هفت ماه از دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ در کاخ سفید میگذرد و عراق در یک نقطه بحرانی قرار دارد.
تنشهای فزاینده میان ایالات متحده و ایران، که با جنگ اسرائیل در ژوئن که ایالات متحده نیز در آن شرکت داشت، تشدید شده است، تهدیدی برای بازگرداندن کشور به بیثباتی به شمار میرود.
در مرکز این بحث، سرنوشت نیروهای بسیج مردمی (PMF) قرار دارد که فصل بعدی آن میتواند مسیر عراق را تعیین کند.
چه انحلال، چه ادغام یا چه بازآفرینی سیاسی، هر گزینه برای شبهنظامیان همراستا با ایران پتانسیل ایجاد تنشهای داخلی یا تشدید خطوط گسل منطقهای را دارد، بهویژه در میان خواستههای فزاینده ایالات متحده.
کارشناسان معتقدند که مسیر بهتری در این است که ایالات متحده از فشار نظامی فراتر رود و به جای آن بر توسعه اقتصادی و اصلاحات سیاسی تمرکز کند تا حاکمیت را تقویت کرده و شمولیت نهادی را گسترش دهد و ثبات بلندمدت را پرورش دهد.
فشار ایالات متحده و کاهش نفوذ ایران
تا کنون، دوره دوم ترامپ تغییرات گستردهای در سیاست خارجی ایالات متحده به همراه داشته است که بر اتحادها و دینامیکهای جهانی تأثیر گذاشته است.
تغییرات در رویکرد واشنگتن نسبت به ناتو، تهاجم روسیه به اوکراین و تجارت ایالات متحده و اتحادیه اروپا، به همراه موضع قوی طرفدار اسرائیل، دیپلماسی خاورمیانه را بهویژه در مورد جنگهای چند جبههای اسرائیل در غزه، لبنان، سوریه، یمن و ایران تغییر داده است.
این تحولات وسیع بهطور حتم بر امنیت و همراستاییهای استراتژیک عراق تأثیر خواهد گذاشت و موقعیت حساس آن را بین قدرتهای بزرگ پیچیدهتر خواهد کرد.
در این زمینه، کارشناسان معتقدند که ایالات متحده باید از حضور عمدتاً نظامی در عراق – که از زمان تهاجم ۲۰۰۳ نتوانسته است ثبات پایدار ایجاد کند – فاصله بگیرد و به جای آن بر اصلاحات، ساخت نهادها و تعاملات مدنی تمرکز کند.
یک رابطه پایدارتر بین ایالات متحده و عراق باید بر همکاری اقتصادی و تقویت حاکمیت اولویت دهد و به عراق این امکان را بدهد که کنترل امور داخلی خود را دوباره به دست آورد در حالی که روابط استراتژیک خود را با واشنگتن حفظ میکند.
در همین حال، نفوذ ایران در داخل عراق نشانههایی از کاهش را نشان میدهد، بهویژه پس از اعتراضات تشرین ۲۰۱۹ که استانهای شیعهنشین را که قبلاً بهطور محکم تحت نفوذ تهران بودند، به لرزه درآورد.
تلاشهای نخستوزیر عراق، محمد شیاع السودانی، برای ایجاد ائتلاف با بازیگران سنی، کردی و خلیج فارس بهطور چشمگیری با چهرههای سختگیر همراستا با ایران مانند نوری المالکی و قیس الخزعلی در تضاد است و نشانهای از تغییر در چشمانداز سیاسی عراق است.
افزایش سرمایهگذاری از سوی کشورهای خلیج فارس، وزن اقتصادی فزایندهای در برابر نفوذ دیرینه ایران در کشور فراهم میکند.
رقابتهای درون شیعه و تکهتکه شدن PMF
PMF یک ائتلاف از گروهها با پیوندهای متفاوت به ایران است. گروههای سختگیر مانند عصائب اهل الحق و کتائب حزبالله بهطور نزدیک با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران همراستا هستند، در حالی که دیگران، مانند سرایا السلام، موضع ملیگرایانهتری اتخاذ میکنند.
اعتراضات تشرین ۲۰۱۹ شکافها را در درون چارچوب هماهنگی (CF) همراستا با ایران عمیقتر کرد، جایی که چهرههایی مانند نوری المالکی و قیس الخزعلی برنامههای سختگیرانهای را پیش بردهاند، در حالی که السودانی، با وجود اینکه از CF نامزد شده است، تصمیم به پیگیری اصلاحات و وحدت ملی گرفته است.
