تشدید درگیریهای منطقهای بهطور چشمگیری چشمانداز ژئوپولیتیکی خاورمیانه را تغییر داده و قدرتهای منطقهای را وادار کرده است تا به سرعت استراتژیهای فرامرزی خود را بازتنظیم کنند. در این محیط بسیار ناپایدار، بازی عراق ترکیه بهعنوان یک وسیله دوگانه برای گسترش اقتصادی و سازماندهی ضد شورش عمل میکند و از آسیبپذیریهای کنونی بغداد برای کاهش نفوذ ایران بهرهبرداری میکند. برای آنکارا، اجرای بازی عراق ترکیه نیازمند یک کلاس درس در دیپلماسی معاملاتی است—پیوند زدن دفاع، زیرساخت انرژی و کریدورهای تجاری تحت رهبری دولت عراق به معماری استراتژیک ترکیه در حالی که بهطور سیستماتیک پناهگاههای امن بازیگران مسلح غیر دولتی را از بین میبرد.
بازی عراق ترکیه آغازگر تغییرات دیپلماتیک
عراق بار دیگر به یک نقطه فشار حیاتی در درگیری فزاینده ایالات متحده و ایران تبدیل شده است. قرار گرفتن مستقیم در معرض اقدامات نظامی آمریکایی و ایرانی، آسیبپذیریهای امنیتی بغداد را تشدید کرده است، در حالی که بحران در تنگه هرمز و فشار مالی فزاینده ایالات متحده، صادرات نفت را محدود و عدم قطعیت مالی را عمیقتر کرده است. گزارشها حاکی از آن است که حملات پهپادی و موشکی به عربستان سعودی و امارات متحده عربی از خاک عراق آغاز شده است – با مظنونیت به دخالت میليشیاهای عراقی مرتبط با ایران – که فشار بیشتری بر دولت جدید و هنوز آزمایش نشده بغداد به رهبری نخستوزیر جدید علی فالح الزیدی وارد کرده است. عراق این حملات را محکوم کرده و الزیدی اعلام کرده است که بغداد با ریاض و ابوظبی در یک تحقیق مشترک همکاری خواهد کرد.
عراق اکنون با دو چالش مواجه است: اجتناب از درگیری عمیقتر در تشدید منطقهای در حالی که ثابت کند بغداد میتواند گروههای مسلحی را که فعالیتهای فرامرزی آنها امنیت خلیج فارس و برنامه تثبیت خود عراق را تهدید میکند، کنترل کند. در این محیط پرتنش، ترکیه در تلاش است تا سیاست عراق خود را بهعنوان یک برنامه تثبیت گستردهتر بازتعریف کند که همکاری امنیتی را به تجارت، زیرساخت، انرژی و اتصال منطقهای پیوند میزند.
در اواسط ماه مه، نخستوزیر جدید عراق الزیدی تأیید پارلمانی برای یک دولت جزئی عراقی را بهدست آورد، اما رأی اعتماد چندین وزارتخانه کلیدی را بدون وزیر باقی گذاشت و این امر به شکنندگی توافق سیاسی پشت نخستوزیری او اشاره دارد. بنبست کابینه در برابر فشارهای متقابل ایالات متحده و ایران بر آینده گروههای مسلح مرتبط با ایران در حال شکلگیری است و دولت جدید را در مرکز یک مبارزه قرار میدهد که آیا میليشیاها میتوانند خلع سلاح شوند، به دولت ادغام شوند یا بهعنوان ابزارهای نفوذ سیاسی حفظ شوند. جنگ چالش حلنشده کنترل این بازیگران مسلح را دوباره به مرکز برنامه تثبیت عراق بازگردانده است.
دعوت رئیسجمهور رجب طیب اردوغان از زیدی برای بازدید از آنکارا، تلاش ترکیه برای برقراری یک کانال زودهنگام با رهبری جدید عراق و تأکید بر ارزش استراتژیک این رابطه دوجانبه را نشان میدهد. سوابق سیاسی محدود زیدی او را به عنوان یک شریک آزموننشده معرفی میکند، اما پیشینه تجاری و غریزههای معاملاتی او ممکن است او را به یک گفتوگوی جذاب برای آنکارا تبدیل کند، زیرا ترکیه به دنبال گسترش دسترسی تجاری خود در عراق است.
