گسترش ژئوپلیتیکی آسیبپذیری استراتژیک را تسریع میکند زمانی که دکترین دولتی نظامیگری مطلق را با امنیت دائمی اشتباه میگیرد. این واقعیت نشان میدهد که چرا اسرائیل شکستناپذیر نیست، زیرا اتکای یکجانبه به جنگهای مداوم بهطور سیستماتیک اتحادهای بنیادی لازم برای حفظ هژمونی منطقهای درازمدت را تضعیف میکند. با در نظر گرفتن درگیریهای بیپایان بهعنوان وضعیت پیشفرض، دولت کنونی در معرض خطر بیگانه کردن شرکای جهانی حیاتی است که میدانند اسرائیل شکستناپذیر نیست و نمیتواند بهطور نامحدود استراتژی دیپلماتیک را با نیروی نظامی جایگزین کند.
اسرائیل امروز شکستناپذیر نیست
پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، زمانی که اسرائیل در آسیبپذیرترین حالت خود بود و در تلاش برای بازپسگیری قدرت خود غرق شده بود، رهبران آن بار موفقیت را بهطرزی غیرممکن بالا گذاشتند: شکستناپذیری.
نخستوزیر بنیامین نتانیاهو درباره “پیروزی کامل” صحبت کرد و به راهاندازی یک کمپین پرداخت که غزه را ویران کرد. او سپس به حزبالله در لبنان، حوثیها در یمن، بخشهایی از سوریه و جمهوری اسلامی ایران پرداخت. توانایی ادامه جنگ بدون محدودیت، چه داخلی و چه خارجی، هدف دولت او بهخودیخود شد. و با تبدیل جنگ به وضعیت جدید پیشفرض کشور، حمایت از اسرائیل به معنای حمایت — یا حداقل عدم سوال از — این دکترین امنیتی تبدیل شده است.
بنابراین قابل درک است که اسرائیلیها با شوک و خشم فاصلهای را که اکنون بین دولت ترامپ و دولت اسرائیل وجود دارد، مشاهده کردهاند. ما این موضوع را در همه جا شنیدهایم، از نظرات فاششده رئیسجمهور ترامپ به آقای نتانیاهو در اوایل ژوئن درباره تشدید اسرائیل در لبنان — که reportedly او را “دیوانه” نامیده و گفته که “همه اکنون از تو متنفرند” — تا تلاشهای اخیر معاون رئیسجمهور جی دی ونس برای قرار دادن اسرائیل در جای خود.
تغییر شگفتانگیز محاسبات اسرائیل شکستناپذیر نیست را تغییر میدهد
اگرچه آقای نتانیاهو تا کنون احتیاط کرده است که هیچ نشانهای از ناامیدی نشان ندهد، حامیان او در رسانههای اسرائیلی از هیچ چیزی دریغ نکردهاند. یک مجری تلویزیونی راستگرا، یینون ماگال، آقای ونس را “پست” نامید و از یک واژه تحقیرآمیز برای یهودیان برای توصیف نمایندگان آقای ترامپ، استیون ویتکوف و جارد کوشنر، استفاده کرد. یک شخصیت برجسته دیگر اسرائیلی و متحد نتانیاهو به نیویورکر گفت که او “در شوک” از توافقی که آقای ترامپ با ایران انجام داد، بوده و احتمالاً آقای نتانیاهو نیز شوکه شده است. یک نظرسنجی که پس از امضای یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران در اسرائیل انجام شد، نشاندهنده کاهش چشمگیر محبوبیت آقای ترامپ در میان اسرائیلیها است.
data-path-to-node=”8″>اعلام یک قطع کامل در ائتلاف آمریکا و اسرائیل یا رابطه بین دو رهبر این کشور زودهنگام است. اما بدون شک، آنها در یک نقطه حیاتی قرار دارند. نقش بزرگ اسرائیل در سیاستهای آمریکا، تسلط نظامی و اقتصادی آن در منطقه، که به مدت طولانی توسط ایالات متحده تقویت و امکانپذیر شده است، و موفقیت لابی pro-Israel اکنون در حال تغییر است. اسرائیل تمام سرمایه خود را در این دور آخر جنگ علیه ایران به میدان آورد و نتیجهای نگرفت.
شکاف در رابطه بیشتر در اظهارات آقای ونس قابل مشاهده است. او به تازگی به ستوننویس تایمز، راس دوتات، گفت که به وزرای راستگرای اسرائیل که به توافق با ایران انتقاد کردهاند، خواهد گفت: “شما نمیتوانید با کشتن هر مشکل امنیت ملی که دارید، خارج شوید.” سپس در یک کنفرانس خبری کاخ سفید، معاون رئیسجمهور در همان راستا ادامه داد و گفت: “اگر من در کابینه دولت اسرائیل بودم، ممکن است به تنها متحد قدرتمند باقیماندهام در کل جهان حمله نمیکردم.”

