از سرگیری جنگ یمن بازگشت به میدان نبرد ۲۰۱۴–۲۰۲۲ نیست؛ بلکه نشانهای از تحول در نحوه جنگیدن و آنچه بازیگران اصلی آن به دنبالش هستند، میباشد. موشکهای دوربرد، پهپادهای مسلح و اختلالات دریایی اکنون بر حملات زمینی در مقیاس بزرگ اولویت دارند و نشاندهنده جنگی هستند که با قابلیتهای پیچیدهتر شکل گرفته است. آتشبس de facto که از سال ۲۰۲۲ برقرار بود، به نظر میرسد به پایان رسیده و با الگوی ناپایداری از حملات محاسبهشده و تلافی جایگزین شده است.
برای حوثیها، تشدید تنش یک ابزار سیاسی است که به منظور وادار کردن به concessions در زمینه دسترسی هوایی، درآمدهای عمومی و عملیات بندری طراحی شده است و نه تلاشی برای پیروزی فوری در زمینه سرزمینی. در مقابل، نیروهای همسو با دولت، رویارویی مجدد را فرصتی برای بازگرداندن اقتدار دولتی و معکوس کردن سالها بنبست یخزده میدانند. عربستان سعودی همچنان در میان دفاع از سرزمین خود و اجتناب از مداخلهای دیگر با مدت نامحدود گرفتار است.
اکنون مسیر جنگ بستگی به این دارد که آیا تبادلهای سنجیده میتواند کنترل شود یا به جنگی وسیعتر تبدیل خواهد شد. بنابراین، جنگ یمن وارد مرحلهای خطرناک شده است، مرحلهای که در آن دیپلماسی، فشار اقتصادی و سیگنالدهی نظامی همراستا میشوند. خطرات دیگر محدود به یمن نیستند؛ بیثباتی اکنون تهدیدی برای حمل و نقل منطقهای، امنیت انرژی و توازن قدرت گستردهتر است.
چرا جنگ یمن اکنون در حال تشدید است
یمن به سرعت به سمت جنگ باز میگردد. در چند هفته گذشته، درگیریها بین شورشیان حوثی و نیروهای همسو با دولت در خطوط جبهه اصلی شدت یافته است، در حالی که حوثیها همچنین آتشبس منظم با عربستان، حامی اصلی خارجی رقبای یمنی خود، را برقرار میکنند. تشدید کنونی تکرار درگیریهایی نیست که از ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ ادامه داشت، زمانی که آتشبس de facto برقرار شد. نبردهای زمینی تا کنون محدود به چند منطقه مانده است و موشکها، پهپادها و سایر اشکال حملات دوربرد نقش مرکزیتری ایفا میکنند. سوال این است که آیا این تبادلها به یک درگیری وسیعتر تبدیل خواهد شد.
تغییر از آتشبس de facto از اوایل اوت مشهود شده است. این تسلسل با بحران میانهی ژوئیه بر سر پروازهای بین صنعا و تهران که توسط حوثیها بدون تأیید قبلی از ریاض و ائتلافی که در حمایت از دولت یمن رهبری میکند، آغاز شد. پس از یکی از این پروازها، عربستان سعودی – که آن را تلاشی برای به چالش کشیدن کنترل ائتلاف بر فضای هوایی یمن میدید – به فرودگاه صنعا حمله کرد. در پاسخ، حوثیها “محاصره دریایی” کشتیهای مرتبط با عربستان را اعلام کرده و تهدید کردند که به سرزمین و داراییهای عربستان حمله خواهند کرد.
آنها سپس به جیزان و ابها، شهرهایی در بخش جنوبی پادشاهی، حمله کردند و همچنین به تأسیسات نفتی در ینبع در سواحل دریای سرخ هدف گرفتند. عربستان سعودی با حملات هوایی به اهداف حوثی، از جمله در شهر بندری الحدیده و در جزیره کامران نزدیک، تلافی کرد. در آن زمان، درگیری به میدان جنگ یمن سرایت کرد، زیرا حوثیها به نیروهای همراستا با دولت در چندین جبهه حمله کردند.
