استراتژیهای «گلوله نقرهای» ایران به مدت ۴۷ سال شکست خوردهاند، اما آخرین «گلوله نقرهای» واشنگتن — محاصره FDD — به طور کامل به شکست انجامید. دنبال کردن هر «گلوله نقرهای» ایران به معنای نادیده گرفتن دیپلماسی است و این «گلوله نقرهای» به جای وادار کردن تهران به تسلیم، قیمتهای نفت را افزایش داد. «گلوله نقرهای» ایران همچنان یک توهم خطرناک باقی مانده است.
چگونه گلوله نقرهای ایران شکست را از پیروزی ربود
جستجوی واشنگتن برای یک ‘گلوله نقرهای‘ برای شکست تهران تقریباً تأمین توافق را غیرممکن کرده است.
به نظر میرسد دونالد ترامپ بار دیگر شکست را از دهان پیروزی ربوده است با پیروی از مشاورههای جنگطلبانه جنگافروزان در بنیاد دفاع از دموکراسیها.
همانطور که قبلاً استدلال کردهام، آتشبس شکننده به طور نامتناسبی به نفع ایالات متحده نسبت به ایران بود: ترامپ هدف اصلی خود — خروج سریع از یک جنگ پرهزینه — را تأمین کرد در حالی که ایران منبع اصلی نفوذ خود، یعنی فشار تورمی ناشی از قیمتهای بالای نفت را از دست داد. در مقابل، تهران نتوانست به هدف اصلی خود — کاهش معنادار تحریمها — بدون ورود به یک فرآیند دیپلماتیک دشوار با واشنگتن دست یابد.
عدم تقارن واضح بود: ترامپ میتوانست صبر استراتژیک داشته باشد، در حالی که ایران در معرض خطر از دست دادن مهمترین دستاوردهایی بود که این درگیری میتوانست به همراه داشته باشد اگر مذاکرات به بنبست میرسید یا شکست میخورد.
به طور خلاصه، این وضعیت نوظهور میتوانست یک پیروزی خاموش اما قاطع برای ترامپ باشد. بله، ایران کنترل بر تنگه هرمز که از نظر استراتژیک حیاتی است را حفظ میکرد — اما امروز نیز این کار را انجام میدهد و در تقریباً هر سناریویی این کار را خواهد کرد. اما وضعیت موجود میتوانست باعث کاهش قیمتهای نفت شود زیرا ایرانیها اجازه میدادند نفتکشها عبور کنند تا هزینهها را جمعآوری کنند. و تا زمانی که قیمتهای نفت کاهش مییافت، موقعیت ترامپ در داخل و نسبت به ایران تقویت میشد.
اما سپس ترامپ مرتکب یک اشتباه آشنا و مهم شد. بار دیگر، او از مشاوره اسرائیل و یکی از حامیان کلیدی آن در واشنگتن، گروه لابی FDD، پیروی کرد.
منطق گلوله نقرهای ایران FDD: محاصره
FDD استدلال کرد که محاصره خلیج فارس به سرعت اقتصاد ایران را فلج کرده و تهران را به تسلیم وادار خواهد کرد، به طوری که ترامپ بتواند از طریق خفه کردن اقتصادی آنچه را که از طریق نیروی نظامی نتوانسته بود به دست آورد، محقق کند. به طور خلاصه، این موضوع به عنوان یک راهحل نقرهای به او فروخته شد. در مورد آن بعداً بیشتر خواهیم گفت.
بر اساس این منطق، محاصره به طور “موثر درآمدهای صادراتی ایران را به صفر میرساند” و خساراتی نزدیک به ۵۰۰ میلیون دلار در روز به بار میآورد. با توقف صادرات نفت، ظرفیت محدود ذخیرهسازی ایران در عرض چند هفته پر خواهد شد و این امر منجر به تعطیلی پرهزینه و آسیبزننده فنی چاههای نفت آن خواهد شد. FDD ادعا کرد که این موضوع به طور چشمگیری توازن استراتژیک را معکوس خواهد کرد — تبدیل تنگه هرمز از یک دارایی قابل تصور ایرانی به یک نقطه ضعف فلجکننده، در حالی که به واشنگتن مزیت بینظیر زمان را میدهد. فشار بر ایران به شدت افزایش خواهد یافت در حالی که فشار بر ایالات متحده به سرعت کاهش مییابد.
چرا محاصره نقرهای ایران به طرز چشمگیری به شکست انجامید
ترامپ کاملاً با این موضوع موافق بود. تسلطی که او به دنبال آن بود ناگهان به طرز وسوسهانگیزی در دسترس به نظر میرسید. رئیسجمهور به خبرنگاران گفت: “محاصره یک ایده نابغه است.” “حالا، آنها باید تسلیم شوند؛ این تنها کاری است که باید انجام دهند. فقط بگویند، ‘ما تسلیم میشویم.'” (قابل توجه است که گفته میشود یکی از کارکنان FDD از آن زمان به تیم استیو ویتکوف پیوسته است.)
به طور پیشبینیپذیری، عکس این موضوع اتفاق افتاد. محاسبات مطمئن و منطق منظم FDD، همانطور که اغلب پیش میآید، بیشتر بر اساس آرزوهای غیرواقعی بود تا واقعیتهای سخت. بر اساس پیشبینیهای خود، ایران باید تقریباً یک هفته پیش ظرفیت ذخیرهسازی خود را تمام کرده باشد. با این حال، تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که تهران هنوز به طور فعال نفت را بر روی نفتکشها در جزیره خارک بارگیری میکند. در حالی که محاصره به طور غیرقابل انکاری فشار اقتصادی را افزایش داده است، هیچ نشانهای از بحران حاد ذخیرهسازی — یا فروپاشی زنجیرهای — که FDD با اطمینان به ترامپ وعده داده بود، وجود ندارد.
