در حالی که نیروهای آمریکایی خود را برای خروج از عراق تا ۳۰ سپتامبر آماده میکنند، واشنگتن و بغداد در تلاشند تا رابطه خود را حول سرمایهگذاری نفتی به جای همکاری امنیتی بازتعریف کنند. قراردادهای نفتی آمریکا و عراق به ارزش دهها میلیارد دلار اعلام شده است، اما اجرای آنها نیازمند این است که نخستوزیر علی الزیدی قدرت خود را بر شبهنظامیان مورد حمایت ایران تثبیت کند، شرایط تجاری قابل قبول برای اپراتورهای خارجی فراهم آورد و مسیرهای صادرات را متنوع کند پیش از آنکه علاقه آمریکاییها کاهش یابد.
بستن تنگه هرمز وابستگی تقریباً کامل عراق به یک نقطه گلوگاهی صادراتی را نمایان کرد و ضرورت ایجاد خطوط لوله جدید از طریق سوریه و ترکیه را تقویت کرد. با این حال، بدون خلع سلاح، حضور گسترده شرکتهای آمریکایی در معرض حمله قرار میگیرد و به گروههای مسلح بر هر دو پایتخت نفوذ میدهد. بنابراین، قراردادهای نفتی آمریکا و عراق نه تنها شرایط قراردادی را آزمایش میکنند بلکه انحصار دولت عراق بر نیروی نظامی را نیز به چالش میکشند. شکست در این زمینه، بازتنظیم دیگری را به وجود میآورد که تحت تأثیر نگرانیهای امنیتی و نفوذ ایران خواهد بود به جای یک شراکت اقتصادی پایدار.
قراردادهای نفتی آمریکا و عراق با آزمون شبهنظامیان مواجه است
با ورود عراق و ایالات متحده به مرحله جدیدی در روابط خود، نفت نقش مرکزیتری به خود میگیرد. در اولین دیدار نخستوزیر علی الزیدی از کاخ سفید در ماه ژوئیه، رئیسجمهور دونالد ترامپ به وضوح این تغییر را بیان کرد: با خروج نیروهای آمریکایی تا ۳۰ سپتامبر، شرکتهای نفتی آمریکایی باید جایگزین آنها شوند.
بازتعریف رابطه بر اساس تجارت و سرمایهگذاری ضروری است، اما اجرای این انتقال دشوار خواهد بود. الزیدی باید قدرت خود را در یک سیستم سیاسی که هنوز تحت تأثیر ایران شکل گرفته است، تثبیت کند و در عین حال سرمایهگذاران خارجی را متقاعد کند که عراق میتواند یک محیط عملیاتی تجاری قابل قبول و امن ارائه دهد.
زمانبندی حیاتی است. در حالی که دولت الزیدی با فشارهای خارجی ناشی از درگیریهای جاری آمریکا و ایران مواجه است و به سمت خلع سلاح شبهنظامیان عراقی مورد حمایت ایران پیش میرود، این دولت یک فرصت محدود برای جذب سرمایهگذاری آمریکایی به بخش نفت خود و تأمین حمایت ایالات متحده برای برنامههای تنوع بخشی به مسیرهای صادرات خود دارد. این موضوع پس از بستن تنگه هرمز توسط ایران که آسیبپذیری اقتصاد وابسته به نفت عراق را نمایان کرد، به شدت ضروریتر شده است.
به مدت دو دهه، سیاست ایالات متحده نسبت به عراق تحت تأثیر امنیت بوده است. پس از حمله در سال 2003، آرزوهای واشنگتن برای ساخت دولت با شورش، درگیریهای فرقهای و مداخلات منطقهای تحت الشعاع قرار گرفت. خروج در سال 2011 رابطه را بیشتر محدود کرد، در حالی که مبارزه علیه دولت اسلامی عراق و شام (داعش) و ظهور بعدی شبهنظامیان، عراق را به بخشی از سیاست وسیعتر ایالات متحده در قبال ایران تبدیل کرد.