نامزدی زیدی با تأیید واشنگتن همراه بود و گزارشها حاکی از آن است که تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه و نماینده کلیدی ترامپ، نقش مؤثری در سیاستگذاری آمریکاییها در عراق و بهویژه در سوریه ایفا کرده است. باراک همچنین از زمان انتصابش روابط ایالات متحده و ترکیه را تقویت کرده است. این زمینه، حمایت واشنگتن را به تلاش ترکیه برای جذب زیدی به مدار آنکارا اضافه میکند و ممکن است وابستگی عراق به ایران را کاهش دهد. ترکیه همچنین در حال آمادهسازی برای تأمین سیستمهای دفاع هوایی به بغداد است. اگر آنکارا چنین سیستمهایی را به کار گیرد، این میتواند یک فرصت جدید برای ترکیه ایجاد کند تا ساختار امنیتی عراق را از طریق همکاریهای دفاعی دولتی شکل دهد، که پیامدهای وسیعتری برای نقش ناتو در عراق خواهد داشت.
وزیر امور خارجه ترکیه، هاكان فیدان، با وزیر امور خارجه عراق، فؤاد حسین، در بغداد، عراق، ۱۴ مارس ۲۰۲۴ دیدار میکند. رویترز/احمد سعد
استفاده بینالمللی از ریسک ترکیه در عراق
آنکارا میخواهد یک «استراتژی عراق از همهجانبه» را تقویت کند که در آن چندین پرونده تلاقی میکند – عملیات ضد PKK، کریدور جاده توسعه به عنوان یک مسیر اتصال خلیج–عراق–ترکیه–اروپا، صادرات انرژی از طریق جیحان، همکاری در زمینه آب، گسترش تجارت و بازنگری در نفوذ ایران. با ادامه وضعیت فعلی در جنگ ایالات متحده و ایران، عراق به یک مورد آزمایشی برای تلاش ترکیه در تبدیل اهرمهای امنیتی به دیپلماسی منطقهای تبدیل میشود.
برای حزب حاکم AKP ترکیه، عراق یک بازار حیاتی برای تقویت اقتصاد صادراتی نوسانی ترکیه قبل از انتخابات ملی ۲۰۲۸ است. موفقیت پروژه جاده توسعه که ترکیه و عراق را از طریق شبکهای از راهآهنها، جادهها و مراکز تجاری متصل میکند، نیازمند امنیتی است که به تخریب زیرساختهای PKK وابسته است. همچنین نیازمند مدیریت چالشهای پیچیده و حلنشده گروههای مسلح وابسته به ایران است، که نفوذ آنها در اقتصاد سیاسی عراق میتواند نه تنها از طریق فشارهای قهری بلکه همچنین با جذب بازیگران تجاری وابسته به پروژههای زیرساخت و بازسازی به عنوان راهی برای کاهش عناصر بیثباتکننده آنها، کاهش یابد.
برای دستیابی به این اهداف، آنکارا در حال راه رفتن بر روی لبه تیغ است. این کشور میخواهد از خلأ ایجاد شده بهواسطه تضعیف نفوذ ایران بر عراق – که ناشی از جنگ فوریه و افزایش نظارت ایالات متحده است – بهرهبرداری کند و در عین حال به توافق جغرافیایی تهران با برنامه کردهای ترکیه نیاز دارد، برنامهای که به رشد اقتصادی ترکیه در عراق کمک خواهد کرد. بهطور تاریخی، ترکیه و ایران در عراق با حمایت از ذینفعان سیاسی مختلف با یکدیگر رقابت کردهاند، اما معمولاً در زمینه مهار شورش PKK به توافق رسیدهاند. با این حال، ایران بهطور تاکتیکی از برخی شاخههای PKK در سوریه و عراق حمایت کرده است که این موضوع موجب نارضایتی آنکارا شده است.
در سال 2025، عراق یکی از بازارهای صادراتی برتر ترکیه و مهمترین بازار همسایه آن بود، با تجارت دوجانبهای به ارزش 16.8 میلیارد دلار. صادرات ترکیه سهم عمدهای از این تبادل را به خود اختصاص داده است، که حدود 12.4 میلیارد دلار بوده و در مقابل 4.4 میلیارد دلار واردات از عراق قرار دارد. ترکیه میخواهد ترانزیت و صادرات به عراق را افزایش دهد و از اقتصاد ویران شده ایران بهرهبرداری کند.
