در عراق، جایی که منافع ایالات متحده و ایران در نزدیکی ناآرامی قرار دارد، تنشهای فزاینده بین واشنگتن و تهران اغلب در زمین احساس میشود.
در طول جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران در ماه گذشته، که شامل حملات اسرائیلی و آمریکایی به تأسیسات هستهای ایران بود، نگرانیها افزایش یافت که گروههای وابسته به تهران در عراق به اهداف آمریکایی یا اسرائیلی پاسخ خواهند داد.
با این حال، در یک نمایش غیرمنتظره از خودداری، گروههای شبهنظامی تحت چتر نیروهای بسیج مردمی (PMF) که به رسمیت شناخته شدهاند، عمدتاً سکوت کردند. سکوت غیرمنتظره آنها تصادفی نبود، بلکه نتیجه یک شبکه پیچیده از محاسبات استراتژیک بود.
زمانی که بمبافکنهای B-2 Spirit آمریکایی از حریم هوایی عراق برای حمله به تأسیسات زیرزمینی اورانیوم فردو در ایران عبور کردند، کتائب حزبالله، یکی از قدرتمندترین شبهنظامیان شیعه وابسته به ایران، بیانیهای بهطور قابل توجهی ملایم صادر کرد. به جای تهدید به تلافی، این گروه خشم خود را به سمت بغداد معطوف کرد و آن را به خاطر عدم توانایی در حفاظت از حریم هوایی ملی محکوم کرد و هشدار داد که چنین سهلانگاریهایی عراق را به طور فزایندهای در معرض خطر و آسیبپذیری قرار میدهد.
این سازمان وابسته به تهران گفت: “نیروهای آمریکایی در عراق با باز کردن حریم هوایی عراق راه را برای این حمله هموار کردند.” وی افزود: “اگر گفته شود که ما نمیخواهیم عراق میدان نبرد باشد، پس بر ما واجب است که نقش نیروهای خارجی حاضر در خاک عراق و کنترل آسمانهای آن را محدود کنیم.”
گروههای طرفدار ایران در عراق ممکن است هنوز به جمهوری اسلامی وفاداری ایدئولوژیک داشته باشند، اما در عمل، آنها به طور فزایندهای از تهران مستقل شدهاند. با عمیقتر شدن این گروهها در ساختار سیاسی عراق – بهرهبرداری از خزانههای دولتی عراق و حفظ شبکههای تجاری گسترده – آنها کمتر تمایل دارند که با ورود به درگیریهای منطقهای، منافع خود را به خطر بیندازند.
با افزایش نفوذ سیاسی و منافع مالی مرتبط با ثبات دولت عراق، این بازیگران اکنون چیزهای بیشتری برای از دست دادن در صورت روی آوردن به خشونت دارند.
دکتر اینا رودولف، پژوهشگر ارشد در کالج کینگز لندن، در مصاحبهای با The New Arab گفت: “از زمان انتخاب دوباره رئیسجمهور دونالد ترامپ، گروههای مسلح وابسته به ایران در عراق نوعی خودداری پیشگیرانه قابل توجه را اعمال کردهاند.”
او گفت: “آنها در حال انجام یک عمل متعادلکننده حساس هستند – از یک سو، حفظ تصویر خود به عنوان قهرمانان مقاومت اسلامی از طریق بیانیههای آتشین و تهدیدات بیانی، و از سوی دیگر، بهطور جدی تلاش برای حفظ دستاوردهای نهادی خود در داخل دولت عراق. این شامل اجتناب از درگیریهای مسلحانه نامناسب است که میتواند منجر به حملات تلافیجویانه یا ترورهای هدفمند شود.”
او توضیح داد که برای ارزیابی رفتار این گروهها، ضروری است که تحلیلگران و سیاستگذاران بررسی کنند که چگونه آنها تنش بین اولویتهای داخلی و وابستگیهای فراملی را مدیریت میکنند و افزود که گروههای مسلح عراق که تحت چتر PMF فعالیت میکنند، تمایل دارند از ادعای اقداماتی که خارج از ساختار فرماندهی ملی است، خودداری کنند.
