اهمیت نتایج انتخابات پارلمانی عراق و تأثیرات آن بر دخالت ایران در کشور.
پس از سه سال حکومت ائتلافی از احزاب و میليشیاهای شیعه طرفدار ایران، عراق بار دیگر کارتهای سیاسی خود را جابجا کرده است. انتخابات پارلمانی اخیر به نخستوزیر کنونی، محمد شیاع السودانی، رهبری بزرگترین بلوک را اعطا کرد و چالشی جدید برای ائتلاف حاکم طرفدار ایران ایجاد کرد. اگرچه السودانی به دنبال دورهای دیگر است، برخی از اعضای ائتلاف با این موضوع مخالف هستند.
در عین حال، یک درگیری داخلی در بالاترین ردههای رژیم بین رهبری اصلی میليشیاهای شیعه طرفدار ایران و نخستوزیر که میخواهد محدودیتهایی بر آنها اعمال کند، به وجود آمده است. در این زمینه، عراق به عرصهای برای مبارزه بین ایالات متحده و ایران بر سر آینده این گروهها تحت حمایت رژیم ایران تبدیل شده است. ایالات متحده در تلاش است تا آنها را خلع سلاح کند تا نفوذ ایران در عراق را محدود کرده و حاکمیت عراقی را تقویت کند. در مقابل، ایران به دنبال حفظ این گروههای مسلح به عنوان نمایندگان خود در عراق، در درون سیستم سیاسی، و مسلح کردن آنها با تسلیحات پیشرفته است، با پیشبینی یک درگیری مجدد ممکن با اسرائیل و ایالات متحده، پس از خساراتی که “محور مقاومت” تحت رهبری ایران در منطقه در دو سال گذشته متحمل شده است.
زمینه انتخابات و تغییرات ساختاری
انتخابات پارلمانی عراق که در تاریخ 11 نوامبر برگزار شد، آزمونی بود برای اینکه آیا اردوگاه شیعه—که در حال حاضر کشور را تحت رهبری احزاب و میليشیاهای طرفدار ایران اداره میکند—میتواند انسجام داخلی خود را حفظ کند و در عین حال فشارهای داخلی و خارجی را در مورد آینده این گروهها و رابطه آنها با نهادهای دولتی تحمل کند.
حدود 8000 نامزد برای 329 کرسی پارلمانی رقابت کردند، که این تعداد رکوردی از زمان انتخابات قبلی از زمان سرنگونی صدام حسین در سال 2003 و تصویب یک قانون اساسی دموکراتیک است. میزان مشارکت رسمی رایدهندگان به 56 درصد رسید، در مقایسه با تنها 43 درصد در انتخابات قبلی در سال 2021. در عین حال، انتخابات 2025 همچنین بازتابی از اصلاح قانون انتخابات 2023 بود که عراق را به 18 حوزه انتخاباتی کاهش داد، به جای بیش از 80 حوزه در گذشته. این تغییر به نفع احزاب بزرگ—مانند احزاب ائتلاف حاکم—به هزینه احزاب کوچک بود. بسیاری از اعضای پارلمان که نتوانستند دوباره انتخاب شوند، مستقل یا نمایندگان جنبش اعتراضی علیه رژیم بودند که پس از تظاهرات 2019 به وجود آمد.
علاوه بر این، حتی قبل از انتخابات، حامیان اصلاحات دموکراتیک در عراق از این موضوع ابراز ناامیدی کرده بودند و اشاره کردند که انتخابات تغییر معناداری به همراه نخواهد داشت. روش تشکیل دولتها در عراق، که بر اساس تخصیص موقعیتهای سیاسی طبق سهمیههای مذهبی بین احزاب و بلوکهای سیاسی که بیشترین کرسیها را در پارلمان به دست آوردهاند، واقعیتی از فساد سیاسی را تقویت میکند که چشماندازهای اصلاحات دموکراتیک واقعی را محدود میکند، مطابق با دیدگاه آمریکایی که از سال 2003 شکل گرفته است.
تجزیه درون چارچوب هماهنگی
چارچوب هماهنگی شیعه، که حدود سه سال است عراق را اداره میکند، در طول کارزار انتخاباتی دچار تجزیه شد. علاوه بر تصمیم السودانی برای شرکت به عنوان رئیس یک حزب جدید، شرکای او در ائتلاف حاکم شیعه نیز تصمیم گرفتند که در احزاب جداگانه رقابت کنند تا یک حزب متحد. اگرچه رهبران چارچوب هماهنگی به دلایل انتخاباتی—به دنبال حداکثر کردن قدرت نسبی خود—از یک رقابت مشترک خودداری کردند و اگرچه گروهها پس از رأیگیری دوباره برای تشکیل بزرگترین اردوگاه در پارلمان متحد شدند، آینده این اتحاد در شکل کنونی خود به دور از اطمینان است.