نامشخص است که اوضاع به کدام سمت میرود، اما خطر جنگ گستردهتر واقعی است و پیامدهای آن برای یمن و منطقه شدید خواهد بود. هیچیک از طرفین لزوماً نیازی به خواستن یک آتشسوزی بزرگتر برای شروع آن ندارند و جنگ ایالات متحده-اسرائیل با ایران عنصر ناپایداری به این وضعیت اضافه میکند. طرفین باید بدون تأخیر اقداماتی برای کاهش تنش انجام دهند، اما بیشتر از آن برای بازگرداندن آتشبس de facto لازم خواهد بود.

گسترش درگیری
مهمترین حمله حوثیها در ۶ اوت رخ داد، زمانی که این گروه چندین موشک بالستیک و پهپاد به مواضع نیروهای اضطراری همراستا با دولت در حضرموت و مأرب شلیک کرد. منابع نظامی یمن به گروه بحران گفتند که حداقل ۵۰ سرباز، از جمله چهار افسر عربستان سعودی، کشته و دهها نفر زخمی شدند. حوثیها ادعا کردند که برای پیشگیری از حمله برنامهریزیشده نیروهای دولتی اقدام کردهاند.
اما منابع در صنعا پیشنهاد میکنند که انگیزه آنها در جای دیگری نهفته است. اولاً، نیروهای اضطراری در پیگیری قاچاقچیان در حضرموت، الجوف و مأرب مشغول بودهاند و مسیرهایی را که حوثیها برای انتقال سلاح و سایر تجهیزات به مناطق تحت کنترل خود استفاده کردهاند، زیر نظر داشتهاند. ثانیاً، مکانهای هدفگذاری شده در مجاورت مرز عربستان سعودی قرار دارند و برای تأمین نیروهای دولتی در مأرب، که جبههای مهم در نبردهای گذشته با حوثیها بوده، حیاتی بودهاند. با حمله به این مواضع، حوثیها توانایی خود را برای جلوگیری از تبدیل آنها به پایگاههای پرتاب برای یک حمله گستردهتر دولتی نشان دادند.
گسترش درگیریها به جبهههای ساحلی
درگیریها از آن زمان به چندین جبهه دیگر گسترش یافته است. حوثیها حملات خود را به مأرب افزایش داده و موجب تلفات متعدد غیرنظامیان شدهاند، در حالی که درگیریها در ذمار، تعز و شبوه شدت یافته است. نیروهای حوثی همچنین با نیروهای مقاومت ملی وابسته به دولت در سواحل دریای سرخ درگیر شدند و سپس به شهر و بندر المخا حمله کردند. از سوی دیگر، نیروهای وابسته به دولت یک سری حملات دقیق با پهپاد به چندین موضع حوثی، از جمله در اطراف مأرب، تعز، المخا، حجه و ذمار انجام دادند. بدین ترتیب، آنها توانایی خود را برای عمل به صورت هماهنگ در چندین مکان به طور همزمان نشان دادند. هر دو طرف اکنون دارای قابلیتهای موشکی، پهپادی و نظامی پیشرفتهتری نسبت به زمانی هستند که خطوط جبهه عمدتاً در مارس ۲۰۲۲ آرام شده بود.
در نهایت، حوثیها به حملات به کشتیرانی تجاری پرداختند. در ۱۱ اوت، آنها یک کشتی باری را نزدیک تنگه باب المندب با سه موشک بالستیک هدف قرار دادند که در نتیجه آن شش نفر کشته شدند، از جمله اعضای خدمه پاکستانی و اندونزیایی و دو نجاتگر یمنی، و ده نفر دیگر زخمی شدند.
حوثیها ادعا کردند که این کشتی حامل تجهیزات نظامی سعودی بوده است، ادعایی که دولت یمن آن را رد کرده و گفت که تنها حاوی مواد غذایی بوده است. پس از این حمله، حوثیها حملات سنگینی به المخا و دیگر مناطق ساحلی انجام دادند که در نتیجه آن حداقل هشت نفر کشته شدند، از جمله دو نگهبان امنیت بندر، و تأسیسات بندری و قایقهای نزدیک آسیب دیدند و به وضوح نشان دادند که اهداف کمپین دریایی آنها فراتر از مختل کردن کشتیرانی در دریای سرخ است و شامل افزایش خطرات عبور از باب المندب نیز میشود.

