پس از هفتهها عدم قطعیت، طوفانی به نظر کامل در خلیج فارس شکل گرفته است—طوفانی که تحلیلگران امنیت انرژی و ارزیابان ریسک مدتهاست از آن میترسند. در میان حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل که هدف آنها رهبری ارشد ایران و زیرساختهای حیاتی است، تهدیدات رژیم ایران منجر به بسته شدن مؤثر تنگه هرمز شده است.
با کاهش ترافیک دریایی به میزان ۷۰ درصد در هفته گذشته، تأخیرهای داوطلبانه برای کشتیهای دریایی و محاسبه سریع حق بیمهها توسط شرکتهای بیمه، اوضاع در این گذرگاه که بیش از ۳۰ درصد از نفت خام دریایی جهان از آن عبور میکند، تنشآمیز است. هشدارها درباره شرایط ناامن در تنگه، به همراه بارشهای موشکی در سرتاسر منطقه خلیج فارس، نشان میدهد که وضعیت ممکن است تشدید شده و برای روزها یا حتی هفتهها ادامه یابد—حتی اگر نیروهای دریایی ایران نتوانند به تنهایی این آبراه را با نیروی متعارف ببندند.
از زمان آغاز حملات، قیمتهای نفت خام بیش از ۸ درصد افزایش یافته و به بیش از هفتاد و پنج دلار در هر بشکه رسیده است، که این افزایش قیمتها پس از افزایشهای مداوم در آستانه حملات ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه رخ داده است. چندین عدم قطعیت عمیق در این زمینه وجود دارد: ریسکهای مربوط به ترانزیت دریایی آینده، مدت زمان اختلال، پتانسیل جایگزینی موجودیهای تجاری برای تأمین مختل شده، واکنش تقاضا به قیمتهای بالاتر و رفتار دولتها. همه این موارد در ذهن معاملهگران و سیاستگذاران در اقتصادهای بزرگ جهان قرار دارد.
با وجود تأثیرات نسبتاً ملایم قیمت نفت تا کنون، احتمال تشدید بیشتر در این مناطق کلیدی تجارت نفت وجود دارد. نوسانات جدید بازار در روز سهشنبه نگرانیهای معاملهگران را برجسته کرد. رهبری ایالات متحده نمیتواند منتظر بدترین سناریو—جابهجایی عمده تأمین که میتواند قیمتها را به سهرقمی برساند—بماند. واشنگتن باید با همکاری متحدان همفکر، از ابزارهای موجود برای رسیدگی به ریسکهای اختلال بهطور فوری استفاده کند، قبل از اینکه عدم قطعیت به فاجعه تبدیل شود.
تاریخی از پاسخهای هماهنگ
خوشبختانه، مرور تاریخ مرتبط راهنمای مفیدی ارائه میدهد. تحریم نفتی عربی در اوایل دهه ۱۹۷۰ منجر به ایجاد آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در سال ۱۹۷۴ شد، که به سرعت با تصویب قانون سیاست انرژی و حفاظت در کنگره ایالات متحده، که ذخیرهسازی نفت استراتژیک (SPR) را ایجاد کرد، دنبال شد. این مکانیزمها به ایالات متحده اجازه داد تا رهبری جهانی در مدیریت بحران تأمین را به عهده بگیرد و فرومهایی برای همکاری و پاسخهای سنجیده ایجاد کند.
