به مدت دو دهه، مبارزه مسلحانه کردها در کوههای ترکیه و دشتهای شمال شرقی سوریه متمرکز بود. آن جغرافیا اکنون در حال محو شدن است. با کاهش تسلیحات PKK و ادغام SDF در دولت سوریه، نیروی انسانی، دکترین و لجستیک انباشته شده در این صحنهها به سوی تنها مرز فعال باقیمانده هدایت میشود.
جبهه کردی به سمت شرق در حال حرکت است و تهران از این موضوع آگاه است. تحلیلگران ایرانی تقسیم کار عمدی را توصیف میکنند: صلح در ترکیه به حرکت اجازه میدهد تا بر روی ایران متمرکز شود، با PJAK به عنوان هسته مسلح، احزاب سیاسی که پوشش دیپلماتیک فراهم میکنند و رسانههای همسو که هر حادثهای را تقویت میکنند. آنکارا این تغییر را تحمل میکند زیرا این امر مسئله کردها را از قلمرو خود دور میکند، در حالی که واشنگتن به گروهها به عنوان ابزاری برای فشار نگاه میکند نه یک ارتش آزادیبخش.
با این حال، منطق این استراتژی فرسایشی است، نه قاطع. PJAK ریشههای مردمی در داخل ایران ندارد و نمیتواند بدون پوشش هوایی خارجی، سرزمینی را حفظ کند. هدف آن پراکنده کردن نیروهای امنیتی ایران، افزایش هزینهها و نگهداشتن یک منطقه مرزی ناآرام است. اینکه آیا این موضوع به جبهه دومی پایدار تبدیل میشود، کمتر به توانایی کردها بستگی دارد و بیشتر به واکنش تهران. جبهه کردی ممکن است قابل کنترل باشد—یا ممکن است به درگیری تبدیل شود که ایران نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
ندای اوجالان مبارزه را متحول میکند
بیشتر تحلیلها در مورد تحولات کردی در سال 2026 بر این تمرکز دارد که چه بر سر مبارزان و کادرها پس از انحلال حزب کارگران کردستان (PKK) در ترکیه و ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) در دولت سوریه خواهد آمد. هرچند این سوال اهمیت دارد، اما یک بازسازی وسیعتر از جنبشهای مسلح کردی و نقشه ژئوپولیتیکی منطقه را که ایران به مرکز آن نزدیکتر میشود، پنهان میکند.
کارشناسان ایرانی در امور کردی بر این باورند که سازماندهی مجدد نیروهایی که قبلاً در ترکیه و سوریه درگیر بودند، میتواند جبهه ایرانی را به عرصه اصلی درگیری بین گروههای مسلح کردی و جمهوری اسلامی تبدیل کند. اگر این ارزیابی صحیح باشد، رهبری PKK، حزب حیات آزاد کردستان (PJAK)، ترکیه و ایالات متحده هر یک نقشهایی را بر اساس منافع خود دنبال خواهند کرد.
در نگاه اول، ندای تاریخی عبدالله اوجالان برای انحلال PKK و پایان مبارزه مسلحانهاش در ترکیه، یک چرخش تاریخی را نشان میدهد. با این حال، اظهارات بعدی او درباره PJAK نشان میدهد که این تغییر لزوماً به ایران گسترش نمییابد.
بر اساس یک متن رسمی از مجلس ترکیه، اوجالان در نوامبر ۲۰۲۵ گفت که پژاک تا زمانی که اعدامها در ایران ادامه داشته باشد، مسلح خواهد ماند و در عین حال به گفتوگو و یک توافق سیاسی نهایی تأکید کرد.
دکتر حسن صادقیان، مدرس دانشگاه تهران، با اشاره به پیامهای اوجالان میگوید:
“اوجالان در پیامهای خود گفته است که رژیم شیعه در ایران در آخرین مراحل خود قرار دارد و دولت ترکیه باید خود را برای وارد کردن ضربه نهایی به ایران همراه با گروههای کردی آماده کند. بنابراین، اوجالان با اسرائیل، ترکیه و آمریکا همکاری میکند تا پژاک را برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران تقویت و آماده کند.”
از این منظر، صلح PKK با دولت ترکیه به معنای یک تقسیم کار جدید است که به پایان مبارزه مسلحانه در ترکیه منجر میشود در حالی که این مبارزه با تمرکز بیشتری در ایران ادامه مییابد.