این رقابتهای درون شیعه تلاشها برای یکپارچهسازی PMF و ادغام آن در نیروهای دولتی را مختل میکند. علاوه بر این، بسیاری از گروهها از حضور مسلحانه خود برای تأمین قدرت سیاسی و منابع استفاده میکنند و بهعنوان نهادهای نیمهخودمختار عمل میکنند. این تکهتکه شدن تلاشهای دولت برای ایجاد یک نیروی نظامی حرفهای و پاسخگو را تضعیف کرده و ثبات سیاسی گستردهتر عراق را پیچیدهتر میکند.
این رقابتهای درون حشد شعبی به طور قابل توجهی منجر به سطحی از احتیاط در جنگ اسرائیل و ایران در ژوئن شد. در میان تنشهای اخیر اسرائیل و ایران، گروههای وابسته به حشد شعبی عمدتاً سکوت کردند و حفظ موقعیت داخلی خود را بر تطابق ایدئولوژیک با تهران ترجیح دادند – که نشاندهنده تغییر به سمت بقا عملی در دورهای از تشدید تنشها در خاورمیانه، به ویژه از اکتبر ۲۰۲۳ است.
وضعیت رو به افول حشد شعبی فراتر از سکوت اخیر آن در برابر ایستادگی ایران در برابر اسرائیل است. آینده آن اکنون به قانون بازسازی متوقف شده وابسته است – آزمون کلیدی حاکمیت عراق در میان تقسیمات داخلی و فشارهای ایالات متحده.
این قانون به طور رسمی حشد شعبی را به نیروهای مسلح ادغام میکند، اما با مقاومت از سوی هر دو گروههای غیرمتمرکز و سیاستمداران آمریکایی مواجه است که نگران مشروعیتبخشی به شبهنظامیان وابسته به ایران هستند.
پس از بحثهای داغ بسیار، از جمله دو قرائت در پارلمان، پیشنویس قانون در پایان اوت توسط دولت عراق پس گرفته شد، با اختلافات عمیق که آن را غیرقابل اجرا کرده بود، به گفته نمایندگان و مقامات.
با این حال، زمانبندی بحثها درباره آینده حشد شعبی به یک انگیزه واحد وابسته نیست، به گفته حیدر الشکری، پژوهشگر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس.
“در حالی که این موضوع پاسخ فرصتطلبانهای به تغییرات منطقهای است که بر نفوذ حشد شعبی تهدید میکند، همچنین یک دستور کار داخلی را نیز دنبال میکند – بخشی از یک مبارزه قدرت داخلی برای بازسازی و تقویت گروه”، الشکری به نیو عرب گفت.
این موضوع نشان میدهد که چگونه عوامل داخلی و خارجی باید برای چنین حرکتی همراستا شوند.
سناریوهای سیاست ترامپ و پیامدها برای عراق
دوره دوم ترامپ “فشار حداکثری” بر ایران را با تحریمهای سختتر و اقدامات نظامی، از جمله حملات به تأسیسات هستهای تهران، احیا کرده است که خطر تشدید تنشها در عراق را به همراه دارد، جایی که نیروهای آمریکایی با حملات شبهنظامیان وابسته به ایران مواجه هستند.
تاکتیکهای گذشته ترامپ، مانند قتل قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس ایران، در سال ۲۰۲۰، بیثباتی و تلافیجویی را افزایش داد. درگیریهای جدید آمریکا و ایران میتواند عراق را عمیقتر به یک درگیری نیابتی بکشاند و امنیت و حاکمیت آن را تضعیف کند.
دیپلماسی معاملاتی رئیسجمهور آمریکا میتواند ساخت نهادهای بلندمدت را به نفع منافع کوتاهمدت کنار بگذارد، در حالی که تحریمها میتوانند تجارت منطقهای را مختل کرده و مشکلات اقتصادی عراق را تشدید کنند.
در حالی که دولت ترامپ ممکن است پیشنهادات جدیدی به عراق ارائه دهد، این پیشنهادات میتواند با شرایط سیاسی همراه باشد که خودمختاری عراق را محدود کند و تلاشهای آن برای تعادل قدرتهای رقیب منطقهای را پیچیدهتر کند.
“به نظر نمیرسد که ترامپ به حمایت از عراق در یک دوره انتقالی علاقهمند باشد”، دکتر مهند سلووم، استادیار مطالعات امنیتی انتقادی در مؤسسه تحصیلات تکمیلی دوحه، به TNA گفت.
دکتر سلووم تأکید کرد که عراق نه سوریه است و نه لبنان و باید، با وجود نقصهایش، به عنوان یک مورد منحصر به فرد دیده شود، به ویژه با توجه به اینکه هنوز نماد مداخله نظامی ایالات متحده از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ است.
“ترامپ باید از سه اشتباه کلیدی پرهیز کند: اجازه دادن به ایران برای بازپسگیری نفوذ در عراق، پیگیری رویکرد نظامی به حشد شعبی، یا تحمیل تحریمهایی که به مردم عادی عراق آسیب میزند – نه به نخبگان فاسد”، دکتر سلووم افزود.