استراتژی حوثیها
برای حوثیها، درگیریهای تازه به اندازهای که به تغییر محیط سیاسی مربوط میشود، به دستیابی به اهداف فوری میدانی نیز مرتبط است. در حال حاضر، به نظر میرسد که آنها قادر به راهاندازی یک حمله جامع برای تصرف سرزمین به منظور پیروزی نظامی نیستند. بلکه، آنها در تلاشند تا هزینه وضعیت موجود را برای عربستان سعودی و رقبای یمنی خود افزایش دهند به امید اینکه آنها را وادار به دادن امتیاز کنند. اگرچه حوثیها به منافع خودشان انگیزه دارند، رویکرد آنها همچنین هدفی وسیعتر را دنبال میکند: آنها در هماهنگی با ایران عمل میکنند، در زمانی که تهران مشتاق است نشان دهد که میتواند هزینههای سنگینی را بر ایالات متحده و شرکای منطقهای آن تحمیل کند.
در جبهه داخلی، خواستههای حوثیها ثابت مانده است. آنها میخواهند که دشمنانشان اجازه پروازهای بینالمللی بدون وقفه به و از فرودگاه صنعا را بدهند؛ حقوق بخش عمومی را در مناطقی که در اختیار دارند پرداخت کنند (ابتدا از خزانه ریاض و سپس از عواید فروش نفت یمن)؛ درآمدهای عمومی را با آنها تقسیم کنند؛ و محدودیتها بر بندر حدیده را بردارند. هر درخواست یک عملکرد سیاسی مهم دارد. حوثیها میخواهند کنترل خود بر صنعا و بخشهای زیادی از یمن شمالی را به رسمیت شناختن حاکمیت خود تبدیل کنند، از جمله بر پیوندهای هوایی، تجارت و روابط خارجی.
اختلاف بر سر پروازها بین صنعا و تهران نشاندهنده این موضوع است: در خطر نیست تنها اینکه آیا کمکهای انسانی میتواند به پایتخت برسد، بلکه همچنین اینکه آیا حوثیها میتوانند بدون تأیید دولت به رسمیت شناخته شده بینالمللی، پیوندهایی با دنیای خارج برقرار کنند. (البته، انتخاب آنها از تهران به عنوان مقصد به دور از بیضرر است: این مسیر میتواند برای انتقال تجهیزات نظامی و پرسنل استفاده شود، همانطور که دولت یمن ادعا کرده است.) همین منطق در مورد بندر حدیده، حقوق بخش عمومی و درآمدها نیز صدق میکند. در هر مورد، حوثیها آرزو دارند که کنترل نظامی – و اکنون فشار نظامی افزایشیافته – را به قدرت سیاسی و اقتصادی تبدیل کنند، در حالی که با ترتیباتی که آنها را وابسته به نهادهای تحت کنترل دولت یمن کند، مخالفت میکنند.
حملات آنها در باب المندب نیز به یک هدف سیاسی خدمت میکند، علاوه بر نشان دادن همبستگی با ایران. اگرچه حوثیها نمیتوانند بهطور فیزیکی تنگه را ببندند، اما میتوانند حمل و نقلهای مرتبط با عربستان را آسیبپذیرتر کنند، نرخهای بیمه را افزایش دهند و شرکتها را وادار کنند که مسیرهای جایگزین را در نظر بگیرند و بدین ترتیب هزینههای وضعیت موجود را برای عربستان سعودی افزایش دهند و با کمترین خطر از دست دادن نظامی، اهرم فشار به دست آورند.
فرصت دولت
دولت یمن به رویارویی تازه از دیدگاه کاملاً متفاوتی مینگرد. چهار سال آرامش نسبی، جبههها را بدون بازگرداندن اقتدار دولتی یا تغییر بنیادی توازن قدرت، یخ زده بود. از دیدگاه دولت، حوثیها از این دوره برای تحکیم حاکمیت خود و تقویت قابلیتهای نظامیشان استفاده کردند. خود دولت نیز fragmented باقی ماند و نتوانست فرماندهی نظامی واحدی در مناطقی که بهطور نامی کنترل میکرد، برقرار کند و بهطور فزایندهای به حمایتهای خارجی وابسته شد، بهویژه پس از حملات حوثیها به تأسیسات نفتی در حضرموت و شبوه در سال 2022 که مانع از صادرات نفت شد.
