چشمانداز خروج اسرائیل از غزه به یک سیستم سیاسی وابسته است که گسترش سرزمینی را پاداش میدهد و هرگونه امتیازدهی را مجازات میکند، صرفنظر از اینکه چه کسی رهبری دولت را بر عهده دارد. حتی اگر نخستوزیر بنیامین نتانیاهو در انتخابات اکتبر ۲۰۲۶ شکست بخورد، نیروهای ساختاری که اشغال را حفظ میکنند—یک رأیدهنده جنگطلب، احزاب راستگرای مسیحیگرا، و یک اپوزیسیون تکهتکه که حاضر به چالش با اجماع نیست—به مسدود کردن هرگونه خروج معنادار از غزه ادامه خواهند داد.
مقامات آمریکایی بارها به سیاستهای داخلی اسرائیل ارجاع دادهاند و توافق ۹ اوت را به عنوان پیشرفت تلقی کردهاند در حالی که نادیده میگیرند که این توافق تنها دوباره برنامه ۲۰ مادهای را که ائتلاف خود نتانیاهو قبلاً پذیرفته و سپس رها کرده بود، بیان کرده است. نتیجه یک فرآیند پوتیمکین است که اعلامیههایی بدون اجرای واقعی تولید میکند و زمان بیشتری برای الحاق و پاکسازی قومی خریداری میکند. خروج از غزه نیاز به فشار مادی از واشنگتن دارد: محدودیتهایی بر فروش تسلیحات، پیامدهای دیپلماتیک و هزینههای اقتصادی. بدون چنین فشاری، حتی تغییر در رهبری اسرائیل نیز وضعیت موجود اشغال تدریجی را تغییر نخواهد داد. سوال این نیست که آیا نتانیاهو زنده میماند، بلکه آیا ایالات متحده هرگز پیامدهایی را تحمیل خواهد کرد که خروج را اجتنابناپذیر کند.
خروج از غزه مسدود شده به وسیله سیاست
نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو در خرید زمان مهارت دارد، به بهای فلسطینیها و هرگونه فشاری بر دولتش. این دینامیک بار دیگر در اوایل اوت و در طول چرخه انتخاباتی اسرائیل خود را نشان داد، زیرا او و دیگر مقامات ارشد اسرائیلی بارها هرگونه “معامله” برای خلع سلاح حماس در غزه در حالی که نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) را از نوار غزه خارج میکنند، رد کردهاند.
رد این تصمیم و سپس، اما بهندرت غیرمنتظره، تأخیر در آن در واشنگتن واقعیت سادهای را منعکس میکند: نتانیاهو و رهبران سیاسی اسرائیل بهطور کلی به دنبال دلایلی خواهند بود تا هر طرحی را که آنها را مجبور به پایان دادن به نسلکشی در نوار غزه کند، رد کنند، چه برسد به اشغال غیرقانونی گستردهتر سرزمینهای فلسطینی اشغالی (OPT) بدون پیامدهای مادی از سوی جامعه بینالمللی.
به زمینه توجه کنید: اسرائیل از زمان آتشبس به اصطلاحی در اکتبر ۲۰۲۵، حداقل ۱,۳۷۵ فلسطینی را کشته و ۴,۶۰۰ نفر دیگر را زخمی کرده است. در مجموع، این کشور حداقل ۷۳,۷۰۰ فلسطینی را کشته و ۱۷۴,۸۰۰ نفر را زخمی کرده است—که هر دو احتمالاً آمارهای کمشماری هستند. حملات اسرائیلی به طور مداوم بر فلسطینیان در غزه باریده و آنچه از زیرساختها و پناهگاهها باقی مانده را ویران کرده است، در حالی که حداقل ۱.۹ میلیون نفر از مردم این منطقه بیخانمان ماندهاند. این کشور همچنان به مسدود کردن دسترسی انسانی به نوار غزه ادامه میدهد در حالی که ناامنی غذایی ادامه دارد. اسرائیل به تدریج بیشتر سرزمین را در طول زمان اشغال کرده است، در حالی که مقامات ارشد تهدید کردهاند که ممکن است تا ۷۰ درصد از غزه و بیشتر را تصرف کنند.

واشنگتن به سیاستهای اسرائیل تن میدهد
در میان ویرانیها، رهبران آمریکایی و اسرائیلی ادعای “پیشرفت” میکنند و نادیده میگیرند که توافق ۹ اوت که تمایل عمومی حماس به خلع سلاح در کنار خروج اسرائیل از غزه را مشاهده کرد، تنها خطوط کلی طرح صلح رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ را دوباره بیان کرده است. در واقع، این جزئیات مرکزی برای طرح ۲۰ مادهای او هستند که آتشبس به اصطلاحی در اکتبر ۲۰۲۵ را پایهگذاری میکند. به طور نظری، این تلاش هدفش پایان دادن به عملیات نظامی اسرائیل علیه حماس و دیگر گروههای مقاومت فلسطینی در نوار غزه است.
