چرخش استراتژیک از تنگه هرمز به دریای سرخ، آسیبپذیری عمیقتری را در زنجیرههای تأمین انرژی جهانی نمایان میسازد، جایی که یک بازیگر نیابتی میتواند یک کریدور دریایی را به سلاح تبدیل کند. در حالی که جنگ ایران میدانهای نبرد سنتی را بازتعریف میکند، تهدید دریای سرخ اکنون به عنوان یک سلاح اقتصادی سیستماتیک، نه صرفاً یک مزاحمت نظامی تاکتیکی، به شمار میآید. این تهدید دریای سرخ نیازمند بازنگری در پارادایمهای امنیت دریایی فراتر از صرف آزادی ناوبری است.
تهدید دریای سرخ و گلوگاههای دریایی
اگرچه تنگه هرمز که از اواخر فوریه به روی کشتیرانی بسته شده بود، به آرامی به عنوان بخشی از توافق آتشبس ایالات متحده و ایران در حال بازگشایی به نظر میرسد، نگرانیها درباره امنیت یک گلوگاه دریایی دیگر در منطقه، یعنی دریای سرخ، همچنان وجود دارد. در تاریخ ۸ ژوئن، شورشیان حوثی تحت حمایت ایران اعلام کردند که کشتیرانی اسرائیلیها را در دریای سرخ به طور کامل ممنوع کرده و آنها را “هدفهای نظامی مشروع” خواندند. این اعلامیه پس از آن صادر شد که مقامات ایرانی در آوریل تهدید کردند که در صورت ادامه محاصره دریایی دولت ترامپ بر ایران، تجارت در این آبراه را مختل خواهند کرد. محاصره از آن زمان لغو شده است، اما نگرانیها درباره آسیبپذیری این آبراه همچنان باقی است.
دریای سرخ، یک آبراه به طول ۱۴۰۰ مایل بین شمال شرقی آفریقا و شبه جزیره عربستان، یکی از مهمترین شریانهای جهانی برای کشتیرانی به شمار میرود. هر سال، تقریباً ۱۲ تا ۱۵ درصد از تجارت دریایی جهانی به ارزش بیش از ۱ تریلیون دلار از این آبراه عبور میکند که از کانال سوئز در شمال تا تنگه باب المندب در جنوب امتداد دارد.
در کنار تنگه هرمز، دریای سرخ میتواند یک نقطه فشار اقتصادی حیاتی در جنگ ایران باشد. کارشناسان میگویند که مداخله مداوم در دریای سرخ، به ویژه توسط حوثیها، تأخیرهای شدید در زنجیره تأمین را به همراه خواهد داشت، قیمت انرژی را افزایش خواهد داد و اقتصاد جهانی را بیشتر بیثبات خواهد کرد.
این آبراه از سال 2023 به عنوان یک منطقه فعال درگیری شناخته شده است، زمانی که حوثیهای مستقر در یمن به اعتراض به کمپین نظامی اسرائیل در غزه به حمله به کشتیهای تجاری و دریایی پرداختند و به طور قابل توجهی حمل و نقل بینالمللی را مختل کردند. ورود این گروه به جنگ ایران در ماه مارس با شلیک موشک به جنوب اسرائیل، پتانسیل دریای سرخ را برای تبدیل شدن به جبههای جدید در تنشهای منطقهای گستردهتر برجسته کرد. ممنوعیت کامل حمل و نقل اسرائیلی و مرتبط با اسرائیل در این آبراه، تهدیدی برای تشدید بیشتر در میان خصومتهای تجدید شده بین اسرائیل و ایران است.
سازمان بینالمللی دریانوردی سازمان ملل متحد دریای سرخ را به عنوان “یکی از مهمترین مسیرهای دریایی که تجارت جهانی را امکانپذیر میسازد” توصیف میکند. بین 12 تا 15 درصد از تجارت دریایی بینالمللی و 30 درصد از ترافیک کانتینری جهانی به طور سالانه از این آبراه عبور میکند و محصولات کشاورزی مانند غلات و کودها، مواد اولیه مانند سنگ معدن و فلزات، اجزای صنعتی مانند الکترونیک، قطعات خودرو و منابع انرژی را جابجا میکند.