اما با هدف قرار دادن صادرات نفت ایران، ترامپ بیشتر از آنکه یک مسیر دیپلماتیک از پیش آسیبدیده را پیچیده کند — عرضه جهانی را تنگتر کرده و قیمتها را بالا برد. در واقع، به لطف محاصره، قیمتهای نفت اکنون از سطوح مشاهده شده در طول خود جنگ فراتر رفته است.
مدیرعامل اکسون امروز به سهامداران گفت که قیمت بنزین در آستانه افزایش بیشتر است و اشاره کرد که “بازار هنوز تأثیر کامل [درگیری ایران] را ندیده است.” در همین حال، جو کنت، مدیر سابق مرکز ملی ضدتروریسم ترامپ، هشدار میدهد که “محاصره اکنون باعث ایجاد کمبود جهانی کود شده که منجر به بحرانهای عمده امنیت غذایی و قحطیهای احتمالی خواهد شد.”
به طور خلاصه: فشار مورد نیاز که ترامپ از طریق آتشبس به دست آورده بود، به طور کامل توسط محاصره نقرهای مورد تمجید FDD برطرف شده است.
وسواس ۴۷ ساله با محاصره نقرهای ایران
در سیاست ایالات متحده در مورد ایران یک آسیبشناسی وجود دارد که فراتر از دولتها و وابستگیهای حزبی است: جستجوی مداوم برای یک گلوله نقرهای تشدیدکننده که ایران را به زانو درآورد، وادار به تسلیم کند و به ایالات متحده این امکان را بدهد که برتری ابرقدرتی خود را تأکید کند و از توافق با جمهوری اسلامی اجتناب ورزد.
در طول ۴۷ سال، جستجوی این گلوله نقرهای افسانهای ادامه داشته است — اما هیچ پاسخی وجود ندارد. فرصتهای دیپلماتیک بیشماری قربانی شده و راههای خروجی که به حفظ آبرو کمک میکردند، در این روند سوزانده شدهاند. با این حال، این جستجو ادامه دارد.
تقاضا برای تسلیم ایران و ایمان پایدار به گلولههای نقرهای غیرقابل دسترس به شدت به هم پیوستهاند. در ژانویه، ترامپ معتقد بود که تهدید صرف نیروی نظامی تهران را وادار به تسلیم خواهد کرد. پس از صدور یک سری هشدارهای بهطور فزایندهای صریح که ایران بهطور مشخص نادیده گرفت، او یک حمله متناسب را پیشنهاد کرد — حملهای که تهران باید بهطور نمادین با هدف قرار دادن یک پایگاه خالی آمریکایی به آن پاسخ میداد. ایران بهطور قاطع این پیشنهاد را رد کرد و روشن کرد که هر حملهای جنگی تمامعیار را به دنبال خواهد داشت.
از ترور تا بمباران: گلولههای نقرهای ناکام ایران
تفسیر این سرکشی بهعنوان ناکامی در اعتبار به جای رد اجبار، ترامپ را به تشدید اقدامات واداشت. او دستور افزایش قابل توجهی از داراییهای نظامی در منطقه را صادر کرد و متقاعد بود که یک توده بحرانی از نیرو در نهایت breakthrough قاطع را به ارمغان خواهد آورد — گلوله نقرهای که مدتها در جستجوی آن بودند. این اتفاق نیفتاد.
در واقع، ویتکوف در یک مصاحبه فاش کرد که ترامپ از این که با وجود تهدیدات نظامیاش، ایران هنوز “تسلیم نشده” ناامید بود.
به وضوح، نیاز به تشدید بیشتری احساس میشد. گلوله نقرهای بعدی تصور شده، ترور رهبر عالی ایران، آیتالله علی خامنهای بود. در میانه جنگ، یک مقام شورای همکاری خلیج فارس به من گفت که ترامپ به رهبران منطقهای اطمینان داده بود که این درگیری بیش از ۱۰۰ ساعت طول نخواهد کشید. رسانههای اسرائیلی نیز گزارش دادند که او به کیر استارمر از بریتانیا گفته بود که این جنگ در عرض سه روز به پایان خواهد رسید. منطق واضح بود: کشتن خامنهای یا باعث فروپاشی سریع رژیم میشود یا تسلیم فوری آن را به دنبال خواهد داشت. این نیز به عنوان یک گلوله نقرهای توهمی دیگر ثابت شد.
بمباران گسترده زیرساختهای غیرنظامی ایران نیز نتوانست breakthrough مورد انتظار را به ارمغان آورد. یک تحلیل بلومبرگ نشان داد که تنها ۳۲٪ از ساختمانهای آسیبدیده به اهداف نظامی مرتبط بودند — اکثریت قاطع غیرنظامی بودند. حتی این کمپین ویرانگر و بیرحمانه نیز نتوانست نتیجه قاطعی را که طراحان آن وعده داده بودند، به بار آورد.
توهم گلوله نقرهای ایران با FDD ادامه دارد
بلوکاد-بر-بلوکاد تنها آخرین مورد در یک خط طولانی از گلولههای نقرهای توهمی است که روسایجمهور آمریکایی به جای پیگیری دیپلماسی بسیار کمهزینه و بسیار مؤثرتر به دنبال آن بودهاند. من مشکوک هستم که تعداد شگفتانگیزی از این گلولههای نقرهای توسط FDD ساخته شدهاند.

