نفوذ خارجی در نیروی نظامی سوریه، به ویژه ترکی و روسی، به همراه تداوم عناصر افراطی در صفوف آن، اکنون مانع پیشرفت دمشق در راستای اهداف اصلی ایالات متحده شده است. جلوگیری از ظهور دوباره دولت اسلامی، متوقف کردن انتقال سلاحهای حزبالله از طریق خاک سوریه و ایجاد یک نیروی ملی منسجم همگی به دلیل مسیر کنونی پیچیده شدهاند.
در تاریخ ۶ اوت، دمشق، عمر محمد چیفتچی، شهروند ترکیه و عضو سابق HTS، را به فرماندهی تیپ ۶۲ منصوب کرد که نشاندهنده گسترش نفوذ آنکارا است. در همین حال، روسیه توافقی را امضا کرد که حمیمیم و طرطوس را به مراکز آموزشی مشترک تبدیل میکند و پایگاه دریایی خود در مدیترانه را با وجود سقوط اسد حفظ میکند. نیروی نظامی سوریه کل میليشیاها را جذب کرده است، از جمله جنگجویان کتائب التوحید و جهاد و حزب اسلامی ترکستان، که هر دو سازمانهای تروریستی شناخته شدهاند.
اعضای خدمات ایالات متحده به دست یکی از اعضای نیروهای امنیتی سوریه کشته شدهاند و بازداشتشدگان با کمک جنگجویان خارجی از اردوگاه الهول فرار کردهاند. دمشق شبکههای قاچاق حزبالله را مختل کرده است که یک دستاورد واقعی برای واشنگتن به شمار میرود، اما وابستگی آن به ترکیه و روسیه ممکن است اولویتهای آمریکایی را تحتالشعاع قرار دهد. بنابراین، نیروی نظامی سوریه به عنوان یک شریک موقتی باقی میماند و نه یک متحد قابل اعتماد در مبارزه با تروریسم، و تکامل آن تعیین خواهد کرد که آیا منافع ایالات متحده در سوریه تأمین میشود یا اینکه واشنگتن باید برای اصلاحات انگیزه ایجاد کند قبل از اینکه قدرتهای رقیب به طور دائمی در آنجا مستقر شوند.
نیروی نظامی سوریه عناصر افراطی تعیینشده را جذب میکند
نفوذ خارجی در نیروی نظامی سوریه، به ویژه ترکی و روسی، به همراه حضور مستمر عناصر افراطی در صفوف آن، توانایی دمشق را برای اتخاذ اقداماتی که با منافع ایالات متحده همسو باشد، محدود خواهد کرد. این اقدامات میتواند شامل جلوگیری از ظهور دوباره دولت اسلامی، متوقف کردن حزبالله از دریافت سلاح از طریق خاک سوریه که به حملات علیه اسرائیل کمک میکند، و ایجاد یک نیروی نظامی ملی منسجم باشد که بتواند وحدت و ثبات داخلی را حفظ کند. مسیر کنونی نیروی نظامی سوریه هر یک از این اهداف را پیچیده میکند.
ارتش سوریه، عمر محمد چیفتچی، شهروند ترکیه و عضو سابق هیأت تحریر الشام (HTS)، ائتلاف اسلامی که آخرین حمله را علیه بشار اسد رهبری کرد، را در تاریخ ۶ اوت به عنوان فرمانده تیپ ۶۲ خود منصوب کرد. این انتصاب نشاندهنده افزایش نفوذ ترکیه در نظامی سوریه و تجمیع چهرههای سابق HTS است که برخی از آنها همچنان با گروههای تعیینشده توسط ایالات متحده و سازمان ملل ارتباط دارند.
