ایجاد پیمان مکه یک تغییر مهم در ساختار امنیتی خاورمیانه را نشان میدهد. تعهد دفاع متقابل میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه یک مکانیزم جدید برای مدیریت تهدیدات منطقهای معرفی میکند. اگرچه این توافق در میان رویارویی ایالات متحده و ایران شکل گرفت، تهران دلایل قوی دارد که آن را به عنوان یک فرصت به جای تهدید تلقی کند. اعلامیه پیمان مبنی بر باز بودن برای همه کشورهای برادر، فضایی برای مشارکت ایران باقی میگذارد.
مهمتر از همه، این چارچوب نشان میدهد که کشورهای منطقه به دنبال ترتیبات امنیتی خارج از چتر نظامی مستقیم واشنگتن هستند. این جستجو با استدلال دیرینه تهران همراستا است که نیروهای آمریکایی ناامنی ایجاد میکنند. یک پاسخ محتاطانه از سوی ایران میتواند فضای دیپلماتیک را حفظ کرده و از سخت شدن پیمان به یک ائتلاف ضدایرانی جلوگیری کند. پیمان مکه همچنین ممکن است توجه استراتژیک اسرائیل را منحرف کند، به ویژه اگر نقش ترکیه گسترش یابد و مصر به آن بپیوندد. چنین تغییری فشار بر ایران را بدون رویارویی مستقیم کاهش میدهد. برای تهران، سوال اصلی این است که آیا صبر استراتژیک میتواند یک محاصره بالقوه را به یک تعادل منطقهای تبدیل کند. بنابراین، این چارچوب به اندازه تغییر در توازن منطقهای، آزمونی برای قضاوت استراتژیک ایران نیز محسوب میشود.
چرا ایران پیمان مکه را خوشامد میگوید
پیمان مکه در زمره مهمترین تحولات است که خاورمیانه را از زمان آشوبهای پس از حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ متحول کرده است.
اگرچه این توافق ماهیتی دفاعی دارد، اما میتواند پیامدهای عمدهای برای توازن قدرت منطقهای داشته باشد. بسیاری به این بستگی دارد که امضاکنندگان چگونه تهدیداتی را که باید با آنها مواجه شوند تعریف کنند و بهویژه، واکنش سایر بازیگران منطقهای، بهویژه ایران و اسرائیل، به ایجاد آن چگونه خواهد بود.
اگرچه این پیمان در میان رویارویی جاری ایالات متحده و ایران شکل گرفته است، اما نباید بهعنوان یک ائتلاف بهطور صریح ضدایرانی تفسیر شود. برعکس، تهران دلایل خوبی برای دیدن آن بهعنوان یک فرصت دارد.
وزیر امور خارجه ترکیه اشاره کرد که آمادهسازی برای توافق بیش از دو سال در حال انجام بوده است. توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک (SMDA) بین ریاض و اسلامآباد در عرض چند هفته پس از حمله اسرائیل به قطر در سال گذشته نهایی شد و ممکن است بهطور جزئی تحت تأثیر آن قرار گرفته باشد. در همین حال، گزارشها حاکی از آن است که مصر پیشنهادی برای ایجاد یک ساختار دفاعی به سبک ناتو در منطقه مطرح کرده است. مجموع این تحولات نشان میدهد که ایران هدف پیمان مکه نیست.

ریشههای منطقهای پیمان
این تمایز در درک موضع ایران اهمیت دارد. یکی از اهدافی که استراتژی جنگ تهران را زیر بنای خود قرار داده، نشان دادن این نکته به کشورهای منطقه بود که پایگاه نظامی آمریکایی خود میتواند به منبع ناامنی تبدیل شود. اگر ایران در این هدف موفق شود، آن دولتها احتمالاً به دنبال ترتیبات امنیتی جایگزین خواهند بود. بنابراین، ظهور چارچوبهای دفاعی منطقهای جایگزین لزوماً به معنای شکست استراتژی ایرانی نخواهد بود.
تا کنون، ایران نسبت به این پیمان خوشبینی محتاطانهای ابراز کرده است. یک سخنگوی وزارت امور خارجه ایران هفته گذشته گفت: “هر طرحی که بر اساس واقعیتهای ژئوپولیتیکی و تاریخی منطقه باشد، جامع و فراگیر باشد و دشمن و تهدید را به درستی شناسایی کند، شانس کمک به تقویت امنیت و جلوگیری از بیثباتی و سوءاستفادههای دشمن صهیونیستی و متحدانش را دارد.”