زیدی وعده داده است که رابطه را “فراتر از مدیریت بحران به ایجاد فرصت” ببرد. رهبران قبلی عراق تلاشهای مشابهی برای بازتنظیم روابط انجام دادند در حالی که تأثیر ایالات متحده و ایران را متعادل میکردند. با ادامه جنگ ایالات متحده و ایران، به نظر میرسد که این تعادل به طور فزایندهای غیرقابل تحمل شده است.
در طول آخر هفته، عربستان سعودی مجبور شد خط لوله نفتی حیاتی شرق-غرب خود را پس از آسیب شدید به سیستم ناشی از پهپادهای پرتاب شده از عراق تعطیل کند. در طول این درگیری، شبهنظامیان مورد حمایت ایران از خاک عراق برای هدف قرار دادن کشورهای خلیج فارس، منطقه کردستان و منافع ایالات متحده استفاده کردهاند، در حالی که ناتوانی بغداد در مهار آنها سوالاتی درباره حاکمیت و انحصار دولت بر استفاده از زور ایجاد کرده است. واشنگتن با حملات نظامی، محدودیتهای موقت بر انتقال دلار و تحریمها علیه یک مقام ارشد نفتی عراق پاسخ داده است—که نشاندهنده تمایل به فشار بر دولت عراق به علاوه نمایندگان ایران است.
با این حال، در بغداد، درک سیاست خارجی ایالات متحده به طور فزایندهای معاملاتی در حال شکلگیری است. ترامپ به مشارکتهای بینالمللی از منظر تجاری نگاه میکند و فرصتهای کسب و کارهای آمریکایی را در داخل و خارج از کشور در اولویت قرار میدهد.
برای رهبران شیعه عملگرای عراق، این رویکرد یک نقطه ورود برای بازتنظیم روابط ارائه میدهد. اما تلاش عراق برای بازتنظیم روابط با ایالات متحده به شدت به مهار شبهنظامیان و تأمین شرایط تجاری مطلوب برای شرکتهای نفتی و سرمایهگذاران خط لوله صادراتی بستگی دارد، همه اینها در یک زمان محدود قبل از اینکه ایالات متحده احتمالاً علاقه خود را از دست بدهد.

بازتنظیم بخش نفت
بغداد به طور فزایندهای بر این باور است که باز کردن بخش نفت به شرکتهای آمریکایی میتواند به محافظت از عراق در برابر فشارهای بیشتر آمریکایی کمک کند. به همین دلیل، سفر زیدی به واشنگتن تحت تأثیر توافقات بود، با توافقات اولیه که در ابتدا بیش از 60 میلیارد دلار تخمین زده شده بود، عمدتاً در بخش نفت، و بعداً به 200 میلیارد دلار افزایش یافت.
ورود شرکتهای آمریکایی همچنین برای هدف دولت زیدی در افزایش ظرفیت تولید عراق از پنج میلیون بشکه در روز به هفت میلیون بشکه در روز تا سال 2030 مرکزی است. مهمتر از همه، این میتواند چشمانداز یک بخش نفتی که در سالهای اخیر راکد مانده است را معکوس کند.
دولتهای قبلی در ارائه پروژههای بزرگ ظرفیت و زیرساختی با مشکل مواجه بودند. با اینکه درآمدهای نفتی بیش از 90 درصد از درآمد دولت را تشکیل میدهد، این بخش باید برای تأمین مالی با افزایش حقوق بخش عمومی و هزینههای رفاهی رقابت کند. عدم توانایی بغداد در ارائه شرایط تجاری جذاب به شرکتهای بینالمللی نفت و گاز، دامنه سرمایههای در دسترس را بیشتر محدود کرده است.
در طول یک دهه و نیم گذشته، عراق عمدتاً از نظر شرکتهای بزرگ نفتی غربی خارج از نظر بوده است. قراردادهای خدمات فنی حاشیههای سود را محدود کرده، مدیریت متمرکز تصمیمگیری را کند کرده و تأخیر در پرداختها باعث شده است که اپراتورهای خارجی از سرمایهگذاری در داراییهای خود منصرف شوند و افزایش تولید را محدود کنند.