دولت اکنون فرصتی برای تغییر دینامیکهای یمن به نفع خود میبیند. آنها معتقدند که توجیهی برای رویارویی با حوثیها دارند تا اینکه در وضعیتی از جنگ و صلح نامشخص باقی بمانند.
دولت بر این باور است که در شرایط جدید چندین دارایی مهم دارد. آنها انتظار دارند عربستان سعودی حمایتهای سیاسی، مالی و نظامی خود را افزایش دهد و به نیروهای همراستا با دولت اجازه دهد تا فشار بیشتری در چندین جبهه وارد کنند و سرزمینهایی را بازپس گیرند. تا کنون، در حالی که حملات آنها با احتیاط انجام شده، سلاحهای پیشرفتهتری نسبت به دورهای قبلی جنگ به کار گرفتهاند که به صفوف حوثیها آسیب رسانده است. در هفته دوم اوت، این گروه برای بیش از 60 جنگجو مراسم تشییع جنازه برگزار کرد.
حوثیها معمولاً آمار تلفات را فاش نمیکنند، اما منابعی در صنعا به گروه بحران گفتند که بیشتر این کشتهها توسط آتش دولت به قتل رسیدهاند. مقامات دولتی همچنین بر این باورند که حوثیها در داخل کشور نسبت به گذشته آسیبپذیرتر هستند، به دلیل وخامت شرایط اقتصادی در مناطق تحت کنترل آنها و افزایش نارضایتی از تدابیر امنیتی قهری آنها. به همین دلایل، دولت تمایلی به بازگشت به مذاکرات ندارد که به نظر آنها، مزایای جدیدشان را از دست خواهد داد. در گفتگو با گروه بحران، مقامات ارشد گفتند که فشار نظامی مداوم شانس بهتری برای بهبود موقعیت دولت ارائه میدهد.
محاسبات عربستان سعودی
از میان تمام احزاب مستقیماً درگیر، عربستان سعودی به احتمال زیاد در پیچیدهترین موقعیت قرار دارد. این کشور نمیتواند به حملات به سرزمین خود بیتوجهی کند، همانطور که نمیتواند در برابر محدودیتهای حوثیها بر حمل و نقل در باب المندب یا حمله به نیروهای دولت یمن بیعمل بماند. در عین حال، ریاض علاقهای به بازگشت به مداخله نامحدود که جنگ بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ را مشخص میکرد، ندارد. در واقع، از زمان آتشبس غیررسمی ۲۰۲۲، سیاست عربستان بر کاهش تهدیدات از یمن و ایجاد شرایطی برای یک توافق سیاسی که نیاز به حضور نظامی دائمی نداشته باشد، بنا شده است. تشدید کنونی حوثیها این رویکرد را زیر سوال میبرد.
مسئله دریایی بهویژه حساس است. با بسته شدن عمده تنگه هرمز در پی جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران، خط لوله شرق-غرب عربستان و بنادر دریای سرخ، از جمله یانبو، به عنوان مسیرهای جایگزین صادرات انرژی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. تلاشهای مداوم حوثیها برای هدف قرار دادن حمل و نقل در دریای سرخ یا باب المندب به این معناست که این حملات پیامدهایی فراتر از یمن خواهند داشت. این حملات به حوثیها این توانایی را داده است که تجارت بینالمللی پادشاهی را مختل کنند.
ریاض در حال گسترش شبکه شراکتهای امنیتی خود است تا بازدارندگی معتبرتری در برابر تهدیدات ناشی از حوثیها، ایران و گروههای همراستا با ایران در عراق ایجاد کند. این کشور رهبری ایجاد ائتلاف دفاع دریایی چندملیتی را بر عهده داشت که در ۳۰ ژوئیه اعلام شد و بیش از ۴۰ کشور، از جمله ایالات متحده، را در یک “چارچوب دفاعی” گرد هم آورد که به منظور “حفاظت از … منافع دریایی مشترک در تنگه باب المندب، دریای سرخ و خلیج عدن” طراحی شده است. در ۷ اوت، عربستان همچنین توافقنامه دفاع مشترک مکه را با پاکستان و ترکیه به امضا رساند.