به عنوان مثال، IEA از اعضای خود خواسته است که ذخایر استراتژیک حداقل نود روز تأمین نفت خام را نگهداری کنند، که تحت شرایط خاص و با توافق جمعی قابل استفاده است و اقداماتی برای پاسخ به تقاضا بهصورت داوطلبانه را تسهیل میکند. بنابراین، IEA به یک سنگ بنای مکانیزم پاسخ اضطراری هماهنگ تحت رهبری ایالات متحده تبدیل شد. سیستم دفاعی که از این ذهنیت همکاری شکل گرفت به این معنی بود که در مواقع اضطراری میتوان زمان خرید: بازار میتوانست مطمئن باشد که تا زمانی که یک بحران خاص حل شود، پل ارتباطی وجود خواهد داشت، با قابلیت جایگزینی تأمینهای نفتی مختل شده یا آزادسازی ذخایر اضافی بهعنوان نیاز. این اطمینان به جلوگیری از افزایشهای ناگهانی و دراماتیک قیمتها کمک کرده است که بازارها و همچنین صنعت نفت و گاز نمیتوانند قبل از اینکه عواقب اقتصادی و تورمی شدیدی ایجاد کنند، به آنها پاسخ دهند.
نیاز به سرعت
اما سرعت به اندازه همکاری اهمیت دارد. در گذشته، ایالات متحده گاهی تصمیم خود را برای استفاده از ذخایر استراتژیک نفت (SPR) به تأخیر انداخته است، مانند جنگ اول خلیج فارس، زمانی که قیمتها بین ژوئیه و اکتبر 1990 به میزان 140 درصد افزایش یافت. عدم اعلام فوری به بازارهای جهانی مبنی بر اینکه تأمین اضافی آزاد خواهد شد، عواقب واقعی برای نحوه واکنش بازارهای نفتی داشت.
این موضوع به راحتی قابل درک است: معاملهگران نیاز دارند بدانند که آیا آزادسازی در حال انجام است تا بتوانند به طور دقیق مقدار تأمین مختل شده پیشبینی شده را محاسبه کنند. معاملهگران فقط به روز یا هفته جاری توجه نمیکنند؛ آنها به طور قابل توجهی به جلوتر نگاه میکنند. به همین ترتیب، دارندگان موجودیهای تجاری ممکن است آنها را آزاد نکنند اگر از زمان وقوع کاهش تأمین مطمئن نباشند. این چرخه معیوب به خودی خود تغذیه میشود: عدم قطعیت ترس ایجاد میکند، ترس انگیزهای برای حفاظت از منابع موجود میشود و احتمال کمبود تأمین قیمتها را افزایش میدهد حتی اگر بشکههای واقعی هنوز جابهجا نشده باشند.
امروز، شیوع تجارت الکترونیکی و بازارهای آتی قوی نیز به این معنی است که یک اعلام سریع و قابل توجه از موجودیهای استراتژیک در دسترس (در صورت نیاز) میتواند تأثیر مضاعفی در کاهش افزایش قیمتها یا جلوگیری از آنها در وهله اول داشته باشد. در حال حاضر، دولت ترامپ هرگونه نقش برای SPR در درگیری کنونی را کم اهمیت جلوه داده و پیشنهاد کرده است که بازارها در حال حاضر به خوبی تأمین شدهاند. این ممکن است درست باشد—اما ممکن است این وضعیت در صورت ادامه درگیری به مدت چند هفته تغییر کند.
آنچه ایالات متحده میتواند انجام دهد
دولت ترامپ به یک حمله پیشگیرانه به ایران روی آورده است، به احتمال زیاد برای جلوگیری از یک بحران امنیت ملی. اکنون باید سریعاً اقدام کند تا از بروز یک بحران امنیت نفت جلوگیری کند.
اول، دولت باید فوراً دوباره با آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در ارتباط باشد و از نفوذ و اختیارات هماهنگی خود برای اطمینان بخشی به بازارها استفاده کند. به طور خاص، IEA میتواند به گرد هم آوردن اعضا حول یک توافق اجماعی کمک کند: اینکه اگر مسدود شدن تنگه هرمز (چه به دلیل عدم پوشش بیمه و چه به دلیل یک خطر فیزیکی واقعی) به سرعت حل نشود، آنها حداکثر کاهش موجودیهای نفت خام در دسترس را برای شصت روز اجرا خواهند کرد تا اطمینان حاصل شود که بازارهای جهانی به خوبی تأمین شدهاند.
