شکلهای استراتژیک جاسوسی جهانی در حال تجربه یک دگرگونی عمیق هستند، زیرا پکن بهطور سیستماتیک شفافیت ساختاری معماریهای دیجیتال غربی را به سلاح تبدیل میکند. با انتقال از فنون کلاسیک مخفی به یک مدل صنعتی از تجمیع الگوریتمی، خدمات اطلاعاتی چین اکوسیستمهای عمومی را به وکتورهای عملیاتی وسیع تبدیل میکنند. این وابستگی محاسبهشده به موضع اطلاعاتی چین به دشمنان این امکان را میدهد که سرمایه انسانی و فناوری با ارزش بالا را بدون فعال کردن زنگهای خطر امنیت ملی سنتی برداشت کنند. در حالی که چارچوبهای دفاعی غربی در تلاشند تا جوامع باز خود را ایزوله کنند، درک مکانیزمهای این موضع اطلاعاتی تکاملیافته چین به یک مأموریت قطعی ضدجاسوسی در این دهه تبدیل میشود.
هکر در هودی قرمز تیره در مقابل پرچم دیجیتال چین و پسزمینه جریانات باینری مفهوم امنیت سایبری
موضع اطلاعاتی چین: مرزهای بهرهبرداری دیجیتال
در اوایل ژوئن، گروه پنج چشم – یک اتحاد اطلاعاتی متشکل از خدمات امنیتی و اطلاعاتی ایالات متحده، بریتانیا، کانادا، استرالیا و نیوزیلند – بیانیهای تحت عنوان «حفاظت از اسرار ما» منتشر کرد. این بیانیه هشدار داد که وزارت امنیت دولتی چین (MSS) بهطور فزایندهای از سایتهای شبکهسازی حرفهای و پورتالهای شغلی مانند لینکدین، ایندید و آپورک برای جذب کارکنان دولتی و خدمات عمومی ناآگاه در کشورهای خود استفاده میکند.
در حالی که این ادعاها بهطور پیشبینیشدهای توسط وزارت امور خارجه چین رد شدهاند، اما به یک تغییر بزرگتر در موضع اطلاعاتی چین اشاره دارند: موضعی که بر بهرهبرداری از باز بودن فضاهای دیجیتال و جریانات سیلابی دادههای عمومی برای دستیابی به اطلاعات غنی متمرکز است.
این یک موضوع است که در اشکال مختلفی تجلی مییابد، از استفاده گسترده از لینکدین برای جذب نیرو تا بهرهبرداری از مدلهای زبانی بزرگ متنباز (LLMs) برای جمعآوری اطلاعات و ترکیب دادههای عمومی تأییدشده و بهطور داوطلبانه ارائهشده، مانند اطلاعات بیومتریک و مدارک سفر، برای پلیس پیشبینیکننده و نظارت. این روندها چه چیزی را درباره نقش چین بهعنوان یک بازیگر کلیدی اطلاعاتی جهانی در سال ۲۰۲۶ میگویند؟ و خدمات ضدجاسوسی کشورهای هدف چگونه به این چشمانداز جدید سازگار میشوند؟
استخدام رسانههای اجتماعی از طریق شبکههای اطلاعاتی چین
استفاده چین از رسانههای اجتماعی برای مقاصد مرتبط با اطلاعات، بهویژه استخدام، جدید نیست. از اوایل سال ۲۰۱۷، یک افسر وزارت امنیت دولتی چین (MSS) که تحت نام مستعار «مایکل یانگ» فعالیت میکرد، با افسر سابق سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا (CIA) به نام کوین مالوری تماس گرفت و دوستی با این آمریکایی برقرار کرد که بعدها به پیشنهاد استخدام تبدیل شد تا اینکه مالوری در سال ۲۰۱۸ فاش و محکوم شد. پرونده مالوری بعدها به یک فیلم کوتاه تولید شده توسط اداره تحقیقات فدرال (FBI) در سال ۲۰۲۰ تبدیل شد که هدف آن افزایش آگاهی درباره استخدامهای خصمانه در رسانههای اجتماعی توسط خدمات اطلاعاتی چین بود.
تا سال ۲۰۲۳، چنین فعالیتی تشدید شده بود. در یک نشست سران پنج چشم در پالو آلتو، کالیفرنیا، در آن سال، سر کن مککالوم، مدیرکل خدمات امنیتی بریتانیا MI5، هشدار داد که چین نه تنها رویکردهای خود را نسبت به افراد و پرسنل مرتبط با زیرساختهای حیاتی، نهادهای امنیتی و دیپلماتیک، و علم و فناوریهای مرزی افزایش داده، بلکه بهطور فزایندهای به رسانههای اجتماعی برای این کار تکیه کرده است و تقریباً ۲۰,۰۰۰ تلاش استخدامی تنها در بریتانیا از طریق لینکدین انجام داده است.
