ضربات اخیر دولت ترامپ به نزدیک به ۱۰۰ هدف نظامی ایرانی، نشاندهنده یک تغییر قطعی از مذاکرات هستهای متوقف شده به فشار قهری است، اما چالش اصلی همچنان فریبکاری عمیق تهران باقی مانده است. برای شکستن این چرخه، ایالات متحده باید با ایران قاطع باشد با رها کردن نمایشهای دیپلماتیک و اعمال پیامدهای غیرقابل برگشت، ثابت کند که با ایران قاطع باشد تنها زبانی است که این رژیم انقلابی درک میکند.

با ایران قاطع باشید و مذاکرات را پایان دهید
تنها سه هفته پس از امضای آن، یادداشت تفاهم بین ایالات متحده و ایران در وضعیت بحرانی قرار دارد.
وعده تهران برای حفظ تنگه هرمز بهعنوان یک مسیر باز برای کشتیرانی بینالمللی، به اندازه سایر وعدههای بزرگ جمهوری اسلامی قابل اعتماد نبود.
در حالی که رژیم مشغول برگزاری تشییع جنازه مجلل برای رهبر عالی خود آیتالله علی خامنهای بود، نیروهای ایرانی به سه کشتی تجاری که از این تنگه عبور میکردند، حمله کردند.
ایالات متحده در پاسخ به این حملات، نزدیک به ۱۰۰ هدف نظامی در سراسر ایران را هدف قرار داد.
اکنون رئیسجمهور ترامپ مذاکرات را بهعنوان “هدر دادن وقت” رد کرده و هرگونه ظرافت دیپلماتیک را کنار گذاشته و حاکمان ایران را بهطور صریح توصیف کرده است: “دروغگو”، “دیوانه”، “افراد بیمار”، “پستفطرت.”
و او حق دارد. بر خلاف بسیاری از مقامات واشنگتن، ترامپ مدتهاست که درک کرده است که جمهوری اسلامی تنها برای حفظ خود در حال مذاکره است.
چرا ترامپ باید با ایران قاطع باشد
در دوره اول خود، ترامپ توافق هستهای عمیقاً معیوب باراک اوباما را لغو کرد، تحریمهای شدید اعمال کرد و دستور حذف قاسم سلیمانی، طراح شبکه تروریستی جهانی ایران، را صادر کرد.
در دوره دوم خود، او دو بار قدرت نظامی آمریکا را علیه رژیم به کار گرفت — ابتدا در ژوئن ۲۰۲۵ و دوباره در سال جاری.
<p
با این حال، تهران به نظر میرسید که قانع شده است که میتواند به سادگی همان برنامهای را که برای دههها کارساز بوده، دوباره به کار گیرد.
استراتژی؟ پیشنهاد مذاکرات. خرید زمان. تأمین کاهش تحریمها. ایجاد شکاف بین ایالات متحده و متحدانش. بازسازی قابلیتهای نظامی. تأمین مالی نمایندگان تروریستی.
افزایش تولید موشک.
و البته، حفظ برنامه هستهای تا زمان مناسب بعدی.
برای سالها، این استراتژی کارساز بود زیرا دولتهای غربی بهطور واقعی برای موفقیت دیپلماسی ناامید بودند.
اما این بار، ایران به شدت اشتباه محاسباتی کرد. بهطور منصفانه، سیگنالهای متناقضی که از واشنگتن به گوش میرسید، ممکن است به این اشتباه کمک کرده باشد.
از یک سو، دولت ترامپ به ایران وعده کاهش عمده تحریمها را داد. در لحظات دیگر، هشدارهایی درباره عواقب نظامی ویرانگر در صورت عدم رعایت ایران صادر کرد.
به نظر میرسد این پیامهای متضاد تهران را قانع کرده است که میتواند بار دیگر روند را به نفع خود دستکاری کند.
درس برای ایالات متحده این است که باید از مذاکره با رژیمی که مذاکرات را به سلاح تبدیل میکند، دست بردارد. هدف نباید فقط محدود کردن غنیسازی اورانیوم باشد: بلکه باید بهطور دائمی پایان یابد، با تأیید دقیق. زیرساخت هستهای ایران باید تخریب شود و ذخایر اورانیوم غنیشده آن بهطور کامل حذف گردد.

فشار حداکثری به معنای سختگیری با ایران است
این نیازمند reinstating فشار حداکثری در هر جبههای است. ما باید محاصره بر روی بنادر ایران را دوباره برقرار کنیم.
توانایی ایران برای صادرات نفت باید بهطور دائمی لغو شود. داراییهای مسدود شده باید مسدود باقی بمانند، نه اینکه برای تأمین مالی دور بعدی تهاجم رژیم استفاده شوند.
تحریمهای crushing باید بهطور جدی اجرا شوند، بدون هیچگونه راهفراری. رئیسجمهور باید به ارتش ایالات متحده دستور دهد تا در نبرد هرمز پیروز شود. او باید یک سازمان بیمه دریایی تأسیس کند که با میلیاردها دلار از کشورهایی که در معرض بسته شدن هرمز و دیگر نقاط بحرانی دریایی هستند، پشتیبانی شود.
سختگیری با ایران با وجود خطرات
واشنگتن همچنین نباید اجازه دهد که تهران از واسطههایی مانند حزبالله در لبنان و حوثیها در یمن برای ارعاب مذاکرهکنندگان استفاده کند.
این رژیم نشان داده است که مشوقهای اقتصادی نمیتوانند آرزوهای انقلابی آن را متوقف کنند.
بله، رویارویی مجدد خطراتی به همراه دارد. قیمت نفت ممکن است افزایش یابد و تقویمهای سیاسی ممکن است پیچیدهتر شوند. اما این هزینهها قابل مدیریت هستند.

اجازه دادن به پیشرفتهترین حامی دولتی تروریسم در جهان برای بازسازی قدرت خود تحت پوشش یک مذاکره ناموفق دیگر بسیار خطرناکتر است.
تغییر پایدار باید از خود مردم ایران بیاید، که به طور مداوم شجاعت فوقالعادهای در مقابله با ستمگران خود نشان دادهاند.
ترامپ باید به جامعه اطلاعاتی خود دستور دهد تا طرحی برای ارائه حداکثر حمایت از مردم ایران، با هدف تضعیف رژیم، توسعه دهد.
تنها گزینه ترامپ، سختگیری با ایران است
ترامپ دریافته است که جمهوری اسلامی از دیپلماسی به عنوان استراتژی تأخیر، فریب و در نهایت بقا استفاده میکند. اشتباه اکنون این است که به تهران فرصت دیگری برای اثبات این نکته بدهیم.