دکتر رودولف به TNA گفت: “این احتیاط برای حفظ یک رابطه کاری با بوروکراسی دولتی است. در عوض، آنها ممکن است از گروههای نمایشی استفاده کنند تا یک پرده دود ایجاد کنند، از پاسخگویی اجتناب کنند، یا به سادگی اقدامهای گروههای غیر وابسته به PMF مانند گردانهای وعده حقیقی را جشن بگیرند.”
درسهایی از لبنان
تجربه حزبالله لبنان در جنگ با اسرائیل در سال گذشته تأثیر قابل توجهی بر محاسبات استراتژیک گروههای وابسته به ایران در عراق در میان تشدید اخیر دینامیکهای درگیری در خاورمیانه داشته است.
مواجهه مداوم حزبالله با حملات نظامی اسرائیل در ماههای منتهی به نوامبر، داستانی هشداردهنده برای سایر بازیگران “محور مقاومت” که در محیطهای سیاسی و امنیتی مشابه فعالیت میکنند، ارائه داد.
برای گروههای طرفدار تهران در عراق، خسارات حزبالله هزینه بالای رویارویی مستقیم با اسرائیل را برجسته کرد، بهویژه زمانی که چنین درگیریهایی خطر تحریک تلافیجویی نامتناسب را بدون به دست آوردن دستاوردهای استراتژیک واضح به همراه دارد. به همین دلیل، این گروههای عراقی در پاسخ به تشدید خصومتها در ماه گذشته، رویکردی محتاطانهتر اتخاذ کردند.
تصمیمگیری آنها نشاندهنده تمایل به اجتناب از نوع جنگ فرسایشی است که قابلیتهای عملیاتی حزبالله را تضعیف کرده و رهبری آن را سرنگون کرده است. به طور خلاصه، شبهنظامیان مرتبط با ایران در عراق بهطور فزایندهای reluctant به قرار دادن خود در معرض آتش اسرائیل در غیاب یک ضرورت ملی قانعکننده به نظر میرسند و به جای آن، اولویت را به تحکیم سیاسی و حفظ داراییهای خود در ساختار دولتی عراق میدهند.
مارکو کارنلوس، سفیر پیشین ایتالیا در عراق، به TNA گفت: “شبهنظامیان شیعه طرفدار ایران در عراق بهخوبی متوجه تغییر توازن استراتژیک بین اسرائیل و محور مقاومت در نه ماه گذشته شدهاند. ضربه سنگینی که به حزبالله در زمستان گذشته وارد شد، سقوط رژیم اسد در دسامبر گذشته و بمباران اسرائیل در ایران در ماه گذشته، یک چشمانداز استراتژیک جدید ایجاد کرده است.”
او افزود: “این وضعیت تثبیتشدهای نیست زیرا ایران توانایی تلافیجویی قابل توجهی را نشان داده است که تا حدی غیرمنتظره است. با این حال، PMF طرفدار ایران احتیاط را انتخاب کرده است و همچنین به حضور سنگین نظامی ایالات متحده در عراق و اینکه آمریکاییها در حال حاضر چقدر آماده به اقدام به نظر میرسند، توجه کردهاند.”
منافع ایران در خودداری
واکنش تهران به «عملیات شیر در حال ظهور» اسرائیل و حملات نظامی ایالات متحده به زیرساختهای هستهایاش بهطور قابل توجهی متعادل بود. بهجای انتخاب تلافیجویی گسترده یا تهاجمی، ایران بهطور منطقی عمل کرد و تصمیم گرفت از تشدید بیشتر با دو کشور دارای تسلیحات هستهای در یک زمان خودداری کند.
