مقابله میان واشنگتن و تهران به حوزهای گسترش یافته است که در آن زیرساختها، نه ناوهای جنگی، تعیینکننده نفوذ هستند. کابلهای هرمز بیش از ۹۵ درصد از ترافیک دادههای بینالمللی را حمل میکنند و بحرین، عراق، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را به سیستمهای مالی جهانی، شبکههای دولتی و اقتصادهای مبتنی بر هوش مصنوعی متصل میسازند. گزارشها حاکی از آن است که ایران به حمله به این شبکه زیرآبی فکر کرده است و آبهای کمعمق خلیج—که به طور متوسط پنجاه متر عمق دارند—عملیاتهای چنین حملاتی را با استفاده از تجهیزات صنعت نفت و غواصان نظامی ممکن میسازد.
بنابراین کابلهای هرمز نمایانگر نوع جدیدی از بازدارندگی هستند: یک دولت ناامید که حاضر است به تهدید اتصال جهانی بپردازد، میتواند نقیصه نظامی متعارف را جبران کند. چندین پروژه کابل به دلیل عدم توانایی پیمانکاران در فعالیت ایمن در منطقه به حالت تعلیق درآمده است. برای کشورهای خلیج که صدها میلیارد دلار در هوش مصنوعی و تنوع اقتصادی سرمایهگذاری میکنند، این آسیبپذیری به هسته آرزوهای آنها ضربه میزند. توانایی و تمایل ایران هنوز نامشخص است، اما همین ابهام ممکن است برای بازنگری محاسبات در واشنگتن و پایتختهای خلیج کافی باشد. درک این تهدید نوظهور برای هر استراتژی که به دنبال حفاظت از زیرساختهایی است که اقتصاد جهانی به آن وابسته است، ضروری است.
کابلهای هرمز به گلوگاه استراتژیک تبدیل میشوند
درگیری میان ایران و ایالات متحده به نظر میرسد به بنبست رسیده است. نیروی دریایی ایالات متحده همچنان از عبور کشتیهای ایرانی و دیگران به یا از بنادر ایرانی جلوگیری میکند. در عین حال، ایران تهدید میکند که به حمل و نقل در حال حرکت به داخل یا خارج از منطقه خلیج فارس از طریق تنگه هرمز حمله کند.
ایران همچنین به تازگی اعلام کرده است که یک “منطقه محدود” جدیدی را از تنگه هرمز به سمت خلیج تأسیس خواهد کرد – هرچند جزئیات هنوز مبهم است. شبکه کابلهای زیرآبی در خلیج فارس که منطقه را به دنیای خارج متصل میکند، کمتر مورد بحث قرار گرفته است.
در تاریخ ۱۶ اوت، وال استریت ژورنال گزارش داد که دولت ایران در حال بررسی حملات به این شبکه است. در آبهای نسبتاً کمعمق خلیج، تهدیدات علیه این زیرساخت حیاتی زیرآبی (CUI) خطر قابل توجهی برای کشورهای خلیج و جهان گستردهتر به شمار میرود.
کابلهای زیرآبی دادههای جهانی را حمل میکنند
این کابلها پایهای عمدتاً نادیده از اقتصاد جهانی را تشکیل میدهند و بیش از ۹۵٪ ترافیک دادههای بینالمللی را منتقل میکنند. نقش آنها فراتر از استفاده روزمره از اینترنت و تماسهاست. آنها از معاملات مالی، ارتباطات دولتی و عملیات روزافزون دادهمحور بخش فناوری جهانی پشتیبانی میکنند.
شرکتهای بزرگ فناوری مانند گوگل، آمازون، متا و مایکروسافت به شدت در اتصال زیر دریا سرمایهگذاری میکنند زیرا شبکههای مرکز داده را گسترش میدهند و به دنبال پاسخگویی به تقاضاهای رو به رشد هوش مصنوعی هستند.
برای کشورهای خلیج فارس، جایی که صدها میلیارد دلار در هوش مصنوعی به عنوان بخشی از تلاشها برای تنوعبخشی به اقتصادها از سوختهای فسیلی سرمایهگذاری میشود، اختلال در این زیرساخت میتواند پیامدهایی فراتر از ارتباطات داشته باشد. قطع این کابلهای CUI تهدیدی برای یک عنصر کلیدی از آرزوهای اقتصادی گستردهتر آنهاست.
شبکههای کابل خلیج فارس را به جهان متصل میکنند
برای نشان دادن مقیاس این خطر، شبکههای کابل کلیدی شامل سیستم کابل زیر دریایی Fibre in Gulf است که بحرین، عراق، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را متصل میکند. همچنین شبکه فالکون وجود دارد که بحرین، مصر، هند، عراق، کویت، مالدیو، عمان، قطر، عربستان سعودی، سریلانکا، سودان و یمن را متصل میکند.
شبکه آسیا-آفریقا-اروپا (AEE) که دارای نقاط فرود در عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی است و جنوب شرق آسیا را از طریق مصر به اروپا متصل میکند. و پل بینالمللی خلیج که بحرین، ایران، عراق، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را متصل کرده و به هند و اروپا نیز اتصال دارد.