این چالشهای تجاری، بیشتر از خطرات امنیتی در جنوب عراق، باعث شد که چندین شرکت پیشرو از بازار خارج شوند. استاتویل—که اکنون اکوینور نامیده میشود—در سال 2012 خارج شد، و پس از آن اوکسیدنتال در سال 2016، شل در سال 2018 و اکسونموبیل در سال 2024. شرکتهای دولتی و خصوصی چینی، که بیشتر مایل به پذیرش قراردادهای مدیریت میادین نفتی با حاشیه سود پایین بودند، جای خالی را پر کردند و به تسلط بر جوایز پروژههای چند میلیارد دلاری که اغلب فاقد شفافیت بودند، رسیدند. خروج غربیها همچنین به اعتبار این بخش آسیب زد.
شرکتهای غربی میادین نفتی عراق را ترک میکنند
وزارت نفت از سال 2018 تغییر مسیر را آغاز کرد زمانی که قراردادهای “تقسیم سود” خود را معرفی کرد که به منظور توزیع ریسک و پاداش به طور مساویتر با شرکتهای خارجی طراحی شده بود. نقطه عطف در سال 2023 رخ داد، زمانی که مدل جدید به عراق کمک کرد تا قرارداد 27 میلیارد دلاری پروژه گاز رشد یکپارچه با توتال انرژی فرانسه را امضا کند و پس از آن، قرارداد بازسازی میدان نفتی بزرگ کرکوک به بیپی در سال 2025 اعطا شد.
قطعه گمشده شرکتهای آمریکایی بود. از زمان خروج اکسون، عراق مشتاق بوده است که شرکتهای نفتی آمریکایی را به کشور بازگرداند و حضور آنها را به عنوان سکوی پرتابی برای بازتنظیم روابط با واشنگتن و بازسازی اعتبار این بخش میبیند. حضور یک شرکت آمریکایی همچنین میتواند فشار فزاینده واشنگتن بر بغداد را کاهش دهد، از زمان ریاستجمهوری اول ترامپ، برای کاهش وابستگی عراق به واردات انرژی از ایران.
زیدی اکنون در حال ادامه کارهای پیشینیان خود است. عراق در تلاش است تا اکسونموبیل را به منظور توسعه میدان نفتی مجنون با ظرفیت ۴۵۰,۰۰۰ بشکه در روز در بصره و چورون را به میدان نزدیکتر غرب قرنه-۲ با ظرفیت ۴۸۰,۰۰۰ بشکه در روز بازگرداند، جایی که لوکاویل روسیه پس از تحریمهای ایالات متحده کنار گذاشته شد.

آیا اکسون و چورون میتوانند بازگردند
تأمین هر یک از این شرکتها نشانهای از اعتماد دوباره به صنعت نفت عراق خواهد بود. اما عامل تعیینکننده همچنان تمایل بغداد به ارائه امتیازات قراردادی و اجتناب از اشتباهات گذشته، بهویژه تمایل به اولویت دادن به ملیگرایی منابع بر شراکتهای پایدار بینالمللی است. زیدی و فشار دیپلماتیک آمریکا وزارت نفت را به سمت شرایط تجاری اولیه با چورون سوق دادهاند، در حالی که پیشرفتهایی نیز با سایر شرکتهای آمریکایی مانند HKN و هالیبرتون در حال انجام است.
ترجیح عراق برای شرکتهای آمریکایی و حمایت دولت ایالات متحده از آنها همچنین باعث شده است که اپراتورهای غیرآمریکایی به دنبال شرکای آمریکایی باشند. به عنوان مثال، BP به تازگی کاناکو فیلیپس را به کرکوک آورده است. اگر عراق اکسون و چورون را تأمین کند، همراه با سایر پروژههای برنامهریزی شده با اپراتورهای آمریکایی، شرکتهای آمریکایی میتوانند حداقل ۱.۵ میلیون بشکه در روز از تولید عراق را مدیریت کنند که از ظرفیتهای تحت مدیریت چین فراتر میرود.
ارتباط با سوریه
بغداد همچنین فرصتی برای همراستایی با سیاست سوریه دولت ترامپ به منظور تقویت تجدید روابط ایالات متحده و عراق میبیند. واشنگتن از ورود شرکتهای نفتی آمریکایی به سوریه حمایت میکند و به آرزوهای دمشق برای تبدیل شدن به یک مرکز جدید برای صادرات انرژی خاورمیانه پس از بحران هرمز کمک میکند.
