برچسب قیمت شگفتانگیز ۳۸.۶ میلیارد دلاری برای عملیات خشم حماسی بیش از صرفاً هزینه مالی جنگ ایران را نمایان میکند؛ این موضوع یک بحران تأمین مالی دفاعی را نشان میدهد که در آن زمان، نه دشمن، بزرگترین تهدید برای برتری نظامی آمریکا است. این بحران تأمین مالی دفاعی پنتاگون را مجبور کرده است تا حسابهای مدرنیزاسیون را برای حفظ عملیات روزانه مورد استفاده قرار دهد، عملی که آمادگی بلندمدت را تضعیف میکند. با این حال، همانطور که نامه مبهم OMB به کنگره نشان میدهد، ماشین سیاسی برای رسیدگی به این بحران تأمین مالی دفاعی همچنان به دلیل مشاجرات روی بستهبندی لایحههای تخصیص، فلج شده است.
بحران تأمین مالی دفاعی از عملیات ایران ناشی میشود
دفتر مدیریت و بودجه (OMB) به تازگی اطلاعاتی در مورد نیازهای هزینههای اضافی به کنگره ارائه کرده است. به جای یک اصلاحیه بودجه دقیق، این نامه به طور کلی کمبودهای مالی در ۱۱ آژانس را که ناشی از هزینههای پیشبینینشده است، ترسیم میکند. این باید مرجع مفیدی باشد تا به بودجهنویسان کنگره کمک کند تا لایحههای تخصیص را بهروزرسانی و بستهبندی کنند و در آبهای سیاسی دشوار برای کسب رأی به منظور تصویب قانونگذاری در کوتاهمدت حرکت کنند.
در حالی که اعداد بودجه ممکن است تا حدی مبهم باشند و سیاستهایی که از آنها حمایت میکنند ممکن است سیاست را مشکلساز کند، اما خطرات برای نیروهای نظامی و امنیت ملی کشور واضح است. حسابهای عملیات و نگهداری که هزینههای آموزش نظامی، آمادگی و پرواز، حرکت و تأمین روزانه را تأمین میکنند، در حال اتمام هستند، در حالی که ذخایر سلاحهای تهاجمی و دفاعی نیاز به تجدید سریع دارند.
شکستن هزینههای بحران تأمین مالی دفاعی
آخرین برآورد ما برای عملیات خشم حماسی ۳۸.۶ میلیارد دلار است. جدول ۱ عوامل هزینه را بر اساس دستهبندی نشان میدهد، به همراه برآوردی برای عملیات نیزه جنوبی و مبلغ کلی برای تعمیر پایگاهها و تأسیسات در خاورمیانه.

برای روشنتر کردن کسریهای بودجه پیشبینیشده، جدول ۲ دستهبندیهای فوق را نشان میدهد که با تفکیک نیازهای دفاعی ذکر شده در نامه OMB مطابقت دارد. تفاوتهای کلیدی شامل هزینههای طبقهبندیشده، امنیت سایبری و خودمختاری، و برخی هزینههای عملیاتی است که بخشی از برآورد رسمی هستند اما در ثبت هزینههای ما منعکس نشدهاند.

وقتی آموزش از بحران تأمین مالی دفاعی رنج میبرد
در حالی که پنتاگون بررسی هزینههای نیمهسال خود را به پایان میرساند و کنگره را از تغییرات در حسابها مطلع میکند، تنها گزینههای سختی برای پوشش هزینههای عملیاتی وجود دارد تا زمانی که اقداماتی در مورد یک بودجه تکمیلی انجام شود. منابع موجود برای ادامه تأمین مالی عملیات بهگزارشها در حال حاضر بر برنامههای آموزشی تأثیر میگذارد و بر نگهداری تأسیسات نیز تأثیر خواهد گذاشت. پس از آن، حسابهای تحقیق و تأمین که بهمدرنیزاسیون و ظرفیت ارتش کمک میکنند، دوباره در معرض خطر خواهند بود.
گزارش تازهمنتشرشدهای هشدار میدهد که بخشی از آن زیرساخت تحقیقاتی در حال حاضر در حال deteriorating است. این گزارش ادعا میکند: “پروژههای ساخت و ساز نظامی عمده (MILCON) مجاز برای مدرنیزاسیون زیرساختهای حیاتی تحقیق و توسعه مشترک بهطور مداوم به دلیل اولویتبندی مجدد خدمات از منابع محدود MILCON به سمت اولویتهای عملیاتی دیگر به تأخیر میافتند.”
