بسته شدن ناگهانی مسیرهای کشتیرانی در خلیج فارس واشنگتن را به یک بحران شدید نفتی کشانده است و برنامهریزان نظامی و بازرگانان انرژی را وادار کرده تا با محدودیتهای فشار مالی آمریکا مواجه شوند. در حالی که ذخایر استراتژیک رو به کاهش با گلوگاههای شدید پالایش جهانی تلاقی میکند، این بحران نفتی در حال گسترش آسیبپذیریهای ساختاری عرضه را نمایان میسازد که آتشبسهای دیپلماتیک کوتاهمدت دیگر نمیتوانند آن را پنهان کنند.
بحران نفتی فشار بر انرژی جهانی را افزایش میدهد
در ماه ژوئن، رئیسجمهور دونالد ترامپ با ارائه پیشبینیهای نگرانکننده، امضای یک یادداشت تفاهم با ایران را توجیه کرد.
ترامپ در یک کنفرانس خبری در فرانسه در اجلاس گروه هفت گفت: “ما در حدود چهار هفته از ذخایر خود خارج میشویم.”
او پیشبینی کرد که تمام شدن ذخایر نفتی باعث “هرج و مرج” خواهد شد و ابراز نگرانی کرد که مبادا به هربرت هوور، رئیسجمهور جمهوریخواه که بر بازار سقوطی که منجر به رکود بزرگ شد، نظارت داشت، مقایسه شود.
ترامپ نمیخواهد با هربرت هوور مقایسه شود.
اما او همچنین یادداشت تفاهم را رها کرده و دوباره به ایران حمله میکند. تنگه هرمز دوباره بسته شده است. پس “هرج و مرج” پیشبینی شده توسط ترامپ چقدر دور است؟
من با دیوید گلدمن، خبرنگار ارشد CNN Business که بر روی نفت و بازارهای نفتی در طول جنگ با ایران تمرکز کرده است، صحبت کردم.
او به من گفت که ذخیره استراتژیک نفتی که آمریکا در صورت بروز اضطراری نگهداری میکند، در حال کاهش است. همچنین ذخایر تجاری که در یک شهر کوچک در اوکلاهما نگهداری میشود، در حال کاهش است. اما بازارها نگران نیستند زیرا پاسخ، که ترامپ از آن خوشش نخواهد آمد، ممکن است در برابر چشمانش باشد. گفتگوی ما که برای اختصار ویرایش شده است، در زیر آمده است.
آیا پیشبینی ترامپ هنوز معتبر است؟
وولف: یادداشت تفاهم لغو شده است. آتشبس لغو شده است. آیا هرج و مرج در راه است؟
گلدمن: سوال این است که چه زمانی. دو چیز وجود دارد که از هرج و مرج جلوگیری کرده است. اولین مورد این است که ما یک بازگشایی سه هفتهای از تنگه هرمز داشتیم و تقریباً تمام نفتی که در تنگه هرمز قفل شده بود، به میزان بیش از 200 میلیون بشکه، خارج شد. حساب کنید و به حدود 17 هفته تأمین میرسید. این زمان بیشتری برای ترامپ خرید. مورد دیگر که به نظر من و همچنین ترامپ گفت، چین بود.

چین همه را با مقدار نفتی که قبل از جنگ در ذخایر داشت، شگفتزده کرده است. چه این پیشبینی باشد یا شانس خوب، چین بیش از یک میلیارد بشکه نفت در انبارها داشت و در حال کاهش این ذخایر برای تأمین نیازهای نفتی خود بیشتر از آنچه که فکر میکنید، بوده است. چین تا چه مدت دیگر میتواند دوام بیاورد؟ بهترین برآوردها حدود سه تا چهار ماه است، اما ما واقعاً بینش روشنی نداریم.
بحران جهانی نفت تجارت را تغییر میدهد
ولف: ایالات متحده تا چه مدت دیگر میتواند دوام بیاورد؟
گلدمن: ایالات متحده بهطور قابل توجهی بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان است.
