کشورهای مستقل و بازارهای انرژی جهانی در یک نمایشگاه شدید از لبهداری نامتقارن قفل شدهاند که در آن نمایشهای توخالی و ریسکهای حسابشده شرایط تعامل را تعیین میکنند. پیمایش در این منطقه اصطکاکی بسیار ناپایدار نیازمند درک عمیق از انحراف استراتژیک است، زیرا بازیگران به طور مداوم بازدارندگی نظامی را در برابر پیامدهای کلان اقتصادی در یک بازی پوکر دروغگو واقعی متعادل میکنند.
پوکر دروغگو: پیمایش در نوسانات سیستمی
«یک دست، یک میلیون دلار، بدون اشک»، اینگونه بود که جان گوتفریند، مدیرعامل سالومون برادرز، یک تاجر را به چالش کشید، همانطور که مایکل لوئیس در کتاب پوکر دروغگو روایت کرده است. خود بازی، که در آن بازیکنان بر اساس شمارههای سریالی چاپ شده روی اسکناسهای دلار شرطبندی میکنند، بر پاداش دادن به کسانی متمرکز است که قادر به تحلیل ریسک در شرایط عدم قطعیت هستند در حالی که اعتماد به نفس را به نمایش میگذارند، فشار را جذب میکنند و با نیروی اراده خود حریفان را ترسانده و تحت تأثیر قرار میدهند. به طرق مختلف، جنگ ایران به نسخهای ژئوپلیتیکی از پوکر دروغگو شباهت دارد.
برای یکصد روز، کشورها، بازارها، سازمانهای اطلاعاتی و برنامهریزان نظامی تلاش کردهاند تا نه تنها قابلیتها، بلکه نیتها را تعیین کنند. هر حمله موشکی، بیانیه دیپلماتیک، استقرار نظامی و حرکت قیمت نفت حاوی سیگنال و نمایش بوده است. سوال مرکزی تنها این نبوده است که چه کسی قدرت دارد، بلکه این بوده است که چه کسی حاضر است درد را تحمل کند، ریسک را بپذیرد و در زمانی که منطق متعارف پیشنهاد میکند که باید احتیاط کرد، به تشدید ادامه دهد. مشکل جنگها، درست مانند بازیهای پوکر دروغگو، این است که اشتباه در خواندن حریف میتواند به طرز فاجعهباری پرهزینه شود.

چگونه پوکر دروغگوی ژئوپلیتیکی دچار تغییر میشود
شاهد آنچه این هفته اتفاق افتاد باشید: ایران یک هلیکوپتر آپاچی ایالات متحده را نزدیک تنگه هرمز سرنگون کرد که منجر به تبادل حملات از سوی هر دو طرف اصلی درگیر شد. سپس در روز پنجشنبه، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، از تهدیدات خود برای تشدید بیشتر عقبنشینی کرد و اعلام کرد که توافقی توسط ایالات متحده، ایران، اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و دیگران «تأیید» شده است—هرچند جزئیات تا کنون کم است.
این درگیری تنها با یک جدول و دو بازیگر تعریف نمیشود. بازیگران متعددی وجود دارند، هم دولتی و هم غیردولتی، که هر یک اهداف، انگیزهها و تحملهای متفاوتی برای ریسک دارند. اسرائیل، کشورهای عرب خلیج فارس، ایالات متحده، بازارهای مالی، بازارهای انرژی و بازارهای ارزهای خارجی همگی به طور همزمان شرکتکنندگان و ناظران هستند. منافع آنها گاهی همپوشانی دارد، اما یکسان نیست. ایالات متحده و اسرائیل در حال حاضر در هر دو زمینه استراتژی و زمانبندی در حال انحراف هستند. کشورهای عرب خلیج فارس نیز در مورد تشدید تنش، دیپلماسی، ثبات منطقهای و آسیبپذیری اقتصادی تفاوتهایی دارند.
قیمتگذاری بازار در پوکر دروغ
اما شاید مهمترین بازیگران در این درگیری، دولتها نباشند، بلکه بازارهای مالی و انرژی جهانی هستند. بازارها به مراتب سختتر از آن هستند که بتوان آنها را فریب داد زیرا قضاوت جمعی را در زمان واقعی تجمیع میکنند. زمانی که اعتقاد و اجماع حول یک نتیجه خاص شکل میگیرد، واکنش میتواند هم آنی و هم جهانی باشد.