بحران تأمین مالی دفاعی به پایگاه صنعتی و ایمنی ضربه میزند
همانطور که اخیراً اشاره شد، چه کسی با اقدامات نظامی در ایران موافق باشد و چه مخالف، یا چه حضور نظامی افزایشیافته در مرز و در نیمکره جنوبی را بپذیرد، رهبران نظامی ما به ما گفتهاند که در آموزش نیروهای خود با مشکل مواجه هستند. عواقب قابل پیشگیری ناشی از تأمین مالی تأخیری و ناکافی در همهجا وجود دارد. از یک پایگاه صنعتی و زنجیره تأمین که بهتازگی در حال بازیابی شتاب به سمت ظرفیت، تابآوری و دامنهای است که کشور نیاز دارد، تا وضعیت دشوار مسکن نظامی، تا حوادث مرگبار نظامی، شواهدی از اینکه چگونه تأمین مالی مختل و غیرقابل پیشبینی به نیروهای آمریکایی آسیب میزند نباید به خاطر اختلافات سیاسی نادیده گرفته شود.
بزرگترین تهدیدی که ارتش ما در حال حاضر با آن مواجه است، زمان است. تأخیر و عدم قطعیت در بودجهها از سالی به سال دیگر، هزینهای فوری و تجمعی به همراه دارد، زیرا هم پول و هم زمان هدر میرود. در حالی که برآورد خسارات ناشی از تعطیلی تاریخی دولت در پاییز گذشته قطعاً به میلیاردها دلار میرسد، این تنها یک سال از دههها قطعنامههای مداوم بود که برنامهها را متوقف میکند، هزینهها را افزایش میدهد، به نوسازی آسیب میزند و عدم قطعیت را به همه کسانی که برای ارتش کار میکنند، گسترش میدهد. پس از پایان تعطیلی، ارتش ۸۳ روز دیگر نیز منتظر تأمین مالی سالانه ماند، زمانی که به گفته برآوردها، به ازای هر روز، ۲۰ میلیون دلار قدرت خرید را برای مالیاتدهندگان از دست داد.
کنگره باید بحران تأمین مالی دفاع را فوراً حل کند
مجازاتی که پنتاگون به خاطر بودجههای نامشخص میپردازد، گاهی بلافاصله قابل مشاهده نیست، اما در حوادث آموزشی، از دست دادن رقابت، کمبود ظرفیت پایگاه صنعتی، آسیبپذیریهای زنجیره تأمین و در نهایت، در آسیب به اقتصاد، امنیت و ایمنی آمریکا نمایان میشود.
برای متوقف کردن این روند، کنگره باید فوراً دو درخواست بودجه مرتبط با دفاع را تصویب کند، صرف نظر از اینکه چگونه بستهبندی شوند تا رأیهای لازم را به دست آورند. اقداماتی که در حال حاضر در حال انتظار هستند—درخواستهای تکمیلی و درخواست بودجه ۲۰۲۷ که در حال حاضر در یک پیشنهاد پایه و یک پیشنهاد آشتی تأمین مالی میشود—هر دو برای تأمین مالی سه مؤلفه اصلی نیروهای مسلح ضروری هستند. چه آنها را افراد، تجهیزات و عملیات بنامیم یا ظرفیت، قابلیت و آمادگی، به هر حال به هر سه نیاز داریم تا ارتشی بسازیم، نگهداری کنیم و عملیاتی کنیم که دامنه، اثرگذاری و مهارتهایی را که یک قدرت جهانی مانند ایالات متحده انتظار دارد، برآورده کند.
مدت زیادی است که ارتش مجبور شده است حداقل یکی از این دستههای اصلی را برای دو دسته دیگر قربانی کند، که در طول زمان به آمریکا هزینه، زمان و رقابت را تحمیل کرده است. زمان آن فرا رسیده است که چنین آسیبهای خودتحمیلشدهای را پایان دهیم. ایدهآل این است که این کار از طریق آنچه که به عنوان نظم عادی شناخته میشود، انجام شود، به این معنی که لایحههای تخصیص فردی به طور دوجانبه توسعه، بحث و تصویب شوند. اگر این دیگر ممکن نیست، همانطور که سالها قطعنامههای مداوم و تعطیلیها نشان دادهاند، کنگره باید در صورت لزوم از طریق آشتی اقدام کند و بستهبندی و تصویب تأمین مالی کامل دفاعی و ۲۰۲۷ را قبل از رفتن به خانه برای انتخابات این پاییز انجام دهد.

