اعلام پیروزی به معنای متعارف آن زمانی که جنگ نامتقارن پایان بازی را از پیروزی نظامی به نجات سیاسی تغییر میدهد، به طرز خطرناکی زودرس به نظر میرسد.پایان جنگ ایران نیازمند یک بازنگری خشن در انتظارات است، همانطور که دولت ترامپ کشف کرد که پایان جنگ ایران نیازمند اولویت دادن به جنبههای آتشبس و دسترسی به تنگه هرمز بر هر نتیجه قاطع میدانی است.
پایان جنگ ایران: هدفی تغییر یافته
“باید کار را تمام کنیم، درست است؟”
زمانی که رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، این جمله را در یک تجمع در کنتاکی در ماه مارس بیان کرد، جنگ ایران به تازگی آغاز شده بود. و با قدرت آتش عظیمی که در اختیار داشت، او اطمینان داشت که پایان بازی تنها یک تشریفات خواهد بود. او به جمعیت حامیانش گفت که این جنگ قبلاً “پیروز” شده است.
اما ۲.۵ ماه بعد، تعریف آقای ترامپ از “تمام کردن کار” به طور بنیادی تغییر کرده است.
با وجود ناهماهنگی آشنا در این هفته بین نشانههایی از یک توافق صلح قریبالوقوع و از سرگیری حملات نظامی ایالات متحده در ایران، تمرکز دیگر بر دستیابی به یک پیروزی قاطع میدانی نیست.
موضوع به دست آوردن یک توافق سیاسی است که رئیسجمهور بتواند آن را به حامیانش بفروشد، جنگی که به طور گستردهای از سوی رأیدهندگان نامحبوب است را کاهش دهد و – با بازگشایی تنگه هرمز – حداقل شروع به متوقف کردن افزایش قیمتهای نفت و گاز قبل از انتخابات میاندورهای نوامبر کند.
شکل توافق پایان جنگ ایران
طرح کلی یک توافق با ایران، همانطور که توسط دولت ترامپ تصور شده است، از واسطههای درگیر در مذاکرات شروع به روشن شدن کرده است.
اول، تأیید آتشبس اعلام شده در اوایل آوریل، نه چندان بعد از تجمع کنتاکی، و از آن زمان توسط آقای ترامپ به مدت طولانیتری از دو هفته اولیه تمدید شده است.
سپس، یک فرآیند یک ماهه برای بازگشایی تنگه هرمز – با اجازه ایران برای عبور آزاد و پایان دادن ایالات متحده به ضد محاصره بنادر ایرانی.
و در کنار این، مذاکرات در مورد آنچه آقای ترامپ به عنوان هدف مرکزی رفتن به جنگ در ابتدا تعریف کرده است: مسدود کردن مسیر ایران برای دستیابی به سلاح هستهای.
این میتواند سرزمین سیاسی بهویژه حساسی برای رئیسجمهور باشد.
هر توافق جدید با ایران بهطور حتم با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ رئیسجمهور باراک اوباما با تهران سنجیده خواهد شد، که آقای ترامپ آن را “وحشتناک” خواند و ایالات متحده را در دوره اول خود از آن خارج کرد.
واقعیت نامتقارن پایان جنگ ایران
حتی قبل از دستیابی به یک راهحل قابل قبول در مورد هیچیک از این مسائل، آقای ترامپ مجبور است با واقعیتی درباره جنگ روبرو شود که در زمان ادعای پیروزی در مکانهایی از جمله کنتاکی، به وضوح نمایان شده بود: ماهیت “نامتقارن” آن، که پژواکدهندهی درگیری طولانی آمریکا در ویتنام و در نهایت عقبنشینی از آن است.

بله، نیروهای ایالات متحده و اسرائیل بهطور جامع ایران را از نظر تسلیحاتی برتری داده بودند. آنها هزاران هدف را در سرتاسر کشور هدف قرار داده، بخش زیادی از نیروی دریایی آن را غرق کرده و رهبران ارشد آن را کشته بودند.
از نظر نظامی متعارف، ایران قادر به رقابت با قدرت آمریکا نبود.
با این حال، تهران هیچ نشانهای از تمایل به صلح نشان نداد.