تهران انگیزههای قوی برای ادامه نگرش باز به پیمان مکه دارد. اتحاد مکه درهای خود را به روی “همه کشورهای برادر” که به دنبال “صلح و ثبات پایدار” هستند، گشوده است، به این معنی که ممکن است تهران روزی به این اتحاد بپیوندد.
آیا تهران میتواند به این پیمان بپیوندد؟
این موضوع به اندازهای که به نظر میرسد دور از ذهن نیست. در واقع، ایران قبلاً تمایل خود را برای شرکت در SMDA ابراز کرده است. اگر تهران آماده باشد که به یک اتحاد با عربستان سعودی بپیوندد، به احتمال زیاد در صورت مشارکت ترکیه نیز کمتر reluctant خواهد بود، با توجه به نقش آنکارا در جلوگیری از حمله کردهای تحت حمایت اسرائیل به ایران در سال جاری.
علاوه بر این، ترکیه و پاکستان دارای پیوندهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی عمیق با ایران هستند. روایت وسیعتر منطقهای ایران بهطور نسبی در جوامع آنها طنینانداز است. این پیوندها تفاوتها را محو نمیکند، اما نشان میدهد که هیچیک از این کشورها به احتمال زیاد بهطور ناگهانی به دشمنی غیرقابل سازش با ایران تبدیل نخواهند شد.
این موضوع انتخاب واضحی را برای استراتژیستهای ایرانی بهوجود میآورد. تهران باید همانطور که تاکنون عمل کرده، از برخورد با این پیمان بهعنوان یک ائتلاف ضدایرانی خودداری کند. رویکردی عملیاتی میتواند چشمانداز تعامل ایران با معماری امنیتی نوظهور منطقه را زنده نگه دارد. اگر دیپلماسی ایالات متحده و ایران در نهایت به یک توافق جامع هستهای منجر شود، بسیاری از موانع مشارکت ایران در ترتیبات منطقهای نیز ممکن است کاهش یابد.
پیوندهای ترکی و پاکستانی کمک میکند
گزینه دیگر این است که به این پیمان بهعنوان یک پروژه ذاتاً ضدایرانی پاسخ داده شود، واکنشی که خطر تبدیل شدن به یک پیشگویی خودمحققشونده را به همراه دارد. در این صورت، این ائتلاف مجبور خواهد بود دفاع جمعی خود را بهطور صریح حول تهدید ایرانی سازماندهی کند. ایران همچنین در معرض از دست دادن حسن نیت عمومی در جهان مسلمانان خواهد بود. از این نظر، احتیاط استراتژیک ممکن است بهترین گزینه تهران باشد.
عامل اسرائیل
در عمل، ایران ممکن است به سادگی نیاز داشته باشد که منتظر بماند و ببیند تا زمان اثرات خود را بگذارد.
پس از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر، دکترین امنیتی تلآویو بهطور خاص به سمت آنکارا تمایل پیشدستانهای پیدا کرد، بهطوری که تهدیدها حتی قبل از اینکه بهطور کامل شکل بگیرند، مورد بررسی قرار میگرفتند. از زمان سقوط رژیم اسد در سوریه، بهعنوان مثال، مقامات سابق اسرائیلی بهطور مکرر ترکیه را بهعنوان “ایران جدید” نامیدهاند. این روایت احتمال میدهد که رقابت استراتژیک منطقهای بهتدریج از رویارویی اسرائیل و ایران به سمت رقابتی پیچیدهتر که شامل اسرائیل و ترکیه باشد، تغییر کند.
علاوه بر این، منافع ترکیه در ثبات سوریه و تجاوزات اسرائیل به خاک سوریه ممکن است آنها را در مسیر برخورد قرار دهد. اصرار اسرائیل بر حفظ “منطقههای امنیتی” در کشورهای همسایه مختلف، از جمله لبنان، نیز نشاندهنده عدم تمایل تلآویو به سازگاری با دیگران است. با گذشت زمان، سیاستهای اسرائیلی که بهمنظور جلوگیری از تهدیدات آینده طراحی شدهاند، ممکن است اثر معکوس تولید کنند و هماهنگی بیشتری را در میان کشورهایی که تحت فشار قدرت اسرائیل قرار دارند، تحریک کنند.