در یک فضای خالی، ایالات متحده میتواند نیازهای نفتی خود را تأمین کند. این کشور روزانه حدود 21 یا 22 میلیون بشکه نفت تولید میکند و ما در این کشور روزانه حدود 13 یا 14 میلیون بشکه نفت مصرف میکنیم. ما روزانه میلیونها بشکه بیشتر از آنچه که مصرف میکنیم تولید میکنیم و بنابراین ایالات متحده به یک صادرکننده نفت تبدیل شده است. مشکل این است که بهطور کلی دو نوع نفت وجود دارد.
ما آنچه را که به عنوان نفت خام سبک و شیرین شناخته میشود، تولید میکنیم و این واقعاً برای تولید بنزین خوب است و چیز دیگری نیست. بنابراین اگر بخواهید چیزهای دیگری تولید کنید — آسفالت، یا حتی تا حدی، دیزل و سوخت جت — ما نیاز داریم که نفتی از خاورمیانه وارد کنیم.
جای دیگر برای دریافت نفت خام سنگین و ترش، که نوع دوم نفت است، ونزوئلا است. شما میدانید که آنجا چه میگذرد. و سپس سومین کشور روسیه است. شما میدانید که آنجا چه میگذرد.
data-path-to-node=”18″>چیز بعدی که باید درک کنیم این است که از آنجا که خاورمیانه تمام این نفت را تولید نمیکند، بزرگترین مشتریان خاورمیانه، یعنی آسیا و اروپا و استرالیا، از ایالات متحده نفت درخواست میکنند. مقدار زیادی از دیزل ما به آسیا میرود. مقدار زیادی از سوخت جت ما به اروپا میرود و این موضوع میزان سوخت و نفتی را که میتوانیم به کشور خودمان ارائه دهیم کاهش داده است.
وضعیت از زمان آتشبس تغییر کرده است
وولف: تنگه هرمز دوباره بسته شده است. آیا نفت به گونهای انباشته شده که آتشبس دیگری بتواند زمان بیشتری بخرد؟ گلدمن: یک نکته این است که در حال حاضر نفت کمتری در تنگه هرمز نسبت به قبل وجود دارد. در حال حاضر صدها میلیون بشکه نفت نداریم؛ ما دهها میلیون بشکه داریم که در داخل گیر کردهاند. بنابراین در این دور، مقدار زیادی نفت آماده خروج از خلیج فارس وجود ندارد.
نکته دوم این است که اکنون یک محاصره نیز در دریای سرخ در حال وقوع است. عربستان سعودی در انتقال نفتی که معمولاً باید از طریق خلیج فارس به سمت غرب خارج میشد، از طریق خطوط لولهاش به دریای سرخ بسیار مؤثر عمل کرده است و سپس از دریای سرخ برای مشتریانش در هند و آسیا از طریق تنگه بابالمندب خارج میشود. حوثیها (شورشیان مورد حمایت ایران در یمن) اکنون آن تنگه را نیز محاصره کردهاند.
تنگناهای پالایش به بحران نفت دامن میزنند
این یک مشکل سوخت بیشتر از یک مشکل نفت است
گلدمن: نکته دیگر این است که ما اکنون در یک بحران پالایش هستیم که قبلاً واقعاً وجود نداشت. بخشی از دلیل این است که ایران در طول جنگ 30 پالایشگاه در خاورمیانه را یا نابود کرده یا به طور قابل توجهی آسیب زده است. برای بازگرداندن این پالایشگاهها به حالت عملیاتی، بسته به میزان تخریب، ممکن است سالها، هفتهها یا ماهها زمان نیاز باشد. روسیه نیز از حملات پهپادی اوکراین آسیب دیده است و بنابراین روسیه که 12 درصد دیزل جهان را صادر میکرد، اکنون هیچ دیزلی صادر نمیکند زیرا ظرفیت پالایش برای این کار را ندارد.