در حالی که ایران ممکن است به شیوههای صادراتی برای افزایش صادرات غیرنفتی خود به عراق متوسل شود، ایران تضعیف شده نمیتواند بهطور پایدار با صادرات ترکیه رقابت کند. بغداد گزینههای متعددی در اختیار ندارد؛ واردات غیرنفتی که از طریق تنگه هرمز عبور میکند، بهدلیل بالا بودن خطرات حمل و نقل، به کندی انجام میشود. در حالی که بندر عقبه اردن در حال تبدیل شدن به یک مرکز برای واردات عراقی است، امان نسبت به آنکارا از یک پایه صنعتی گسترده و قوی برخوردار نیست.
اقتصاد بخشی از یک برنامه پیچیدهتر ترکیه است که آنکارا بهصورت تدریجی به آن رسیدگی میکند. عراق یک کشور پچیده با مراکز قدرت متعدد است. در حالی که زیدی اکنون دارای اختیارات رسمی بر عراق است، واقعیت همچنان پیچیدهتر و سیالتر است، جایی که شبهنظامیان مورد حمایت ایران تأثیر قابل توجهی بر حکومتداری دولتی در اکثر استانها دارند. در شمال، حزب دموکرات کردستان (KDP) و اتحادیه میهنی کردستان (PUK) و نیروهای پیشمرگه آنها بهطور مشترک بر منطقه کردستان عراق حکومت میکنند. به همین دلیل، آنکارا بهطور کلی با هر یک از این بازیگران برای دستیابی به اهداف اقتصادی و امنیتی خود در تعامل است.
نگاه بریتانیا به این دینامیکها بهطور فزایندهای واضح شده است. در اظهارات اخیر، سفیر بریتانیا در عراق، عرفان صدیق، بین نیروهای بسیج مردمی (PMF) بهعنوان یک نهاد دولتی رسمی و گروههای مسلحی که در داخل یا اطراف آن عمل میکنند، تمایز قائل شد و استدلال کرد که لندن تنها در صورتی میتواند با PMF تعامل داشته باشد که این نیروها تحت کنترل دولت باقی بمانند.
او همچنین گروههای وابسته به ایران را به عنوان یک مشکل امنیتی و اقتصادی در حاکمیت معرفی کرد. برای بریتانیا، چالش تثبیت عراق از حاکمیت، کنترل دولت بر تسلیحات و استفاده از خشونت و همچنین حفاظت از فعالیت اقتصادی مشروع در برابر بازیگران مسلح قهری جداییناپذیر است. این موضوع با نگرانی آنکارا همراستا است که عراق نمیتواند امنیت، تجارت و ارتباطات را تأمین کند در حالی که گروههای مسلح غیر دولتی حق وتو بر سرزمین، زیرساختها و تصمیمگیریهای سیاسی دارند.
تأمین تثبیت دوجانبه از طریق قمار عراق ترکیه
قبل از دعوت اردوغان از زیدی، وزیر امور خارجه ترکیه، هاكان فیدان، در تاریخ ۱ مه ۲۰۲۶ با فالح الفیاض، رئیس نیروهای بسیج مردمی عراق، که بر گروههای وابسته به ایران که هم در ساختار امنیتی کشور و هم در اقتصاد و تجارت تأثیرگذار هستند، دیدار کرد. برای سالها، گروههای همراستا با ایران در بسیج مردمی عراق به حفظ یک محیط مساعد برای گروههای مرتبط با PKK در منطقه سنجار در شمال غربی عراق کمک کردهاند.
این شبکهها تلاشها برای اجرای توافقنامه سنجار در اکتبر ۲۰۲۰ بین بغداد و اربیل را پیچیده کردهاند، که خواستار حذف گروههای مرتبط با PKK و سایر گروههای مسلح از این منطقه و احیای نیروهای امنیتی محلی تحت حاکمیت فدرال بود. گروههای PMF وابسته به ایران و متحدان محلی آنها با عناصر کلیدی این توافق، از جمله سازماندهی مجدد امنیتی و انتصابات اداری، مخالفت یا مانعتراشی کردهاند و به حفظ سنجار خارج از یک چارچوب حاکمیتی پایدار و یکپارچه کمک کردهاند.
