انتخابات عراق بهویژه مهم هستند زیرا نشاندهنده میزان کنترل ایران بر نتایج آنها و اینکه آیا محمد شیعه السودانی قادر به بازگشت به مقام نخستوزیری خواهد بود یا خیر، خواهند بود.
چند روز قبل از انتخابات پارلمانی عراق، باید توجه داشت که این اولین انتخاباتی است که در میان کاهش نفوذ ایران در منطقه برگزار میشود. چنین کاهشی، که اولین مورد از نوع خود از سال ۲۰۰۳ است، نمیتواند تأثیر خود را بر عراق نگذارد.
امپراتوری منطقهای در حال کوچک شدن
این کاهش نفوذ ایران به دلایل متعددی از جمله از دست دادن کارتهای منطقهای “جمهوری اسلامی” به جز عراق است. ایران سوریه را از دست داد، لبنان را از دست داد و در حال از دست دادن یمن است. بهویژه، “حماس” را از دست داد که به ایران فرصت “سیل الاقصی” را داد، که ایران از آن برای اثبات اینکه کلید گسترش یا مهار جنگ غزه را در دست دارد، بهرهبرداری کرد.
نتیجه این بود که ایران در لبنان و سوریه شکست خورد، جایی که اسرائیل رژیم علوی را افشا کرد، و در یمن، جایی که حوثیها از یک بحران داخلی عمیق رنج میبرند که دیر یا زود بهطور علنی نمایان خواهد شد.
عراق: آخرین کارت ایران
ایران پس از خروج غیرقابل برگشت از سوریه، چیزی جز عراق برای خود باقی نگذاشته است. در لبنان، روزی دور نیست که حزبالله به معنای تغییر سوری و سقوط ائتلاف اقلیتها که رژیم علوی با پوشش اسرائیلی از زمان انحصار قدرت حافظ اسد در نوامبر ۱۹۷۰ تلاش کرده بود، پی ببرد.
مهمتر از همه، رژیم “جمهوری اسلامی” در حال دفاع از خود در داخل مرزهای ایران است. برای اولین بار از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۷۹، ایران تحت جنگی قرار گرفت که تأسیسات حیاتی و هستهای آن را هدف قرار داد. علاوه بر این، تعداد قابل توجهی از فرماندهان ارتش، اعضای “سپاه پاسداران” و دانشمندان هستهای کشته شدند. این در ماه ژوئن گذشته بود که اسرائیل به ایران حمله کرد، قبل از آنکه ایالات متحده به آن حمله کند. ایالات متحده، از طریق سخنان رئیسجمهور دونالد ترامپ، معتقد بود که برنامه هستهای “جمهوری اسلامی” را از بین برده است.
دست ضعیف السودانی
انتخابات عراق بهویژه مهم هستند زیرا نشاندهنده میزان کنترل ایران بر نتایج آنها و اینکه آیا محمد شیعه السودانی قادر به بازگشت به مقام نخستوزیری خواهد بود یا خیر، خواهند بود. نمیتوان گفت که السودانی مرد ایران در عراق است، با وجود نقشی که “جمهوری اسلامی” در آوردن او به رأس دولت در اکتبر ۲۰۲۲ ایفا کرد. در آن زمان، خلاص شدن از مصطفی الکاظمی ضروری بود؛ او در آن زمان بر روی روحانی مقتدی صدر شرطبندی کرده بود. صدر موفق شد بزرگترین بلوک پارلمانی را جمعآوری کند که قرار بود از بازگشت الکاظمی به مقام نخستوزیری حمایت کند، اما فشارهای ایرانی باعث شد که صدر از نمایندگان خود بخواهد استعفا دهند و بدین ترتیب راه برای محمد شیعه السودانی برای تصدی ریاست دولت با حمایت بلوکهای شیعه وفادار به ایران هموار شد.