چین محدودیتهایی برای پالایشگاههای خود وضع کرده است، بخشی به دلیل تقاضا، اما بخشی نیز به این دلیل که در تلاش است تا تلاشهای الکتریکی کردن وسایل نقلیه خود را افزایش دهد.
ایالات متحده تمام تلاش خود را برای پالایش هر چه بیشتر انجام میدهد زیرا تقاضا برای سوخت ایالات متحده بسیار زیاد است. خوب، ما در ایالات متحده به طور متناوب در یک موج گرما بودهایم و این برای پالایش واقعاً بد است زیرا شما باید سوخت را از طریق فرآیند تقطیر خنک کنید.
ذخیرهسازی استراتژیک نفت قدیمی، فرسوده و بسیار، بسیار پایین است
وولف: ما باید برای شوکهایی مانند این از طریق ذخیرهسازی استراتژیک نفت آماده باشیم. مردم باید چه چیزی درباره آن بدانند؟
گلدمن: در دهه ۱۹۷۰، یک بحران نفتی در این کشور وجود داشت — یک بحران واقعی نفتی، جایی که مردم ساعتها در صف پمپ بنزینها بودند. کشور مجبور شد محدودیت سرعت را به ۵۵ مایل در ساعت کاهش دهد تا میزان نفتی که استفاده میکردیم را کاهش دهد. اگر شماره پلاک شما به عدد زوج یا فرد ختم میشد، بسته به روز هفته نمیتوانستید بنزین بزنید. واقعاً جدی بود.
یکی از راهحلها ساخت یک ذخیرهسازی استراتژیک نفت در سواحل خلیج فارس بود، تا اگر هرگز با وضعیت مشابهی مواجه شدیم، بتوانیم از آن استفاده کنیم و کمتر به ایران یا خاورمیانه وابسته باشیم.
[caption id="attachment_32654" align="alignleft" width="860"]
قیمت بنزین بالای ۶.۰۰ دلار در یک پمپ بنزین شل در مقابل پالایشگاه ماراثون پترولیوم در لس آنجلس در تاریخ ۲ آوریل ۲۰۲۶ در کارسون، کالیفرنیا نمایش داده شده است. جاستین سالیوان/گتی ایمجز
این ذخیرهسازیها در غارها وجود دارد. برخی از آنها در لوئیزیانا و برخی در تگزاس هستند. و آنها بسیار بزرگ هستند، دو برابر ارتفاع (زیرزمینی) ساختمان امپایر استیت.
اما مشکل این است که آنها در دهههای ۷۰ و ۸۰ ساخته شدهاند و اگرچه کنگره در طول زمان دستور بازسازی تأسیسات را صادر کرده است، اما آنها نسبتاً قدیمی هستند. کاملاً مشخص نیست که آیا تمام نفتی که در آن قرار دادهایم همچنان در آن باقی مانده است. ممکن است برخی نشتها وجود داشته باشد. یکی از نگرانیها این است که وقتی آن را تخلیه میکنید، فیزیک ممکن است اجازه ندهد تمام نفتی که در آن نشسته است را پمپ کنید، زیرا رسوبات در پایین مانند لجن در ته مخزن هستند. بنابراین وقتی میگویید ۳۰۰ میلیون بشکه دارید، ممکن است فقط ۱۰۰ میلیون بشکه قابل استفاده داشته باشید.
بحران نفتی تهدیدی برای ذخایر استراتژیک
وولف: حکمت متعارف درباره زمانی که ذخایر جهانی واقعاً شروع به شکست میکنند چیست؟
گلدمن: نحوه کار ذخیرهسازی استراتژیک نفت این است که دولت ترامپ اساساً قراردادی دارد که میگوید ما این نفت را خواهیم فروخت و در تاریخ بعدی این مقدار نفت را خریداری خواهیم کرد. بنابراین به سطحی خواهیم رسید که حدود ۲۷۵ میلیون بشکه خواهد بود، و سپس تخلیه متوقف خواهد شد و ما شروع به تجدید آن خواهیم کرد. و بنابراین واقعاً به ۱۷۵ نزدیک نخواهیم شد مگر اینکه اقدام دیگری انجام دهیم.