عملگرایی سودانی و فرصتهای استراتژیک
نخستوزیر محمد شیاع السودانی با یک طناب دیپلماتیک چالشبرانگیز مواجه است و باید روابط پیچیدهای با ایران – که هنوز از طریق شبهنظامیان و متحدانش نفوذ دارد – برقرار کند، در حالی که روابط خود را با ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس عمیقتر میکند تا اقتصاد عراق را متنوع کرده و وابستگی به تهران را محدود کند.
بازتاب یک استراتژی واضح احتیاط، تعامل او با کشورهای خلیج فارس شامل ابتکاراتی برای سرمایهگذاریهای مشترک، توافقهای تجاری و پروژههای زیرساختی است که نشاندهنده تمایل عراق به ادغام اقتصادی منطقهای است.
همکاری سودانی با ایالات متحده در زمینه مبارزه با تروریسم، در عین حال، نشاندهنده علاقه بغداد به حمایت مداوم با حضور نظامی کمتر است. او همچنین گام نادری را در تعامل با دولت انتقالی سوریه برای تثبیت مرزها و محدود کردن اثرات منطقهای بر عراق برداشته است.
این استراتژی گسترده تعامل تلاش میکند تا عراق را به عنوان یک بازیگر بیطرف و تثبیتکننده در خاورمیانه معرفی کند، در حالی که قدرتهای رقیب را متعادل کرده و حاکمیت ملی را تأکید میکند. در داخل کشور، سودانی اقداماتی برای کاهش نفوذ شبهنظامیان وابسته به ایران انجام داده است، از جمله برکناری فرماندهان حشد شعبی که در خشونتها دخیل بودند و تقویت نظارت مدنی.
استراتژی عملی او به دنبال جلوگیری از درگیریهای نیابتی و به تدریج ادغام گروههای مسلح در نیروهای امنیتی دولتی است.
مصطفی سعدون، یک روزنامهنگار عراقی و مدیر مؤسس رصدخانه حقوق بشر عراق، استدلال میکند که ادغام کامل یا انحلال حشد شعبی به امنیت عراق و ثبات منطقهای آسیب خواهد زد، با توجه به تقسیمات داخلی و خطر ایجاد خلأ قدرت.
او به TNA گفت: “قبل از پیوستن به نیروهای مسلح رسمی، حشد شعبی باید اصلاح شود تا تقسیمات داخلی حل شود و وفاداری به دولت بر برنامههای فرقهای یا ایدئولوژیک اولویت یابد – در غیر این صورت، خطر بیثباتی هم برای ارتش عراق و هم برای امنیت منطقهای وجود دارد.”
چشمانداز عراق
گامهای کلیدی سیاستی برای عراق میتواند شامل همکاری نزدیکتر با ایالات متحده برای محدود کردن اثرات ناشی از فشارهای مرتبط با ایران، کنترلهای سختگیرانهتر برای جلوگیری از حملات شبهنظامیان به خارج و سرکوب شبکههای غیرقانونی، مانند تجارت قاچاق سوخت باشد که تخمین زده میشود سالانه ۱ میلیارد دلار برای ایران و شبهنظامیان وابستهاش تولید کند.
در عین حال، ایالات متحده باید از تنوع اقتصادی عراق در زمینههای انرژی، آموزش و کشاورزی از طریق همکاریهای خلیجی و غربی حمایت کند و ادغام قانونی یا غیرنظامیسازی گروههای حشد شعبی را برای اطمینان از ثبات و انتقال امنیتی روان پشتیبانی کند.
آینده عراق در دوره دوم ترامپ به مدیریت اصلاحات داخلی در میان افزایش تنشهای ایالات متحده و ایران بستگی دارد که حاکمیت و ثبات آن را تهدید میکند. تحول حشد شعبی از گروههای مسلح به بازیگران سیاسی پاسخگو کلید کاهش درگیریهای نیابتی خواهد بود. این اقدامات میتواند بلوکهای مرتبط با ایران را تضعیف کرده و سیاستهای چندحزبیتری را تقویت کند.
دیپلماسی متعادل سودانی با شرکای منطقهای و غربی راهی به سوی تنوع اقتصادی و ثبات سیاسی ارائه میدهد، اما برای دستیابی به صلح پایدار، ایالات متحده باید از اجبار به حمایت از نهادهای عراق و حکمرانی فراگیر تغییر مسیر دهد.
انتخابات ۲۰۲۵ فرصتی حیاتی برای عراق فراهم میکند تا از فرقهگرایی فراتر رفته و به سوی آیندهای چندحزبی و حاکمیتی حرکت کند – آیندهای که میتواند دینامیکهای منطقهای را برای سالها تغییر دهد.