جبهه کردی به سمت ایران تغییر میکند
هوشنگ شیخی، تحلیلگر امور کردی و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی، بهطور مشابه استدلال میکند که تفکر اوجالان در مورد مبارزه مسلحانه در طول چند سال تغییر کرده و ابتکار صلح بخشی از یک پروژه وسیعتر متمرکز بر ایران است:
“اوجالان خود را با هسته سخت قدرت در ترکیه و با نیروهای ملیگرای افراطی در کشور مانند دولت باهچلی متحد کرده است. او گفته است که تا زمانی که مجازات اعدام در ایران وجود داشته باشد، مبارزه پژاک ادامه خواهد یافت. گزارشها و مصاحبههای مکرر ژیار گل، خبرنگار کردی بیبیسی فارسی، و حضور او در تونلهای پژاک نزدیک به مرز ایران نیز نشان میدهد که این گروه در مسیر خلع سلاح نیست بلکه با استفاده از میراث PKK و عبدالله اوجالان خود را تقویت میکند.”
در خوانش شیخی، رهبری PKK پژاک را به عنوان بال مسلح جنبش خود در جبهه ایرانی حفظ میکند. خود پژاک در مه ۲۰۲۵ گفت که فراخوان اوجالان نیازی به خلع سلاح ندارد.
بنابراین، فرآیند صلح در ترکیه وقتی از منظر منافع متضاد ایران، ترکیه و آمریکا دیده شود، معنای وسیعتری پیدا میکند. پژاک به یک نقطه ملاقات بالقوه برای آن منافع تبدیل میشود نه یک گروه مسلح حاشیهای.
سهیل فرهمند، پژوهشگر امور کرد، معتقد است که انحلال PKK و ادغام SDF میتواند ظرفیت نظامی کردها را بر روی یک جبهه متمرکز کند:
“آنچه در حال تغییر است جغرافیای مبارزه است، نه ماهیت آن. باید منتظر بمانیم تا آمریکا از ظرفیتهای نظامی و لجستیکی تقویتشده PJAK دوباره در پاییز استفاده کند تا ناآرامی و بیثباتی را در مرزهای غربی و شمالغربی ایران ایجاد کند.”
کارت دو لبه کردهای آنکارا
ترکیه به نظر میرسد که اصلیترین بهرهبردار از روند صلح باشد، اما منافع آن در جبهه ایرانی پیچیدهتر از یک متحد ساده آمریکا است.
محمد مطلق، کارشناس امور کرد و عضو سابق هیئت تحریریه روزنامه ایران، استدلال میکند که آنکارا به طور مکرر از گروههای کردی برای پیشبرد منافع منطقهای خود استفاده کرده است.
“همانطور که ترکیه در سوریه جنگید و راه را برای حضور آمریکا و اسرائیل در آن کشور و ضربه زدن به محور مقاومت در لبنان هموار کرد، از کارت کردها برای مهار و تضعیف ایران استفاده میکند.”
او اضافه میکند که آنکارا نمیخواهد نیروهای کردی ایران را به حدی تضعیف کند که باعث بروز شورش در شرق ترکیه شود. اگرچه مقامات ترکیه به طور عمومی حملات به ایران را رد میکنند، مطلق ادعا میکند که حمایتهای آمریکا و اروپا از PJAK نمیتواند بدون نوعی از دخالت ترکیه به این گروه برسد.
“اگر PJAK حملات نظامی در غرب ایران آغاز کند، ترکیه ممکن است تحت عنوان حفظ نظم و امنیت خود، به طور نظامی در غرب ایران مداخله کند و سعی کند منطقه حائل در خاک ایران ایجاد کند، مشابه آنچه در عراق و سوریه انجام داد. البته مقامات ایرانی به طور کامل از این موضوع آگاه هستند.”
صادقیان فراتر میرود و ادعا میکند که آنکارا با واشنگتن و تلآویو همکاری میکند تا فعالیتهای مسلحانه کردها را به سمت ایران هدایت کند:
“ترکیه و [رئیسجمهور ترکیه رجب طیب] اردوغان ۲۵ سال پیش بهعنوان پیمانکار اجرای طرح بزرگ خاورمیانه آمریکایی خود را معرفی کردند و در حال پیگیری همکاری با اسرائیل و آمریکا برای اجرای طرح جنگ کردها علیه ایران هستند. تمام تسلیحات گروههای کردی در ترکیه و سوریه که به فرآیند صلح پیوستهاند، به پژاک میرسد. ترکیه تنها شهروندان ترکی را از PKK میپذیرد و کردهای تروریست ایران، عراق و سوریه به پژاک ادغام میشوند.”
