اکنون که رئیسجمهور ترامپ جنگی غیرقانونی و بیمقدمه علیه ایران آغاز کرده است، سوال بعدی بهطور اجتنابناپذیری این است: این جنگ چگونه به پایان میرسد؟ یا ترامپ چه گزینههایی برای پایان دادن به آن قبل از اینکه اوضاع از کنترل خارج شود، دارد؟
سه سناریوی کلی وجود دارد؛ اولین و محتملترین این است که ترامپ این وضعیت را ادامه دهد تا اینکه نوعی فروپاشی رژیم رخ دهد و سپس پیروزی خود را اعلام کند، در حالی که دست خود را از هر آنچه پس از آن میآید، شسته است.
این موضوع در گفتگوهای داخلی بسیار واضح بوده است: هیچکس نمیخواهد مسئولیت عواقب آن را بر عهده بگیرد. این اساساً تفاوت بین تغییر رژیم و فروپاشی رژیم است.
به همین دلیل، آنها نمیخواستند تغییر رژیم به سبک جنگ عراق را انجام دهند که در آن شما بهطور فعال در تلاش برای نصب یک دولت جدید هستید. اگر این کار را انجام دهید، سوابق آن به سوابق شما تبدیل میشود.
در واقع، اگر ایالات متحده موفق شود تعداد زیادی از رهبران مختلف سیستم کنونی را از بین ببرد، ممکن است نوعی فروپاشی رخ دهد. ترامپ میتواند پیروزی خود را اعلام کند، حتی اگر در آن صورت احتمالاً بیثباتی شدید یا جنگ داخلی وجود داشته باشد.
سناریوی دیگری این است که ایرانیها به حملات خود ادامه دهند و از ترامپ پیشی بگیرند. حمله ایرانیها برای ایالات متحده بهزودی بسیار پرهزینه خواهد شد، با افزایش نرخ تلفات (احتمالاً حتی در سمت آمریکایی)، تشدید تورم و بیثباتی در بازارهای جهانی.
و سپس فشار بر ترامپ در سطح بینالمللی، از سوی مردم آمریکا و از سوی پایگاه خود او به قدری قوی خواهد شد که او مجبور به جستجوی یک خروجی خواهد شد.
در آن نقطه، او ممکن است واقعاً به توافقی که روی میز بود، تن دهد: توافقی که بهتر از آنچه باراک اوباما موفق به تأمین آن شد، است و ترامپ با این حال آن را رد کرده بود. او ممکن است آن را بپذیرد و ناگهان آن را پیروزی اعلام کند و بگوید: “به لطف کمپین بمباران من، ما به این دستاورد رسیدیم.”
سناریوی سومی نیز وجود دارد که کمترین احتمال را دارد، در آن پس از چند دور حمله، هر دو طرف ممکن است احساس کنند که میتوانند به میز مذاکره بازگردند.
آنها حتی ممکن است به همان توافقی که در طول آخرین مذاکرات روی میز بود، بازگردند. و هر دو طرف میتوانند آن را بهعنوان یک پیروزی قالببندی کنند. ترامپ میتواند ادعا کند که ایران را بمباران کرده و بسیار موفق بوده است. ایرانیها میتوانند ادعا کنند که تلافی کرده و بسیار موفق بودهاند. و سپس به نوعی توافق برسند.
با این حال، این کار دشوار خواهد بود زیرا اکنون هیچ اعتمادی بین ایالات متحده و ایران وجود ندارد.
اما حتی اگر آنها به نوعی توافق برسند، اجرای آن بسیار دشوار خواهد بود، احتمالاً پایدار نخواهد بود و چیزی بیشتر از یک آتشبس با ظاهری از توافق فراتر از آن نخواهد بود.
در همین حال، منافع اسرائیل در پیشبرد روایت این است که مذاکرات از ابتدا یک فریب بوده است و این حمله از قبل برنامهریزی شده بود — زیرا این روایت اعتبار آمریکا بهعنوان یک نیروی دیپلماتیک و مذاکرهکننده را تخریب میکند.
و هرچه بیشتر روایت این باشد که دیپلماسی از ابتدا دروغ بوده است، بهراحتی میتوانید از هرگونه مذاکرات آینده اجتناب کنید.
من قانع نیستم که واقعاً از ابتدا یک فریب بوده است. در دولت ایالات متحده عناصری وجود داشتند که در مورد مسیر دیپلماتیک صادق بودند، اما در نهایت ترامپ تحت فشار نوعی قرار گرفت که او ثابت کرده است که بسیار در برابر آن آسیبپذیر است.
هیچیک از اینها آنچه اتفاق افتاده را قابل بخشش نمیکند. این کار را قانونی نمیکند. این کار را استراتژیک نمیکند. اما ما باید این را به رسمیت بشناسیم: هیچ چیزی به اندازه تخریب کامل اعتبار آمریکا بهعنوان یک شریک مذاکرهکننده، به منافع اسرائیل خدمت نمیکند.