رژیم و ارتش آن زنده مانده بودند. آنها در حال پرتاب پهپادها و موشکها به سوی متحدان عرب خلیجفارس آمریکا بودند و بهطور مؤثری تنگهای را که یکپنجم از عرضههای نفت و گاز طبیعی جهان معمولاً از آن عبور میکند، مسدود کرده بودند.
ایران آن اهرم را حفظ کرده است. و همانطور که آقای ترامپ اکنون به نظر میرسد، بعید است که حتی با بازگشت کامل به جنگ، این وضعیت تغییر کند – چیزی که متحدان عرب کلیدی بهویژه تمایل دارند از آن اجتناب کنند.
پایان جنگ ایران به اولویتهای تهران بستگی دارد
این بدان معناست که امکان و شکل نهایی یک توافق مذاکرهای به اولویتهای ایران نیز بستگی دارد.
گزارشها در مورد مذاکرات جاری در هفتههای اخیر نشان میدهد که ایرانیها به آتشبس و بازگشایی تدریجی تنگه هرمز تمایل دارند.
حتی در برخی مسائل کلیدی هستهای – بر اساس مذاکرات غیرمستقیم با ایران قبل از آغاز جنگ توسط آقای ترامپ – به نظر میرسد که چشماندازی برای یافتن نقاط مشترک وجود دارد.
رهبری ایران مدتهاست که بر این نکته تأکید کرده که قصد توسعه سلاح هستهای را ندارد. آنها نسبت به رقیق کردن ذخایر اورانیوم نزدیک به سلاح یا شاید انتقال آنها به یک کشور ثالث توافق شده مانند روسیه، receptive بودهاند.
اما در مذاکرات این هفته با نمایندگان در دولت خلیج فارس قطر، مذاکرهکنندگان ایرانی بر تعهد زودهنگام ایالات متحده به آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای ایرانی در بانکهای خارجی که به دلیل تحریمها مسدود شدهاند، تأکید کردند – یکی از ویژگیهای توافق هستهای دولت اوباما که آقای ترامپ به شدت به آن حمله کرد.

ایرانیها همچنین به نظر میرسد که در نظر دارند کنترل بلندمدت، به همراه سلطنت عرب عمان در آن سوی خلیج، بر تنگه هرمز را حفظ کنند.
چگونه ترامپ به پایان جنگ ایران میرسد
اینکه آقای ترامپ و تیم مذاکرهکنندهاش چگونه و آیا میتوانند این مسائل را با ایران به خوبی مدیریت کنند، تعیینکننده این خواهد بود که آیا توافق به اندازهای نزدیک است که برخی از پستهای اخیر او در شبکههای اجتماعی نشان دادهاند – یا اگر همچنان دشوار باشد، آیا او ممکن است به تهدیدات خود برای دستور حملات نظامی بیشتر عمل کند.
در اظهاراتی در روز چهارشنبه، رئیسجمهور به گزینههای هر دو طرف اشاره کرد که به یک روال آشنا تبدیل شده است.
او گفت که مذاکرات “بسیار خوب” پیش میرود. ایرانیها “دارند چیزهایی را که باید به ما بدهند، شروع میکنند.” اما با اشاره به وزیر دفاع، پیتر هگست، افزود که اگر آنها این کار را نکنند، “مردی که در سمت چپ من است باید کارشان را تمام کند.”
با این حال، تمایل ظاهری آقای ترامپ به عدم بازگشت به درگیریهای عمده در هفتههای اخیر نشان میدهد که او به این نتیجه رسیده که جنگ تمامعیار بعید است که چشماندازهای یک توافق مذاکرهای را نزدیکتر کند.
هفته گذشته، مقالهای در Foreign Affairs شباهت تندی با جنگ ویتنام ترسیم کرد.
این مقاله بیان کرد که دولت ترامپ تنها دو ماه زمان صرف کرده است تا “تمام پنج سال سیاست ویتنامی دولت [لیندون] جانسون را طی کند: ورود، تشدید، بنبست ناامیدکننده و مذاکرات.”
اکنون، این مقاله پیشنهاد کرد که آقای ترامپ خود را در مرحله پایانی دولت نیکسون یافته است: “نخست تهدیدات پر سر و صدا، سپس درک تدریجی نیاز به خروج از طریق یک توافق ناامیدکننده.”

