موج اخیر انتصابات دولتی در دمشق استراتژی عمدی استخدام را نشان میدهد که وفاداری در زمان جنگ را بر شمولیت گسترده ترجیح میدهد، به طوری که بیشتر نقشهای ارشد به شخصیتهایی از دولت نجات سوریه در دوران ادلب اختصاص یافته است. این انتصابات دولتی نشان میدهد که دولت جدید به کادرهای انقلابی خود اعتماد دارد تا پورتفویهای حساس را اداره کنند و در عین حال شایستگی تکنوکراتیک را از طریق موقعیتهای مالی و رسانهای منتخب به نمایش بگذارد—رویکردی دوگانه در انتصابات دولتی که خطرات قابل توجهی برای مقیاس ملی به همراه دارد.
انتصابات دولتی نشاندهنده تسلط ادلب است
در هفتههای اخیر، مقامات انتقالی سوریه فرآیند جابجایی موقعیتهای سطح ارشد در دولت جدید را آغاز کردند. این یک سنت سالانه بود زمانی که احمد الشراعه و هیئت تحریر شام (HTS) دولت نجات سوریه (SSG) را در استان ادلب برای سالها اداره میکردند قبل از اینکه رژیم بشار اسد را سرنگون کنند، بنابراین تغییرات جدید باید در این زمینه تاریخی قرار گیرد.
تغییرات بیشتری در کوتاهمدت انتظار میرود، بنابراین تصویر کنونی تنها یک نمای جزئی است. با این حال، تا کنون بیشتر انتصابات جدید از گروه ادلب/SSG هستند. آنچه در طول جنگ داخلی به نظر میرسید حکمرانی محلی بداهه است، در واقع چیزی عمدیتر بود: پروژهای به مدت یک دهه برای ساخت کادرهای یک دولت آینده سوریه. این بدان معناست که تجربهای که اکنون پاداش داده میشود، بسیار خاص به یک شبکه حکومتی و یک مسیر سیاسی در زمان جنگ است.

انتصابات دولتی جدید چه کسانی هستند؟
انتصابات جدید چه کسانی هستند؟
دبیرکل ریاستجمهوری، عبدالرحمن بدرالدین العما: در طول جنگ داخلی، او معاون وزیر امور اجتماعی و کار دولت نجات سوریه (2017-18)، وزیر توسعه و امور انسانی (2018-21)، مدیر دفتر هماهنگی انسانی (2022-23) و مدیر سازمان برنامهریزی مرکزی (2023-24) بود. قبل از انتصاب جدیدش، او از دسامبر 2024 به عنوان استاندار استان حمص خدمت کرده بود.
استاندار بانک مرکزی، محمد صفوت رسلان: در سالهای اسد، او مدیر شعبه در بانک بیبلوس-سوریه، مشاور در EY و Capco، کارشناس در تارگوبانک و دویچه بانک، و مدیر کسبوکار اعتباری در یک بانک آلمانی دیگر بود. از زمان سقوط رژیم، او به عنوان مدیر کل صندوق توسعه سوریه خدمت کرده است.
وزیر کشاورزی، باسل حافظ السویدان: او از زمان برکناری اسد، سمتهای زیادی را بر عهده گرفته است: معاون وزیر کشاورزی و دستیار وزیر در امور اداری و مالی؛ مدیر بخش کشاورزی و ثروت دامی صندوق حاکمیتی سوریه؛ مدیر کل شرکتهای مختلف سرمایهگذاری کشاورزی؛ مدیر کل مؤسسه حفاظت از ارز و حفاظت از مصرفکننده در ادلب؛ رئیس کمیته ملی مبارزه با درآمدهای نامشروع؛ و عضو کمیته ملی واردات و صادرات.
وزیر اطلاعات، خالد فواز زعور: پیش از سقوط رژیم، او استاد دانشگاههای سوریه و لبنان (۲۰۱۵-۲۴) بود و در سال ۲۰۱۹ دکترای خود را در رسانههای دیجیتال از دانشگاه لبنان دریافت کرد. پس از برکناری اسد، او به عنوان رئیس دانشکده رسانه، دانشگاه دمشق منصوب شد.
