دفترچه استراتژیک تهران در تاریخ ۳۰ سپتامبر یک ورودی مهم را ثبت میکند. خروج ایالات متحده از عراق عملیات «عزم ذاتی» را به پایان میرساند و دو دهه حضور نظامی آمریکا را که با حمله در سال ۲۰۰۳ آغاز شد، خاتمه میدهد. برای ایران، این مهمترین دستاورد در کمپین طولانیمدت آن برای اخراج نیروهای آمریکایی از همسایگیاش است.
این خروج به یک خواسته اساسی رهبری سیاسی شیعه بغداد و شبهنظامیان همراستا با ایران که سالها به پرسنل آمریکایی حمله کردهاند، پاسخ میدهد. همچنین نشاندهنده یک اجماع دوحزبی در آمریکا است که باید دوران درگیریهای وسیع در خاورمیانه به پایان برسد.
با این حال، این پیروزی استراتژیک بدون هزینه یا ابهام برای تهران نیست. شبهنظامیان عراق همچنان fragmented هستند، داعش در سلولهای خواب باقی میماند، جوامع کردی با خطرات جدیدی مواجهاند و بغداد ممکن است هنوز در برابر تسلط کامل ایران مقاومت کند. خروج ایالات متحده از عراق تأثیر آمریکایی را پایان نمیدهد؛ بلکه شکل آن را از حضور نظامی به دیپلماسی، سرمایهگذاری و نفوذ اقتصادی تغییر میدهد. دستاورد تهران واقعی است، اما اینکه آیا این دستاورد تعیینکننده خواهد بود به تصمیمات در بغداد بستگی دارد که ایران به طور کامل بر آنها کنترل ندارد.
معنی خروج
عملیات اراده ذاتی به زودی به پایان خواهد رسید. در تاریخ ۳۰ سپتامبر، آخرین نیروهای آمریکایی قرار است از عراق خارج شوند و این در حالی است که کمپین شکست داعش در عراق و شام (ISIS) به طور رسمی به پایان میرسد. این خروج، فصل جدیدی از حضور نظامی ایالات متحده در عراق را میبندد که از حمله ۲۰۰۳ که صدام حسین را سرنگون کرد، آغاز شد. این موضوع همچنین چندین سوال مهم را مطرح میکند. در زیر، ما به کارشناسان برتر خود در مورد عراق و منطقه برای پاسخ به این سوالات مراجعه کردیم.
پایان عملیات اراده ذاتی چه معنایی دارد؟
پایان مأموریت نظامی ائتلاف شکست داعش و خروج نیروهای آمریکایی از عراق، به معنای پایان بیش از دو دهه درگیری نظامی ایالات متحده در عراق است. از زمان حمله ۲۰۰۳، حضور نظامی ایالات متحده ویژگی تعیینکنندهای در روابط ایالات متحده و عراق بوده است. خروج در سال ۲۰۱۱ با بازگشت نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۱۴ پس از اشغال تقریباً یک سوم از خاک عراق توسط داعش همراه بود.حتی در حالی که عملیات اراده ذاتی (OIR) به آزادسازی عراق از داعش کمک کرد و شامل مقداری همکاری اولیه با شبهنظامیان مورد حمایت ایران بود، حضور مداوم نیروهای آمریکایی به هدفی برای شبهنظامیان و عاملی آزاردهنده برای رهبران سیاسی شیعه عراق تبدیل شد. خروج نیروهای آمریکایی، یک خواسته اصلی شبهنظامیان عراق و دولت عراق را برآورده میکند. این همچنین به اولویت دولت ترامپ برای کاهش درگیری نظامی ایالات متحده در خاورمیانه دست مییابد.
جنگ عراق نمونهای بارز از “جنگهای ابدی” است که رئیسجمهور دونالد ترامپ و اکثریت آمریکاییها بر این باورند که اشتباه بودند. حتی در حالی که عراق از تیترها ناپدید شده است، میراث حضور نظامی ایالات متحده در عراق همچنان بر دیدگاههای آمریکاییها در مورد خاورمیانه و استفاده از نیروی نظامی ایالات متحده تأثیر خواهد گذاشت.
— ویکتوریا جی. تیلور مدیر ابتکار عراق و پروژه سوریه در برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک است. او اخیراً به عنوان معاون دستیار وزیر برای عراق و ایران در اداره امور خاورمیانه وزارت امور خارجه خدمت کرده است.