تنشهای داخلی ریشهدار در رقابتهای سیاسی و ایدئولوژیک از زمان تأسیس چارچوب هماهنگی وجود داشته و پیش از انتخابات شدت یافته است—بهویژه بین نخستوزیر السودانی، که هدفش تثبیت وضعیت سیاسیاش بهعنوان یک رهبر ملی است، و رقیبش، نوری المالکی، رهبر حزب الدعوه و نخستوزیر پیشین. هر دو اعلام کردهاند که دوباره برای پست نخستوزیری رقابت خواهند کرد.nnنتایج انتخابات به السودانی این امکان را داد که با فاصلهای زیاد رهبری بزرگترین بلوک در پارلمان را بهدست آورد، با ۴۶ کرسی، و پس از آن حزب المالکی با ۲۹ کرسی قرار دارد. چندین رهبر از شبهنظامیان شیعه حامی ایران نیز موفقیتهای قابل توجهی کسب کردند (بهعنوان مثال، حزبی که با شبهنظامی اسلامی شیعه، عصائب اهل الحق، تحت رهبری قیس الخزعلی شناخته میشود، ۲۸ کرسی بهدست آورد). در مقایسه با انتخابات قبلی، چارچوب هماهنگی حامی ایران قدرت خود را در پارلمان تقویت کرد. با این حال، فراتر از اعلام خود بهعنوان بزرگترین بلوک، بار دیگر نیاز به تشکیل یک ائتلاف گسترده دارد تا رقبایش نتوانند روند تشکیل دولت را مختل کنند.nn
مذاکره ائتلاف و تشکیل دولت
بر اساس گزارشهای رسانههای عراقی، مذاکرات برای تشکیل دولت بعدی به محض اعلام نتایج انتخابات آغاز شد. عناصر درون «چارچوب هماهنگی» علاقهای به حمایت از دوره دیگری برای السودانی ندارند و در تلاشند ائتلافی بدون او تشکیل دهند. السودانی نیز به نوبه خود به دنبال دوره دیگری است و بر اساس گزارشها، هدفش جذب شرکای ائتلافی از درون چارچوب هماهنگی است که رقبای سیاسی نیستند. شرکای بالقوه خارج از چارچوب هماهنگی شامل حزب دموکرات کردستان به رهبری مسعود بارزانی و جنبش سنی تقدم به رهبری محمد الحلبوسی، رئیس پیشین پارلمان (هر کدام با ۲۷ کرسی) هستند.nnفراتر از درگیریهای سیاسی میان رهبران شیعه، تنش در رأس رژیم عراقی منعکسکننده تضاد منافع است. اصطکاک اصلی بین نخستوزیر السودانی—به همراه ارتش و خدمات امنیتی تحت اختیار او—و یک «هسته سخت» از رهبران شیعه و اعضای پارلمان است که با شبهنظامیان حامی ایران و سازمان چتر آنها، نیروهای بسیج مردمی (PMF) همراستا هستند. در حالی که بهعنوان نخستوزیر در دورهای از بیثباتی منطقهای—از جمله جنگ در غزه و پیامدهای آن برای ایران—خدمت میکند، السودانی بهخوبی میداند که فعالیتهای شبهنظامی، بهعنوان بخشی از محور شیعه، چگونه حاکمیت و ثبات عراق را به خطر میاندازد، بهویژه با توجه به دخالت مستقیم آنها در حملات به دشمنان ایران. بر این اساس، در دو سال گذشته، السودانی بارها خواستار توقف عملیاتهای نظامی مستقل این گروهها (مانند حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای آمریکایی و اسرائیل) شده است که بدون هماهنگی یا مجوز از سوی دولت و ارتش انجام میشود.nn
افزایش تنشها با شبهنظامیان
در سال گذشته، السودانی بارها تمایل عراق به حفظ بیطرفی در درگیریهای منطقهای و حفظ روابط خود با ایالات متحده، در کنار روابط همسایگی با ایران را اعلام کرده است. در مقابل، شبهنظامیان شیعه پیشرو (بهعنوان مثال، کتائب حزبالله) بهطور علنی نخستوزیر را مورد انتقاد قرار داده و او را از طریق حملات کینتیک و تهدیدات نظامی که بخشی از آن به اهداف آمریکایی و اسرائیلی معطوف است، به چالش کشیدهاند. با این کار، این گروهها بهطور آشکار قانون را نقض کرده و اقتدار دولت و ارتش را تضعیف کردهاند.
