یک حمله اخیر از سوی دمشق و ترک کردها توسط متحدان عرب، حس خیانت را به وجود آورده است.
به تازگی وقتی از طریق پل به سمت شمال شرقی سوریه و از گذرگاه مرزی سملاکا از اقلیم کردستان عراق وارد شدم، تأثیر حمله اخیر نیروهای دولتی سوریه به مناطق تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که تحت تسلط کردها هستند را مشاهده کردم. کردها این مناطق را روژاوا یا کردستان غربی مینامند. هر چه به عمق سرزمین کردهای سوریه پیش میرفتیم، در نهایت تعداد زیادی از غیرنظامیان با پرچمهای کردی را دیدیم که در خیابانها ایستاده بودند تا از داوطلبان مسلح کردی—چه از داخل سوریه، چه از اقلیم کردستان عراق یا کردستان ایران—که برای شرکت در دفاع در برابر دولت آمده بودند، استقبال کنند.
در اقلیم کردستان عراق، هر روز اعتراضاتی به نشانه همبستگی با کردهای سوریه برگزار میشود، از جمله برخی در مقابل ساختمان کنسولگری عمومی ایالات متحده در اربیل. در حالی که در سالهای اخیر، اداره خودمختار دموکراتیک شمال و شرق سوریه و SDF چند قومی اغلب از “برادری ملتها” میان کردها، عربها و سایر گروههای قومی دفاع کردهاند و بر اساس این اصل شوراها و ادارات چند قومی ایجاد کردهاند، امروز بسیاری از غیرنظامیان کرد به جای آن، از این صحبت میکنند که چگونه “توسط عربها خیانت شدهاند.”
دلیل این امر این است که تعدادی از قبایل عرب که با SDF متحد بودند، زمانی که نیروهای دولتی شروع به پیشروی کردند، از آن جدا شدند. به عنوان مثال، قبیله شمر که از سال 2013 با واحدهای حفاظت از مردم کرد (YPG) در برابر جبهه النصره و سایر گروههای شورشی همکاری کرده بود، به SDF پشت کرد و شهر مرزی یعربیه را تصرف کرد. رهبر SDF، مظلوم عبدی، به تازگی تلاش کرد تا خشم کردها را با تأکید بر اینکه بسیاری از جنگجویان عرب SDF از رقه و دیرالزور در خط مقدم جان باختهاند، کنترل کند، اما یک سخنگوی سابق YPG، پلات جان، عربها را به خیانت متهم کرد که در مرگ دو پسرعمویش در دیرالزور نقش داشتهاند و سپس خواستار همبستگی بیشتر کردها شد.
به عنوان بخشی از سیاست “برادری ملتها”، در سال 2016 سه منطقه تحت کنترل کردها نام روژاوا را از سیستم فدرالی که پیشنهاد میکردند حذف کردند و به جای آن اصطلاح “شمال سوریه” را به کار بردند. این وضعیت تغییر کرده است. اگرچه SDF هنوز همان نام را حفظ کرده است، رسانههای کردی به طور فزایندهای در گزارشهای خود از نام روژاوا استفاده میکنند. علاوه بر این، در ایست بازرسیها بین شهرها و روستاها، تعداد بیشتری از جنگجویان کردی حضور دارند، در حالی که قبل از حمله دولتی، بسیاری از عربها در میان آنها بودند که حتی یک کلمه کردی نمیتوانستند صحبت کنند. با این حال، هنوز میتوان برخی از اعضای عرب پلیس امنیتی کردی (آسایش) را پیدا کرد که مستقر هستند، حتی اگر تعدادشان کم باشد و بیشتر آنها عربهایی از استان حسکه باشند.
راننده کردی من که دخترانش هنوز در دانشگاهی در دمشق تحصیل میکنند، پرسید: “عربها خیانتکار از آب درآمدند. آنها پیامبر محمد را خیانت کردند، چگونه ممکن است به ما خیانت نکنند؟” سپس افزود: “اما بزرگترین خیانتکار برای ما آمریکا است، آنها ما را به خاطر پول فروختند.” وقتی از او پرسیدم آیا فکر میکند دولت سوریه پس از صدور حکمی در تاریخ 16 ژانویه که حقوق ملی کردها و کردی را به عنوان زبان ملی به رسمیت شناخته است، از کردها محافظت خواهد کرد، راننده پاسخ داد: “نه، آنها هم به ما خیانت خواهند کرد. این یک حکم جعلی است.”
class=”MsoNormal”>علاوه بر این، انتقاداتی نیز به اداره خودمختار به خاطر عدم حل یک اختلاف قدیمی زمین که ناشی از اسکان ۴۰۰۰ خانواده عرب در قلب مناطق کردی در سال ۱۹۷۵ به عنوان بخشی از سیاستهای عربسازی رژیم حافظ اسد بود، وارد شده است. عبدالرحمان داوود، مترجم ۳۶ سالهای که در قامیشلی زندگی میکند، به من گفت: “حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) و اداره خودمختار اجازه ندادند که کردها بهطور قانونی زمینهایی را که به زور از آنها گرفته شده بود، بازپس بگیرند.” او همچنین افزود که این فرآیند باید بهصورت مسالمتآمیز انجام شود. “پروژه برادری بین ملتها به این معنا نیست که یک گروه قومی میتواند زمینهای گروههای قومی دیگر را تصاحب کند، بنابراین تأخیر در این موضوع تنها مشکل را پیچیدهتر خواهد کرد.”
