شش ماه جنگ شکاف بین ادعاهای پیروزی آمریکا و واقعیت استراتژیک در خلیج فارس را نمایان کرده است. جمهوری اسلامی ضربات ویرانگری را متحمل شده، رهبران ارشد خود را از دست داده و شاهد کاهش اقتصاد خود بوده است، با این حال نهادهای حاکمیتی آن دست نخورده باقی مانده و ظرفیت انتقامگیری آن همچنان پابرجاست.
بقا ایران در این زمینه، یک وضعیت موقتی نیست بلکه یک استراتژی عمدی است: حفظ دولت، نگهداری تعداد کافی موشک و پهپاد برای تحمیل هزینهها و فرسودن اراده سیاسی واشنگتن. ایالات متحده میتواند اهدافی را نابود کند و قابلیتها را کاهش دهد، اما تخریب تاکتیکی به تسلیم سیاسی تبدیل نشده است. تلفات آمریکاییها، افزایش قیمت گاز و کاهش ذخایر مهمات حمایت عمومی را تضعیف کرده است، در حالی که کنگره نشانههایی از مقاومت فزاینده در برابر تأمین مالی یک درگیری نامحدود را نشان میدهد.
تهران محاسبه کرده است که نیازی به شکست نظامی ایالات متحده ندارد؛ آنچه که نیاز دارد تنها جلوگیری از پیروزی قاطع واشنگتن با هزینهای قابل قبول است. بنابراین بقا ایران به مانع اصلی اهداف آمریکایی تبدیل میشود، نه به این دلیل که ایران قویتر است، بلکه به این دلیل که رهبری آن جنگ را به عنوان یک مسئله وجودی تلقی میکند در حالی که واشنگتن آن را به عنوان یک گزینه میبیند. مگر اینکه دولت یک وضعیت پایانی قابل دستیابی تعریف کند یا به مذاکرات بازگردد، تشدید بیشتر همان بنبست را با هزینهای بالاتر بازتولید خواهد کرد.
استراتژی بقا ایران در برابر فشارهای آمریکا
شش ماه از جنگ دوم ایالات متحده-اسرائیل علیه ایران میگذرد و پیام دولت ترامپ این است که ایران در حال تضعیف است، ایالات متحده در حال پیروزی است و هزینههای جنگ موقتی خواهد بود.
این روایت در حالی که جنگ ادامه دارد، قیمتهای گاز افزایش مییابد، ذخایر مهمات ایالات متحده کاهش مییابد و اکثریت آمریکاییها با جنگ مخالف هستند، سخت است که حفظ شود، مخالفتی که آنها در انتخابات میاندورهای نوامبر ابراز خواهند کرد.
با وجود فشارهای نظامی و اقتصادی فراوان و همچنین از دست دادن یک رئیسجمهور، جمهوری اسلامی ایران هنوز در حال مبارزه است، هنوز قادر به تشدید است و هنوز حاضر به تسلیم نیست.
ایالات متحده و اسرائیل ویرانیهای عظیمی به بار آوردهاند، بدون اینکه تهران را وادار به پذیرش خواستههای واشنگتن کنند. سوالی که پیش از جنگ مطرح بود و اکنون به وضوح مشخص است، این نیست که آیا ایالات متحده میتواند آسیب بیشتری به ایران وارد کند. سوال این است که چگونه آسیبهای اضافی میتواند به پیروزی منجر شود.

ترامپ هزینههای جنگ را کماهمیت جلوه میدهد
هفته گذشته، رئیسجمهور دونالد ترامپ این درگیری را به عنوان “مسائل کوچک” رد کرد و جنگی را که مدت طولانیتری به طول انجامیده و هزینههای بیشتری نسبت به آنچه دولت او در ابتدا پیشنهاد کرده بود، تحمیل کرده است، کماهمیت جلوه داد. این درگیری ۱۸ نظامی آمریکایی را کشته، بیش از ۷۵۰ نفر را مجروح کرده و حداقل ۳۷.۵ میلیارد دلار به مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه تحمیل کرده است.
هزینه برای ایران به مراتب بیشتر بوده است. تا ۱۰ ژوئن، حداقل ۳۴۶۸ نفر در حملات ایالات متحده و اسرائیل کشته و بیش از ۲۶۵۰۰ نفر مجروح شدهاند، طبق آمار وزارت بهداشت ایران.