با این شبکه ارتباطی که از طریق تنگه هرمز، یک آبراه بینالمللی که مدتهاست از اهمیت استراتژیک برای نفت و گاز برخوردار بوده، عبور میکند، این آبراه به عنوان یک نقطه گلوگاهی برای زیرساختهای جهانی زیر دریا اهمیت جدیدی پیدا کرده است.
آبهای کمعمق گزینههای ایران را تسهیل میکند
آنچه تنگه هرمز و سایر مناطق خلیج فارس را بهویژه در برابر حمله به شبکه CUI آسیبپذیر میکند، عمق کم آب است. با عمق متوسط ۵۰ متر و حداکثر عمق کمتر از ۱۰۰ متر، کسانی که ممکن است بخواهند به شبکه CUI حمله کنند، به نوعی قابلیتهای پیشرفته آژانس گوگی روسیه نیاز ندارند. گوگی، که مخفف روسی اداره اصلی تحقیقات دریاهای عمیق است، مسئول خرابکاری و جاسوسی زیر آب است.
وسیلههای نقلیه از راه دور (ROV) با عمق کارکرد هزاران متر در صنعت نفت و گاز رایج هستند. تعداد فزایندهای از وسایل نقلیه زیر آب خودران (AUV) با پارامترهای عملیاتی مشابه در این حوزه وجود دارد. هر دو میتوانند دوباره مورد استفاده قرار گرفته و برای عملیات تهاجمی به کار روند.
ایران قبلاً ROV مخصوص پاکسازی مین خود را معرفی کرده است و ممکن است قابلیتهای دیگری نیز داشته باشد که تصمیم به انتشار آنها نگرفته است. کمعمق بودن خلیج فارس بیشتر آن را در عمقهایی قرار میدهد که غواصان نظامی قادر به عملیات در آن هستند. ما همچنین میتوانیم تهدیدی را مشاهده کنیم که یک کشتی بهطور “تصادفی” لنگرش را کشیده و کابلها را قطع کند، بهگونهای که در بالتیک شاهد بودهایم.

پروژهها بهدلیل افزایش تهدید متوقف شدهاند
بنابراین کاملاً ممکن است که ایران بتواند حملاتی علیه شبکه CUI انجام دهد. و این تهدید قبلاً بر برنامههای توسعه یا عناصر جدید این زیرساخت دریایی تأثیر گذاشته است. چندین پروژه پس از آنکه مالکان یا پیمانکاران اعلام کردند که نمیتوانند بهطور ایمن در خلیج عمل کنند، متوقف شدهاند.
این بهخوبی تأثیر درگیری بر توانایی حفظ و گسترش کابلهایی که بخش زیادی از تجارت و ارتباطات جهانی را حمل میکنند، نشان میدهد. در زمینه خاورمیانه، این تأثیر مستقیمی بر آرزوهای کشورهای خلیج فارس برای تبدیل شدن به اقتصادهای مبتنی بر هوش مصنوعی خواهد داشت.
ایران بهوضوح اهمیت استراتژیک و عملیاتی شبکه CUI منطقهای را درک میکند و احتمالاً تلاش زیادی برای نقشهبرداری از آن انجام داده است. همچنین منطقی است که فرض کنیم نیروی غواصان آموزشدیدهای خواهد داشت که قادر به عملیات در عمقهایی هستند که به آنها امکان میدهد به کابلها در بستر خلیج فارس دسترسی پیدا کنند.
ما میدانیم که آنها یک ROV طراحی شده برای عملیات پاکسازی مین دارند – و بسیار محتمل است که سایر داراییها را در حمایت از یک صنعت نفتی پیشرفته در دریا به کار ببرند.
ایران تا کجا پیش خواهد رفت؟
مهمترین سوال این است که ایرانیها چه اقداماتی را آمادهاند انجام دهند؟
یک حمله به شبکه کابل میتواند تأثیر بسیار قابل توجهی بر تجارت و ارتباطات در سراسر خاورمیانه بگذارد و عواقب جهانی به همراه داشته باشد. چنین حملهای باید هدفمند و محدود باشد اگر ایران بخواهد از محکومیت جهانی جلوگیری کند. اما این یک ریسک است که ممکن است آنها بخواهند به خاطر انزوا فعلی خود بپذیرند.
این شک “شاید-آنها-این کار را بکنند” ما را به تفکر درباره یک شکل جدید از بازدارندگی میکشاند – توانایی یک ملت برای تأثیرگذاری بر CUI ملت دیگر یا شبکههای وسیعتر.
این چیزی شبیه به گسترش نظریه دیوانه نیکسون در بازدارندگی هستهای است. یک ملت که به اندازه کافی ناامید باشد ممکن است حاضر به انجام اقداماتی افراطی در حوزه CUI باشد – با عواقبی که ممکن است برای یک ناظر منطقی نامتناسب به نظر برسد و عواقب منطقهای و احتمالاً جهانی به همراه داشته باشد – به منظور بازدارندگی از حملات نظامی سنتیتر علیه خود.

کابلهای هرمز بازدارندگی را بازتعریف میکنند
تا حدی، این نباید جای تعجب داشته باشد. شبکه CUI معادل عصر سایبری جادهها، پلها و سیستمهای ریلی است که مدتهاست هدف برنامهریزان نظامی بودهاند که به دنبال مختل کردن توانایی و تمایل یک رقیب برای جنگ هستند.
توانایی و تمایل ایران برای انجام این نوع عملیات ممکن است نامشخص باشد – اما همین ابهام ممکن است برای تأثیرگذاری قابل توجه بر منطقه کافی باشد.