در همین زمان، روسیه که در دوران اسد پایگاه نظامی خود را در سوریه در پایگاه هوایی حمیمیم و پایگاه دریایی طرطوس حفظ کرده بود، با رهبری جدید در دمشق توافقی امضا کرد تا این دو تأسیسات را به مراکز آموزشی مشترک روسی-سوری تبدیل کند. اگرچه شورشیان سابق علیه نیروهای پوتین جنگیدند، بسیاری از نمایندگان جدید نظامی سوریه از زمان سقوط رژیم اسد به روسیه سفر کردهاند. در حالی که هیچ معامله نظامی عمدهای بهطور عمومی اعلام نشده است، مقامات سوری اشاره کردهاند که نهاد نظامی کشور به شدت تحت تأثیر مسکو قرار دارد و دولت امیدوار است از آسیب به روابط آینده جلوگیری کند.
نفوذ روسیه نه تنها به دکترین، بلکه به تجهیزات نیز گسترش مییابد که بخش عمدهای از آن منشاء روسی دارد. در طول جنگ سرد و به قرن ۲۱، سوریه عمدتاً تسلیحات را از روسیه وارد کرده است، از جمله در طول جنگ داخلی کشور. در این درگیری، روسیه سیستمهای قابل توجهی از جمله پلتفرم دفاع هوایی S-300 در ارتفاع بالا، تانکهای اصلی نبرد T-90S و جنگندههای MiG-29 را تحویل داد.
سوریه توانسته است برخی از تواناییهای خود را برای استفاده از نیروهای امنیتی بازسازیشدهاش به نفع منافع ایالات متحده نشان دهد، اما پتانسیل افزایش افراطگرایی همچنان نگرانکننده است. اگرچه دمشق امیدوار است روابط خود را با واشنگتن بهبود بخشد، اما روابط دولت سوریه با مسکو و آنکارا ممکن است منافع آمریکایی را تضعیف کرده و محدودیتهایی برای همکاری دمشق با واشنگتن ایجاد کند.
برای بررسی این دینامیکها، مفید است که سه روند را بررسی کنیم: بازسازی نظامی سوریه در میان پیوندهای افراطی مداوم، نفوذ در حال گسترش ترکیه بر نیروهای مسلح جدید خود، و تلاشهای روسیه برای حفظ حضور نظامی خود در سوریه.

نظامی سوریه با امیدهای بالا در حال بازسازی است
در حالی که هنوز از تجهیزات قدیمی دوران شوروی استفاده میکند، ارتش سوریه پس از سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ در حال بازسازی و تسلیح مجدد است. علاوه بر این، نیروهای دفاعی اسرائیل بسیاری از تسلیحات پیشرفته سوریه را پس از برکناری اسد هدف قرار دادند و کشور را با زرادخانهای کمتر پیشرفته باقی گذاشتند.
در شتاب برای ساخت یک ارتش متحد پس از فروپاشی رژیم، دمشق عمدتاً شبهنظامیهای موجود را بهطور کامل جذب کرد و گروههای مسلح سابق را به تیپهای اختصاصی تبدیل کرد و فرماندهان جنگی آنها را در راس قرار داد. نتیجه این کار ارتشی بود که بین افسران جبهه النصره، ائتلاف اسلامی که زمانی به رهبری احمد الشراعه بود، و فرماندهان ارتش ملی سوریه (SNA) که در مناطق تحت اشغال ترکیه تحت فرمان آنکارا فعالیت میکردند، تقسیم شده بود.
وزارت دفاع جدید سوریه در حال برنامهریزی برای ارتشی با حدود ۳۰۰,۰۰۰ نفر پرسنل است، هرچند که اندازه فعلی آن ممکن است به ۲۰۰,۰۰۰ نفر نزدیکتر باشد. با وجود برنامههای مدرنیزاسیون، گفته میشود که ارتش سوریه عمدتاً “شبهنظامیهای غیرمسلح با تخصص کم قابل مشاهده است که عمدتاً به وسایل نقلیه غیرزرهی وابستهاند و تنها با چند تانک اصلی جنگی (T-72 و T-55) و وسایل نقلیه جنگی پیادهنظام (BMP-1) تقویت شدهاند”، به گفته مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک. بسیاری از این تجهیزات بسیار قدیمی هستند. به عنوان مثال، اتحاد جماهیر شوروی از تانکهای T-55 و T-72 به ترتیب از سالهای ۱۹۵۶ و ۱۹۷۲ استفاده کرد.