خروج آمریکا از عراق، شبهنظامیان را آزمایش میکند
خروج ایالات متحده چگونه بر تلاشهای عراق برای خلع سلاح شبهنظامیان این کشور تأثیر میگذارد؟
حتی اگر ایالات متحده تمام نیروهای خود را در تاریخ ۳۰ سپتامبر، همانطور که در توافق ۲۰۲۴ دو کشور ذکر شده، از عراق خارج کند، نخستوزیر علی الزیدی هنوز با چالشهای قابل توجهی در راستای تحقق مهلت خود در تاریخ ۳۰ سپتامبر برای قرار دادن شبهنظامیان عراقی تحت حمایت ایران تحت کنترل دولت مواجه خواهد بود. گروههای مسلح سختگیر—کتائب حزبالله، حرکات النجباء و کتائب سید الشهداء—تا کنون هیچ نشانهای از آمادگی خود برای تسلیم سلاحهایشان به دولت و ادغام در نیروهای مسلح عراق نشان ندادهاند.در واقع، آنها به انجام حملات ادامه دادهاند. علاوه بر این، با وجود تلاشهای واقعی نخستوزیر برای اصلاحات جامع در بخش امنیت، پیشرفت کمی در برآورده کردن خواستههای آن دسته از گروهها که ادعا میکنند آماده همکاری با نخستوزیر در یک طرح خلع سلاح هستند، حاصل شده است.
آزمون واقعی برای الزیدی این خواهد بود که آیا میتواند ایالات متحده را متقاعد کند که در ایجاد یک رابطه دفاعی دوجانبه و تشویق سرمایهگذاری قوی آمریکاییها باقی بماند در حالی که زمان بیشتری برای کنترل بر شبهنظامیانی که به خلع سلاح ادامه میدهند، به دست میآورد.
برای دولت ترامپ، آزمون این خواهد بود که آیا میتواند فشار کافی بر دولت عراق، ائتلاف حاکم شیعه و شبهنظامیان وارد کند. حملات مجدد بین ایالات متحده و ایران میتواند خروج ایالات متحده را مختل کند، بهویژه اگر این گروهها، چه بهطور مستقل و چه به دستور تهران، حملات جدیدی علیه پرسنل آمریکایی یا همسایگان عراق آغاز کنند. در شرایط کنونی، ایالات متحده باید صبر کند تا بماند. خروج نیروهای آمریکایی از عراق توسط بسیاری در عراق و در سراسر منطقه به عنوان نمونهای دیگر از ترک شرکای خود توسط ایالات متحده دیده خواهد شد.
—آلینا ال. رومانوسکی یک پژوهشگر برجسته در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکواکرافت در برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ به عنوان سفیر ایالات متحده در عراق خدمت کرده است.
ایران چگونه به خروج ایالات متحده پاسخ خواهد داد؟
برای ایالات متحده و شرکایش، مأموریت OIR هرگز درباره ایران نبود. اما برای ایران—هرچند که داعش در سال ۲۰۱۴ بزرگترین تهدید امنیتیاش بود—OIR تجلی دیگری از تهدید چند دههای ایالات متحده به جمهوری اسلامی بود. یک حمله زمینی فرضی ایالات متحده یکی از بزرگترین تهدیدات برای رژیم به حساب میآید و دکترین امنیتی ایران به مدت نزدیک به پنج دهه کاهش نفوذ ایالات متحده در منطقه را در اولویت قرار داده است. با توجه به آن تاریخ، پایان OIR میتواند به عنوان یک دستاورد مهم برای ایران تلقی شود.
با این حال، در زمینه جنگ گستردهتر ایران، این موضوع عمدتاً بیاهمیت است. پایان مأموریت تأثیر چندانی بر شکلگیری جنگ یا نقش در حال تحول ایالات متحده در منطقه نخواهد داشت. اگر چیزی باشد، این موضوع یک گزینه کوتاهمدت برای ایران را حذف میکند: اجازه دادن به شبهنظامیان عراقی برای تیراندازی به نیروهای ایالات متحده در زمان صلح. در حالی که ۳۰ سپتامبر زمانی نشانهای حیاتی برای سیاست ایالات متحده و ایران بود، اکنون تأثیر چندانی بر روابط یا خود جنگ ندارد.