در ماههای اخیر، تنشهای فزاینده به یک درگیری خشونتآمیز در بغداد بین نیروهای امنیتی رسمی و operatives کتائب حزبالله منجر شده است، که پس از آن نیروهای امنیتی دولت مظنونین مرتبط با این حادثه را دستگیر کردند. گزارشهای عراقی همچنین نشان میدهد که السودانی در حال مسدود کردن پیشرفت لایحههایی بوده است که به تقویت وضعیت الحشد الشعبی (PMF) اختصاص داشتند، پس از آنکه پیشنهادات قبلی در این زمینه نتوانستند تأیید پارلمانی را کسب کنند.
تمام این موارد نشاندهنده پدیده وسیعتر قدرت فزاینده شبهنظامیان تحت حمایت ایران است که سایهای بر انتخابات و بازی سیاسی بهطور کلی افکندهاند. به مدت سالها، ایران این گروهها را پرورش داده و از تسلط آنها بر دولت برای تعمیق مشارکتشان در وزارتخانههای دولتی و گسترش منابع در دسترس آنها بهرهبرداری کرده است. یک ابزار کلیدی، تأسیس یک شرکت دولتی بوده است که به منظور فراهم کردن یک پایه اقتصادی برای آنها ایجاد شده است (“المهندس”)، که مدل تأمین مالی شبهنظامیان از طریق پروژههای عمومی رژیم ایران (خاتمالانبیا) را منعکس میکند.
فشار ایالات متحده، استراتژی ایران و مخالفت داخلی
در عین حال، واکنشی به این تصرف تدریجی شبهنظامیان بر دولت نیز مشهود است—نه تنها از سوی نخستوزیر السودانی و شرکای او بلکه همچنین در سطح بینالمللی، بهویژه از سوی ایالات متحده. سیاست ایالات متحده تحت هر دو دولت بایدن و دولت فعلی ترامپ تغییر کرده است. در راستای خواستههای عراقی و تفاهمهای رسمی بین دو کشور، ایالات متحده در حال کاهش و جابجایی نیروهای خود در عراق است. بهطور همزمان، تحریمهای جدیدی وضع کرده و حتی تهدید به حملات علیه نیروهای حامی ایران کرده است. این اقدامات به منظور فشار به دولت مرکزی و ارکان امنیتی آن برای محدود کردن فعالیتهای شبهنظامی و در نهایت، خلع سلاح آنها طراحی شده است. از زمان به قدرت رسیدن رئیسجمهور ترامپ، این خواسته در بیانیههای رسمی ایالات متحده درباره عراق بهطور فزایندهای صریح شده است.
با توجه به این موضوع، اردوگاه حامی ایران در ائتلاف حاکم در تلاش است نه تنها چارچوب هماهنگی را حفظ کند بلکه قدرت سیاسی خود را پس از انتخابات و در دولت بعدی افزایش دهد. این تلاش بهویژه توسط رهبران شبهنظامی که “در تیررس” دولت ایالات متحده قرار دارند و با سیاست ایالات متحده که مشارکت نمایندگان شبهنظامی را که بهعنوان سازمانهای تروریستی شناخته میشوند، رد میکند، مواجه هستند، رهبری میشود. یکی از تاکتیکها، بازتعریف نامزدهای شناسایی شده با احزاب اردوگاه به گونهای است که فعالیت سیاسی آنها در عراق را برجسته کند و وابستگیهای شبهنظامی و ارتباطات آنها با ایران را کمرنگ کند.
بدون شک، رقیب اصلی چارچوب هماهنگی در میان عموم شیعه، مقتدی صدر، این بار شرکت نکرد. رهبر محبوبی که در انتخابات قبلی 2021 آنها را شکست داد اما نتوانست دولتی تشکیل دهد و سپس بلوک خود را از پارلمان خارج کرد، از انتخابات تحریم اعلام کرد؛ حامیان او نیز به همین ترتیب عمل کرده و اعتراضاتی را آغاز کردند و از دیگران خواستند که رأی ندهند. با این حال، غیبت صدر به چارچوب هماهنگی اجازه نمیدهد که به راحتی به موفقیتهای خود ادامه دهد با توجه به صعود سریع السودانی. او از درون چارچوب هماهنگی، سیاست آن را در مورد مسئله شبهنظامیان به چالش میکشد.