افراطگرایی unchecked ممکن است امیدهای ایالات متحده را مختل کند
اگرچه عمدتاً با تجهیزات قدیمی کار میکند، دولت سوریه عملیاتهایی را انجام داده، حملات را خنثی کرده و سلولهای داعش و عوامل حزبالله را دستگیر کرده است، اما مشکل افراطگرایی سیستماتیک است. با ادامه جذب برخی از افراطگرایان در صفوف خود و عدم بررسی مناسب استخدامها برای ورود به ارتش جدید، دشوار است که ببینیم چگونه ایالات متحده میتواند به سوریه به عنوان یک شریک معتبر در مبارزه با تروریسم که قادر به جلوگیری از بازگشت داعش باشد، اعتماد کند.
امیدوار به گسترش حمایت سوریه به دیگر اولویتهای ایالات متحده، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) دریادار برد کوپر در مه ۲۰۲۶ درباره درگیر شدن با دولت سوریه و حمایت از تلاشها برای ساخت ظرفیت امنیتی سوریه صحبت کرد. با این حال، تلاشهای اولیه ایالات متحده برای همکاری با رهبری جدید سوریه به منظور مقابله با افراطگرایی بسیار قبلتر از مه آغاز شد.
دمشق به طور رسمی در نوامبر ۲۰۲۵ به ائتلاف ضد داعش به رهبری ایالات متحده پیوست، پس از دیدار رئیسجمهور شارا با کاخ سفید. در حالی که ارتش ایالات متحده در آوریل ۲۰۲۶ از سوریه خارج شد، مقامات سوریه به جمعآوری سوابق قابل توجهی از دستگیریها و طرحهای مختل شده ادامه دادهاند. با این حال، مشکل افراطگرایی به خود ارتش سوریه نیز گسترش یافته است.
دمشق جنگجویانی از چندین گروه تروریستی تعیینشده را به نیروهای مسلح خود ادغام کرده است، از جمله کتائب التوحید و جهاد (KTJ)، یک گروه جهادی ازبک که اعضای آن به تیپ ۸۴ ارتش سوریه ملحق شدهاند، و حزب اسلامی ترکستان (TIP)، یک سازمان جهادی اویغوری که توسط سازمان ملل فهرست شده است. رهبر TIP، عبدالحق ترکستانی، همچنان در افغانستان زندگی میکند و عضو شورای شوری القاعده است. با وجود گنجاندن این گروه در ساختار جدید نظامی سوریه، گزارشها حاکی از آن است که بخش سوری این گروه همچنان به ترکستانی وابسته است که روابط نزدیکی با طالبان و همچنین القاعده دارد. KTJ، هرچند کوچکتر از TIP است، همچنین روابط دیرینهای با هر دو گروه طالبان و القاعده حفظ کرده است.
این مشکل نظری نیست. در پایان سال ۲۰۲۵، دو عضو خدمات ایالات متحده و یک مترجم در کمینی که توسط یکی از اعضای نیروهای امنیتی سوریه انجام شد، کشته شدند. علامت هشدار دوم در ژانویه رخ داد، پس از آنکه دمشق مسئولیت تأسیسات بازداشت در شمال شرقی سوریه را پس از درگیری با نیروهای دموکراتیک سوریه که تحت رهبری کردها بودند، بر عهده گرفت، که شریک کلیدی ایالات متحده در مبارزه با تروریسم بود.
این درگیری باعث شد که دولت سوریه کنترل اردوگاههایی را که اعضای داعش و خانوادههایشان در آنجا نگهداری میشدند، از جمله اردوگاه پناهندگان الهول، به دست گیرد. به زودی پس از آن، گزارشها حاکی از آن بود که بازداشتشدگان با کمک جنگجویان خارجی که در ارتش سوریه خدمت میکردند، از اردوگاه فرار کردند.