تلفات غیرنظامیان در طول این درگیری ثبت شده است، از جمله در حملات به یک مدرسه ابتدایی در میناب در فوریه و به یک مراسم عروسی در جنوب ایران در سپتامبر.
هلال احمر ایران گزارش داد که تا آوریل بیش از ۱۲۵۰۰۰ واحد غیرنظامی آسیب دیدهاند، از جمله تقریباً ۱۰۰۰۰۰ خانه. ایران همچنین فهرستی از ۱۳۴ سایت فرهنگی آسیبدیده را به یونسکو ارائه داد، در حالی که رویترز آسیب به ساختمانهای تاریخی و سایتهای حفاظتشده را مستند کرد.
حملات ایرانی به پایگاههای آمریکایی آسیب میزند
ایران نشان داد که میتواند هزینههای قابل توجهی به ایالات متحده تحمیل کند. یک تحلیل نشان داد که حملات ایرانی ۱۵ پایگاه نظامی ایالات متحده در سراسر منطقه را آسیبدیده کرده است، از جمله خوابگاهها، انبارها، مخازن سوخت، هواپیماها، سیستمهای راداری، تجهیزات ارتباطی و سیستمهای دفاع هوایی.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده توصیفهای آسیب را رد کرد. با این حال، این حملات آسیبپذیری تأسیسات ثابت ایالات متحده و هزینه دفاع از آنها در برابر حملات مداوم موشکی و پهپادی ایران را نمایان کرد.
“دولت ترامپ — و احتمالاً خود پنتاگون — توانایی ایالات متحده و اسرائیل را برای تسلیم سریع نیروی نظامی ایران بیش از حد برآورد کردهاند”، هریسون مان، معاون مدیر کمپینها در Win Without War و یک افسر سابق ارتش ایالات متحده و مقام اطلاعاتی، به نشریه بینالمللی سیاست (IPJ) گفت.
“آنها هرگز نتوانستند اکثریت پهپادها و موشکهای ایران را شناسایی یا نابود کنند، و همچنین نتوانستند به اندازه کافی از دفاع هوایی آن بکاهند که هواپیماهای آمریکایی بتوانند بهطور آزاد در سراسر کشور پرواز کنند,” او گفت.
“در نهایت، ترامپ متوجه شد که نمیتوان با یک ارتش آماده قرن بیست و یکم – حتی اگر بهطور عینی ضعیفتر از ارتش آمریکا باشد – جنگید و همچنان هزینهها را از عموم پنهان کرد، مانند مداخلات نظامی قبلی آمریکا در منطقه,” مان افزود.

عدم تقارن تعریفکننده درگیری
این عدم تقارن در مرکز جنگ قرار دارد. ایران نیازی به شکست آمریکا بهطور متعارف ندارد. برای جلوگیری از پیروزی سیاسی قاطع واشنگتن، تنها کافی است که نهادهای حکومتی خود را حفظ کند، ظرفیت تلافی کافی را نگه دارد و جنگ مداوم را به اندازهای پرهزینه کند که آمریکا نتواند نتیجه مطلوب خود را با هزینه قابل قبول تحمیل کند.
دولت ترامپ میگوید که تواناییهای موشکی، دریایی و هستهای ایران را به شدت کاهش داده است. تخریب تاکتیکی به خودی خود یک وضعیت سیاسی نهایی نیست. ایران به تلافی ادامه میدهد، در ترافیک از طریق تنگه هرمز مداخله میکند و خواستههای اصلی مذاکره واشنگتن را رد میکند. تشدید بیشتر میتواند همان بنبست را با هزینهای بالاتر بازتولید کند.
مقاومت عمومی در برابر جنگ افزایش مییابد
مقاومتی در حال رشد در ایالات متحده نسبت به اهداف جنگ بدبین است، به مبنای قانونی آن شک دارد و از هزینهها خسته شده است.
