این ریسک دیپلماتیک جسورانه به دنبال بازنویسی کامل چارچوبهای امنیتی خاورمیانه است، اما وارد کردن حرکت معماگونه ترامپ در مورد ایران به مذاکرات فعال جنگ، شکاف عمیقی را از واقعیتهای ژئوپولیتیکی کنونی نشان میدهد. با اولویت دادن به حرکت معماگونه ترامپ در مورد ایران در این مذاکرات با ریسک بالا، واشنگتن در معرض خطر بیگانه کردن شرکای منطقهای حیاتی قرار دارد که بیشتر نگران بقا اقتصادی فوری و امنیت دریایی هستند تا توافقهای عادیسازی گسترده.
حرکت معماگونه ترامپ در مورد ایران تنشهای منطقهای را برمیانگیزد
اگر جستجوی دونالد ترامپ برای یافتن راهی برای خروج از جنگ ایران به اندازه کافی دشوار نبود، او هدف جدیدی را اضافه کرده است که تهدید میکند سیاستهای شکسته شده خاورمیانه را به شدت پیچیدهتر کند.
رئیسجمهور روز دوشنبه گفت که از عربستان سعودی، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر و اردن خواسته است تا به توافق میراث دوره اول خود، که به عنوان توافقات ابراهیم شناخته میشود و به منظور ایجاد روابط تاریخی با اسرائیل طراحی شده، بپیوندند.
این پیشنهاد بار دیگر طوفانی از سردرگمی ایجاد کرد در حالی که مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی بر سر زبان یک یادداشت تفاهم پیشنهادی که ممکن است چارچوبی برای مذاکرات صلح فراهم کند، چانهزنی میکردند. اما سخت است که باور کنیم شرایط سیاسی در این کشورها، که با نقش اسرائیل در جنگ ایران بیشتر ملتهب شده، به رهبران عرب و مسلمان قوی اجازه میدهد تا به اسرائیل امتیازاتی را که ترامپ میخواهد، ارائه دهند.
و بیانیه ترامپ مبنی بر اینکه حتی ایران ممکن است در صورت توافق صلح به این توافقات بپیوندد، به نظر میرسد خیالی است که با دیدگاه قبلی او از یک “ریویرا در خاورمیانه” که بر ویرانههای غزه بنا شده، مطابقت دارد.
“وای، حالا این واقعاً چیزی خاص خواهد بود! اقلام”، ترامپ روز دوشنبه در رسانههای اجتماعی درباره پیشنهاد جدیدش نوشت. “این مهمترین توافقی خواهد بود که هر یک از این کشورهای بزرگ، اما همیشه در حال درگیری، امضا خواهند کرد.”
غیرقابل تصور است که جمهوری اسلامی به زودی دشمن قسمخوردهاش اسرائیل را به رسمیت بشناسد – چه برسد به اینکه به یاد داشته باشد حملاتش باعث کشته شدن رهبر عالی علی خامنهای شده است. و هیچ شانسی وجود ندارد که اسرائیل به چنین اقدامی با دشمنی که آن را تهدیدی وجودی برای مردم یهودی میداند، فکر کند. علاوه بر این، باید سوالاتی درباره توانایی ترامپ برای متقاعد کردن متحدان به پیروی از او پس از آغاز جنگی که ثبات منطقهای را ویران کرده و آسیبهای اقتصادی عمیقی به بار آورده، وجود داشته باشد.
پس چه باید درباره ریسک جدید ترامپ که پس از مذاکرات مجازی آخر هفته با رهبران عرب و مسلمان درباره تلاش صلح او در ایران مطرح شد، گفت؟
یک توضیح این است که، با وجود ناامیدی ناشی از جنگی بینتیجه که به شدت بر نظرسنجیهای او در داخل کشور تأثیر گذاشته، او از چشماندازهای بزرگ خود برای تحول در خاورمیانه دست نکشیده است. یک دوره آشتی و گسترش پیوندهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی برای هر امیدی به تخلیه سم تاریخی که هر جنگی را به پیشدرآمدی برای جنگ بعدی تبدیل میکند، حیاتی است.
ارزیابی استراتژی حرکت معماگونه ترامپ در قبال ایران
اما همچنین واضح است که این زمان مناسبی نیست. هر باور واقعی دیگری از سوی ترامپ، شک و تردیدهای جدی درباره تسلط او بر واقعیتهای کنونی در منطقه را به وجود میآورد. و این موضوع جدیدی نیست: این یک مشکل مداوم بوده که او را به دست کم گرفتن ایران به عنوان یک رقیب نظامی و به نظر میرسد به این فرض که رژیم آن به سرعت سقوط خواهد کرد، سوق داده است.