استاندار استان دیرالزور، زیاد العایش: پیش از سقوط رژیم، او ناظر کل مدیریت ایستهای بازرسی در ادلب، مدیر کل پروژه کارت شناسایی شخصی SSG (۲۰۲۲-۲۳)، و رئیس امور مدنی در وزارت کشور SSG (۲۰۲۳) بود. پس از برکناری اسد، او به عنوان معاون وزیر کشور در امور مدنی منصوب شد. از فوریه، او همچنین به عنوان نماینده ریاستجمهوری مأمور پیگیری توافق دولت با نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) شده است.
استاندار استان حمص، مرهف الناصان: پیش از سقوط رژیم، او فرمانده میدانی مخالفان در حمص در طول محاصره ۲۰۱۲-۱۳ بود، به عنوان رئیس پلیس در ادلب (۲۰۱۶-۱۸) خدمت کرد و در ساختار امنیت عمومی HTS/SSG فعالیت داشت. از دسامبر ۲۰۲۴، او به عنوان رئیس امنیت داخلی در حمص خدمت کرده است.
استاندار استان لاذقیه، احمد علی مصطفی: پیش از سقوط رژیم، او عضو شورای مشورتی گروه مخالف احرار الشام (۲۰۱۱-۱۶) و مدیر گذرگاه مرزی باب الهوا با ترکیه (۲۰۱۶-۲۴) بود. تحت دولت جدید، او به عنوان مدیر بندر لاذقیه (۲۰۲۴)، معاون رئیس سازمان عمومی مرزها و گمرک (۲۰۲۵)، و مدیر کل بنادر سوریه (۲۰۲۵) خدمت کرده است.
class=”ds-markdown-paragraph”>استاندار استان قنیطره، غسان الیاس السید احمد: پیش از سقوط رژیم، او رئیس هر دو شورای محلی آزاد در دیرالزور (۲۰۱۱-۲۰۱۲) و شورای مدنی SSG برای آوارگان منطقه شرقی بود. پس از برکناری اسد، او به عنوان معاون استاندار استان دیرالزور منصوب شد و بعدها در مارس ۲۰۲۵ به مقام استانداری ارتقا یافت.
عملیات متوازن در انتصابات دولتی
به جز رسلان و زعور، تمام این افراد از دایرههای SSG هستند. از یک سو، این میتواند نگرانیهایی را ایجاد کند که جابجایی جدید نمایانگر تجمیع به جای انتقال است و عملاً سلطه HTS/SSG بر نهادهای دولتی را رسمی میکند. از سوی دیگر، این تغییرات نشاندهنده دولتی است که سعی دارد همزمان چندین ضرورت را متوازن کند: پاداش به وفاداری و تجربه میدانی از دوره ادلب، نمایش شایستگی تکنوکراتیک به جهان خارج، تکیه بر چهرههای مورد اعتماد برای مدیریت دقیق مناطق حساس و ارائه تصویری جوان و آیندهنگر. نتیجه مورد نظر این تلاشها به وضوح به نظر میرسد: کادرهای مورد اعتماد از دوران انقلاب دولت را اداره خواهند کرد، در حالی که وزارتخانهها و پورتفویهای مالی/رسانهای به چهرههایی داده خواهد شد که میتوانند شایستگی اداری، ارتباطات بینالمللی و نوسازی نهادها را به نمایش بگذارند.
با این حال، اداره یک دولت در زمان جنگ به طور بنیادی با حکومت بر یک کشور بزرگ که همچنان دچار آسیبهای روانی، فقر و تقسیمات متعدد (شهری/روستایی، اقتصادی-اجتماعی، منطقهای و مذهبی) است، متفاوت است. هرچند که شایستگیهای فردی انتصابات جدید قابل توجه باشد، اعلامها نشان میدهد که انتقال رهبری از یک چالش حکومتی به چالش دیگر هنوز به شدت در حال پیشرفت است. مدل ادلب برای جمعیت خاصی در یک سرزمین خاص توسعه یافته است؛ گسترش آن به صورت ملی بدون سازگاری معنادار یک قمار سیاسی قابل توجه است، به ویژه با توجه به ناامنی عمیق اقتصادی سوریه.