بنابراین، مذاکرات بین ایالات متحده و ایران تنها تحت تأثیر محاسبات نظامی شکل نگرفته است، بلکه تحت تأثیر پیامدهای بازار ناشی از عدم قطعیت طولانیمدت، چیزی که بازارها به طور کلی از آن خوششان نمیآید، نیز بوده است. بنابراین، بحثهای مربوط به تنگه هرمز، آرزوهای هستهای ایران، کاهش تحریمها و دسترسی به سرمایههای مسدود شده در نهایت تلاشهایی برای مدیریت همزمان ریسکهای ژئوپلیتیکی و مالی هستند.
پوکر دروغ به واقعگرایی استراتژیک نیاز دارد
کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه پیشین ایالات متحده به تازگی در روزنامه وال استریت ژورنال نوشت: “صبر استراتژیک سخت است و همیشه رضایتبخش نیست. اما زمان به نفع ایالات متحده و متحدانش است. عدم رسیدن به توافق اشکالی ندارد. رسیدن به توافق بد نیست.”
من معتقدم که ممکن است عکس این درست باشد.
زمان ممکن است به نفع ایالات متحده نباشد زیرا ایران بارها توانایی فوقالعادهای در تحمل درد، تحمل انزوا و تحمل سختیهای اقتصادی در راستای اهداف استراتژیک خود نشان داده است. به طور همزمان، بازارها توانایی فوقالعادهای در تخفیف نتایج فاجعهبار با احتمال پایین دارند تا زمانی که ناگهان به واقعیتهای غیرقابل اجتناب تبدیل شوند.
مقابله با اهرم در پوکر دروغ
ایالات متحده باید به دنبال بهترین توافق ناقص ممکن باشد، زیرا پیگیری یک نتیجه ایدهآل ممکن است در نهایت احتمال وقوع یک فاجعه را افزایش دهد. آنچه تا کنون اتفاق افتاده است، هزینهای از دست رفته است. چالش برای هر دو طرف تعیین زمان هزینههای ادامه تقابل است که از منافع مصالحه فراتر میرود. اگر ایران به دنبال موضع حداکثری خود ادامه دهد، ایالات متحده چارهای جز افزایش هزینههای اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی ادامه نافرمانی نخواهد داشت. این همان کاری است که ترامپ این هفته انجام داد، پس از اینکه تهران را به “بازی کردن با ما به عنوان احمقها” در مذاکرات متهم کرد. سپس او عقبنشینی کرد—حداقل برای حالا.
در عین حال، ایالات متحده باید به بازی بلندمدت ادامه دهد. هدف استراتژیک مرکزی آن باید همچنان اطمینان از این باشد که ایران هرگز به سلاح هستهای دست نیابد. دستیابی به این هدف نیازمند ترکیبی از بازدارندگی، فشار اقتصادی، دیپلماسی، قابلیتهای اطلاعاتی، همراستایی منطقهای و صبر استراتژیک خواهد بود.
این به طور ضروری شامل حفظ گزینه درگیری کینتیک آینده است، اما تنها زمانی که چنین اقدامی موقعیت استراتژیک بلندمدت ایالات متحده و متحدانش را بهبود بخشد، نه اینکه به عنوان یک واکنش احساسی به تحریک یا یک نمایش نمادین از قدرت عمل کند.
همانطور که مایکل لوئیس در “پوکر دروغگوها” مشاهده کرد، “دانستن درباره بازارها یعنی دانستن درباره نقاط ضعف دیگران.” اما در لحظات بحران ژئوپولیتیکی، حکمت همچنین نیازمند درک نقاط ضعف خود است.
خالد عظیم مدیر آزمایشگاه آیندهنگری خاورمیانه و شمال آفریقا در مرکز رفیق حریری شورای آتلانتیک است. او تلاشهای غیرانتفاعی را برای پیشبرد تعاملات مالی و حرفهای در سراسر منطقه MENA رهبری کرده، به عنوان بانکدار بازارهای سرمایه جهانی در مورگان استنلی در نیویورک و هنگ کنگ کار کرده و حرفه خود را به عنوان افسر نیروی دریایی ایالات متحده در طول جنگ اول خلیج فارس آغاز کرده است.