مردم به مکانهایی که هدف حملات ایالات متحده و اسرائیل در تهران، ایران قرار گرفتهاند، در حین بازدید نمایندگان دیپلماتیک خارجی و اعضای رسانهها در تاریخ 20 آوریل نگاه میکنند. مجید سعیدی/گتی ایمجز[/caption>
اما تهران همچنان سرسخت باقی مانده است. فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در تهران بزرگ، به عنوان مثال، اکنون ادعا میکند که کشورش اکنون قویتر از روز اول جنگ است، طبق گزارش خبرگزاری نیمهرسمی فارس.
ممکن است برخی هنرهای سیاسی در کار باشد. یک احتمال این است که ترامپ ممکن است امیدوار بوده باشد که به اسرائیلیها مشوقهایی — به شکل مزایای امنیتی معنادار — ارائه دهد تا توافقی با ایران را بپذیرند که احتمالاً در دولت یهودی محبوب نخواهد بود. یا شاید او به دنبال راضی کردن جنگطلبان جمهوریخواه بوده است که به وضوح در آخر هفته پرسیده بودند آیا او قرار است در یک توافق چارچوبی که به نظر میرسد در مورد مسائل هستهای حیاتی پیشرفت کمی در کوتاهمدت داشته باشد، به ایران تسلیم شود.
با این حال، منتقدان ترامپ ممکن است نتیجهگیری کنند که او به دنبال پر کردن فضا با یک پست دیگر در رسانههای اجتماعی است، یا برای منحرف کردن توجه از سرعت پیچیده مذاکرات با ایران یا برای به تصویر کشیدن خود به عنوان کسی که در تلاش برای دستیابی به یک پیروزی مشهور دیگر پس از جنگی است که انتظارات او از یک پیروزی سریع و قاطع را ناامید کرد.
واکنش منطقهای به حرکت معماگونه ترامپ در قبال ایران
چرا احتمال موفقیت توافقهای ابراهیم کم است بسیاری از کشورهای عرب خلیج فارس در حال حاضر اولویتهای بالاتری نسبت به نگرانی درباره رابطه آینده خود با اسرائیل دارند. این درگیری که برخی کشورها نمیخواستند، به شدت مدل کسبوکار و ثبات کشورهای خلیج فارس را که در تلاشند خود را به عنوان واحههایی برای غربیهای مرفه بازتعریف کنند، آسیب زده است. اقتصاد منطقه به دلیل بسته شدن تنگه هرمز تضعیف شده است، امری که هر کارشناس سیاست خارجی آن را پیشبینی کرده بود — اما تیم ترامپ را غافلگیر کرد.
زمانی که جنگ به پایان برسد، این متحدان ایالات متحده با محیط جدیدی مواجه خواهند شد که ممکن است شامل ایران ناپایدار و تهاجمیتری باشد. آنها ممکن است پس از اینکه ارتباطشان با واشنگتن و نیروهای مسلح ایالات متحده باعث شد تحت حمله پهپادها و موشکهای ایرانی قرار بگیرند، مواضع امنیت ملی خود را بازنگری کنند. نیاز به ساختارهای منطقهای ممکن است بر توافقهای جدید با اسرائیل اولویت یابد.
و ترامپ از کشورهای عربی میخواهد که یک جهش ناخوشایند را بپذیرند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در میان مردم آنها به شدت غیرمحبوب است، بخشی از این به دلیل موانع سیاسی است که پیش از جنگ ایران وجود داشته است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پس از شرکت در امضای توافقهای ابراهیم، سندی را در کاخ سفید در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰ بالا میبرد. ساول لوئب/AFP/Getty Images/File[/caption>
عربستان سعودی، به عنوان مثال، مدتهاست که به وضوح اعلام کرده است که پیوستن به توافقهای ابراهیم مشروط به ایجاد مسیری برای تشکیل دولت فلسطینی خواهد بود. این موضوع پس از مرگ دهها هزار غیرنظامی در غزه در جریان حمله اسرائیل پس از حملات تروریستی حماس به غیرنظامیان اسرائیلی در تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۳، به نظر دورتر از همیشه است.
ادامه عملیاتهای اسرائیلی در این ناحیه و خشونتهای مستعمرهنشینان افراطی در کرانه باختری، فضای سیاسی برای مصالحه را بیشتر تنگ کرده است. اسرائیل نشان میدهد که معتقد است حفظ امنیت خود یک وظیفه دائمی خواهد بود — موضعی که به فشار بر سیاستهای منطقهای خواهد افزود. به عنوان مثال، این کشور روز دوشنبه اعلام کرد که قصد دارد عملیاتهای خود را علیه حزبالله در لبنان تشدید کند — اقدامی که به گفته آنها با ایالات متحده هماهنگ شده است. حسن الحسن، پژوهشگر ارشد در موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک، به بکی اندرسون از CNN International در روز دوشنبه گفت: “بسیاری از برداشتهای منطقهای از اسرائیل اصلاً خوشایند نیستند.”
data-path-to-node=”20″>«من فکر میکنم بسیاری از کشورهای منطقه اقدامات اسرائیل را بسیار خطرناک و بیثباتکننده میدانند»، الحسن، در حال صحبت از بحرین گفت. «اسرائیل یکی از دو بازیگر اصلی بود که این جنگ منطقهای را آغاز کرد و من فکر میکنم کشورهای بیشتری در حال گرد هم آمدن برای متعادل کردن تهاجم استراتژیک اسرائیل در منطقه هستند.»