—نیت سوئنسون یک پژوهشگر ارشد مقیم و مدیر پروژه استراتژی ایران در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکواکرافت شورای آتلانتیک است. او اخیراً به عنوان مدیر ایران در شورای امنیت ملی خدمت کرده است.
آیا داعش پس از خروج بازخواهد گشت
آیا خروج نیروها منجر به ظهور دوباره داعش در سوریه و عراق خواهد شد؟
خروج نیروهای آمریکایی و پایان مأموریت نظامی OIR لزوماً به این معنا نیست که ما شاهد ظهور دوباره داعش خواهیم بود. OIR همیشه به عنوان یک مأموریت موقت در عراق در نظر گرفته شده بود که از سال ۲۰۱۴ به دعوت دولت عراق برای کمک به شکست داعش فعالیت میکرد. با این حال، از زمان شکست سرزمینی این گروه در عراق در سال ۲۰۱۷، تهدید تکامل یافته است. داعش در عراق اکنون عمدتاً به سلولهای خوابیده متکی است تا جمعیتهای محلی را ترسانده، از شکافهای امنیتی بهرهبرداری کند و فعالیتهای خود را در سوریه پشتیبانی نماید.مأموریت ضد داعش در عراق همچنین گسترش یافته است تا از بازگشت بیش از ۲۳,۰۰۰ شهروند عراقی که قبلاً در مراکز بازداشت وابسته به داعش در شمال شرق سوریه نگهداری میشدند، حمایت کند.
با تکامل تهدید، مأموریت نیز تغییر کرد. OIR به سمت “مشاوره، کمک و توانمندسازی” شرکای عراقی تغییر جهت داد و با ارائه آموزش، اطلاعات و دانش نهادی به عراق در ساخت ظرفیت ضد تروریسم خود کمک کرد. نتایج قابل توجهی به دست آمده است. اوایل امسال، آژانس اطلاعات دفاعی ارزیابی کرد که داعش در عراق “تقریباً مطمئناً به شدت تضعیف شده، بر بقای خود متمرکز است و قادر به بهرهبرداری از بیثباتی ناشی از عملیات Fury Epic نیست.”
با این حال، عراق اکنون با یک محیط امنیتی و اقتصادی پیچیده مواجه است که باید انتظارات متضاد واشنگتن و تهران را متعادل کند و در عین حال به مقابله با شورش داعش و مدیریت هزاران بازداشتشده وابسته به داعش ادامه دهد.
برای اطمینان از اینکه مأموریت ضد داعش به حاشیه نرود، روابط دوجانبه آمریکا و عراق باید بر حمایت از نیروهای امنیتی عراقی متمرکز بماند، از جمله از طریق گروه نظامی آمریکا در عراق؛ حمایت از تلاشهای عراق برای مدیریت بازداشتشدگان وابسته به داعش؛ و حفظ برنامهها برای خانوادههای بازگشتی که پس از اقامت در مرکز ادغام الامل از اردوگاه ال-Hol خارج میشوند. داعش ممکن است دیگر تهدیدی برای بقای عراق نباشد، اما همکاری و هوشیاری مستمر آمریکا و عراق برای جلوگیری از فرسایش دستاوردهای به دست آمده ضروری است.
—دوراه مارگولین، پژوهشگر ارشد در مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاورمیانه است.

جامعههای کردی در معرض خطر
خروج نیروهای آمریکایی و ائتلاف از عراق چه معنایی برای جوامع کردی دارد؟
خروج نیروهای آمریکایی و ائتلاف از عراق در بدترین زمان ممکن صورت میگیرد. خاورمیانه بزرگ در حال دست و پنجه نرم کردن با ادامه درگیری بین ایالات متحده و ایران است و این موضوع باعث میشود که شرکای محلی، از جمله کردها، بهای سنگینی بپردازند زیرا به طور مداوم تحت فشار تهران و شبکههای نیابتی آن قرار دارند.این ناپایداری منطقهای واقعیت جغرافیایی سیاسی brutal را برای کردها تشدید میکند که از دست دادن سپر خارجی اصلی خود است. سالها خودمختاری de facto در کردستان عراق—و تا به تازگی در شمال شرق سوریه—بیشتر در سایه همکاریهای نظامی و امنیتی غربی بنا شده است.
در عراق، شمارش معکوس برای خروج نهایی ائتلاف خطرات حادی را به همراه دارد. دولت منطقهای کردستان خود را در میان یک دولت مرکزی قوی در بغداد و بازیگران منطقهای خصمانه تحت فشار میبیند.