انتصابات دولتی با آزمونهای سیاست ایالات متحده مواجه است
پیامدهای سیاست ایالات متحده
در تعیین بهترین رویکرد برای این لحظه حساس در سوریه، ایالات متحده دست پیچیدهای به میز میآورد. دولت ترامپ به طور کامل تمامی نیروهای آمریکایی را خارج کرده است؛ تسهیل تحریمها، شناسایی کامل دیپلماتیک و تعامل عمیقتر با دمشق همچنان در واشنگتن در حال بحث است؛ و ترکیب آخرین جابجایی دولتی باعث شده است که برخی از مقامات آمریکایی تردید کنند، زیرا این جابجایی دایره را بیشتر از جابجایی قبلی یک سال پیش گسترش نداده است.
با این حال، در آینده، سوال این است که این افراد چگونه در واقع حکومت میکنند که به نظر میرسد از جزئیات بیوگرافی و وابستگیهای گذشته آنها مهمتر است. اولویتهای سیاست آمریکا همچنان ثابت باقی مانده است: جلوگیری از تبدیل سوریه به یک بستر برای تروریسم فراملی (چه جهادگرای جهانی و چه تحت حمایت ایران)، حذف هرگونه سلاح شیمیایی باقیمانده از دوران اسد و جلوگیری از سناریوی فروپاشی دولت، زیرا این امر احتمالاً موج دیگری از جابجایی پناهندگان و بیثباتی منطقهای را به همراه خواهد داشت. در تمام این زمینهها، دمشق در هجده ماه گذشته بهتر از آنچه انتظار میرفت عمل کرده است.
بدون شک، دولت جدید هنوز سوالات مهمی درباره حذف افراطگرایانی که به صفوف آن نفوذ کردهاند، دارد، به ویژه با توجه به خشم ماندگار واشنگتن نسبت به حمله دسامبر 2025 که به کشته شدن سربازان آمریکایی در پالمیرا منجر شد. و مقامات آمریکایی باید البته ادامه دهند که تسهیلات و زمانبندیهای مربوط به کاهش تحریمها را بر اساس توانایی سوریه در تحقق معیارهای قابل راستیآزمایی، به ویژه:
شمول قابل مشاهده نمایندگان اقلیتها در ساختارهای حکومتی (نشست قریبالوقوع پارلمان جدید باید به حل این مسئله کمک کند).
گامهای قابل اندازهگیری به سوی آزادی مطبوعات و فضای جامعه مدنی (دولت در مسیر درست در مورد مسئله اول قرار دارد، اما دومی نیاز به یک قانون جدید NGO برای حفاظت از گروههای جامعه مدنی دارد).
اصلاحات و مکانیزمهای پاسخگویی قابل مشاهده در خدمات امنیتی (که همچنان در مسائل شفافیت و رعایت واقعی اعلامیه قانون اساسی 2025 ناکام ماندهاند).
آنچه انتصابات آینده دولت ممکن است فاش کند
در عین حال، واشنگتن باید درباره محدودیتهای توانایی خود در حفظ توجه سیاسی به سوریه و میکرو مدیریت انتقال کشور صادق باشد، به ویژه در میان بحرانهای عمده دیگر در خاورمیانه و چالشهای ژئوپلیتیکی رو به رشد در خارج. بنابراین، مقامات آمریکایی باید همکاری نزدیک با شرکای خود در اروپا، کشورهای خلیج فارس (که نفوذ مالی واقعی در سوریه دارند) و اردن و ترکیه (که منافع جغرافیایی فوری دارند) را در آغوش بگیرند. با هم، آنها میتوانند یک چارچوب واقعی چندجانبه برای تعامل بسازند که هم مشوقها و هم بارهای نظارتی درگیر شدن با سوریه جدید را به طور گستردهتری توزیع کند. تعامل تنظیمشده، مشروط و صبور با خطوط قرمز واضح در مورد خشونتهای فرقهای تنها موضع سیاست واقعی موجود است.
در پایان روز، با این حال، سوریه عمدتاً توسط سوریها شکل خواهد گرفت. اگر دمشق در روزها و هفتههای آینده تغییرات دیگری در سطح وزرا و استانداران ایجاد کند، ممکن است ارزش داشته باشد که دوباره بررسی کنیم چگونه این جابجاییها با هم تناسب دارد. اما الگوی موجود تا کنون بیشتر استمرار است تا تغییر—سؤال این است که آیا گسترش مدل ادلب در سطح ملی در درازمدت مؤثر خواهد بود.