در راستای این موضع، رهبری ایران احتمالاً دستورات روشنی به متحدانش در عراق و سایر نقاط منطقه منتقل کرده و از آنها خواسته است که با احتیاط عمل کنند.
با توجه به اینکه تهران بهنظر میرسد قصد دارد احتمال محاسبات نادرست یا سرریز درگیریهای ناخواسته را به حداقل برساند، موضع متعادل جمهوری اسلامی نهتنها نشاندهنده تمایل به مدیریت فشارهای بینالمللی است، بلکه تلاشی برای حفظ انسجام اتحادهای منطقهایاش در حالی که از اقداماتی که میتواند منجر به تلافیجویی شدید شود، اجتناب کند، نیز به شمار میرود.
عمر النیداوی، تحلیلگر عراقی، در مصاحبهای با TNA گفت: «واکنش ایران به درگیری خود بهطور متعادل و محدود بود و تمایل به مهار بهجای تشدید را نشان میدهد. به احتمال زیاد تهران به شبهنظامیان متحدش توصیه کرده است که احتیاط کنند.»
راه پیش رو
با توجه به اینکه دولت ترامپ اسرائیل و ایران را به ورود به آتشبس شکننده و بسیار آسیبپذیر ترغیب کرده است، مشخص نیست که گروههای وابسته به جمهوری اسلامی عراق چه اقداماتی خواهند کرد. اگرچه لحن آنها با تهران همراستا باقی مانده است، اما واکنش آنها به فروپاشی آتشبس نیز نامشخص است.
آیا آنها برای حفظ مواضع خود در دولت عراق خود را محدود خواهند کرد؟ یا اینکه در پاسخ به تغییرات منطقهای موضع خود را تعدیل خواهند کرد؟ در حال حاضر، این سوالات در تعلیق باقی ماندهاند، زیرا گروههای مسلح عراق در حال ارزیابی این هستند که آیا باید تشدید کنند، دوباره تنظیم کنند یا در یک چشمانداز ژئوپلیتیکی در حال تحول بهطور استراتژیک سکوت کنند.
این گروههای عراقی حامی ایران «نمیخواهند به جنگ کشیده شوند، هرچند که گروههای مقاومت آماده پاسخگویی هستند»، یک مقام نماینده از Asa’ib Ahl al-Haq، یکی از گروههای اصلی شبهنظامی شیعه وابسته به تهران در عراق، در پایان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران گفت و افزود: «با این حال، این بستگی به روند رویدادها و تأثیر آن بر کشور ما دارد.»
متخصصان عراق این بیانیه را جدی میگیرند. هایدر الشاکری، پژوهشگر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس، به TNA گفت: «با وجود آتشبس، گروههای مسلح حامی ایران در عراق احتمالاً در حالت سکوت باقی خواهند ماند و از اقدامهای عمده خودداری خواهند کرد. آنها در بیانیههای عمومی همبستگی خود را با تهران نشان خواهند داد، اما بعید است که اقدام مستقیم انجام دهند مگر اینکه وضعیت تغییر کند. با این حال، آتشبس شکننده است و این گروهها گزینههای خود را باز نگه داشتهاند. اگر اوضاع دوباره تشدید شود، ممکن است شاهد تغییر سریع موضع آنها باشیم.»
با وجود اینکه آتشبس اکنون برقرار است، گروههای حامی جمهوری اسلامی در عراق فرصتی نادر برای تنظیم مجدد موضع خود دارند، تحلیلگر عمر النیداوی میگوید. به گفته او، این گروهها احتمالاً برای مدتی «احتیاط عملی» خود را حفظ خواهند کرد، بهویژه اگر تهران تمایل به کاهش تنش را نشان دهد.
این گروههای حامی جمهوری اسلامی در عراق فرصتی برای ارزیابی مجدد موضع خود در حالی که این آتشبس برقرار است خواهند داشت، نیداوی اشاره کرد. او همچنین توضیح داد که این گروهها احتمالاً «احتیاط عملی» خود را ادامه خواهند داد، بهویژه اگر رهبری ایران تمایل خود را برای جلوگیری از تشدید بیشتر در این دوره نشان دهد.