دعوت اردوغان از زیدی، به همراه دیپلماسی اخیر فیدان در عراق، نشان میدهد که آنکارا به سرعت در حال حرکت برای قفل کردن توافقات امنیتی با رهبری جدید بغداد است. در مرکز این تلاش، نگرانی ترکیه این است که تهدید PKK محدود باقی بماند و گروههای عراقی وابسته به ایران از شبکههای مرتبط با PKK به عنوان یک نقطه فشار علیه آنکارا در طول رویارویی گسترده ایران-اسرائیل-آمریکا استفاده نکنند. در اواخر سال ۲۰۲۴، آنکارا در حال حاضر نگران احتمال دخالت PKK در یک جنگ منطقهای بود و به همین دلیل به دنبال یک توافق صلح جامع با این گروه بود.
data-path-to-node=”18″>درگیری منطقهای وسیعتر همچنین تلاش ترکیه برای تبدیل روند خلع سلاح PKK به یک توافق امنیتی پایدار را پیچیده کرده است. پس از درخواست عبدالله اوجالان در فوریه 2025 برای انحلال PKK و تسلیم سلاحهایش، این سازمان در مه 2025 اعلام کرد که قصد دارد منحل شود و مبارزه مسلحانه خود را پایان دهد. با این حال، جنگ ایران که در 28 فوریه 2026 آغاز شد، شرایط منطقهای لازم برای اجرای این روند را مختل کرده است. گزارشها حاکی از آن است که مقامات آمریکایی و اسرائیلی به بررسی حمایت از گروههای کردی ایرانی به عنوان بخشی از یک استراتژی وسیعتر برای فشار به تهران پرداختهاند که نگرانی آنکارا را از این که فعالیتهای مسلحانه کردی دوباره در یک رویارویی منطقهای وسیعتر مورد بهرهبرداری قرار گیرد، احیا کرده است.
تلاش برای بسیج بازیگران کردی ایرانی تا کنون ناپایدار و نامشخص به نظر میرسد، که با سیگنالهای متناقض از واشنگتن، تردیدهای رهبران کردی عراقی و انکار گروههای کردی مبنی بر دریافت کمکهای مادی مشخص شده است. با این حال، تا زمانی که رویارویی آمریکا و اسرائیل با ایران به طور نامحدود ادامه داشته باشد، وسوسه فعال کردن نقاط فشار کردی علیه تهران احتمالاً ادامه خواهد داشت – که پیامدهای مستقیمی برای محاسبات PKK ترکیه در عراق خواهد داشت.
پیام آنکارا به دولت جدید در بغداد این است که عراق نمیتواند PKK را به عنوان یک مشکل خارجی ترکیه تلقی کند. درست مانند گروههای مسلح مورد حمایت ایران، حضور ریشهدار PKK در شمال عراق، انحصار بغداد بر نیروی نظامی را پیچیده کرده، تلاشهای تثبیت را تضعیف میکند و امنیت مورد نیاز برای پروژههای تجاری و زیرساختی را تهدید میکند. اما توانایی ترکیه در مهار PKK همچنین به رفتار ایران و بازیگران عراقی همراستا با ایران بستگی دارد، به ویژه اینکه آیا آنها از استفاده از شبکههای مسلح کردی به عنوان یک نقطه فشار علیه آنکارا خودداری خواهند کرد یا خیر.
بازی ترکیه در عراق، وفاداریهای کردی را تغییر میدهد
بغداد به نوبه خود همچنان در میان فشارهای خارجی برای کنترل گروههای شبهنظامی و ضرورت داخلی مدیریت تعادل سیاسی شکننده عراق گرفتار است. جنگ، چالش حلنشده کنترل این بازیگران مسلح را دوباره به مرکز برنامه تثبیت عراق بازگردانده است.
جنگ ایران به ترکیه در منطقه کردستان عراق کمک کرده است. در طول جنگ اخیر، تهران بیش از 800 حمله به اهدافی در منطقه کردستان انجام داد که از جمله آنها، هدف قرار دادن شورشیان کردی ایرانی بود، عمدتاً در مناطق حزب دموکرات کردستان (KDP)؛ این امر باعث فاصله بیشتر احزاب کردی عراقی از ایران شد. در عین حال، ترکیه به عنوان تنها مسیر پایدار و قابل اعتماد برای صادرات نفت عراق از طریق خط لوله جیحان ظاهر شد.
data-path-to-node=”23″>در حالی که خط لوله جیحان ظرفیت انحراف تمام نفت عراق به سمت صادرات را ندارد، اما آنکارا را برای بغداد و اربیل به طور یکسان مهمتر میکند زیرا تنگه هرمز به طور غیررسمی مسدود باقی مانده است. از سال ۲۰۰۸، ترکیه و حزب دموکرات کردستان (KDP) که پایتخت اقلیم کردستان عراق، اربیل را اداره میکند، روابط اقتصادی خود را با گسترش صادرات ترکیه و اعطای قراردادهای ساختمانی به شرکتهای ترکیهای و بهویژه ایجاد همکاریهای امنیتی علیه حزب کارگران کردستان (PKK) عمیقتر کردهاند.