این اقدامات بهطور کلی نشان میدهد که ریاض در تلاش است هزینههای تشدید تنش علیه خود را افزایش دهد، به جای اینکه برای یک کمپین نظامی بزرگتر آماده شود. این رویکرد با سیاست عربستان از سال ۲۰۲۲ سازگار است: محدود کردن در معرض خطر قرار گرفتن در درگیریهای منطقهای در حالی که ابزارهای نظامی و دیپلماتیک لازم برای بازدارندگی تشدید یا پایان دادن به آن را تقویت میکند.
در حال حاضر، عربستان سعودی دلایل کافی برای ترجیح یک واکنش تدریجی دارد. به جای آغاز فوری یک کمپین هوایی پایدار، به نیروهای یمنی اجازه میدهد که در میدان عمل پیشتاز باشند و به آنها تسلیحات پیشرفته، اطلاعات، حمایتهای دفاعی و دریایی ارائه میدهد، در حالی که آنها را از تشدید در شیوهای که ممکن است کنترل آن دشوار شود، منصرف میکند. به این ترتیب، ریاض امیدوار است که بازدارندگی را بدون از سرگیری فوری جنگ تمامعیار بازسازی کند. اما فضای احتیاط میتواند به سرعت تنگ شود. تلفات قابل توجه در داخل عربستان سعودی، یک حمله حوثی که به شدت به یک تأسیسات نفتی آسیب میزند، یک حادثه جدی دریایی یا یک پیشروی عمده حوثی به سمت سواحل غربی یمن یا مأرب میتواند محاسبات ریاض را تغییر دهد.
آیا جنگ یمن قابل کنترل است؟
یمن دوباره به جنگ بازگشته است. اکنون سوال این است که این جنگ به چه نوع جنگی تبدیل خواهد شد. محتملترین سناریوی کوتاهمدت شامل تبادلهای ادامهدار و محدود با استفاده از موشکها، پهپادها و توپخانه در زمین و در دریا، به همراه درگیریهای شدیدتر زمینی در چند جبهه است. اما انتقال از این مرحله به یک درگیری جامعتر نیازی به تصمیم صریح از سوی هیچیک از طرفها ندارد.
این وضعیت میتواند از یک سری تصمیمات کوچک و به ظاهر کماهمیت ناشی شود. یک حمله موشکی حوثی ممکن است واکنشی از سوی دولت را تحریک کند که به نوبه خود منجر به یک حمله دیگر حوثی شود و در نتیجه حمایت نظامی عربستان سعودی افزایش یابد و تلافی مستقیم حوثیها علیه سرزمین یا حمل و نقل سعودی صورت گیرد. در آن نقطه، ریاض ممکن است خود را ملزم به گسترش مشارکتش احساس کند؛ دولت ممکن است تغییر توازن قدرت را به عنوان فرصتی برای گشودن جبههای دیگر ببیند. و به همین ترتیب: هر مرحله به عنوان دفاعی یا محدود در نظر گرفته میشود، اما در مجموع درگیری را به سمت یک رویارویی بسیار بزرگتر سوق میدهد.
در همین حال، با گسترش درگیری، چشماندازهای کنترل کاهش مییابد. در آخرین هفته جولای، عمان تلاش کرد تا حوثیها و عربستان سعودی را به میز مذاکره بازگرداند تا آتشبس را احیا کند؛ این تلاش شکست خورد، بخشی به دلیل اینکه حوثیها دستور کار مذاکره خود را گسترش دادند.
آنها به اصرار بر امتیازات توصیفشده در بالا ادامه دادند. اما اکنون همچنین خواستار خروج کامل عربستان سعودی از یمن، توقف تأمین مالی و حمایت از دولت یمن و پرداخت غرامت به خاطر مداخله نظامی خود شدند. ریاض به این خواسته پاسخ نخواهد داد و – به میزانی که تحت تحریمهای ایالات متحده علیه حوثیها محدود شده است – حتی اگر بخواهد، نمیتواند. در عین حال، ایران که پیشتر به دنبال کاهش تنشها بین حوثیها و مخالفانشان بود، در سال گذشته موضع خود را تغییر داده است: در میان رویارویی گستردهتر با ایالات متحده، آنها در ایجاد اختلالات بیشتر در بازار نفت ناشی از حملات در باب المندب، منفعت واقعی میبینند.