چند مشکل با این موضوع وجود دارد.
اول، ما در حال خرید مجدد با قیمتهای نسبتاً بالا هستیم.
مسئله دیگر این است که اگر طوفان یا وضعیت اضطراری وجود داشته باشد که نیاز به استفاده از آن داشته باشیم، حتی پر کردن مجدد آن به مقدار کم هم ما را به جایی که باید باشیم نمیرساند. مشکل سوم این است که احتمال ادامهدار شدن این جنگ به طور نامحدود وجود دارد و تنگه هرمز به طور نامحدود بسته است و کاهش ذخایر استراتژیک نفت (SPR) جدیت جنگ و تأثیر آن بر قیمتهای سوخت را با ادامه سیل نفت به بازار پنهان کرده است.
وولف: چرا ذخایر تجاری مسئله بزرگتری هستند؟
گلدمن: شبکه لولهکشی آمریکا به یک مرکز در کاوشینگ، اوکلاهما میرسد. اینجا جایی است که تمام نفت تگزاس و نفت سواحل خلیج به آنجا منتقل میشود. قیمت در آنجا تعیین میشود و سپس به پالایشگاههای کشور منتقل میشود. ذخایر در کاوشینگ معیاری است که صنعت نفت برای درک سلامت تأمین نفت آمریکا به آن نگاه میکند. سطح استرس عملیاتی که در آن فیزیک شروع به تسلط میکند و شما نیاز به کار اضافی برای خارج کردن نفت از لولهها دارید، ۲۰ میلیون بشکه است. کاوشینگ در حال حاضر ۱۸.۶ میلیون بشکه دارد.
کارشناسانی که این موضوعات را بهتر از من درک میکنند، معتقدند که جایی بین ۱۴ تا ۱۵ میلیون بشکه جایی است که به معنای واقعی کلمه نمیتوانید هیچ نفتی از ذخایر کاوشینگ خارج کنید.
به آن مانند یک قوری قهوه در هتل یا رستوران فکر کنید. شما شیر آب را که نزدیک به پایین است فشار میدهید و قهوه دیگر نمیچکد. چه کار میکنید؟ آن را به سمت خود کج میکنید و کمی قهوه خارج میشود. در یک نقطه، درست مانند آن قوری قهوه، جاذبه دیگر نمیتواند نفت را خارج کند و در پایین مخزن مواد زایدی مانند لجن نشسته است. نمیتوان از آن استفاده کرد. سطح شیر آب در پایینترین نقطه مخزن نیست. میتوانید از پمپها برای خارج کردن مقداری از آن استفاده کنید، اما بسیاری از آن غیرقابل استفاده است. ما به نقطه غیرقابل استفاده نزدیک هستیم.
تقاضا برای نفت در طول جنگ به شدت کاهش یافته است
وولف: قیمت نفت قبل از جنگ در ۲۷ فوریه کمتر از ۷۰ دلار برای هر بشکه بود. امروز حدود ۸۴ دلار است. از بازار چه انتظاری داریم؟
گلدمن: اگر شما طرفدار ترن هوایی هستید، این هیجانانگیزترین سواری است که میتوانید تجربه کنید. قیمت نفت از ۷۰ دلار قبل از جنگ — و من در مورد قیمتهای نفت برنت صحبت میکنم — به بالای ۱۱۳ دلار رفت. ما به طور کامل به زیر سطحی که در ژوئن، زمانی که تنگه هرمز باز شد، شروع کردیم، برگشتیم و سپس دوباره به ۱۰۰ دلار رسیدیم و حالا دوباره در محدوده ۸۰ دلار هستیم.