اتحاد میهنی کردستان (PUK)، دومین حزب قدرتمند در اقلیم کردستان عراق پس از KDP، نیز از جنگ با نارضایتی از تهران خارج شده است، زیرا سلیمانیه، پایگاه اصلی PUK، نیز هدف حملات ایرانی قرار گرفت. با توجه به محدودیتهای جغرافیایی، PUK به طور تاریخی روابط دوستانهای با تهران توسعه داده است و رئیسجمهور کنونی آن، بافل طالبانی، روابط نزدیکی با عصائب اهل الحق، یکی از گروههای مسلح کلیدی ایران در عراق، برقرار کرده است. جنگ نشان داد که روابط نزدیک PUK با ایران و گروههای مسلح محلی آن، این حزب کردی را از انتقامجوییها محافظت نکرده است.

متعادلسازی مکانیزمهای قدرت هژمونیک در طرح عراق ترکیه
جنگ ایران، نزدیکی PUK به آنکارا را تسریع کرد تا روابط خود را با تهران متعادل کند. آنکارا مدتهاست که به پناه دادن PUK به شبهنظامیان PKK اعتراض کرده است. به عنوان نشانهای از حسن نیت به سوی آنکارا، در آوریل ۲۰۲۶، PUK فرمانداری کرکوک را به سیاستمدار جبهه ترکمنهای عراق که از آنکارا حمایت میشود، به مدت هفت ماه واگذار کرد. ترکیه میخواهد ببیند که جبهه ترکمن نقش بیشتری در سیاستهای استانی ایفا کند، نهتنها به این دلیل که هر طرح جداییطلبانه آینده KRG نیاز به تصرف کرکوک دارد که منابع نفتی عظیمی دارد که آن را از نظر اقتصادی توانمند میسازد.
ترکیه به دنبال استفاده از شتاب جنگ ایران برای گسترش نفوذ اقتصادی خود و مهار PKK است. آنکارا تهران را به اندازه کافی نزدیک نگه میدارد تا پرونده کردی را مدیریت کند، در حالی که اقلیم کردستان عراق را به مدار اقتصادی و امنیتی ترکیه نزدیکتر میکند. همچنین در حال حرکت به سمت پیوند دادن بغداد و اربیل به زیرساختها و مسیرهای انرژی متمرکز بر ترکیه است و خود را به عنوان دروازه شمالی ضروری عراق معرفی میکند. اما آنچه که غیرقابل انکار است این است که این استراتژی به یک همراستایی شکننده بین بغداد، اربیل و آنکارا وابسته است و در برابر رقابتهای درون کردی، بازیگران مسلح وابسته به ایران، اختلافات درآمد نفتی و معضلات حاکمیت خود عراق آسیبپذیر باقی میماند.
آینده روند آتشبس ایران و ایالات متحده تأثیرات قابل توجهی در عراق خواهد داشت، از رفتار گروههای مسلح گرفته تا ثبات مالی و همراستایی منطقهای. بنابراین، تلاش ترکیه برای قرار دادن خود به عنوان یک شریک امنیتی، تجاری و ارتباطی باید به عنوان یک متغیر به طور فزایندهای مهم در چشماندازهای تثبیت عراق درک شود.
این مقاله بخشی از یک سری سیاستی برای پروژه “ساخت صلح ترکیه در خاورمیانه بینظم” از شبکه مرکز مطالعات کاربردی ترکیه (CATS) است.
مرکز مطالعات کاربردی ترکیه (CATS) در بنیاد علم و سیاست (SWP) در برلین توسط بنیاد مرکاتور و وزارت امور خارجه فدرال تأمین مالی میشود. CATS متولی شبکه CATS است، یک شبکه بینالمللی از اندیشکدهها و مؤسسات پژوهشی که بر روی ترکیه کار میکنند.