در سال ۲۰۲۵، السودانی دیگر از حمایت شیعهای که در سال ۲۰۲۲ داشت، برخوردار نیست. برعکس، رقیب اصلی او نوری المالکی شده است، که ایران، به نمایندگی از قاسم سلیمانی مرحوم، بر تحمیل او به عنوان نخستوزیر در سال ۲۰۱۰ بر هزینه ایاد علاوی، که بزرگترین بلوک پارلمانی را در انتخابات مارس آن سال به دست آورده بود، اصرار داشت. این موضوع از طریق یک تفاهم آمریکایی-ایرانی در زمانی که رئیسجمهور باراک اوباما در تلاش بود تا از هرگونه تحریک ایران جلوگیری کند تا به توافقی در مورد پرونده هستهای آن برسد، اتفاق افتاد. این واقعاً در تابستان ۲۰۱۵، چند ماه قبل از ترک اوباما از کاخ سفید، رخ داد.
تلاش برای بازگشت المالکی
صحنه عراقی در سال ۲۰۲۵ متفاوت به نظر میرسد. ایران دیگر بهطور کامل بر عراق کنترل ندارد. این کشور نخواهد توانست فردی کاملاً وابسته به خود را در مقام نخستوزیری تحمیل کند و افرادی را که معتقد است در ایجاد تعادل بین نفوذ عربی و ایرانی در کشور نقش دارند، کنار بگذارد. علاوه بر این، تهران دیگر قادر به کنترل کامل شیعیان عراق نیست. در میان نخبگان شیعه، روندی وجود دارد که تأکید میکند عراق هیچ علاقهای به درگیری با ایران ندارد، اما همچنین هیچ علاقهای به وابستگی به “جمهوری اسلامی” ندارد، به معنای حکمرانی از تهران.
سوالی که بهطور حتم در پرتو انتخابات عراقی مطرح خواهد شد این است: آیا نوری المالکی موفق خواهد شد محمد شیاع السودانی را بهطور سیاسی حذف کند؟ این سوال پس از آن مطرح شده است که المالکی فاش کرد که حاضر است برای جلوگیری از بازگشت رئیسجمهور فعلی به مقام خود، به هر اقدامی دست بزند. این شامل حمایت از شخصی است که ممکن است صد در صد به ایران وفادار نباشد، بلکه فردی باشد که روابط قوی با برخی کشورهای عربی در خلیج فارس دارد.
آیا تهران هنوز میتواند بغداد را کنترل کند؟
سوال دیگری که به نظر میرسد فوری است، به میزان توانایی ایران در کنترل نیروهای سیاسی عراقی مربوط میشود. درست است که بیشتر میليشیاهای حشد شعبی تحت فرمان “سپاه پاسداران” هستند، اما همچنین درست است که افکار عمومی سنی و شیعه عراقی دیگر به آنچه که دولت جورج بوش در سال ۲۰۰۳ بر آن تحمیل کرد، قانع نیست — دولتی که رژیم بعثی خانواده صدام حسین را سرنگون کرد تا عراق را بهطور کامل به “جمهوری اسلامی” تحویل دهد.
صحنه عراقی در سال ۲۰۲۵ متفاوت به نظر میرسد. ایران دیگر بهطور کامل بر عراق کنترل ندارد و نخواهد توانست فردی کاملاً وابسته به خود را در مقام نخستوزیری تحمیل کند.
از ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۵: جزر و مد تغییر میکند
از آوریل ۲۰۰۳، تاریخی که نیروهای آمریکایی وارد پایتخت عراق شدند… و تاریخی که میليشیاهای فرقهای عراقی که در کنار ایران با عراق میجنگیدند، بر روی تانکهای آمریکایی به بغداد بازگشتند، پروژه گسترشطلبانه ایران بهطور مداوم در حال صعود بوده است. این پروژه هر نماد یا رهبری که در مسیرش قرار داشت را در سوریه، لبنان و خود عراق حذف کرد. این کشور در حذف رفیق حریری، نماد بازگشت لبنان به یافتن جایگاهی برای خود در نقشه منطقه، در تاریخ ۱۴ فوریه ۲۰۰۵ تردیدی به خود راه نداد.
ایران در کل منطقه چیزی جز عراق برای از دست دادن ندارد. انتخابات عراقی قرار است ایدهای از مقیاس شکست پروژه گسترشطلبانه ایران از طریق این کشور مهم ارائه دهد. از این کشور، این پروژه در سال ۲۰۰۳ دوباره به حیات برگشت و از آنجا، میزان افول آن در سال ۲۰۲۵ نمایان خواهد شد!