پیشرفتهای فناوری، بهویژه در زمینه جرمشناسی دیجیتال، تلاشها برای مقابله با این چالشها را ممکنتر کرده است. در اواخر سال ۲۰۲۵، MI5 کمپین «قبل از اینکه لینک کنید، فکر کنید» و اپلیکیشن مرتبط با آن را برای نمایندگان پارلمان بریتانیا که هدف اطلاعات چین قرار گرفته بودند، راهاندازی کرد و سیستم هوش مصنوعی یکپارچه این اپلیکیشن به شناسایی پروفایلها و تاریخچه پیامهای دستکاری شده کمک میکند.
‘حفاظت از اسرار ما’، جدیدترین بیانیه پنج چشم، تنها آخرین نسخه از نگرانی دیرینه خدمات ضد اطلاعات غربی درباره قابلیتهای همتایان چینی خود و بهرهبرداری آنها از ماهیت ‘باز’ رسانههای اجتماعی است. آنچه واضح است، اهمیت مداوم فناوری در مقابله با این مشکل است.
وزارت امنیت ملی چین (MSS) در استفاده از تحلیل احساسات در عملیات پیامرسانی خود، هم در داخل و هم در برخی موارد در فعالیتهای خارجی، توانمندی خود را نشان داده است تا ارتباطات خود را به گونهای شکل دهد که با باورهای اهدافش همراستا باشد. با توجه به اینکه خدمات اطلاعاتی در سرتاسر جهان به زبان و سبکهای ارتباطی استفاده شده در استراتژی رسانههای اجتماعی MSS برای حداکثر کردن تأثیر آن میپردازند، استفاده از forensic دیجیتال پیشرفتهتر برای شناسایی و پیشگیری از چنین پیامرسانیها از دیدگاه ضد اطلاعاتی به طور فزایندهای اهمیت خواهد یافت.
استخراج الگوریتمی از موضع اطلاعاتی چین بهرهبرداری میکند
یک نمونه دیگر از کارایی MSS در بهرهبرداری از معماریهای باز، افزایش فراوانی حملات تقطیر است. بیشتر هوش مصنوعی تجاری میتواند با درخواستهای خودکار که هدفشان استخراج اطلاعات از یک سیستم است، “غرق” شود. دادههای برداشت شده سپس میتوانند برای بررسی آسیبپذیریهای بیشتر در مدل یک رقیب، پر کردن شکافهای خود یا رقابت با سایر مدلهای تجاری استفاده شوند.
در ماههای اخیر، اطلاعات چین به طور فزایندهای از باز بودن هوش مصنوعی تجاری برای برداشت دادهها از طریق حملات تقطیر بهرهبرداری کرده است. با انگیزه رقابت با ایالات متحده در حوزه هوش مصنوعی، MSS از حملات تقطیر که توسط غولهای هوش مصنوعی چین مانند DeepSeek، MoonShot و MiniMax علیه مدلهای آمریکایی انجام میشود، حمایت کرده است، در حالی که Anthropic، Google و OpenAI تحت حمله متمرکز قرار گرفتهاند. این حملات تقطیر در واقع به عنوان نوعی جمعآوری اطلاعات پیشرفته عمل میکنند. با توجه به اینکه هوش مصنوعی تجاری به طور فزایندهای در معماریهای امنیت ملی گنجانده میشود، تقطیر، که به واسطه تکرار سریعتر تقویت میشود، میتواند به یک مهاجم از چین بینش منحصر به فردی در مورد آسیبپذیریهای سایبری و فیزیکی ایالات متحده برای بهرهبرداری ارائه دهد.
با پیشرفت روزافزون هوش مصنوعی، خدمات ضد اطلاعات ملی — به ویژه آنهایی که با رقیبی به قدرت چین مواجه هستند — اقداماتی را اتخاذ خواهند کرد، همانطور که برخی از آنها در حال حاضر انجام میدهند، تا باز بودن معماری هوش مصنوعی که امکان وقوع چنین حملاتی را فراهم میکند، محدود کنند.
در حالی که بیشتر شرکتهای هوش مصنوعی تجاری مانند OpenAI و Anthropic به عنوان تلاشهای مالکیتی عمل میکنند و دسترسی عمیق به عملکردهای داخلی را توسط یک رقیب محدود میکنند، حملات تقطیر تقاضاهای جدیدی برای بررسی و تأیید در نحوه استفاده از هوش مصنوعی ایجاد میکنند. در واقع، فشارهای ناشی از معماریهای امنیت ملی احتمالاً چنین فشاری را تسریع خواهد کرد. این، به نوبه خود، منجر به فروپاشی تسریعشده مرزهای بین اطلاعات صنعتی و امنیت ملی خواهد شد — تغییری که در حالی که برای چند سال در حال انجام است، ممکن است عواقب قابل توجهی برای آینده اطلاعات و ژئوپولیتیک داشته باشد.