بر اساس اطلاعات اداره انرژی ایالات متحده (EIA)، حدود 4.9 میلیون بشکه در روز (bpd) نفت خام و محصولات نفتی در نیمه اول سال 2025 از طریق کانال سوئز و خط لوله سوئز-مدیترانه—که هر دو در انتهای شمالی دریای سرخ قرار دارند—عبور کردند. حدود 4.2 میلیون بشکه در روز از تنگه باب المندب، در انتهای جنوبی دریای سرخ عبور کرد. مجموع محمولههای نفتی از طریق این سه مسیر تقریباً 6 درصد از کل نفت تجاری دریایی در آن زمان را تشکیل میداد. در مقایسه، جریانهای نفتی از طریق تنگه هرمز در همان دوره به طور متوسط تقریباً 21 میلیون بشکه در روز بود.
دریای سرخ همچنین به عنوان یک نقطه گلوگاهی دیجیتال در نظر گرفته میشود، زیرا حدود 90 درصد از کابلهای فیبر نوری زیر دریا که اروپا و آسیا را به هم متصل میکنند، از این آبراه عبور میکنند. این کابلها “زیرساختهای حیاتی حاکمیتی زیر آب را نمایندگی میکنند که به هیچ وجه از مسیرهای نفتی و تجاری کمتر اهمیت ندارند”، عبدالله جابر الزیدی، مشاور ارشد در مطالعات دفاع و امنیت در مرکز تحقیقات خلیج، در یک جمعبندی دیدگاههای جهانی CFR نوشت. آسیبهای قبلی به این کابلها باعث اختلالات عمدهای در اتصال اینترنت و خدمات ابری در سراسر منطقه، همچنین در آفریقا و آسیا شده است.
جنگ، نفت و تهدید دریای سرخ
دریای سرخ چگونه در جنگ گستردهتر ایران جا میگیرد؟
با ادامه اختلالات در تنگه هرمز، کارشناسان میگویند دریای سرخ میتواند نقطه گلوگاهی بعدی جنگ باشد، اگر ایران از حوثیها به عنوان نیروی نیابتی برای مسدود کردن ترافیک دریایی در تنگه باب المندب استفاده کند.
استیون آ. کوک، کارشناس شورای روابط خارجی، گفت: “به طور تاریخی، حفاظت واشنگتن از آزادی ناوبری با منافع اصلی در تضمین جریان آزاد نفت و گاز از خاورمیانه همراه بوده است.” او افزود: “بستن تنگه هرمز و احتمال بستن باب المندب آزمونی برای هر دو است.”
تنگهای به عرض بیست مایل، تنها نقطه ورود به دریای سرخ از اقیانوس هند است و در کنار سرزمینهای تحت کنترل حوثیها در یمن قرار دارد. در حالی که مشخص نیست آیا ایران نیروهای خود را برای حمله به کشتیها در تنگه مستقر خواهد کرد یا خیر، سالها حمایت ایران توان نظامی حوثیها را تقویت کرده و به آنها این امکان را داده است که قدرت خود را به تنگه باب المندب و دریای سرخ گسترش دهند.
علیاکبر ولایتی، مشاور ارشد امور بینالملل رهبر معظم انقلاب اسلامی، در آوریل در شبکههای اجتماعی نوشت که “جبهه مقاومت” ایران—اشاره به ائتلاف گروههای همراستا با ایران در سراسر خاورمیانه—”باب المندب را همانند هرمز میبیند.” او افزود که “اگر کاخ سفید جرات کند اشتباهات احمقانه خود را تکرار کند، به زودی متوجه خواهد شد که جریان انرژی و تجارت جهانی میتواند با یک حرکت مختل شود.”