فرهمند وزن بیشتری به سیاست داخلی ترکیه میدهد. او معتقد است که رئیسجمهور اردوغان میخواهد قانون اساسی را اصلاح کند و آرای کردی را جلب کند تا دوره دیگری را تضمین کند و بعید است که به دنبال رویارویی گسترده و مستقیم با ایران باشد. با این حال، آنکارا از فشاری که رقیب منطقهایاش را تضعیف کند، استقبال میکند.
“ترکیه میخواهد درگیری با کردها را از ترکیه خارج کند و یک منطقه حائل در مرز خود با ایران به نفع خود ایجاد کند و کردها را در آنجا مستقر کند تا نگرانی از بازگشت ملیگرایی کردی به ترکیه کاهش یابد.”
در این تفسیر، آنکارا در تلاش است تا مسئله کردی را به سمت ایران منتقل کند بدون اینکه اجازه ظهور یک نهاد کردی قدرتمند در مرز خود را بدهد. آنها میتوانند از فشاری که پژاک در کوتاهمدت وارد میکند، بهرهبرداری کنند در حالی که از رشد بلندمدت این گروه محتاط هستند.
مطلق همچنین به هشدار قبلی وزیر امور خارجه ترکیه، هاكان فیدان، به تهران درباره حمله احتمالی گروههای کردی اشاره میکند. در ناآرامیهای ژانویه ایران، ترکیه بهطور گزارششدهای به تهران درباره تلاشهای عبور از کردستان عراق هشدار داده است. مطلق استدلال میکند که حتی اگر اردوغان بخواهد پژاک را مهار کند، عناصر تأسیسات امنیتی ترکیه نزدیک به ناتو ممکن است رویکردی تهاجمیتر اتخاذ کنند.

واشنگتن به جنگ فرسایشی تغییر میکند
تحولات اوایل سال ۲۰۲۶ نشاندهنده تمایل واشنگتن به در نظر گرفتن گروههای مسلح کرد به عنوان ابزاری برای فشار علیه ایران بود. در طول جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، نیروهای کرد ایرانی را به راهاندازی حملات تشویق کرد، در حالی که احزاب کرد ایرانی به دنبال تسلیحات و خودروهای زرهی از مقامات آمریکایی بودند. سپس پیامهای واشنگتن تغییر کرد و ترامپ بعداً ارسال این گروهها به ایران را رد کرد.
حملات ایران به پایگاهها در کردستان عراق، تقسیمات میان احزاب و سیگنالهای متناقض ایالات متحده به جلوگیری از یک حمله هماهنگ کمک کرد. یک تحقیق رویترز نشان داد که فشار و تهدیدات نظامی ایران نیروهای کرد در هر دو طرف مرز را بازداشت.
شیخی به ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران اشاره میکند که در فوریه ۲۰۲۶ با تشکیل پنج حزب علیرغم اختلافات طولانیمدت شکل گرفت. او همکاری ناگهانی آنها را به عنوان نشانهای از فشار ایالات متحده تفسیر میکند، هرچند هیچ مدرک عمومی وجود ندارد که نشان دهد واشنگتن دستور تشکیل آن را صادر کرده است.
این ائتلاف شامل پژاک، حزب دموکرات کردستان ایران (KDPI)، حزب آزادی کردستان (PAK)، سازمان خبات و کومله کارگران کردستان بود. شیخی میگوید پوشش رسانهای حمایتشده از سوی اسرائیل و ایالات متحده درباره پژاک و PAK در طول ناآرامیهای زمستانی نیز به سمت آمادهسازی برای عملیات مسلحانه در داخل ایران اشاره داشت.
قبل از اعلام ائتلاف، پژاک و KDPI در مورد استراتژی، ایدئولوژی و کنترل فضای اپوزیسیون کرد تقسیم شده بودند. توافق آنها این تفاوتها را از بین نبرد. با این حال، این توافق یک پلتفرم مشترک در زمانی ایجاد کرد که جنگ و ناآرامیهای داخلی ایران بحثها در واشنگتن را درباره ارزش نظامی احزاب کردی مستقر در آن سوی مرز عراق دوباره باز کرد.