مهم نیست که دولت نتانیاهو خود به این شرایط توافق کرده است، که شامل خروج مرحلهای از غزه در کنار خلع سلاح مرحلهای حزبالله بود. مهم نیست که کل دستگاه سیاسی اسرائیل هرگونه امتیازدهی در اراضی اشغالی فلسطینی را قبل از انتخابات اکتبر ۲۰۲۶ رد میکند که به سختی تغییر قابل توجهی در رویکرد اسرائیل به فلسطین را به همراه خواهد داشت، در آنچه که صرفاً رقابتی است بر سر اینکه چه کسی میتواند بیشتر به فلسطینیان آسیب برساند.
توافقهای پوتمکین شکست سیاست را پنهان میکنند
همانطور که مدتهاست مرسوم است، این جزئیات به خاطر مصلحت سیاسی نادیده گرفته میشوند و با بهانهها جایگزین میشوند. مقامات در واشنگتن استدلال میکنند که “توافق” به خودی خود یک پیروزی محسوب میشود و زمینهساز یک توافق پوتمکین دیگر قبل از شکست سیاسی واضح و قریبالوقوعی است که تنها چند ساعت بعد رخ داد. اما این تنها چرخش و ظاهر است، نه انسجام سیاست، که مدتهاست سیاستهای آمریکایی را به سمت بدتر تحت تأثیر قرار داده است، به ویژه در مورد اسرائیل و فلسطین.
این البته فرض میکند که کاخ سفید به توافقی تمایل دارد که در وهله اول به منافع فلسطینیها توجه کند. بیشتر نشانهها برعکس این را نشان میدهند. خود هیئت صلح بیشتر به رویای یک جامعه سرمایهگذاری شباهت دارد تا یک طرح واقعی بازسازی که بازماندگان یک نسلکشی را در مرکز قرار دهد و بهطور کامل به نیروی کار آنها در یک مستعمره تکنولوژیک دیستوپیایی وابسته است که با اردوگاههای تمرکز، نظارت مداوم و اطاعت از آنچه که بهطور قطع یک دولت مستعمراتی تحت کنترل اسرائیل خواهد بود، تعریف میشود.

راستگرایان افراطی مالک ائتلاف نتانیاهو
حقوق زمین فلسطینیها، به همراه حقوق انسانی و مدنی گستردهتر، حتی بهعنوان ملاحظات ثانویه نیز بهسختی در نظر گرفته میشوند. کسانی که ریاست هیئت را بر عهده دارند بیشتر از فرصتهای سرمایهگذاری و طرحهای سودآوری صحبت میکنند تا مفاهیم بنیادی انسانیت، با منافع امنیتی اسرائیل در مرکز هر زمان که در مورد درگیری گستردهتر صحبت میشود.
با این حال، سیاستهای اسرائیل بهترین توضیح را برای ناکامی توافق جدید و هیئت صلح گستردهتر ارائه میدهند. توضیح مقامات آمریکایی را در نظر بگیرید که نتانیاهو باید از لحن تند و تیز استفاده کند و اقدامات سختی را قبل از انتخابات اسرائیل انجام دهد. بهطور قطع، ماهیت سیاستهای اسرائیل خطی تند و تیز در مورد مسئله فلسطین را تحمیل میکند.
چرخش بیشتر کشور به سمت راست ریشه در یک رأیدهنده تندرو دارد که در مورد این مسئله، امروز به اوج خود رسیده و به شدت از اخراج فلسطینیها از غزه و الحاق زمینهای فلسطینی، از جمله پاکسازی قومی فلسطینیها از آن زمین، حمایت میکند. در این زمینه، سیاستمداران اسرائیلی تشویق میشوند تا پلتفرمهای تندرو را بهمنظور کسب اکثریت در کنست اتخاذ کنند، حتی دموکراتهای بهاصطلاح چپگرا نیز در بیان واژه «اشغال» با مشکل مواجه هستند.