طبق گفته پنج منبع ناشناس که توسط یک خبرنگار سوری نقل شدهاند، “اولین عملیات بزرگ و سازمانیافته قاچاق از اردوگاه توسط یک فرمانده خارجی در ارتش سوریه رهبری شد.” همین منابع ادعا کردند که جنگجویان خارجی همسو با دولت سوریه، حصار شمالی اردوگاه را باز کرده و به انتقال زنان خارجی در یک کاروان هماهنگ از وسایل نقلیه کمک کردند. منابع سازمان ملل از آن زمان ادعا کردهاند که برخی از این زنان به داعش پیوستهاند.

دمشق شبکههای قاچاق حزبالله را مختل میکند
با این حال، علیرغم مسائل جاری افراطگرایی مرتبط با دولت اسلامی در ارتش متحد سوریه، دمشق از نیروهای خود برای مختل کردن شبکههای قاچاق تسلیحات حزبالله از طریق سرزمین خود استفاده کرده است. در طول جنگ داخلی سوریه، حزبالله از رژیم اسد حمایت کرده و سوریه را به عنوان یک مسیر اصلی برای انتقال تسلیحات از ایران استفاده کرده است. سقوط رژیم این امکان را کاهش داد، اما مسیرهای قاچاق همچنان فعال باقی ماندند. از آن زمان، مقامات سوریه هزاران سلاح و قطعاتی از جمله قطعات موشک کروز، پهپادها و سلاحهای سبک را توقیف کردهاند. نیروهای سوری همچنین طرحهای تروریستی مرتبط با حزبالله را که به سمت اسرائیل در نزدیکی بلندیهای جولان هدفگذاری شده بودند، خنثی کردهاند.
فشار اضافی بر گروه تروریستی لبنانی توسعهای خوشایند برای واشنگتن و اورشلیم است که در حال حاضر در میانه مذاکراتی با بیروت در مورد ادامه عدم تمایل حزبالله به خلع سلاح و شرکت در گفتگوها هستند.
نفوذ ترکیه ممکن است استقلال سوریه را تحت الشعاع قرار دهد
مسائل ارتش سوریه با افراطگرایی به واسطه وابستگیاش به ترکیه تشدید میشود. طبق توافق همکاری نظامی در اوت ۲۰۲۵، ترکیه متعهد به ارائه سیستمهای تسلیحاتی و آموزش به سوریه در زمینههایی از جمله مبارزه با تروریسم شده است.
این نفوذ با پیشینه چندین شخصیت ارشد که اکنون در تأسیسات دفاعی سوریه مشغول به کار هستند، تقویت میشود. از جمله بارزترین این افراد، سلیم ادریس است که پیشتر به عنوان وزیر دفاع دولت موقت سوریه تحت حمایت ترکیه و فرمانده کل ارتش آزاد سوریه خدمت کرده است. او اکنون در نهاد مشورتی وزارت دفاع حضور دارد و نقشی در توسعه سیستم آموزش حرفهای ارتش ایفا کرده است. سایر فرماندهان سابق ارتش آزاد سوریه نیز به زنجیره فرماندهی عملیاتی نزدیکتر باقی ماندهاند. فهیم عیسی، که پیشتر فرماندهی تیپ سلطان مراد تحت حمایت ترکیه و سپس سپاه دوم ارتش آزاد سوریه را بر عهده داشت، به رهبری ارشد ارتش جدید ارتقا یافته است.
آنکارا ممکن است دمشق را به انحراف از ایالات متحده در اهداف کلیدی استراتژیک، به ویژه آنهایی که شامل اسرائیل میشود، تحت فشار قرار دهد. شراعه به طور مکرر علاقه خود را به دستیابی به یک توافق امنیتی با اسرائیل ابراز کرده است، که به دلیل عناصر افراطی در دولت جدید سوریه احتیاط کرده است. در مقابل، ترکیه به طور فزایندهای اسرائیل را به عنوان یک رقیب منطقهای میبیند و در تلاش است تا سایر کشورها در منطقه را به توافقهای امنیتی و اقتصادی که به وضوح اسرائیل را مستثنی میکند، جذب کند.