“ترامپ با مقاومتی بیسابقه از سوی عموم و کنگره در برابر جنگش با ایران مواجه است. احتمال اینکه او برای اولین بار در تاریخ 65 ساله چنین قانونی، نتواند از کنگره یک قانون مجوز دفاع ملی سالانه دریافت کند، یک شکست بزرگ حکومتی است که شکست استراتژیک عظیم او در خلیج فارس را منعکس میکند,” دیلان ویلیامز، معاون رئیس امور دولتی در مرکز سیاست بینالملل، به IPJ گفت.
در حالی که ترامپ این جنگ را آغاز کرده است، کنگره قدرت متوقف کردن تأمین مالی آن را دارد. ماده اول قانون اساسی به کنگره قدرت اعلام جنگ و کنترل تخصیصهای فدرال را میدهد.
مجلس نمایندگان نسخه خود از قانون مجوز دفاع ملی سال مالی ۲۰۲۷ را تصویب کرده است که تقریباً ۱.۱۵ تریلیون دلار را مجاز میکند، که تقریباً تمام آن برای فعالیتهای نظامی و دفاع هستهای است. این قانون هنوز فرآیند قانونی را کامل نکرده است.
این قانون از پیشنهاد گستردهتر بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری دولت متمایز است که شامل ۱.۱۵ تریلیون دلار بودجه دفاعی اختیاری و ۳۵۰ میلیارد دلار بودجه دفاعی اجباری پیشنهادی است.
“ترامپ به وضوح از پذیرش شکست خودداری میکند، اما این امر واقعیت یا هزینه آن را کمتر نمیکند. قانونگذاران مخالف این ماجراجویی نظامی بیپروا باید قوی بایستند و به رد درخواست بودجه نظامی رکوردشکن ۱.۵ تریلیون دلاری ترامپ و دیگر تلاشها برای تأمین مالی و تعمیق این جنگ فاجعهبار ادامه دهند,” ویلیامز افزود.
کنگره میتواند تأمین مالی بیشتر را به مجوز صریح مشروط کند، از دولت ترامپ بخواهد که هزینهها و اهداف واقعی جنگ را افشا کند، یا مهلتی تعیین کند که پس از آن عملیات نظامی بدون تأیید مجدد نمیتواند ادامه یابد.

بقا ایران به استقامت بستگی دارد
ایران نمیتواند از نظر نظامی با ایالات متحده و اسرائیل رقابت کند. اما از لحاظ جغرافیایی، استراتژیای متناسب با یک رقیب قویتر و مزایای جنگ در سرزمین خود بهرهمند است، همچنین رهبری که این درگیری را وجودی میداند و تمایل به تحمل هزینههای هنگفت به جای تسلیم نشان داده است.
پس از شش ماه، این فشار نظامی هنوز واشنگتن را به تأمین خواستههایش نزدیکتر نکرده است. ایالات متحده میتواند به تخریب اهداف و کاهش قابلیتهای ایرانی ادامه دهد، اما مگر اینکه این فشار محاسبات سیاسی ایران را تغییر دهد، تشدید بیشتر خطر تولید ویرانی بیشتر بدون دستیابی به توافق را به همراه دارد.
این به این معنا نیست که تهران دیپلماسی را رها کرده است. مقامات ایرانی گفتهاند که ایران آماده است به یادداشت تفاهم ژوئن بازگردد اگر واشنگتن به آن متعهد شود و مسیر مذاکرهای برای خروج از جنگ را باز بگذارد.
هیچ راهی برای پیروزی ایالات متحده وجود ندارد
اگر ایالات متحده به توافق بازنگردد، تهران به نظر میرسد آماده است تا تنشها را افزایش دهد تا واشنگتن یا از درگیری خسته شود یا به این نتیجه برسد که دیپلماسی هزینه کمتری نسبت به ادامه جنگ دارد. در این محاسبه، تشدید تنشها جایگزینی برای مذاکرات نیست، بلکه ابزاری برای وادار کردن ایالات متحده به بازگشت به آنهاست.
شش ماه از جنگ گذشته است و ترامپ هنوز راهی برای پیروزی سیاسی ارائه نکرده است. او توانایی افزایش تنشها را حفظ کرده است، اما بدون یک وضعیت پایانی قابل دستیابی، تشدید بیشتر خطر عمیقتر شدن هزینههای جنگی را به همراه دارد که واشنگتن هنوز نمیتواند به طور قطعی به پایان برساند.