بازگشت به مذاکرات معنادار دور از دسترس نیست. بازیگران ممکن است به این نتیجه برسند که مسیر کنونی بازدهی کمتری دارد و خطرات بیشتری را به همراه دارد. حوثیها ممکن است اکنون افزایش کنترلشده تنش را به عنوان یک مزیت ببینند، اما ممکن است به جنبه معکوس آن نیز توجه کنند: اینکه اقدامات آنها میتواند به نوعی ائتلاف نظامی یمنی که تحت حمایت عربستان است و بسیج داخلی که از آنها اجتناب کردهاند، منجر شود. از طرف خود، عربستان سعودی به وضوح ترجیح میدهد که آرامش نسبی را بازگرداند و شرکای یمنی آن نمیتوانند از درخواستهای آن غافل شوند.
اولویت فوری باید این باشد که حوثیها و دولت تحت حمایت عربستان تمام حملات زمینی و دریایی را متوقف کرده و مجموعهای از اقدامات عملی اعتمادسازی متقابل را انجام دهند. این اقدامات باید شامل بازگشایی فوری فرودگاه صنعا با فهرستی اولیه از مقاصد توافقشده، مطابق با مذاکرات قبلی؛ تسهیل محدودیتها بر حرکت کشتیها به و از بنادر حدیده؛ و احیای توافقات متوقفشده مبادله زندانیان باشد که طبق آن حدود ۱۶۰۰ بازداشتی قرار بود آزاد شوند.
اما در حالی که چنین اقداماتی برای کاهش تنش ضروری است، برای تثبیت هرگونه آرامش یمنی به اقدامات بیشتری نیاز خواهد بود. نه حوثیها و نه دولت احتمالاً از توافقی که صرفاً شامل اقداماتی باشد که در طول آتشبس اخیر مورد بحث قرار گرفته، راضی خواهند بود.
محیط سیاسی و منطقهای دیگر همانند گذشته نیست و تبادلهای نظامی هفتههای اخیر نشان میدهد که ترتیبات آتشبس ۲۰۲۲ دیگر برای حفظ آرامش در خطوط جبهه کافی نخواهد بود. اگر تلاشهای دیپلماتیک قبلی تمایل داشتند که مسائل انسانی، اقتصادی و سیاسی را به صورت متوالی بررسی کنند، بحران کنونی به وضوح نشان داده است که این مسائل چقدر به هم مرتبط هستند: وضعیت فرودگاه صنعا، به عنوان مثال، یا حدیده، نمیتواند از پیامدهای سیاسی آن جدا شود.
زمانی که سلاحها خاموش شوند و مراحل اولیه اعتمادسازی در حال انجام باشد، بنابراین مهم است که به سرعت مذاکرات را آغاز کرد، که ممکن است با میانجیگری عمان انجام شود، و به مسائل گستردهتری مانند پرداخت حقوق در مناطق تحت کنترل حوثیها؛ تقسیم درآمد بین حوثیها و دولت؛ و پایان دادن به تقسیمات اقتصادی بین صنعا و عدن، که محل موقت دولت است، بهویژه وجود دو بانک مرکزی و دو ارز، بپردازد.
فراتر از آن، مسائل سیاسی در قلب درگیری داخلی وجود دارد. این مسائل به ترتیبات تقسیم قدرت درازمدت، وضعیت جنوب، ساختار آینده دولت (اینکه یمن یک فدراسیون، کنفدراسیون یا یک نهاد متمرکزتر خواهد بود) و سایر مسائل قانونی مربوط میشود. در حالی که حل فوری ممکن است در دستور کار نباشد، دولت و حوثیها باید بر سر یک دستور کار مشترک برای مذاکرات در این مجموعه مسائل و همچنین در مورد یک دوره انتقالی که در آن ترتیبات تقسیم قدرت موقت را هماهنگ کنند، توافق کنند قبل از اینکه به مذاکرات گستردهتر بین یمنیها منتقل شوند.
البته، هیچ کاهش تنش پایداری در صورت ادامه مواجهه آمریکا و ایران محتمل نیست. احیای یادداشت تفاهم بین دو کشور، یا ترتیبی مشابه که تنگه هرمز را باز کند، خصومتها را پایان دهد و زمینه را برای مذاکرات گستردهتر فراهم کند، بنابراین از اهمیت حیاتی برخوردار است تا از غرق شدن منطقه – از جمله یمن – در یک درگیری طولانیمدت دیگر با عواقب ویرانگر برای همه جلوگیری شود.