«با این حال، این گروهها در حالت آمادهباش خواهند ماند و خود را برای احتمال فعالسازی مجدد در صورت وخامت اوضاع برای… بقای [جمهوری اسلامی] آماده خواهند کرد»، او افزود.
وقتی از کارنلوس پرسیده شد که چه چیزی ممکن است در انتظار گروههای عراقی تحت چتر حشد الشعبی باشد، او توضیح داد که پیشبینی این موضوع دشوار است.
«عراق هنوز مشکلات داخلی بزرگی در پیشبرد یک سیستم سیاسی کارآمد و تضمین حکمرانی مناسب و پایدار برای مردم خود دارد که عمدتاً متعهد به ادامه بازسازی کشور هستند. اگر یک توقف جدی بر روی «گفتمان و عمل مقاومت» حشد الشعبی اعمال شود، تعجب نخواهم کرد»، دیپلمات سابق ایتالیایی به TNA گفت.
خطر بحران بزرگ در عراق
اگر آتشبس اسرائیل و ایران از هم بپاشد یا ایالات متحده حملات بیشتری به سایتهای هستهای ایران انجام دهد، عراق ممکن است به موقعیتی غیرقابل تحمل کشیده شود – بین یک ایران جسور و یک واشنگتن غیرقابل سازش، با فضای مانور کم و خطرات زیاد.
«گروههای مسلح ممکن است احساس کنند که مجبور به پاسخگویی هستند، بهویژه اگر ایران چراغ سبز نشان دهد، و این میتواند بخشهایی از عراق را به میدان جنگ تبدیل کند. این موضوع دولت عراق را در موقعیت دشواری قرار میدهد، زیرا سعی میکند روابط خود را با هر دو تهران و واشنگتن حفظ کند در حالی که از خشونت در سرزمین خود جلوگیری کند. خطر درگیر شدن واقعی است و نیاز به دیپلماسی دقیق و هماهنگی داخلی قوی دارد تا از کشیده شدن به عمق درگیری جلوگیری شود»، الشاکری به TNA گفت.
دولت عراق میخواهد روابط مثبت خود را با هر دو ایالات متحده و ایران حفظ کند – دو رابطهای که بغداد در طول سالها به شدت در آنها سرمایهگذاری کرده است. با این حال، همانطور که نیداوی اشاره میکند، «درگیری مجدد این تعادل را تحت فشار قرار میدهد و ممکن است انتخابهای دشواری را به وجود آورد که میتواند یک طرف را بیگانه کند یا ناپایداری داخلی را تحریک کند.»
class=”MsoNormal”>در حالی که رهبری عراق به وضوح تمایل خود را برای جلوگیری از تبدیل شدن کشور به میدان نبرد در خصومتهای بین واشنگتن و تهران اعلام کرده است، “توانایی آن برای انجام این کار تحت فشارهای خارجی و رفتار بازیگران مسلح داخلی آزمایش خواهد شد”، او افزود.
اگر جنگی که شامل ایران باشد، جریان گاز ایرانی به عراق را مختل کند، عواقب آن برای تأمین برق عراق شدید خواهد بود. این امر پیامدهای عمدهای برای جامعه و عرصه سیاسی عراق به همراه خواهد داشت.
“عراق روزانه حدود ۱.۲ تا ۱.۵ میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی ایرانی و ۱.۳ گیگاوات برق وارد میکند که حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از تقاضای اوج تابستان را پوشش میدهد. از دست دادن دسترسی به این منابع نه تنها منجر به قطع گسترده برق خواهد شد بلکه تأمین آب شرب برای میلیونها عراقی را نیز تهدید کرده و باعث افزایش قیمت دیزل به دلیل استفاده از آن برای ژنراتورها خواهد شد”، دکتر نورمن ریکلفس، رئیس و مدیرعامل گروه NAMEA، یک مشاوره بینالمللی ژئوپلیتیک، توضیح داد.
