باشد. طبق گزارشها، او به همتایان خود در مورد حملات به قلمرو ناتو هشدار داده، از آنها خواسته است که حمایت از ایران را کاهش دهند، استدلال کرده که تشدید در اوکراین به ضرر آنها خواهد بود و بر لزوم توافق با اوکراین برای پایان دادن به جنگ تأکید کرده است.
سفر راتفلیف احتمالاً تأثیر زیادی بر برنامههای کرملین برای تشدید اقدامات علیه اوکراین در ماههای آینده نخواهد داشت – اما این سفر شواهد بیشتری از درهم تنیدگی خطرناک و رو به رشد جنگهای ایران و اوکراین است. ارسال راتفلیف به مسکو انتخاب منطقی برای کاخ سفید است، با توجه به نقش قابل توجهی که خدمات اطلاعاتی در دولت پوتین ایفا میکنند و نگرانی موجه از اینکه او ممکن است ارزیابیهای بسیار خوشبینانهای از جنگ از تیم خود دریافت کند.
تلاش برای دیپلماسی قابل تحسین است. با این حال، عدم تمایل دولت ترامپ به پایان دادن به جنگ با ایران با تلاش آنها برای پایان دادن به جنگ در اوکراین در تضاد است. آنها به طوفان میزنند، نه از آن خارج میشوند.
آیا رهگیرهای خالی در حال تسریع تشدید دوگانه هستند؟
یکی از دلایل سفر راتفلیف به مسکو، طبق گزارش واشنگتن پست، این بود که باور کرملین مبنی بر اینکه کاخ سفید ترامپ از اوکراین به دلیل ایران منحرف شده است، را رد کند. برای این کار موفق باشید. گزارشها در مورد کاهش شدید ذخایر رهگیرهای ایالات متحده از جنگ با ایران به قدری گسترده است که تنها میتواند پوتین را به انجام حملات موشکی مرگبارتر علیه جمعیت بیدفاع اوکراین ترغیب کند.
اوکراین، از سوی دیگر، ۲۲۸ متخصص و تعداد زیادی پهپاد برای کمک به کشورهای خلیج فارس در دفاع در برابر حملات موشکی ایران ارسال کرده است، که باعث شده حداقل یک قانونگذار ایرانی اعلام کند که اوکراین هدف مناسبی برای حملات خود است. و اوکراین در اواخر ژوئیه به یک کشتی تجاری ایرانی حمله کرد. در همین حال، روسیه اطلاعات میدانی به ایران ارائه داده که حملات آنها را مرگبارتر میکند. مسکو البته مدتهاست که از پهپادهای طراحی شده توسط ایران برای حمله به اوکراین بهرهمند شده است.
فرار از تله جنگ هزینههای غرق شده
هر دو درگیری در حال بدتر شدن و در عین حال به جایی نمیرسند. درست است که پوتین در تنگنا قرار دارد، با اقتصادی که به شدت از حملات اوکراین به پالایشگاهها و مراکز لجستیکی روسیه آسیب دیده است، اما این تنگنا به همان اندازه میتواند رهبر روسیه را به سمت تشدید اقدامات سوق دهد که به سمت احتیاط – به ویژه اگر او ببیند که ایالات متحده دوباره در خاورمیانه منحرف شده و باور داشته باشد که فرصتی برای وارد کردن ضربهای مهلک به کییف دارد.
پوتین، مانند زلنسکی، مانند ترامپ و مانند رهبری ایران، با همان معضل هزینههای غرقشدهای مواجه است که بسیاری از رهبران جنگی تاریخ را به تکرار عملیاتهای نظامی بیثمر واداشته است – از آلکیبیادس در سیسیل، تا ناپلئون در روسیه، تا LBJ در ویتنام. اگر رهبران امروز نیز به همین شیوه عمل کنند، هزینهها و خطرات تشدید افزایش خواهد یافت در حالی که درگیریها بیشتر به هم میپیوندند.

گسترش شبکههای اقتصادی چندجانبه اتحاد روسیه و ایران
در همین حال، شی جینپینگ و پوتین روز دوشنبه ملاقات کردند و این هفته به همراه رهبران ایران در بیشکک برای اجلاس سالانه سازمان همکاری شانگهای شرکت خواهند کرد. آنها در مورد برنامه خود برای پیوند نزدیکتر بازارهای انرژی خود بحث خواهند کرد و احتمالاً به حمله اقتصادی جدیدی که وزیر خزانهداری ایالات متحده، اسکات بسنت، هفته گذشته برای تشدید فشار بر ایران اعلام کرد، اعتراض خواهند کرد. پکن ممکن است نخواهد که هیچیک از جنگها ادامه یابد، اما همچنین نمیخواهد که روسیه یا ایران بهطور کامل شکست بخورند و هنوز در موقعیت قوی برای جلوگیری از این نتیجه با کمک به ایرانیان و روسها برای کاهش بدترین اثرات جنگ بر اقتصاد و جمعیتهایشان قرار دارد.
سفر رادکلیف ضروری بود، بهویژه با توجه به عملیاتهای بیپروا و خاکستری روسیه در اروپا. اما این کافی نخواهد بود. پیشینی او، بیل برنز، یکبار به مسکو رفت تا روسیه را از حمله به اوکراین هشدار دهد. آن مداخله به گوشهای ناشنوا افتاد، همانطور که مداخله رادکلیف نیز خواهد بود.
ایجاد سازشهای عملی برای جلوگیری از آتشسوزی
برنامههای واضحتری برای پایان دادن به هر دو جنگ از طریق مشوقهای مثبتتر به شدت مورد نیاز است.
برای شروع، واشنگتن باید با ایران توافق کند و داراییها را آزاد کرده و تسهیلات تحریمی را در ازای آتشبس واقعی و یک توافقنامه چارچوبی برای کنترل مشترک تنگه توسط قدرتهای ساحلی ارائه دهد. سپس میتواند برای کاهش عواقب این خسارت با یک تلاش عمده برای تنوع بخشی به تأمین انرژی – از طریق مسیرهای جایگزین خارج از منطقه، منابع جایگزین مانند ونزوئلا و ترویج انرژیهای تجدیدپذیر کار کند. در همین حال، اوکراین باید جدیتر به بیطرفی فکر کند. همچنین نیاز به یک بحث واقعی درباره اینکه آیا نگهداشتن باقیمانده دونباس که تحت کنترل دارد، ارزش ادامه جنگ بهطور نامحدود را دارد یا خیر، دارد.
در نتیجهگیری کتاب اخیرش، طوفان در حال آمدن، که شباهتهای بین دنیای امروز و دنیای پیش از جنگ جهانی اول را بررسی میکند، تاریخنگار اود آرنه وستاد مینویسد: “یک درس کلیدی از دنیای پیش از ۱۹۱۴ این است که درگیریهای منطقهای که مدتها بدون حل و فصل باقی ماندهاند، میتوانند باروتکوبهایی باشند که آتشسوزی جهانی را به راه میاندازند.” در حالی که درگیریهای ایران و اوکراین بدون چشمانداز پایانی به هم گره خوردهاند، رهبران جهان باید این هشدارها را بسیار جدیتر بگیرند. اما بدون فشار واقعی از سوی شهروندانشان، ممکن است این کار را نکنند.
تاریخ محکوم به تکرار نیست. اما برای شناسایی خطراتی که جهان در برابر ما قرار میدهد، نیازی به تاریخنگار مشهور بودن نیست، و همچنین برای ابراز تاسف از ناکامی رهبرانمان در آرام کردن این طوفانها.