مطلق believes واشنگتن از جستجوی یک قیام سریع به ساخت یک جنگ فرسایشی لایهای تغییر کرده است:
“در این مدل، پژاک هسته مسلح را تشکیل میدهد، گروههای سیاسی پوشش دیپلماتیک فراهم میکنند، رسانهها روایتها را شکل میدهند و کادرهای آموزشدیده PKK و SDF تجربه عملیاتی خود را به پژاک منتقل میکنند. هدف تصرف تهران نیست، بلکه ایجاد ناامنی پایدار، وادار کردن ایران به پراکنده کردن نیروهای امنیتی خود و افزایش هزینههای داخلی است.”
او انتظار دارد که همان رویکرد به همراه فشار اقتصادی و اعتراضات تازه بازگردد. عبدالله موحدی، رهبر کومله، در ماه مارس گفت که دهها هزار جوان آمادهاند تا در صورت دریافت حمایت ایالات متحده، به سلاح دست بزنند. با این حال، ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده در آن زمان تردید داشتند که گروههای کرد ایرانی از نظر تعداد یا قدرت آتش لازم برای حفظ یک شورش برخوردار باشند.
این نابرابری به نفع یک استراتژی فرسایشی است تا تلاشی برای تصرف و نگهداری از سرزمینهای بزرگ. واحدهای مسلح کوچک میتوانند کمین کنند، سلاحها را جابجا کنند، از ناآرامیها بهرهبرداری کنند و دولت ایران را وادار کنند تا یک منطقه مرزی وسیع را تقویت کند. احزاب سیاسی و رسانههای همنظر میتوانند هر حادثهای را فراتر از تأثیر نظامی فوری آن بزرگنمایی کنند.
دستگاه PJAK و محدودیتهای آن
PJAK در این بازسازی موقعیت متمایزی دارد. شیخی برآورد میکند که این گروه حدود شش برابر نیروی انسانی بیشتری نسبت به سایر گروههای ضدایرانی کرد، از جمله کومله، PAK، خبات و KDPI دارد.
“ترورهایی که در دو ماه گذشته در استانهای کردستان و آذربایجان غربی انجام شده، کشف مقادیر زیادی سلاح، بهویژه در غرب ایران، اجرای عملیات کمین و غیره عمدتاً توسط PJAK انجام میشود. آنها ادعا میکنند که آماده مذاکره با مقامات ایرانی هستند، اما در عمل اهداف تروریستی را دنبال میکنند.”
با این حال، PJAK با محدودیتهای جدی مواجه است و قابلیتهای آن نباید اغراقآمیز باشد، همانطور که مطلق تأکید میکند:
“این گروهها در مناطق کرد نشین ایران به هیچ وجه مورد احترام نیستند و اکثریت مطلق مردم کرد در ایران از آنها متنفرند. بیش از ۵۰۰ نفر در شهر سنندج در استان کردستان ایران در مبارزه با گروههای تروریستی کرد مانند PJAK در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی شهید شدند. آنها برخی از کردهایی را که با آنها مخالف بودند زنده به گور کردند، زنان کرد را مورد تجاوز قرار دادند و کردهای ایران خاطرات بسیار تلخی از آنها دارند. به همین دلیل، PJAK هرگز نمیتواند نیرویی محبوب و دوستداشتنی در ایران شود.”
مطلق همچنین ادعا میکند که امارات متحده عربی حدود ۱۰۰۰ خودرو برای گروههای مسلح کرد ایرانی قبل از جنگ ۱۲ روزه ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵ خریداری کرده است، با این خودروها که در سوریه، ترکیه و عراق تجهیز شدهاند.
در خلال ناآرامیهایی که از دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد، گروههای مسلح کرد تلاش کردند از عراق به ایران وارد شوند و نیروهای ایرانی به پایگاههای مخالفان در آن سوی مرز حمله کردند. مطلقی ادعا میکند که مبارزان کرد به اندازه کرج پیشروی کردند و در طول اعتراضات در قتلها شرکت کردند.
او همچنین خشونت در آذربایجان غربی، ایلام و کرمانشاه را به گروههای کرد مرتبط میداند و میگوید برخی از عوامل بعداً به سمت همدان، ساوه و تهران با حمایت مجاهدین خلق (منافقین) حرکت کردند.
پژاک را میتوان به عنوان یک هسته مسلح آموزشدیده در نظر گرفت که قادر به ایجاد ناامنی محلی در شرایط مساعد و با حمایت خارجی است، نه به عنوان یک ارتش متعارف. نقش محتملتر آن این خواهد بود که جبههای فرسایشی باز کند که تهران را مجبور به انحراف منابع امنیتی از رویاروییاش با ایالات متحده و اسرائیل کند.