در سوریه بهطور خاص، آنکارا بهطور مداوم در حال افزایش حضور خود بوده است. جنگندههای اسرائیلی در تاریخ ۱۸ اوت به عمق سوریه حمله کردند و پایگاه هوایی ابودهور در استان ادلب را هدف قرار دادند که تقریباً ۷۰ کیلومتر در جنوب مرز ترکیه واقع شده است. بهگزارش دفتر نخستوزیر اسرائیل، گفته شده که اسرائیل و سوریه قبلاً به توافقی برای حفظ وضعیت امنیتی موجود دست یافته بودند.
نگرانی اسرائیل بیدلیل نیست. در ماه ژوئن، رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، بهطور گزارششده از همتای سوری خود خواسته است که بر حزبالله فشار نیاورد، زیرا نگران بود که این کار موقعیت اسرائیل را در لبنان تقویت کند. بنابراین، خطر این است که نفوذ فزاینده نهادهای ترکیه بر ارتش سوریه نهتنها میتواند توانایی دمشق را برای پیگیری یک سیاست امنیتی مستقل محدود کند، بلکه ممکن است تلاشها برای آشتی اسرائیل و سوریه، که یک منافع حیاتی ایالات متحده است، را نیز مختل کند. این موضوع میتواند تلاشهای واشنگتن برای همکاری با دمشق در مبارزه با داعش و حزبالله را آسیبپذیر کند.

برنامههای روسیه برای حفظ حضور
نفوذ فزاینده آنکارا تنها بخشی از مشکل است. حتی در حالی که ترکیه بر ارتش سوریه نفوذ جدیدی ایجاد میکند، دمشق تمام روابط نهادی خود را با روسیه که از رژیم اسد به ارث برده است، قطع نکرده است. با وجود سقوط رژیم و فرض عمومی مبنی بر اینکه روسیه از سوریه خارج شده است، مسکو تلاش کرده است تا یک پایگاه نظامی را حفظ کند و بهتازگی از حضور باقیمانده خود برای تسهیل تأمین مجدد نظامی به نیروهای خود که به و از آفریقا سفر میکنند، استفاده کرده است.
یک توافقنامه جدید بین دمشق و مسکو که کنترل سوریه بر پایگاههای روسی را برقرار میکند، آینده دامنه حضور روسیه را مشخص نمیکند، اما همچنین ادامه حضور نظامی روسیه در مدیترانه را رد نمیکند. با وجود اینکه فرستندهها را خاموش گذاشتهاند تا بهطور ظاهری ردیابی را محدود کنند، یک کاروان دریایی روسی بهگزارش شده که در نزدیکی بندر طرطوس سوریه مشاهده شده است و برخی از کشتیهای مشاهدهشده تحت تحریمهای ایالات متحده قرار دارند. دو تا از این کشتیها سپس به بندر رفتند تا محمولههای نظامی را برای نیروهای روسی که هنوز در کشور هستند، تخلیه کنند.
این موضوع به تنهایی چالشی برای منافع ایالات متحده به شمار میآید، زیرا مسکو میتواند از این تأسیسات برای نمایش قدرت استفاده کند. روسیه پیشتر به پایگاههای سوری برای حمایت از عملیاتها و نظارت در سرتاسر مدیترانه شرقی و همچنین فعالیتهای نظامی در آفریقا تکیه کرده بود. در همین حال، به نظر میرسد دمشق از باقی ماندن روسیه بهرهمند میشود، چه از طریق دسترسی به نفت و غلات ارزانتر و چه بهطور بالقوه، تحویلهای آینده تجهیزات نظامی.
نیازهای نظامی سوریه به اصلاح قبل از تثبیت
نفوذ خارجی در سوریه میتواند مشکلات واقعی برای منافع ایالات متحده به وجود آورد. پیش از پایان جنگ داخلی سوریه، گروههای تحت حمایت روسیه و ایران تهدید کرده و در برخی موارد به نیروهای آمریکایی حمله کردند. اگرچه ایالات متحده دیگر نیروهایی در سوریه ندارد، واشنگتن ممکن است نیاز داشته باشد دمشق را تشویق کند تا ساختار نظامی سوریه را شکل دهد قبل از اینکه ساختارهای کنونی تحت تسلط افراطگرایان، ترکیه یا روسیه قرار گیرد.