چرا بازار نمیتواند این را درک کند؟ اول از همه، تقاضا برای نفت در طول این جنگ به شدت کاهش یافته است. ما اساساً راهی برای زندگی بدون ۱۳ میلیون بشکه نفت در روز پیدا کردهایم. و زمانی که آن نفت در ماه ژوئن، در حین یادداشت تفاهم، دوباره به بازار بازگشت، بازار واقعاً نمیدانست با آن چه کند. حتی لزوماً نمیخواست آن نفت را. چین خرید نمیکند. بسیاری از کشورهای آسیایی راههای دیگری برای تأمین نفت یا دور زدن آن پیدا کردهاند. آنچه شگفتانگیز است این است که ما به سرعت از بزرگترین بحران عرضه نفت در جهان به مازاد نفت رسیدیم.
بازار این را درک میکند و آنچه من آن را تعصب به صلح مینامم دارد، جایی که باور دارد چون ترامپ گفته است که تنگه هرمز باید باز شود، گفته است که ما آن را باز خواهیم کرد، چه باران بیافتد و چه طوفان، و گفته است که ممکن است به زودی توافق دیگری داشته باشیم، نمیخواهد در موقعیتی قرار بگیرد که متضرر شود. نفت، به طرز شگفتانگیزی، هرگز به بالاترین قیمتی که در سال ۲۰۲۲ به آن رسید نزدیک نشد و این شگفتانگیز است زیرا قیمت نفت برنت (در سال ۲۰۲۲) به بیش از ۱۲۰ دلار در بشکه رسید زیرا روسیه ۳ میلیون بشکه از بازار خارج کرده بود زمانی که به اوکراین حمله کرد.
ما در این بحران چندین برابر آن مقدار را داشتیم و هرگز حتی به آن قیمت نزدیک نشدیم. همچنین هرگز به بالاترین قیمتی که در سال ۲۰۰۸ به نزدیک ۱۵۰ دلار در بشکه رسید نزدیک نشدیم، زمانی که حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت را از دست داده بودیم. بنابراین این یک بیانیه بزرگ از سوی بازار نفت است که آنها به ترامپ باور دارند و فکر میکنند که نفت کافی در بازار وجود دارد تا تقاضا را پس از باز شدن تنگه تأمین کند.
هدایت نیروهای بازار بحران نفت
بازارها به نظر میرسد فکر میکنند این مشکل به نوعی حل خواهد شد
ولف: این واقعاً شگفتانگیز است که او چنین اعتمادی در بازار دارد. آیا این به این دلیل است که به او اعتماد دارند یا به این دلیل که او در موقعیت سختی قرار دارد؟
گلدمن: یکی از راههای نگاه به این موضوع این است که هیچکس نباید به هیچ چیزی که ترامپ میگوید باور کند زیرا میدانید چند بار گفته است که ما به توافق نزدیک هستیم و ما توافقی نداشتیم.
اما سپس، یک بار او گفت که ما به توافق نزدیک هستیم و واقعاً توافقی داشتیم، یا توافقی که تنگه هرمز را برای چند هفته باز کرد. بنابراین تنها چیزی که او نیاز داشت این بود که یک بار درست بگوید، و سپس اگر فکر میکردید که نفت باید ۹۰ دلار باشد، و ناگهان نفت با ۷۰ دلار معامله میشود، شما در یک موقعیت واقعی قرار دارید. این بخشی از دلیلی است که با وجود سابقه بسیار ضعیف او در بیان بیانات دقیق درباره جنگ و مذاکرات با ایران، بازار تمایل دارد که باور کند.
دومین نکته این است که ترامپ هر انگیزهای برای پایان دادن به این وضعیت دارد. او انگیزه سیاسی دارد. او انگیزه اقتصادی دارد. او انگیزه مالی دارد. بازارها، به مدت زمانی که این جنگ ادامه داشته، بر این باور بودهاند که ترامپ بیشتر تمایل دارد از این وضعیت خارج شود تا اینکه در آن بماند. ایران به وضوح عامل نامشخص است. ایران ممکن است نخواهد تنگه باز بماند و هر انگیزهای برای ادامه این وضعیت دارد و اینجا ترفند است. موضوع کمتر به این مربوط میشود که آیا بازار به ترامپ اعتماد دارد و بیشتر به این مربوط میشود که آیا بازار به ایران اعتماد دارد.