حملات حوثیها به کشتیها در تنگه باب المندب از زمان رسیدن اسرائیل و حماس به آتشبس در غزه در اواخر ۲۰۲۵ عمدتاً متوقف شده است. با این حال، کارشناسان میگویند که از سرگیری حملات تنها بحران نفت و اقتصادی موجود ناشی از جنگ ایران را عمیقتر کرده و خطر واکنش منطقهای از سوی کشورهایی که به این تنگه وابسته هستند، مانند عربستان سعودی، را به همراه دارد.
عربستان سعودی حدود چهار تا پنج میلیون بشکه در روز از طریق شبکهای از خطوط لوله که میادین نفتیاش را به بنادر دریای سرخ متصل میکند، صادر میکند و دسترسی به تنگه باب المندب از این نظر حیاتی است، به گفته ادوارد فیشمن، کارشناس شورای روابط خارجی. او گفت: “اما حوثیها که متحدان ایرانی هستند، به طور نظری میتوانند باب المندب را مسدود کنند و اساساً باعث شوند که عربستان سعودی هیچ راهی برای صادرات نفت نداشته باشد.”
حملات قبلی حوثیها در دریای سرخ بر اهمیت اقتصادی این منطقه تأکید کرده است. واکنش این گروه به جنگ اسرائیل و حماس ترافیک دریایی در تنگه باب المندب را مختل کرد و باعث کاهش محمولههای نفتی از 9.3 میلیون بشکه در روز در سال 2023 به تنها 4.1 میلیون بشکه در روز در سال 2024 شد.

تهدیدات و بازیگران در دریای سرخ و تشدید تنشها
چه کسانی در درگیری دریای سرخ درگیر هستند؟
چندین بازیگر عمده منطقهای و خارجی در دریای سرخ درگیر هستند، از جمله:
حوثیها. این گروه مستقر در یمن که به عنوان یک شریک مستقل ایران شناخته میشود، از اواخر سال 2023 به هدف قرار دادن کشتیهای اسرائیلی و بینالمللی در دریای سرخ پرداختند که در پاسخ به کمپین نظامی اسرائیل در غزه بود. این گروه اعلام کرد که حملات به کشتیهای غیر اسرائیلی را پس از آتشبس غزه متوقف میکند، اما کارشناسان هشدار میدهند که حملات به حمل و نقل دریای سرخ ممکن است در صورت تشدید خصومتهای منطقهای یا شکست تلاشهای آتشبس از سر گرفته شود.
ایران. تهران از دریای سرخ برای نمایش قدرت، مختل کردن تجارت جهانی و به چالش کشیدن نفوذ غرب در منطقه استفاده میکند. در واکنش به محاصره دریایی ایالات متحده بر بنادر ایران، مقامات ایرانی تهدید کردهاند که از حوثیها برای بستن تنگه باب المندب استفاده خواهند کرد. ایران حامی اصلی این گروه است و به آنها کمکهای امنیتی از جمله انتقال سلاح، آموزش و حمایت اطلاعاتی ارائه میدهد.
اسرائیل. این کشور هدف مرکزی حملات حوثیها بوده است که به طور قابل توجهی فعالیت در بندر ایلات، تنها بندر اسرائیل در دریای سرخ را مختل کرده است. تهاجم حوثیها اسرائیل را وادار به انجام حملات هوایی تلافیجویانه به بندرها و زیرساختهای تحت کنترل حوثیها در یمن کرد، اگرچه خصومتهای مستقیم عمدتاً در اواخر سال 2025 متوقف شد. این حملات از آن زمان از سر گرفته شده است.
ایالات متحده و متحدان. واشنگتن و متحدانش اقداماتی برای حفاظت از حمل و نقل جهانی و بازگرداندن آزادی ناوبری در دریای سرخ انجام دادهاند. در پاسخ به حملات اولیه حوثیها در سال ۲۰۲۳، دولت بایدن عملیات نگهبان رفاه را راهاندازی کرد، یک ابتکار امنیتی چندملیتی که شامل نیروهایی از فرانسه، بریتانیا و سایر کشورهای اروپایی بود. در مارس ۲۰۲۵، دولت ترامپ عملیات سوارکار خشن را آغاز کرد، یک حمله تهاجمیتر که به پایگاههای حوثیها در یمن هدفگیری میکرد. این عملیات در مه ۲۰۲۵ پس از رسیدن ایالات متحده به توافق آتشبس موقت با حوثیها به پایان رسید. با این حال، این توافق حوثیها را ملزم به متوقف کردن حملات به کشتیهای کشورهای دیگر—بهویژه کشتیهای اسرائیلی و مرتبط با اسرائیل—نکرد و آتشبس پس از دو ماه فروپاشید.