با کاهش کمکهای نظامی مستقیم و تأمین مالی نهادها، پیشمرگه یک تعادلکننده حیاتی را از دست میدهد. نفوذ اربیل برای مذاکره در مورد سهم عادلانه از بودجه ملی یا محافظت از مناطق مورد منازعه در برابر تجاوز در حال ناپدید شدن است، در حالی که عدم انسجام سیاسی در داخل کردستان عراق وجود دارد. ممکن است تأثیر روانی نیز بر جمعیت کردی وجود داشته باشد، برای کسانی که حضور ایالات متحده اغلب به عنوان نوعی بیمه عمل کرده است.
در آن سوی مرز در سوریه، خروج نیروهای آمریکایی و انحلال ساختارهای دفاع محلی، رهبری کردی را به توافقهای ادغام ناامیدکننده و شتابزده با دمشق وادار کرده است. بدون حمایت ایالات متحده برای بازدارندگی دولت سوریه، آنچه در زمین باقی مانده همچنان در حال تخریب است. کردهایی که زمانی امنیت، مدارس و شوراهای محلی خود را مدیریت میکردند، اکنون تحت سلطه یک دولت مرکزی قرار دارند که هیچ همدردی با هویت کردی ندارد.
فراتر از سیاستهای سطح بالا، آنچه نگرانکنندهتر است، عدم حفاظت از اقلیتهای قومی و مذهبی آسیبپذیر مانند مسیحیان و یزیدیها است، زیرا هم عراق و هم سوریه همچنان فضایی بدون حکومت برای تروریستها فراهم میکنند که میتوانند آنها را هدف قرار دهند.
بنابراین، خروج نشاندهنده پایان دورهای است که در آن پایگاههای خارجی به عنوان یک حائل در برابر تعرضات مرکزی و منطقهای عمل میکردند. در شرایطی که در معرض خطر قرار گرفتهاند، مردم کرد در عراق و سوریه در حال کشف این موضوع هستند که بقا اکنون به سازشهای دردناک با همان قدرتهای مرکزی بستگی دارد که دههها در تلاش برای فرار از آنها بودند.
—یروان سعید، پژوهشگر ارشد غیرمقیم در ابتکار عراق در برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک و مدیر ابتکار جهانی کردها برای صلح در دانشگاه آمریکایی است.
چگونه نفوذ ایالات متحده تغییر خواهد کرد
نفوذ ایالات متحده در عراق در آینده چگونه تغییر خواهد کرد؟
خروج نیروها، شکل نفوذ آمریکایی را تغییر میدهد نه اینکه آن را پایان دهد. به مدت بیش از یک دهه، رابطه ایالات متحده با بغداد عمدتاً از طریق یک کانال نظامی برقرار بود: آموزش، اطلاعات، حمایت هوایی و اهرمهایی که با آنها همراه بود. این وضعیت در تاریخ ۱ اکتبر تغییر میکند. آنچه جایگزین آن میشود، بیشتر شبیه یک رابطه معمولی با ایالات متحده است—دیپلماسی، سرمایهگذاری در انرژی و زیرساختها، فروش تسلیحات و روابط مالی، بالاتر از همه نقش فدرال رزرو در دسترسی عراق به دلار.
دو تغییر بارز وجود دارد. اول، نفوذ بیشتر جنبه معاملاتی پیدا میکند. بدون نیروها، اهرمهای اصلی واشنگتن اقتصادی هستند: رهبری عراق قبلاً نشان داده است که نیروهای آمریکایی خواهند رفت در حالی که شرکتهای آمریکایی باقی خواهند ماند. این به واشنگتن سهمی در ثبات عراق میدهد، اما همچنین بغداد را از نظر اقتصادی در معرض خطر قرار میدهد.
دوم، توازن قدرتهای خارجی ممکن است تغییر کند. شبکههای ایران در داخل نهادهای امنیتی و سیاسی عراق در تاریخ ۳۰ سپتامبر خارج نمیشوند. بغداد خروج نیروها را به کنترل انحصاری تسلیحات توسط دولت مرتبط کرده است، هرچند تحلیلگران شک دارند که این هدف به زودی محقق شود. اگر مسئله میليشیا به بنبست برسد، همسایگان عراق—و چین، که در حال حاضر خریدار غالب نفت عراق است—ممکن است فضایی را پر کنند که ایالات متحده به طور پیشفرض اشغال کرده بود.