به هر حال، معاملهگران بازار نفت “شایعه را میخرند و واقعیت را میفروشند.” این رویکرد پیشگیرانه اطمینان حاصل میکند که قیمتها به سرعت تعدیل میشوند، حتی اگر کاهش تأمین هرگز انجام نشود یا به طور کامل ثبت نشود. با این حال، عدم هماهنگی سریع خطر فلج کردن شرکتکنندگان بازار را که در تلاشند تا موضع دولت و عواقب احتمالی آن را تعیین کنند، به همراه دارد—که خطر افزایش دردناک قیمتها را افزایش میدهد.
این تلاش نیازمند دیپلماسی جدی و اندیشمندانه است با توجه به رابطه نامشخص در حال حاضر بین IEA و کاخ سفید، و همچنین عدم اطلاعرسانی به متحدان قبل از حمله ایالات متحده به ایران. اما اعضای دیگر ایالات متحده در IEA منافع اقتصادی خود را در هر آنچه که در بازارهای نفتی اتفاق میافتد، در نظر خواهند گرفت. به طور مهم، رهبری IEA در این تلاش میتواند زمین بیطرف حیاتی برای تعامل چندجانبه ارائه دهد. علاوه بر این، توافق بر سر پرداختن به عواقب اقتصادی حمله دولت ترامپ خود به معنای تأیید آن عمل نیست—نکتهای که ارزش تأکید دارد، زیرا ممکن است به جلب هرگونه شرکای اروپایی محتاط کمک کند.
class=”MsoNormal”>حتی آن اقتصادهای بزرگ خارج از آژانس بینالمللی انرژی (IEA) نیز انگیزهای برای همراستایی با این تلاش خواهند داشت. بهویژه، چین در طول سالها ذخایر استراتژیک قابل توجهی ایجاد کرده و به عنوان خریدار اصلی نفت خام ایران، در صورتی که تولید نفت ایران بهطور کامل متوقف شود یا محمولههای دیگر خاورمیانه نتوانند بهطور ایمن به آسیا منتقل شوند، در معرض خطر زیادی قرار دارد. با درگیر شدن در دیپلماسی خاموش و استفاده از بیطرفی و قدرت گردهمایی IEA، چین ممکن است تمایل داشته باشد بهطور ضمنی در یک کاهش جمعی شرکت کند اگر تصمیم رسمی برای آزادسازی ذخایر استراتژیک اتخاذ شود.
بهترینها را امیدوار باشید، بدترینها را انتظار داشته باشید
تاریخ هماهنگی بینالمللی در زمینه امنیت انرژی جهانی درسهای مهمی برای لحظه کنونی ارائه میدهد: نیازی نیست که منتظر بحران بمانید تا برای آن آماده شوید و—بهطور ایدهآل—از آن جلوگیری کنید. یک پاسخ سریع و هماهنگ ممکن است برای جلوگیری از عواقب کامل یک جنگ منطقهای در حال تشدید برای بازارهای نفت کافی نباشد. با این حال، قطعاً میتواند فشارهای تورمی ناگهانی بر عرضههای موجود را کاهش دهد و زمان بیشتری برای پاسخ و تنظیم بازارها و همچنین برای تولیدکنندگان به منظور یافتن منابع جایگزین فراهم کند.
بالاخره، این لحظه فرصتی طلایی برای کاخ سفید است تا چابکی، پاسخگویی و ذهنیت همکاری را نشان دهد. هیچیک از اینها نوعدوستی نیست؛ بلکه مدیریت ماهرانه این لحظه، درک جامع از چالش امنیت انرژی موجود را منعکس میکند. همچنین به ایالات متحده کمک میکند تا به متحدان خود اطمینان دهد که ابزارهایی که برای مدت طولانی از آنها استفاده کردهاند، همچنان در حال کار کردن در حال حاضر هستند.