در نهایت، گزارشهای اخیر درباره «پلتفرم مدیریت و کنترل دینامیک چین برای خارجیها» به وضوح بر پیچیدگی و تقریباً همهدانایی وزارت امنیت عمومی چین (MSS) در برابر رقبایش از طریق جمعآوری و استفاده از دادههای شخصی تأکید کرده است.
مشابه سیستم هوشمند Maven که توسط Palantir اداره میشود و در طول جنگ ایران توسط اطلاعات ایالات متحده استفاده شده است، پلتفرم کنترل دینامیک (DCP) مجموعهای از دادهها و ورودیهای اطلاعاتی را در یک داشبورد بصری واحد ترکیب میکند. این پلتفرم اطلاعات بیومتریک، دادههای حسگر و جریانهای وسیع اطلاعاتی درباره اهداف خاص را برای پروفایلسازی روانی و پیشبینی اقدامات افراد هدف ترکیب میکند. از زمان کشف این پلتفرم، نگرانیهایی وجود داشته است که ممکن است به عنوان ابزاری برای ارعاب و سرکوب، هم در داخل و هم فراتر از مرزهای چین استفاده شود.
بسیاری از موفقیتهای DCP به استفاده از سیستمها و پایگاههای داده باز که دادههای ارائه شده بهطور داوطلبانه را در بر میگیرد، بستگی دارد. ورودیهای سادهای مانند دادههای بیومتریک و جزئیات سفر — که اغلب از بازدیدکنندگان خارجی از طریق درخواستهای ویزا جمعآوری میشود — میتوانند از طریق این پلتفرم تجمیع، سازماندهی و به سلاح تبدیل شوند.
بنابراین، استفاده از آن به یک نتیجهگیری بزرگتر اشاره دارد: خدمات اطلاعاتی چین دیگر نیازی به اطلاعات محرمانه برای هدف قرار دادن رقبای خود با دقت مورد نظر ندارند. دادههای شخصی که بهطور داوطلبانه ارائه شدهاند و حتی اطلاعات منبع باز (OSINT) نیز میتواند به همان اندازه در دستان یک قدرت اطلاعاتی با ظرفیت فناوری برای درک آن کافی باشد. این ظرفیت برای درک دادهها، نه صرفاً مقدار آن، است که سیستمهای اطلاعاتی چین مانند DCP را بهویژه مؤثر و حتی کشنده میسازد.

خراب کردن سیستمهای ساخته شده بر اساس الگوی اطلاعاتی چین
با این حال، همهدانایی چین از طریق دادههای منبع باز لزوماً به معنای همهقدرتی نیست. رقبای ضد اطلاعات آن در غرب بهطور فزایندهای در حال بررسی اقداماتی برای مقابله و حتی سلاحی کردن مزیتی هستند که MSS از طریق دسترسی بیقید و شرط به دادههای شخصی برخوردار است.
همانطور که هوش مصنوعی به MSS اجازه میدهد تا پروفایلهای جعلی در شبکههای اجتماعی ایجاد کند تا اهداف را فریب دهد، یا افراد خاص و ارتباطات آنها را سنتز، مثلثبندی و هدفگذاری کند، همچنین به کسانی که در سمت دریافتکننده قرار دارند، این امکان را میدهد که دادههای نادرست را به سیستمهایی که این فناوریها به آنها وابستهاند، وارد کنند. هوش مصنوعی به طور فزایندهای قادر به دور زدن حسگرهای بیومتریک سنتی است و یکپارچگی دادههایی را که سیستمهایی مانند DCP به آنها وابستهاند، تضعیف میکند. با تسهیل توسعه بیشتر فناوری، ورودیهایی که به این سیستمها داده میشود ممکن است به طور فزایندهای مشکوک شوند — که یک آسیبپذیری کلیدی در ضد اطلاعات مدرن چین را نمایان میسازد.
اطلاعات دیگر محدود به دنیای پنهان و رازآلود نیست، بلکه به طور فزایندهای تحت تأثیر جریانات عمومی دادهای است که از طریق فضای سایبری در دسترس قرار میگیرد. مهارت روزافزون چین در مدیریت این دو جریان به تغییر ماهیت اطلاعات و وزن ژئوپلیتیکی پکن در صحنه جهانی امروز اشاره دارد. بقیه جهان باید به چالشی که این موضوع ایجاد میکند پاسخ دهد — وگرنه در این دنیای خطرناک جدید عقب خواهد ماند.