همکاری در مبارزه با داعش ادامه خواهد یافت اما از فاصلهای دور، با اطلاعات فرامرزی و داراییهای مستقر در اردن و خلیج فارس.
اثر خالص این وضعیت، نقشی است که ایالات متحده بیشتر متعارف، بیشتر مشروط و برای سیاستمداران عراقی در دفاع از آن در داخل کشور آسانتر است، اما با ریسکهای اقتصادی بالاتر و دشواری بیشتر برای رهبران عراقی در شکلدهی به نتایج به سرعت زمانی که اوضاع تغییر میکند.
—سفوان الامین، پژوهشگر ارشد غیرمقیم در ابتکار عراق در برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک است.
چگونه خروج نیروها بر landscape امنیتی سوریه تأثیر میگذارد؟
خروج ایالات متحده از عراق هم چالشی و هم فرصتی برای سوریه ایجاد میکند. به مدت یک دهه، عراق و سوریه بهطور مؤثر یک صحنه واحد در مبارزه علیه داعش تشکیل دادهاند. توافق ایالات متحده و عراق توانایی نیروهای ائتلاف را برای حمایت از عملیات در سوریه از عراق تا سپتامبر ۲۰۲۶ حفظ کرده است. با تغییر این ساختار، دمشق باید مسئولیت بیشتری را برای جلوگیری از ظهور دوباره داعش بر عهده بگیرد.
این تهدید فرضی نیست. داعش بهطور صریح یک “فاز جدید” از عملیات علیه دولت سوریه را اعلام کرده و نیروهای آن را هدف قرار داده و به دنبال بهرهبرداری از شکافهای امنیتی و تنشهای اجتماعی است. رئیسجمهور احمد الشراعه هدف طرحهای ترور داعش بوده است. یک حمله موفق به رهبری سوریه، اقلیتها یا نهادهای دولتی میتواند انتقال را فراتر از پیامدهای امنیتی فوری تضعیف کند.
اما خروج همچنین سوریه را به شریک مهمتری برای واشنگتن تبدیل میکند. سوریه سال گذشته به ائتلاف جهانی برای شکست داعش پیوسته و نیروهای آمریکایی و سوری در برابر داعش همکاری میکنند. با کاهش حضور نظامی آمریکا در عراق، هر دو طرف به تعمیق اشتراکگذاری اطلاعات، همکاری ضدتروریسم و حرفهایسازی نیروهای سوری علاقهمند هستند.
یک دولت سوریه با قابلیت بیشتر همچنین فضای موجود برای سایر شبکههای مسلح، از جمله گروههای همسو با ایران، در کریدور ناپایدار متصلکننده عراق، سوریه و لبنان را کاهش میدهد. یک نشست برنامهریزیشده ائتلاف در پاییز امسال فرصتی برای دمشق فراهم میکند تا نیازهای خود را بیان کند و مقامات سوری باید سریعتر و چابکتر در شناسایی آنها عمل کنند.
خروج همچنین باید بهعنوان یک هشدار عمل کند. سوریه نمیتواند استراتژی امنیتی خود را بر اساس حضور نامحدود نظامی آمریکا بنا کند. بنابراین، این همراستایی منافع فرصتی را فراهم میکند: واشنگتن باید به ساختن یک شریک سوری کمک کند که قادر به مهار داعش باشد، در حالی که دمشق باید از آن شراکت برای توسعه قابلیتهایی استفاده کند که در نهایت به حمایت کمتری از آمریکا نیاز خواهد داشت.
—ابراهیم العسیل پژوهشگر ارشد غیر مقیم در پروژه سوریه در برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک و پژوهشگر ارشد در ابتکار خاورمیانه مدرسه کندی هاروارد است که در آنجا آزمایشگاه انتقال سوریه را رهبری میکند.