عواقب جهانی و تهدید دریای سرخ
عواقب فراتر از خاورمیانه چیست؟
علاوه بر اختلالات در حمل و نقل بینالمللی، کارشناسان هشدار میدهند که بیثباتی بیشتر در دریای سرخ میتواند بحرانهای موجود در شمال و شرق آفریقا را تشدید کند.
“در این منطقه تنشهای متعدد و به هم پیوستهای وجود دارد که به آبهای نیل، تمایل اتیوپی برای دسترسی به بندر، جنگ داخلی سودان و بحرانهای سیاسی و امنیتی سومالی مربوط میشود,” گفت میشل گاوین، کارشناس آفریقا در CFR. بسیاری از این درگیریها تحت تأثیر رقابت میان قدرتهای خاورمیانه—از جمله قطر، عربستان سعودی، ترکیه و امارات متحده عربی—از طریق سرمایهگذاریهای استراتژیک، حمایت نظامی و همکاریهای امنیتی شکل میگیرند.
“هرچه رقابت داغتر شود، احتمال بیشتری وجود دارد که به درگیری در خاک آفریقا منجر شود,” گاوین اضافه کرد.
جایگزینهای دریای سرخ چیست؟
برای ایران و حوثیها، مسدود کردن کامل تنگه بابالمندب دشوار خواهد بود. بر خلاف تنگه هرمز که تنها راه دریایی از خلیج فارس به اقیانوس آزاد است، کشتیهایی که از طریق تنگه بابالمندب وارد دریای سرخ میشوند میتوانند از طریق کانال سوئز در شمال خارج شوند. با این حال، اختلال همزمان و طولانیمدت در هر دو تنگه میتواند مسیرهای انتقال نفت را که حدود ۲۴ درصد از عرضه جهانی نفت را حمل میکنند، مختل کند، بر اساس دادههای EIA، و کشورهای منطقه را با گزینههای کمتری برای حمل و نقل نفت به داخل و خارج از منطقه مواجه کند.
<div

فیشرمن از CFR اشاره کرد که در حالی که مسیرهای جایگزین وجود دارد، اما این مسیرها به طور قابل توجهی کمتر کارآمد هستند. نفتی که از بنادر دریای سرخ عربستان سعودی به آسیا ارسال میشود، میتواند از طریق کانال سوئز و دریای مدیترانه به سمت شمال حرکت کند و سپس دور تا دور قاره آفریقا بچرخد تا به اقیانوس هند برسد. اما فیشرمن گفت: “این سفر به طور قابل توجهی طولانیتر است. غیرممکن نیست—شما هنوز میتوانید محصول را به بازار برسانید—اما به هیچ وجه به راحتی استفاده از باب المندب نیست.”
هدایت کشتیها دور از دماغه امید نیک آفریقای جنوبی نیز چالشهایی را به همراه دارد. گاوین گفت: “بنادر جنوبی آفریقا به خوبی برای بهرهبرداری کامل از ترافیک دریایی که دور دماغه هدایت میشود، قرار ندارند” و افزود: “سرمایهگذاری در زیرساختهای بندری و کارایی زمانبر است.”
برخی از کشورهای خلیج فارس در کریدورهای تجاری و لجستیکی زمینی سرمایهگذاری کردهاند تا وابستگی به مسیرهای دریای سرخ را کاهش دهند—مانند پل زمینی بین امارات متحده عربی و عربستان سعودی—اما این گزینهها هزینهبر هستند.