فرهمند معتقد است ایران باید به جای آن بر محدودیتهای روند صلح ترکیه تأکید کند، از جمله عدم قطعیت در مورد حقوق فرهنگی و اجتماعی کردها و مقاومت در میان ملیگرایان ترک. به نظر او، افشای این ابتکار به عنوان یک پروژه انتخاباتی طراحی شده برای جذب رأی کردها برای اردوغان میتواند جذابیت آن را فراتر از ترکیه کاهش دهد.
“مشخص نیست که آیا ترکیه در این روند ادغام اجتماعی، حقوق فرهنگی و اجتماعی کردها را به رسمیت خواهد شناخت. از سوی دیگر، در جامعه ترکیه، در میان نخبگان آن و برخی احزاب سختگیر، پذیرش کافی برای صلح با گروههای مسلح کرد وجود ندارد و این شکاف میتواند به نفع ایران عمل کند.”
آیا تهران میتواند جبهه کردها را کنترل کند
مطلقی هشدار میدهد که فشار اقتصادی و اعتراضات مجدد ممکن است بار دیگر با تلاشهای گروههای مسلح کرد برای ورود به ایران همزمان شود. با این حال، او موانع قابل توجهی را شناسایی میکند، از جمله آسیب به پایگاههای آنها، نفوذ اطلاعاتی ایران در عراق و وابستگی آنها به پوشش هوایی ایالات متحده برای هر پیشروی پایدار.
“ممکن است که این پاییز سناریوی زمستان گذشته تکرار شود: فشار اقتصادی، اعتراضات و نفوذ گروههای تروریستی کرد. اما موانع متعددی وجود دارد: ایران به شدت به پایگاههای آنها آسیب زده، تسلط اطلاعاتی گستردهای در عراق دارد و این گروهها بدون حمایت نیروی هوایی آمریکا نمیتوانند پیشروی کنند. دلیل شکست آنها تا کنون دقیقاً همین بوده است.”
درگیری قدیمی به سمت خاک ایران تغییر میکند
فرحمان همچنین احتمال همکاری تاکتیکی بین گروههای کردی و پانترکیستی در شمالغرب ایران را مطرح میکند. تنشهای تاریخی چنین ائتلافی را شکننده میسازد، اگرچه دشمنی مشترک با تهران میتواند در زمان بحران هماهنگی موقتی ایجاد کند.
مبارزه مسلحانه کردی در ترکیه و سوریه در سال ۲۰۲۶ وارد مرحله جدیدی میشود، با تغییر مرکز ثقل به سمت ایران و قرارگیری پژاک برای جذب برخی از پرسنل و قابلیتهای آزاد شده توسط پکک و قسد.
این تغییر نیازی به توافق محرمانه بین ایالات متحده و ترکیه ندارد. همگرایی موقتی منافع ممکن است کافی باشد، زیرا قدرتهای منطقهای و خارجی برای موقعیتیابی و کسب مزیت از طریق تضعیف قدرت ایران دست به مانور میزنند.
مطلقی استدلال میکند که ایران باید سیاست کردی خود را در سطح ملی تدوین کند و تصمیمات عمده را به نهادهای نظامی محلی واگذار نکند.
“یک نیروی اجرایی نظامی محلی نباید کارهای ستادی و تصمیمگیریهای عمده در مورد کردها را انجام دهد، زیرا گروهها و افرادی که به ترکیه همدلی دارند ممکن است سیاستهای ایران را به بیراهه ببرند. تصمیمگیری در مورد چگونگی حل مسئله کردی باید در سطح ملی انجام شود.”
برای تهران، مسئله تعیینکننده این است که چگونه این محیط در حال تغییر را تفسیر میکند. برخورد صرف با پژاک به عنوان یک مشکل امنیتی محلی میتواند ایران را برای یک کمپین وسیعتر که از خارج حمایت میشود، آماده نکند. استراتژی که ترکیبی از تعامل سیاسی، پیوندهای فرهنگی، کار اطلاعاتی و بازدارندگی نظامی باشد، شانس بهتری برای جلوگیری از شکلگیری جبههای پایدار در امتداد مرزهای غربیاش ارائه میدهد.
سوال این است که آیا ایران میتواند این احتمال را قبل از بلوغ خنثی کند، یا اینکه صلح کردی در ترکیه و سوریه مرکز یک درگیری قدیمی را به سمت سرزمینهای ایرانی منتقل خواهد کرد.