خروج آمریکا از عراق امنیت را تغییر میدهد
پیامدهای خروج برای منافع امنیت ملی ایالات متحده در منطقه چیست؟
با خروج نیروهای آمریکایی از عراق در پایان این ماه، وسوسهانگیز است که کاهش نیروها را به عنوان نشانهای از پایان رابطه امنیتی ایالات متحده و عراق ببینیم.این یک اشتباه خواهد بود. از زمان حمله ژانویه ۲۰۲۰ که منجر به کشته شدن فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قاسم سلیمانی و رهبر نیروهای بسیج مردمی، ابومهدی المهندس شد، فشار سیاسی عراقیها برای خروج ایالات متحده همچنان قوی باقی مانده است. حضور مستمر ایالات متحده همچنین چرخه پرهزینهای را به وجود آورده است که در آن میلیشیاهای تحت حمایت ایران به نیروهای آمریکایی حمله میکنند، ایالات متحده تلافی میکند و بغداد باید پیامدهای سیاسی را مدیریت کند.
پایان دادن به این چرخه ممکن است رابطه را تقویت کند نه اینکه تضعیف کند. خروج نیروهای آمریکایی تا حد زیادی به این دلیل است که تلاشهای عراقی و آمریکایی در کاهش تهدید داعش موفق بوده است. عراقیها بهطور قابل درکی این را به عنوان یک پیروزی میبینند. واشنگتن نیز باید همینطور باشد. کاهش حضور آمریکا همچنین میتواند یکی از مفیدترین استدلالهای سیاسی میلیشیاهای تحت حمایت ایران را از آنها بگیرد: اینکه “مقاومت” مسلحانه برای اخراج نیروهای خارجی ضروری است. اکنون سوال این است که عراق و ایالات متحده چه کاری میتوانند با هم انجام دهند تا منطقه را بهتر تثبیت کنند.
دلیلهایی برای خوشبینی محتاطانه وجود دارد. بغداد در حال پیگیری اصلاحات در بخش امنیتی است در حالی که علاقه خود را به روابط امنیتی و اقتصادی دوجانبه عمیقتر نشان میدهد. ایالات متحده باید از این فرصت استفاده کند و همکاریهای اطلاعاتی، حمایت از مبارزه با تروریسم و کمکهای امنیتی را حفظ کند، در حالی که روابط نظامی حرفهای قویتری ایجاد کرده و تعامل اقتصادی را گسترش دهد.
یک disengagement کامل آمریکایی دقیقاً آنچه را که ایران میخواهد به آن میدهد. یک انتقال بهخوبی مدیریتشده برعکس عمل خواهد کرد: کاهش آسیبپذیری ایالات متحده در برابر حملات میلیشیاها در حالی که روابط و قابلیتهایی را حفظ میکند که به واشنگتن نفوذ میدهد.
—C. Anthony Pfaff یک پژوهشگر ارشد غیر مقیم در ابتکار عراق است. او یک سرهنگ بازنشسته ارتش و افسر منطقهای خارجی برای خاورمیانه و شمال آفریقا است و همچنین به عنوان مدیر عراق در کارکنان شورای امنیت ملی خدمت کرده است.
چرا عراق از بحث عمومی ایالات متحده محو شده است؟
خستگی از عراق چیز جدیدی نیست. ایالات متحده در بیست سال از بیست و سه سال گذشته حضور نظامی در عراق داشته است و خروج قریبالوقوع آخرین پرسنل نظامی ایالات متحده، دومین بار خواهد بود که واشنگتن پس از یک استقرار طولانی، عقبنشینی میکند.
اولین بار در سال ۲۰۱۱، پس از هشت سال دشوار که با حمله ۲۰۰۳ آغاز شد، رخ داد. مدیریت نادرست و شورش مرگبار پس از آن به رابطهای عمیقاً پیچیده و آسیبزا بین دو کشور کمک کرد.
همانند سال ۲۰۱۱، occupant کاخ سفید عمدتاً تلاش کرده است تا خود را از عراق دور کند و مشارکت ایالات متحده در آنجا را به عنوان اشتباهی از سوی دولتهای قبلی به تصویر بکشد. اما این تنها بخشی از تصویر است.
توجه، چه در دایرههای سیاست و چه در میان عموم، همچنین به سمتهای مختلفی کشیده میشود. فهرست طولانی از بحرانهای بینالمللی—از روسیه و اوکراین تا ونزوئلا، جنگهای تجاری و تهدیدات بر سر گرینلند—برای توجه عمومی و سیاسی رقابت میکند، نه به ذکر نگرانیهای داخلی. حتی در داخل خاورمیانه، ایران به کانون توجه سیاست ایالات متحده تبدیل شده است و عراق را بیشتر به عنوان یک صحنه ثانویه نشان میدهد.