ایران از این تحرکات بهرهمند خواهد شد. شبکه منطقهای موجود آن دیگر نمیتواند بهطور مؤثر در برابر نفوذ اسرائیل مقابله کند. اگر یک ترتیبات منطقهای جدید به تدریج آزادی عمل اسرائیل را محدود کند، تهران میتواند فضای استراتژیک بیشتری را بدون مواجهه مستقیم با اسرائیل تأمین کند. بنابراین به نظر میرسد که ایران علاقهمند به اجازه دادن به تحول در همراستاییهای منطقهای باشد.

یک دینامیک گستردهتر مهار ظهور میکند
گسترش احتمالی پیمان مکه میتواند این تمایل را تقویت کند. رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، اشاره کرده است که مصر میتواند به این توافق بپیوندد. تاریخ مصر با اسرائیل، همراه با منافع متضاد ترکیه با اسرائیل در دریای مدیترانه شرقی، میتواند در نهایت باعث شود که اسرائیل پیمان مکه را بهعنوان یک مکانیزم مهار استراتژیک درک کند. چنین درکی خطرات خاص خود را به همراه خواهد داشت.
اگر اسرائیل تصمیم به تعادل بخشی بگیرد — که احتمالاً این کار را خواهد کرد — هم اسرائیل و هم این بلوک ممکن است قربانی معضل امنیتی شوند. اسرائیل به دنبال شراکتهای امنیتی منطقهای قویتر خواهد بود، بهعنوان مثال با سومالیلند و حتی با هند، در حالی که اعضای پیمان مکه ممکن است با نهادینه کردن و گسترش بیشتر ترتیبات دفاع جمعی خود پاسخ دهند.
از دیدگاه تهران، چنین تحولی میتواند فرصتهایی را فراهم کند. اگر اسرائیل مجبور شود که با مجموعه وسیعتری از رقابتهای منطقهای مقابله کند، ایران از فضای استراتژیک بیشتری برخوردار خواهد شد. منطق این نیست که دشمن دشمن ایران، دوست آن میشود. بلکه یک تعادل منطقهای پیچیدهتر میتواند ظرفیت اسرائیل را برای متمرکز کردن منابع استراتژیک خود بر ایران کاهش دهد و در طول زمان، سازش با تهران را جذابتر کند.

آیا پیمان مکه میتواند ایران را محدود کند؟
با این حال، لحظه حقیقت ممکن است بسیار زودتر فرا برسد.حملات حوثیها به عربستان سعودی ممکن است در نهایت ایران را در تنش مستقیم با اعضای پیمان مکه قرار دهد. اما حتی در اینجا، هیچیک از طرفین انگیزه واضحی برای آزمایش تعهد دفاع متقابل این اتحاد ندارند.
اگر ایران به طور عمدی توافق را با تشویق حملات حوثیها آزمایش کند، این میتواند به ظهور یک موضع امنیتی به طور صریح ضد ایران سرعت بخشد. اگر عربستان سعودی در پاسخ به یک حمله به توافق استناد کند، این میتواند محدودیتهای سیاسی ائتلاف را آشکار کرده و آستانههای اقدام نظامی جمعی را نمایان کند.
در واقع، پاکستان و ترکیه ممکن است عربستان سعودی را به احتیاط تشویق کنند. هر دو کشور تمایل به مدیریت دیپلماتیک بحرانهای منطقهای را نشان دادهاند. دیپلماسی آنها نقش مهمی در جلوگیری از مشارکت مستقیم عربستان سعودی در درگیری ایالات متحده و ایران پس از حملات ایران به تأسیسات سعودی ایفا کرد. حتی تحت چارچوب SMDA، پاکستان به طور خودکار وارد جنگ نشد؛ بلکه بر کاهش تنش تأکید کرد. مشارکت آنها در توافق مکه میتواند در نتیجه یک حائل دیپلماتیک به جای تشدید تنش معرفی کند.
این ترکیب از بازدارندگی و احتیاط میتواند فضایی برای توافقهای متقابل قابل قبول در مورد مسئله حوثیها ایجاد کند.
حتی اگر ایران به دنبال برتری منطقهای باشد، رویارویی به نفع ایران نیست. بنابراین، ایران ممکن است دلایل بیشتری برای استقبال از توافق مکه نسبت به ترس از آن داشته باشد. آنچه که استراتژیستهای آن تصمیم میگیرند، شکلدهنده contours محیط استراتژیک آینده منطقه خواهد بود.