حرکت معماگونه ترامپ در قبال ایران با تردید مواجه است
تحلیلگر نظامی سیانان، سدریک لیتون، که سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی ایالات متحده است، طرح ترامپ را از بسیاری جهات «تفکر آرزومندانه» توصیف کرد. او در برنامه خبری سیانان گفت که «از نظر استراتژیک منطقی است که در نهایت ایران را به سمت خود جذب کنیم، که بخشی از آن چیزی است که ترامپ به آن نگاه میکند. اما ما هنوز به آنجا نرسیدهایم.»
لیتون افزود: «و بهطور قطع، برای جلب توافق کشورهای عربی برای پیوستن به توافقهای ابراهیم و به رسمیت شناختن اسرائیل در این زمان خاص، ممکن است این یک پل بسیار دور باشد.» انتخابات عمومی در اسرائیل در اواخر امسال همچنین احتمال اینکه عربستان سعودی یا سایر کشورهایی که به ائتلاف راستگرای نتانیاهو بیاعتماد هستند، حتی اگر جنگ با ایران به پایان برسد، به توافقهای جدیدی وارد شوند را کاهش میدهد.
نقصهایی که حرکت معماگونه ترامپ در قبال ایران را تضعیف میکند
توافقهای ابراهیم در سال 2020 بین اسرائیل و چهار کشور عربی (مراکش، امارات متحده عربی، بحرین و سودان) امضا شد و به عنوان یکی از دستاوردهای بزرگ دوره اول ترامپ توسط مشاوران او تلقی شد.
ترامپ همیشه به گسترش این توافقها فکر کرده است — و این به نظر میرسید که در اوایل دوره دوم او ممکن است امکانپذیر باشد، زمانی که تیم او برای آتشبس در غزه مذاکره کرد و برنامههایی را برای تحکیم صلح دائمی که هنوز محقق نشده است، ارائه داد. اما ایده گسترش وسیع توافقهای ابراهیم در حالی که طرف آمریکایی هنوز نتوانسته است باز شدن تنگه را تأمین کند، چه برسد به حل مسئله برنامه هستهای ایران، تقریباً مضحک به نظر میرسد.
فرستادگان ترامپ، استیو ویتکوف و جارد کوشنر، همواره به دنبال اهداف بزرگ در خاورمیانه و اوکراین بودهاند و تاکنون در این زمینه ناکام ماندهاند، که باعث شده منتقدان به عقل ارسال دو تاجر بزرگ برای حل مشکلات دیپلماتیک پیچیده شک کنند. عدم موفقیت نسبی آنها، مفهوم مرکزی ریاستجمهوری ترامپ را تضعیف کرده است: اینکه او یک مذاکرهکننده ماهر و معاملهگری تاریخی است که میتواند پیشرفتهایی را به دست آورد که فراتر از توان روسایجمهور قبلی بوده است.
این ممکن است مورد دیگری از پذیرش مواضعی باشد که از نظر منطقی یا ممکن از نیمکره غربی به نظر میرسند اما در تماس با خاورمیانه از بین میروند. این تنها یک نقص در دولت ترامپ نیست؛ این یک نقص در سیاست ایالات متحده در بیشتر قرن بیست و یکم بوده است، از جمله در عراق و افغانستان.
data-path-to-node=”29″>ناکارآمدیهای این استراتژی در گنجاندن پاکستان در فهرست ترامپ منعکس شده است. پیوستن به توافقهای ابراهیم نیازمند تغییرات عظیمی در یک کشور مسلمان با شرایط سیاسی ناپایدار است. در حالی که اسلامآباد تلاش کرده است تا به ترامپ نزدیک شود، هرگز بهطور رسمی اسرائیل را به رسمیت نشناخته و هیچ برنامه عمومی برای انجام این کار ندارد.
رئیسجمهور اذعان کرد که چندین کشور در فهرست او ممکن است دلایلی برای عدم پیوستن داشته باشند. یک منبع آشنا با این موضوع به جنیفر هنسلر از CNN گفت که ترامپ کشورهای عربی و مسلمان را به پیوستن تشویق کرده اما این را به عنوان شرطی برای هر توافقی با ایران قرار نداده است. به هر حال، دلیلی وجود دارد که در مورد اینکه آیا درخواستهای او واقعاً اهمیت دارد یا نه، پس از اینکه او جنگی را آغاز کرد که قدرت و نفوذ آمریکاییها را لکهدار کرده است، تردید کنیم.
«کاملاً مشخص نیست که رئیسجمهور ترامپ خود چه دستاوردی در زمینه مدیریت یا اداره این جنگ دارد که احساس میکند میتواند چنین تقاضایی را بر کشورهای منطقه تحمیل کند»، الحسن گفت.