با این حال، حتی در حالی که پرسنل ایالات متحده در حال ترک عراق هستند، اجازه دادن به محو شدن عراق از گفتگو اشتباه خواهد بود. همانند سال ۲۰۱۱، تحولات در عراق همچنان برای منافع ایالات متحده و منطقه وسیعتر اهمیت خواهد داشت. عراق تقریباً ۴ درصد از نفت جهان را تولید میکند. جغرافیای آن که در مرزهای قومی-مذهبی قرار دارد، همچنین پتانسیل اتصال خلیج، ترکیه و شام را از طریق مسیرهای جدید انرژی و تجارت فراهم میکند. در عین حال، عراق همچنان خانهای برای جیبهای افراطگرایی و فضایی مورد مناقشه برای نفوذ قدرت ایران و تلاشهای ایالات متحده و عربها برای مهار آن باقی میماند.
تبدیل عراق به نوعی شریک قابل اعتماد که واشنگتن مدتها به آن امیدوار بوده است—در زمینه امنیت، انرژی، تجارت و ثبات منطقهای—ممکن است همچنان هدفی دستنیافتنی باشد. اما ناکامی در دستیابی به این آرزو دلیلی برای کنارهگیری نیست. اگر چیزی باشد، عدم تعامل پایدار خطر میکند که اجازه دهد عراق بیشتر به مدار ایران منحرف شود، درهای بیثباتی مجدد را باز کند و دردسرهای استراتژیکی را ایجاد کند که واشنگتن دو دهه در تلاش برای اجتناب از آن بوده است.
—عمر النیداوی یک پژوهشگر ارشد غیر مقیم در ابتکار عراق در برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک و مدیر برنامهها در مرکز تسهیل صلح در عراق است.

اشتیاق آمریکا برای درگیری
خروج نیروها چه پیامی درباره اشتیاق واشنگتن برای درگیری نظامی در خاورمیانه دارد؟
این توافق که در سال پایانی دولت بایدن امضا شد، بین ایالات متحده و عراق برای کاهش تدریجی عملیات «عزم ذاتی» نشاندهنده تمایل مشترک برای پایان دادن به این مداخله نظامی بینالمللی، اجازه دادن به نیروهای امنیتی عراقی که به طور فزایندهای توانمند شدهاند تا رهبری را در مهار تهدید داعش بر عهده بگیرند و اجازه ایجاد یک رابطه امنیتی دوجانبه پایدارتر است.
دولت ترامپ و دولت جدید عراق در حال نهایی کردن اجرای این توافق هستند. این اقدام که با کاهش نیروهای آمریکایی در شمال شرق سوریه همراه است، نمایانگر یک اجماع دو حزبی است که نقش بینالمللی تحت رهبری ایالات متحده در مبارزه با داعش باید به دولتهای عراق و سوریه (که اکنون در دوران پس از اسد قرار دارند) واگذار شود.
اما این تصمیم با دو عامل پیچیده میشود: 1) خطر اینکه نهادهای ملی سوریه و ادغام ناقص نیروهای کرد که شرکای کلیدی ایالات متحده بودند و همچنین تواناییهای امنیتی در حال توسعه عراق، برای جلوگیری از بازسازی تهدید داعش کافی نباشند؛ و 2) استقرار عمده نیروهای آمریکایی در منطقه در جنگ کنونی با ایران.
هنوز هم یک تمایل گسترده آمریکایی برای پایان دادن به نقش عمده در جنگهای خاورمیانه وجود دارد و در حالی که جنگ با ایران به نظر میرسد که با این مفهوم در تضاد باشد، عدم محبوبیت آن در ایالات متحده تنها این احساس را تقویت میکند. این موضوع اهمیت کمک به موفقیت دولتهای سوریه و عراق را افزایش میدهد، در حالی که یک سوال نگرانکننده را نیز مطرح میکند: اگر تواناییهای سوری و عراقی برای جلوگیری از بازگشت داعش کافی نباشد، آیا در ایالات متحده حمایتی برای از سرگیری نقش خود در مهار این سازمان افراطی وجود خواهد داشت؟
—دانیل بی. شیپیر یک پژوهشگر برجسته در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکواکرافت در برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک است. او از سال 2024 تا 2025 به عنوان معاون دستیار وزیر دفاع برای خاورمیانه خدمت کرده است.