علاوه بر این، در میان فعالان مخالف در عراق، جو انتخاباتی شاداب و بیلبوردهای نامزدها که وعده ادامه ساخت و توسعه را میدهند، احساسات عمیق تنفر و ناامیدی را نسبت به سیستمی که یک نظم سیاسی فاسد تولید کرده است و به شهروند خدمت نمیکند، به سطح آورد. انتقادات بر ناکامی مدل حکمرانی دموکراتیک که ایالات متحده پس از سرنگونی رژیم صدام حسین در سال 2003 در عراق به دنبال پیادهسازی آن بود، متمرکز شده است. نویسنده احمد سعداوی—یکی از صداهای برجسته در جنبش اعتراضی بزرگ 2019 که به شدت توسط میليشیاهای حامی ایران سرکوب شد—نوشت که کمپین انتخاباتی اخیر نشان میدهد که چگونه نیروهای سیاسی تأثیرگذار از کمیسیون مستقل انتخابات و قوه قضائیه به عنوان ابزارهایی برای حذف رقبای خود و جلوگیری از مشارکت آنها در انتخابات استفاده کردهاند. به نظر او، این شبیه به رد صلاحیت نامزدها در ایران است، جایی که شورایی به طور دلخواه و غیردموکراتیک صلاحیت را تعیین کرده و اطمینان حاصل میکند که نتایج با دیدگاه رژیم همراستا باشد. سعداوی با تأمل در بیتفاوتی عمومی و تحریم انتخابات نوشت که احساس عمومی این است که دموکراسی مرده است—یا حداقل در مراقبتهای ویژه—و زمانی که بیشتر رأیدهندگان واجد شرایط از انتخابات تحریم کنند، سخت است که آنها را به عنوان ابراز اراده مردم تلقی کرد.nn
پیامدهای استراتژیک برای ایالات متحده، ایران و اسرائیل
n
با فرض اینکه توازن نیروها در دولت پس از انتخابات تغییر نکند—که با توجه به واقعیت کنونی، نتیجهای نسبتاً محتمل است—انتخابات ممکن است تنها احساسات تنفر و بیگانگی از رژیم را در میان بخشهایی از جامعه عراقی عمیقتر کند و اعتراضات ضد دولتی را دوباره شعلهور سازد. با این حال، بعید به نظر میرسد که چنین اعتراضی بتواند اصلاحاتی به همراه داشته باشد، با توجه به قدرت رو به رشد میليشیاها و واکنش تهاجمی آنها به تظاهرات قبلی.nn
نخستوزیر کنونی، السودانی، که به دنبال دوره دوم خود است، میتواند از نظرسنجیهای عمومی که نشاندهنده افزایش اعتماد به دولت در میان مردم عراق از زمان تصدی او در سال 2022 است، دلگرم شود. از آن زمان، ثبات، توسعه و سرمایهگذاری در زیرساختهای عمومی نسبت به سالهای قبل بهبود یافته است. با این حال، حتی اگر عملکرد و کمپین انتخاباتی او به السودانی و حزبش کمک کند تا نتیجهای چشمگیر به هزینه رقبای خود به دست آورند، هیچ تضمینی وجود ندارد که او بتواند ائتلافی تشکیل دهد و دوره خود را به عنوان نخستوزیر تمدید کند، با توجه به مخالفت درون چارچوب هماهنگی با این موضوع.nn
برعکس، حتی اگر چارچوب هماهنگی موفق شود از انتصاب مجدد السودانی جلوگیری کند، با یک معضل دشوار در تعامل با ایالات متحده در مسیر تشکیل دولت بعدی در بغداد مواجه خواهد شد. تحت سیاست کنونی ایالات متحده، واشنگتن احتمالاً ادامه همکاریهای سیاسی، نظامی و اقتصادی را به رعایت خواستههای اعلام شده نخستوزیر بعدی مشروط خواهد کرد—یعنی محدود کردن دخالت ایران در حکمرانی و خلع سلاح میليشیاها. انتظار میرود که احتیاط ایالات متحده از انجام حملات تهدید شده در عراق یا تشدید تحریمها نیز به این رعایت بستگی داشته باشد. بر این اساس، پس از پیروزیهای انتخاباتی اردوگاه حامی ایران، ایالات متحده احتمالاً از تشکیل دولتی فراگیر که شامل نیروهای سیاسی دوست خود باشد، حمایت خواهد کرد. همچنین انتظار خواهد داشت که نفوذ گروههای مسلح، هم در ترکیب دولت و هم در اصول راهنمای آن، کاهش یابد.