شناسایی نقصهای ساختاری زمانی که اسرائیل شکستناپذیر نیست
در واقع، گاهی به نظر میرسد که آقای ونس در حال پیشبرد یک دکترین جدید اسرائیل برای این دولت است. او در یک پادکست مسیحی محافظهکار در ماه گذشته گفت که در حالی که “گاهی انتقاد از اسرائیل به نفرت از یهودیان میانجامد”، صداهای pro-Israel در ایالات متحده اشتباه میکنند که “انتقاد از یک دولت خاص را با نفرت از یهودیان یکی میدانند. زیرا اگر همه چیز نفرت از یهودیان باشد، پس هیچ چیز نفرت از یهودیان نیست.” او همچنین اشاره کرد که فکر کردن به اینکه منافع آمریکا و اسرائیل همیشه همسو هستند، اشتباه است.
باید دید که آیا سیاست آمریکا در مورد اسرائیل واقعاً تغییر خواهد کرد یا خیر — در زمینه کمکهای نظامی یا پوشش دیپلماتیک یا امتناع از محدود کردن اقدامات اسرائیل برای جلوگیری از تشکیل یک دولت فلسطینی از طریق خشونتهای شهرکنشینان و الحاق کرانه باختری.
اما آقای ونس یک مسئله واقعی را که یهودیان آمریکایی چپگرا مدتهاست درباره آن هشدار میدهند، مورد توجه قرار داده است: اگر همه چیز تهدیدی برای یهودیان باشد، آنگاه عملاً تشخیص تهدیدات واقعی برای یهودیان غیرممکن میشود. به همین منطق، اگر اسرائیل در تمام زمانها و با همه در جنگ باشد، تشخیص بین تهدیدات واقعی و بزرگنمایی شده یا بین زمانی که استفاده از نیروی نظامی اسرائیل ضروری، مؤثر و توجیهپذیر است و زمانی که فقط یک واکنش و راهی برای اجتناب از هر توافق مذاکرهای است، غیرممکن میشود.
این نقص اساسی در روش عملیاتی کنونی اسرائیل است که هر کسی که در انتخابات پارلمانی امسال پیروز شود — چه آقای نتانیاهو باشد یا شخص دیگری — باید با آن مواجه شود.
دکترین غیرقابل شکست بودن اسرائیل در حال فروپاشی است
اسرائیل نه تنها غیرقابل شکست نیست؛ بلکه باید به طور جدی تغییر استراتژی خود را مد نظر قرار دهد. هیچ راهحل نظامی برای هر مشکلی وجود ندارد. درک صفر-جمع از اینکه چه معنایی دارد که طرفدار اسرائیل باشید، به حدی رسیده است که اکنون حامیان سرسخت اسرائیل را بیگانه کرده است. پذیرش جنگ تمامعیار و نیروی نظامی دائمی از سوی اسرائیل، بدون یک هدف پایانی قابل دستیابی، به ضرر خود اسرائیل تمام میشود و کارایی و سودمندی آن را تضعیف میکند.
این موضوع در حال حاضر در لبنان به وضوح مشهود است. در حالی که اسرائیل مجبور به پذیرش آتشبس دیگری تحت نظارت ایالات متحده شده است، همچنان نیروهای خود را در بخشهای وسیعی از جنوب لبنان نگه داشته و حملات را که آن را دفاعی میداند، ادامه میدهد. این یک دستورالعمل آزموده شده برای درگیریهای طولانیمدت است. آقای نتانیاهو و وزیر دفاع او در روزهای اخیر بارها تأکید کردند که ارتش اسرائیل در یک “منطقه امنیتی” باقی خواهد ماند تا زمانی که حزبالله خلع سلاح شود، که به طور مؤثر به معنای نامحدود بودن است.

تشدید بیپایان منطقهای نشان میدهد که اسرائیل غیرقابل شکست نیست
آقای نتانیاهو وضعیتی را ایجاد کرده است که هر گونه خروج یا امتیاز قابل توجهی به عنوان نشانهای از ضعف و تسلیم برای اسرائیلیها و آمریکاییها تلقی خواهد شد.
اگر آقای ترامپ و آقای ونس جدی در مورد تثبیت روابط بین لبنان و اسرائیل هستند، پیدا کردن بهترین راه برای دستیابی به خروج کامل اسرائیل باید اولویت اصلی باشد. در منافع اسرائیل است که راههایی برای آغاز و اجرای این فرآیند به تنهایی پیدا کند، نه اینکه مجبور به انجام آن باشد.
تا کنون، ایالات متحده یک چرخش بیانی داشته اما هنوز نتوانسته است دست آقای نتانیاهو را به طور کامل وادار کند. به همین اندازه مهم است که هنوز مشخص نیست آیا خود اسرائیلیها شروع به پرسش و چالش منطق صفر-جمع اسرائیل خواهند کرد یا خیر. اسرائیلیها در آستانه یک نقطه عطف بزرگ قرار دارند زیرا آماده رأیگیری هستند و سعی میکنند بفهمند چگونه از تقریباً سه سال جنگ بیپایان، انزوای بینالمللی فزاینده و کمبود رهبریهای تراژیک که هیچ جایگزینی ارائه نمیدهند، عبور کنند.