او به TNA گفت که چنین سناریویی “احتمالاً منجر به اختلالات مدنی خواهد شد و باعث خواهد شد که سیاستمداران پوپولیست در انتخابات ملی نوامبر آینده موقعیت خود را بهبود بخشند”. در چنین شرایطی، موقعیت سیاسی مقتدی صدر و سیاستمداران عراقی همراستا با او احتمالاً در موقعیت سیاسی خود تقویت خواهد شد، صرفنظر از اینکه آیا این روحانی از حرکت خود برای شرکت در انتخابات نوامبر حمایت کند یا خیر، به گفته دکتر ریکلفس.
تمرکز بر درون و حفظ ثبات در خانه
سیاستگذاران در بغداد به نظر میرسد که از میزان بالای ریسکها در این محیط تنشآلود آگاه هستند و در تلاشند تا از کشیده شدن عراق به جنگ جلوگیری کنند. با منافع خاصی در جلوگیری از فروپاشی آتشبس اسرائیل-ایران، عراق احتمالاً به همراه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در تلاشهای دیپلماتیک برای حفظ آتشبس شکننده، حداقل برای مدت ممکن، شرکت خواهد کرد.
“صرفنظر از آینده توافق آتشبس بین ایالات متحده و ایران، بیشتر گروههای مسلح مستقر با حضور نهادینه در الحشد الشعبی و نمایندگی سیاسی در پارلمان احتمالاً از تحریک تلافیجویی ایالات متحده یا اسرائیل اجتناب خواهند کرد. آنها قصد دارند از کشاندن عراق به تشدید نظامی منطقهای، به ویژه با توجه به انتخابات پیشرو در نوامبر ۲۰۲۵، دوری کنند”، دکتر رادولف اشاره کرد.
همانطور که دکتر ریکلفس توضیح داد، با وجود تمام چالشهای عمدهای که عراق با آن مواجه است – از مسائل حکمرانی تا فساد – یک چشمانداز مشترک در بین نخبگان سیاسی عراق وجود دارد که در آن کشور به وضعیت قدرت بزرگ خود در خاورمیانه بازمیگردد.
“رقابت و درگیری بر سر ثروتهایی که عراق تولید میکند وجود دارد، اما هیچکس نمیخواهد عراق به روزهای بد جنگ داخلی فرقهای از ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ یا جنگ علیه [دولت اسلامی] از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ بازگردد. بنابراین، نیروهای قوی در داخل کشور در تلاشند تا کشور را در برابر فشارهای قابل توجه از درگیریهای منطقهای متحد نگه دارند”، او به TNA گفت.
آنچه که بیشتر جلب توجه میکند این است که تا کنون، عراق، به اعتبار خود، توانسته است خود را عمدتاً در حاشیه جنگ ماه گذشته و خصومتهای ادامهدار در خاورمیانه بین ایالات متحده و اسرائیل از یک سو و “محور مقاومت” از سوی دیگر نگه دارد.
در منطقهای که اتحادها اغلب کشورها را به جنگهایی میکشاند که لزوماً انتخاب آنها نیست، به نظر میرسد تصمیمگیرندگان عراقی به طور فزایندهای مصمم هستند که ثبات در خانه را به نبردهای دیگر در همسایگی ترجیح دهند.
در بغداد درک فزایندهای وجود دارد که آینده عراق نمیتواند به رقابتهای منطقهای گروگان گرفته شود و اینکه حاکمیت واقعی به معنای مقاومت در برابر کششهای برنامههای خارجی است. با این حال، حفظ این مسیر آسان نخواهد بود، به ویژه اگر جنگ اسرائیل-ایران با آتشبس فروپاشیده دوباره آغاز شود.