ایالات متحده به شدت نگران آینده حکومتداری و منافع خود در عراق پس از انتخابات است و ایران نیز به همان اندازه نگران است. ضرباتی که محور تحت رهبری ایران متحمل شده است—شکست حزبالله در لبنان، فروپاشی رژیم اسد در سوریه و جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل و ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۵—اهمیت ژئوپولیتیکی عراق را افزایش داده است، بهویژه از آنرو که عراق بهسختی از درگیریهای منطقهای آسیب دیده است. بر این اساس، به عنوان بخشی از آمادگیاش برای احتمال رویارویی مجدد با اسرائیل و ایالات متحده، گزارشها حاکی از آن است که ایران موشکها و پهپادهای پیشرفتهای به میليشیاهای وفادار در عراق منتقل کرده است.nnفراتر از ضرورت نظامی، این اولین انتخاباتی بود که پس از جنگ در یکی از اصلیترین عرصههای نفوذ ایران در منطقه برگزار شد. این خود به تهران دلیلی میدهد تا پروکسیهای خود را تقویت کند، از سازماندهی آنها حمایت کند و به آنها مشاوره دهد که چگونه به فشارها و تهدیدات ایالات متحده پاسخ دهند (و گاهی چگونه پاسخ خود را محدود کنند).nnاگرچه اسرائیل بهطور مستقیم در فرآیندهای سیاسی و نظامی عراق دخالت ندارد، اما ممکن است تحت تأثیر آنها قرار گیرد، همانطور که با حملات موشکی و پهپادی که میليشیاهای عراقی به اهداف اسرائیلی در طول جنگ غزه انجام دادند، نشان داده شده است. این تهدید همچنان وجود دارد، بهویژه با توجه به گزارشهایی مبنی بر اینکه این گروهها در عراق با سلاحهای پیشرفته ایرانی مسلح میشوند و اسرائیل برای احتمال تلاشهای نفوذ زمینی به اسرائیل از عراق، از طریق سوریه و اردن، آماده میشود.nnبنابراین، تحت شرایط سیاسی و نظامی در عراق—که نشاندهنده ادامه دخالت ایران و حتی تلاشی برای تشدید آن است—تشکیل دولت بعدی برای اسرائیل اهمیت واضحی خواهد داشت. اگر اردوگاه ال-Sudani به همراه دیگر نیروهای سیاسی که ممکن است به آن بپیوندند (کردها و سنیها) و که به حفظ روابط استراتژیک عراق با ایالات متحده تمایل دارند، موفق به تشکیل دولتی شود که صرفاً پرو-ایرانی نیست و شامل جریانات معتدلتری باشد، این میتواند تأثیر ایران را در بغداد کاهش دهد و آزادی عمل نیروهای پرو-ایرانی را محدود کند، زیرا شرکای ائتلاف منافع یکدیگر را متعادل میکنند.nnبرعکس، کنار گذاشتن ال-Sudani توسط جناح تندرو چارچوب هماهنگی و تشکیل ائتلافی که تحت کنترل شیعه پرو-ایرانی باشد، برای تهران آسانتر خواهد بود که در امور بغداد دخالت کند و قدرت و جایگاه میليشیاها را تقویت خواهد کرد. معضل اینکه چگونه به هر نتیجهای پاسخ داده شود، در درجه اول با ایالات متحده است که همچنان در عراق دخالت دارد و از طریق ابزارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی تأثیر میگذارد. واشنگتن در حال حاضر—قبل از تشکیل دولت بعدی—نشانههایی میدهد که به دنبال پایان دادن به دخالت ایران در عراق و از بین بردن پدیده میليشیا است. علاوه بر این، پیامدهای انتخابات برای نظم سیاسی نوظهور عراق ممکن است بر توازن قدرت منطقهای بین بازیگران غیر دولتی تحت حمایت ایران، به رهبری حزبالله، و نهادها و نیروهای دولتی که در تلاش برای محدود کردن نفوذ ایران و پروکسیهای آن هستند، تأثیر بگذارد.