با توجه به فروپاشی صادرات از طریق خلیج، عراق از اوایل آوریل شروع به حمل سوخت نفتی بهصورت زمینی برای صادرات مجدد از پایانه نفتی بانیاس سوریه در مدیترانه کرد. این صادرات به عنوان یک مورد آزمایشی برای حمایت ایالات متحده از یک خط لوله جدید صادرات نفت به ظرفیت دو میلیون بشکه در روز از عراق به سوریه عمل کرده است. چنین پروژهای میتواند با تأمین هزینههای ترانزیت و خوراک نفت خام عراقی برای پالایشگاههای سوری، به تثبیت کمک کند و به دمشق در کاهش هزینههای واردات و صادرات مقادیر اضافی نفت خود کمک کند.
رابطههای رو به رشد عراق و سوریه همچنین فرصتهایی برای شرکتهای آمریکایی ایجاد میکند. اپراتورهای کوچکتر آمریکایی در کردستان عراق در حال گسترش حضور خود در شمال شرق سوریه هستند. شرکت کوناکو فیلیپس در حال بررسی توسعه میدان گاز عکاس در انبار است که میتواند بعداً همافزاییهایی با داراییهای گاز سوریه در آن سوی مرز ایجاد کند. یک مسیر صادراتی جایگزین از طریق سوریه همچنین مورد سرمایهگذاری برای شرکتهای اکسون، چورون و دیگر شرکتهای آمریکایی در میادین نفتی عراق را تقویت خواهد کرد.
برای بغداد، ضرورت استراتژیک واضح است. عراق به شدت به یک مسیر جایگزین برای بازار نیاز دارد زیرا آینده حمل و نقل تجاری از طریق هرمز نامشخص باقی مانده است. بسته شدن تنگه بیش از 90 درصد صادرات نفت عراق را قطع کرده و ضعف سیستم لولهکشی داخلی عراق را نمایان کرده است که در حال حاضر میتواند کمتر از 250,000 بشکه در روز جریان را از جنوب به ترکیه از طریق خط لوله عراق-ترکیه (ITP) پشتیبانی کند.
بغداد با یک کنسرسیوم قطری-آمریکایی، شامل چورون، قراردادی امضا کرده است تا دو اتصال لولهکشی جدید از حدیثه در انبار را بررسی کند: یکی به سمت غرب به بانیاس و دیگری به سمت شمال به جیحان. خطوط جدید بر اساس خط لوله 2.25 میلیون بشکه در روز بصره-حدیثه که یک پروژه 4.6 میلیارد دلاری است، پایهگذاری خواهد شد و به عنوان ستون فقرات صادرات نفت عراق عمل کرده و تأمین نفت خام را برای پالایشگاههای داخلی بهبود میبخشد.
وزارت نفت شرکت خدماتی آمریکایی KBR را به عنوان مشاور در پروژه بصره-حدیثه به کار گرفته و انتظار دارد که هزینه تمام خطوط لوله جدید حداقل 15 میلیارد دلار باشد. برای عراق، این سرمایهگذاری به لحاظ استراتژیک توجیهپذیر است، با توجه به اینکه درگیریها تا کنون منجر به از دست رفتن حداقل 40 میلیارد دلار درآمد بالقوه صادرات نفت شده است.
شرکت آمریکایی میتواند به عراق هم سرمایه و هم راهی برای درگیر کردن واشنگتن در ترتیبات امنیتی در اطراف کریدورهای لولهکشی با سوریه ارائه دهد، که بخش عمدهای از آن از سرزمینهای هر دو کشور که در معرض حملات داعش و شبهنظامیان تحت حمایت ایران هستند، عبور خواهد کرد. با این حال، پروژههای لولهکشی سالها طول میکشد تا به واقعیت بپیوندند و همکاری با رئیسجمهور سوریه، احمد الشرع، با مخالفتهایی در میان عناصر طبقه سیاسی شیعه عراق روبرو خواهد شد.