ممکن است در حال حاضر دردی وجود داشته باشد که در آینده مفید باشد
وولف: راههای خروج چیست؟
گلدمن: سوال این است که راهحل قابل قبول چیست. آنچه در حال حاضر در حال وقوع است، دریافت عوارض توسط ایران است. این اساساً جنگی بر سر یک عوارضی است زیرا بند پنجم توافقنامه MOU بیان میکند که ایران اجازه عبور ایمن کشتیها از تنگه هرمز را به مدت 60 روز بدون عوارض میدهد. ایران این را به عنوان “تمام کشتیها باید برای دریافت عوارض در نهایت با رژیم ثبتنام کنند” تفسیر کرد و دولت ترامپ گفته است، “این غیرقابل قبول است. این آبهای بینالمللی است و شما نمیتوانید این کار را انجام دهید.”
بنابراین ایران شروع به حمله به کشتیهایی کرد که از این راه دیگر برای خروج از تنگه، در اطراف سواحل عمان استفاده میکردند. راهحلی که کمتر کسی در مورد آن صحبت میکند این است که، خوب، چرا اجازه ندهیم ایران عوارض دریافت کند؟ من پیشنهاد نمیکنم که این ایده خوبی است، اما این یک مسیر است.
این به هر دو طرف آنچه را که میخواهند میدهد، جایی که ایران میتواند عوارض را دریافت کند و کنترل تنگه هرمز را به دست بگیرد و دولت ترامپ نفت را برای ورود و خروج از تنگه دریافت میکند. بله، ممکن است یک یا دو دلار به قیمت نفت اضافه کند، اما در کل اگر جهان باور داشته باشد که ما در یک مازاد نفتی هستیم، ممکن است حتی متوجه آن نشود. در حال حاضر، عربستان سعودی راهی برای دور زدن این وضعیت پیدا کرده و دیگران نیز ممکن است خط لولههایی بسازند.
ما در مورد ساخت یک خط لوله توسط شِورون به طور مستقیم از عراق به دریای مدیترانه صحبت میکنیم. در آینده ممکن است از این جنگ بهرهمند شویم زیرا اهمیت تنگه هرمز برای بازار جهانی نفت کاهش مییابد.
راهحل ممکن است در برابر ترامپ قرار داشته باشد
WOLF: ایدهی منافع بلندمدت به نظر بسیار خوشبینانه میرسد، زیرا در کوتاهمدت این یک گل به خودی بزرگ برای ایالات متحده خواهد بود که ایران را در زمانی غنی میکند که ایالات متحده قرار بود آن را کمتر قدرتمند کند.
GOLDMAN: این قطعاً یک دیدگاه است. یک راه دیگر برای نگاه کردن به این موضوع این است که ما اکنون در این وضعیت هستیم، صرفنظر از اینکه ترامپ باور دارد که میتواند توافقی بهتر از توافق اوباما به دست آورد، او در اشتباه است.
راه خروج از این وضعیت ممکن است در مقابل او باشد و مقاومت او ممکن است بیش از حد سرسختانه باشد. تحلیل او از وضعیت اقتصادی در ژوئن که او را به این باور رساند که باید آن یادداشت تفاهم را امضا کند تا از یک فاجعه اقتصادی به مقیاس رکود بزرگ جلوگیری کند، ممکن است افراطی باشد، اما به اندازهای دور نیست که نقطهی عطف دوباره اتفاق نیفتد. برای جلوگیری از این، تسلیم شدن کمی به ایران برای باز کردن دوباره تنگه هرمز به منظور دستیابی به منافع بلندمدت در کاهش تأکید بر تنگه هرمز ممکن است پیروزی باشد که او به دنبالش است. فقط کمی زمان خواهد برد.