خروج از غزه به انتخابات وابسته است
با این حال، همین دینامیک هرگونه استدلالی مبنی بر اینکه توافقی درباره خروج اسرائیل از غزه در میان خلع سلاح حماس پس از انتخابات اسرائیل انجام خواهد شد را تضعیف میکند. پس از پیروزی حزب لیکود به رهبری نتانیاهو در انتخابات 2022، تشکیل یک ائتلاف حکومتی 46 روز طول کشید، از انتخابات 1 نوامبر تا اعلام ائتلاف 64 کرسی او در 21 دسامبر. این مذاکرات دشوار بود و نتانیاهو را به سمت راست بیشتر سوق داد تا همپیمانان پارلمانی افراطیاش را راضی کند، از جمله رهبران سیاسی مهدوی و بهوضوح نژادپرست مانند ایتمار بن گویر و بتسلل اسموتریچ. آن سیاستمداران نفوذی بر روی برنامه و در تصمیمگیریهای روزمره، بهویژه در مورد مسائل اشغال اسرائیل بر سرزمینهای اشغالی فلسطینی و سیستم آپارتاید آن بر فلسطینیها به دست آوردند.
این سیاستمداران بهطور منظم تهدید میکردند که از دولت خارج خواهند شد و اکثریت باریک نتانیاهو در کنست اسرائیل را پس از 7 اکتبر به خطر خواهند انداخت، و اغلب زمانی که توافقاتی در مورد مسائلی مانند افزایش جریانهای انسانی به غزه در شرایط قحطی یا در مورد “آتشبس” های قبلی به دست میآمد، این کار را انجام میدادند. آنها همین کار را در زمان نزاعهای بودجهای انجام دادند و پیروزیهای سیاسی بزرگی به دست آوردند تا پروژه شهرکسازی اسرائیل را در کرانه باختری، از جمله قدس شرقی، گسترش دهند. بهطور ساده، راستگرایان افراطی اسرائیل مالک نتانیاهو هستند، بهویژه با توجه به اینکه محاکمه فساد او میتواند میراث او را لکهدار کند و سالهای پایانی او را در زندان بگذراند—نتایجی که او به شدت امیدوار است از آنها اجتناب کند.
هر مرحله طرح را تضعیف میکند
در این زمینه، دشوار است که باور کنیم فضایی برای پیشبرد طرح 20 مادهای و تکرار آن که در 9 اوت به توافق رسید وجود خواهد داشت. اگر انتخابات به نفع نتانیاهو باشد، مذاکرات تشکیل ائتلاف تقریباً قطعاً خط سختی بر استراتژی غزه اسرائیل قرار خواهد داد. حتی اگر برنامهای از آن مذاکرات طرح خروج را بپذیرد، نزاع بودجهای 2027 موضوع را دوباره مطرح خواهد کرد، همانطور که در گذشته بوده است.
در واقع، در هر مرحله از فرآیند سیاسی اسرائیل، راستگرایان مهدوی هر طرحی را که کمتر از وضعیت کنونی الحاق تدریجی در غزه باشد، تضعیف خواهند کرد. این نتیجه با پیروزی اپوزیسیون نیز محتمل است، با توجه به حمایت عمومی اسرائیل از اشغال، پاکسازی قومی و الحاق غزه و حضور احزاب راستگرا و عدم حضور احزاب عربی در چارچوب اپوزیسیون پیشرو.

اشغال بدون عواقب سختتر میشود
در حالی که برخی بر این باورند که احزاب عرب اسرائیل ممکن است بتوانند تندروی مخالفان را در این زمینه مهار کنند، واقعیت این است که بیشتر رهبران مخالف از تشکیل اتحاد با آنها خودداری کردهاند و به رد صهیونیسم توسط سه از چهار حزب اشاره کردهاند. همچنین، تمایل هر مخالفی به فشارهای ایالات متحده به هیچ وجه تضمین شده نیست، با توجه به عدم ثبات—در بهترین حالت—فشار واقعی ایالات متحده بر اسرائیل برای پیروی از استراتژی مورد نظرش.
در نهایت، همه راهها به یک مسیر منتهی میشود: اشغال نامحدود و تدریجی نوار غزه در حالی که وضعیت موجود با گذشت زمان سختتر میشود. تنها فشار واقعی و مادی از واشنگتن میتواند این واقعیت را تغییر دهد، از جمله تلاشها برای محدود کردن یا، در صورت امکان، پایان دادن به فروش تسلیحات؛ قطع حمایت دیپلماتیک در تمام مجامع بینالمللی؛ تحریم، بایکوت و خروج از اقتصاد اسرائیل؛ و پایان دادن به روابط و حمایتهای نظامی و پلیسی. قوانین داخلی ایالات متحده، حقوق بینالملل و تصمیمات دیوان بینالمللی دادگستری و دیوان کیفری بینالمللی مبنای این اقدامات را فراهم میکند. تنها مانع واقعی، اراده سیاسی و حمایت ایدئولوژیک رادیکال از اسرائیل به هزینه فلسطینیهاست.