یک رسانه سوری همچنین موقعیت مذاکره عراق را با ترکیه تقویت میکند در حالی که هر دو طرف در حال بحث درباره تجدید توافقنامه ITP سال ۱۹۷۳ هستند. آنکارا سال گذشته بهطور یکجانبه از این توافق خارج شد. با توجه به اینکه بغداد گزینههای جایگزین خط لوله ندارد، ترکیه شرایط سختی را تحت یک توافق موقت یکساله جدید تحمیل کرده است که دسترسی انحصاری عراق به این سیستم را پایان میدهد و هزینههای ترانزیت را افزایش میدهد.

معاملات نفتی آمریکا-عراق به امنیت وابسته است
وظیفه زیدی دشوارتر از پیشینیان اوست. اگرچه زیدی از سوی ترامپ مورد ستایش قرار گرفته است، اما حمایت آمریکا تضمین شده نیست، بهویژه با توجه به سبک غیرقابل پیشبینی رئیسجمهور و دینامیکهای در حال تغییر در منطقه و فراتر از آن.
فرصت برای تعامل با کاخ سفید ترامپ ممکن است کوتاهمدت باشد. تا ژانویه، ترامپ ممکن است با کنگرهای تحت کنترل دموکراتها مواجه شود که تمایل بیشتری به بررسی معاملات خاورمیانه دارد. تا سال ۲۰۲۹، ترامپ از مقام خود کنارهگیری خواهد کرد. در حالی که رئیسجمهور بعدی ممکن است از گسترش روابط اقتصادی با عراق حمایت کند، اما این روند ممکن است کمرنگ شود و تصمیمگیری ممکن است کمتر تحت تأثیر شخصیتها باشد.
با این حال، بحران انرژی جهانی ناشی از بسته شدن هرمز به واشنگتن نیاز حیاتی به ایجاد مسیرهای صادراتی امن از خاورمیانه را نشان میدهد. کریدورهای جایگزین سالها طول خواهد کشید تا تکمیل شوند، اما احتمالاً حمایت دو حزبی در واشنگتن را جلب خواهند کرد و فراتر از ریاستجمهوری ترامپ ادامه خواهند یافت، با توجه به اینکه این کریدورها نفوذ ایران بر این نقطه حیاتی انرژی را کاهش میدهند.
پنجرهای باریک برای همکاری
اما دولت عراق باید به سرعت اقدام کند در حالی که هنوز علاقه و حسن نیت برای پیشبرد این پروژهها وجود دارد—و برای اطمینان از اینکه این پروژهها به موقع به بهرهبرداری برسند. خط لوله بصره-حدیثه و تأسیسات مرتبط پیشبینی میشود تا چهار سال طول بکشد تا تکمیل شود، بدون احتساب گسترشهای جدید خط لوله صادراتی فرامرزی به سوریه و ترکیه. زیرساختهای موجود خط لوله سوریه تقریباً وجود ندارد به دلیل خسارات گسترده ناشی از چهارده سال جنگ داخلی و نیاز به ساخت از نو دارد.
مهمترین آزمون امنیت است. زیدی نیاز دارد تا یک اجماع ملی حول خلع سلاح شبهنظامیان و جدایی آنها از دولت ایجاد کند. عدم موفقیت در این زمینه هرگونه گسترش حضور تجاری ایالات متحده در بخش نفت عراق را در معرض حملات قرار میدهد و به این گروهها راهی جدید برای فشار به بغداد و واشنگتن میدهد.
اگر زیدی بتواند بین امتیازات تجاری و کنترل ملی تعادل برقرار کند، شبهنظامیان را مهار کند و قراردادهای نفتی را با پروژههای تنوع صادراتی ترکیب کند، او میتواند روابط ایالات متحده و عراق را به یک شراکت اقتصادی استراتژیک تبدیل کند که ممکن است فراتر از دوره ریاستجمهوری ترامپ ادامه یابد. در غیر این صورت، این تلاش برای بازتنظیم ممکن است تنها یک تلاش زودگذر دیگر برای تغییر رابطهای باشد که هنوز تحت سلطه نگرانیهای امنیتی، نفوذ ایران و ضعفهای داخلی عراق است.