در سپتامبر گذشته، عبدالله اوجالان، رهبر زندانی حزب کارگران کردستان (PKK) که نفوذ قابل توجهی بر نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) دارد، خواستار وحدت عرب و کرد شد. با این حال، در خیابانها کردها اکنون تنها به وحدت کردی در میان آنچه که به چهار بخش بزرگ کردستان—در سوریه، ترکیه، عراق و ایران—میدانند، فکر میکنند. “مردم کرد یک هستند” شعاری است که اغلب در مناطق کردی سوریه شنیده میشود. علاوه بر این، کانالهای تلویزیونی وابسته به SDF اکنون ویدیوهایی منتشر میکنند که در آنها مبارزان کرد سوری برای حمایت از چهار بخش کردستان فراخوان میدهند. بنیاد خیریه بارزانی کرد عراق نیز کمکهای خود به افراد آواره داخلی در استان حسکه را افزایش داده است.
در تاریخ ۲۰ ژانویه، دمشق و SDF به یک آتشبس چهار روزه توافق کردند که در آن نیروهای دولتی سوریه توافق کردند که در حاشیه شهرهای حسکه و قامیشلی بمانند در حالی که مذاکرات ادامه داشت. آتشبس در تاریخ ۲۴ ژانویه به مدت پانزده روز دیگر تمدید شد، اما در تاریخ ۲۶ ژانویه در نزدیکی کوبانی و در نزدیکی جوادیه، یا چیلاکس در کردی، که شهر مرزی استراتژیک دیرک را به قامیشلی متصل میکند، درگیریهای سنگینی ادامه داشت. وضعیت در تاریخ ۲۷ ژانویه آرامتر بود، اما یک روز بعد گزارشهایی از حملات مجدد پهپادی منتشر شد.
پرچم کردی که SDF و PKK بهطور کلی بهعنوان پرچم ملی کردی نمیپذیرند، اکنون در همه شهرهای کردی سوریه به اهتزاز درآمده است. در یک آهنگ جدید، خوانندگان از جوانان کردی، چه مرد و چه زن، میخواهند که به کردستان سوریه بیایند تا از شهرهای کردی دفاع کنند و پشمرگههای کرد عراقی را بهعنوان “برادران” توصیف میکنند، با وجود تنشهای گذشته بین SDF و جناحهای کردی عراقی.
“بسیاری از مبارزان کردی وجود دارند که به دیرالزور و رقه کمک کردند تا شهرهای خود را از دست دولت اسلامی آزاد کنند، بسیاری از مبارزان کردی که در آنجا برای کمک به مردم جان باختند، زیرا عربها در دیرالزور و رقه گفتند که دولت اسلامی آنها را میکشد.” یک جوان کرد به من گفت. او که اصالتاً از دربیسیه است، در زمان آغاز حمله دولتی به خانوادهاش در آلمان که در آنجا زندگی میکند، مراجعه کرده بود. “اکنون آنها [عربها] با ارتش سوریه بازمیگردند. به همین دلیل بسیاری از کردها عصبانی هستند. آنچه ارتش سوریه انجام داد همانند آنچه دولت اسلامی انجام داد، است.” او افزود.
نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) همچنین در حال برقراری دیپلماسی با کردهای عراق هستند. در تاریخ ۱۶ ژانویه، رئیس حزب دموکرات کردستان (KDP) مسعود بارزانی با ابدی در پیرمام، در استان اربیل دیدار کرد. اربیل، پایتخت منطقه کردستان، همچنین به مرکز مذاکرات بین کردها و آمریکاییها در مورد سوریه تبدیل شده است و بارزانی همچنین با رئیسجمهور موقت سوریه، احمد الشرع، از طریق تلفن گفتگو کرده است. در تاریخ ۱۷ ژانویه، بارزانی یک جلسه سطح بالا در اربیل با نماینده آمریکا در سوریه، تام باراک، ژنرال کوین لمبرت، رئیس گروه کار ضد دولت اسلامی، ابدی و رئیس شورای ملی کرد، محمد اسماعیل برگزار کرد—با نمایندگان کرد در یک طرف و آمریکاییها در طرف دیگر، که نشانهای از وحدت کردها بود. در تاریخ ۲۵ ژانویه، ابدی گفت که نیروهایش اکنون تنها از مناطق کرد محافظت خواهند کرد پس از اینکه از رقه و دیرالزور عقبنشینی کردند.
این وضعیت مرا به یاد زمانی میاندازد که در استان حسکه در طول اولین نبرد راس العین/سری کانیه در سالهای ۲۰۱۲–۲۰۱۳ بازدید کردم. درگیریها بین YPG و گروههای شورشی سوری، از جمله جبهه النصره، پیشدرآمد هیأت تحریر شام که الشرع رهبری آن را بر عهده دارد، بود. در آن زمان، کردها تنها بر نواحی کرد نشین در عفرین، حسکه و کوبانی حکومت میکردند. اگرچه عفرین در سال ۲۰۱۸ پس از یک حمله نظامی ترکیه از دست رفت، کردها اکنون امیدوارند که حداقل نوعی وضعیت ویژه برای کوبانی و حسکه حفظ کنند و SDF به ریشههای خود به عنوان YPG بازمیگردد. با این حال، این ممکن است دشوار باشد، زیرا واشنگتن به طور فزایندهای از موضع دمشق حمایت میکند و شایعاتی در تاریخ ۲۷ ژانویه مبنی بر اینکه توافق دیگری در دمشق به دست آمده است وجود دارد.

