مسعد بولس، مشاور ارشد رئیسجمهور ترامپ در امور عربی و آفریقایی، تلاشهای دیپلماتیک خود را در مورد تقسیم قدرت در لیبی تشدید کرده است تا بنبست سیاسی کشور را با متحد کردن دولت وحدت ملی طرابلس و دولت ثبات ملی بنغازی بشکند. با این حال، دو گزارش انفجاری از سوی دیوان محاسبات و کمیسیون ملی مبارزه با فساد نشان میدهد که تحکیم این اتحاد نخبگان، به جای تثبیت دولت، خطر مشروعیتبخشی به فساد سیستماتیک را به همراه دارد. بدون شرطهای سختگیرانه و پاسخگویی مالی عمومی، گرد هم آوردن خانوادههای حفتر و دبیبه تنها به شبکههای شکارچی پاداش میدهد و قادر به تأمین سرمایهگذاری پایدار خارجی نخواهد بود.
گزینههای تقسیم قدرت در لیبی ناکام میمانند
در هفتههای اخیر، مسعد بولس – مشاور ارشد رئیسجمهور ترامپ در امور عربی و آفریقایی – تلاشهای خود را برای شکستن بنبست سیاسی لیبی افزایش داده است. این کشور بین دو اداره رقیب تقسیم شده است: دولت وحدت ملی (GNU) در طرابلس که مورد تأیید سازمان ملل است و تحت کنترل خانواده دبیبه قرار دارد، و دولت ثبات ملی (GNS) مستقر در بنغازی که با نیروهای مسلح عرب لیبی به رهبری خلیفه حفتر (LAAF) همراستا است. طرح ایالات متحده این است که خانوادههای حفتر و دبیبه را با دیگر constituencies کلیدی گرد هم آورد و یک دولت متحد تشکیل دهد.
در ژوئن، فرمانده معاون LAAF، صدام حفتر، به واشنگتن سفر کرد تا با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، دیدار کند، در حالی که بولس به دنبال توافق خانواده حفتر در مورد تقسیم قدرت است. خانواده دبیبه به واشنگتن سفر نکردند اما بولس هنوز امیدوار است که آنها را متقاعد کند تا از این توافق حمایت کنند.
برای مخالفان این توافق – و تعداد آنها زیاد است – به نظر میرسد که این بازگشت به حاکمیت خانوادگی و راهی برای مشروعیتبخشی به دو خانواده رقیب است. همچنین به نظر میرسد که این توافق برای لیبیاییهای عادی بیشتر همانند گذشته باشد، زیرا تمرکز آن بر تقسیم قدرت بین نخبگان است تا اینکه چگونه دولت میتواند به شهروندان خود خدمت کند.
گزارشها مقیاس فساد در لیبی را افشا میکنند دو گزارش اخیر که توسط ائتلافی متشکل از دیوان محاسبات لیبی و کمیسیون ملی مبارزه با فساد منتشر شده است، هزینه همزیستی بین خانوادههای حفتر و دبیبه و منافع ویژه سیاستمداران و گروههای مسلح را برای شهروندان لیبیایی برجسته میکند.
هزینههای تأمین سوخت بر دوش شهروندان
این گزارشها به زنجیرههای تأمین که مدیریت تأمین سوخت یارانهای و داروهای یارانهای را انجام میدهند، میپردازند. آنها خواندنی غمانگیز اما مهم هستند.
تأمین سوخت در سالهای اخیر منبع اصلی مناقشه در لیبی بوده است. در سال 2022، تغییر در رهبری شرکت ملی نفت – که میان خانوادههای حفتر و دبیبه توسط امارات متحده عربی میانجیگری شد – منجر به گسترش سریع تأمین سوخت گردید.
با وجود اینکه لیبی یک کشور تولیدکننده نفت است، اما با کمبود ظرفیت پالایش مواجه است، به این معنی که باید سوختها را برای بازار داخلی خود وارد کند. بهطور مشهور، بنزین در پمپ با هزینه 0.02 دلار به ازای هر لیتر ارائه میشود. اما گزارش نشان میدهد که هزینه یارانه به طرز نجومی افزایش یافته است.
گزارش نشان داد که هزینه واردات تا سال 2024 به بیش از 9 میلیارد دلار رسیده است، معادل نزدیک به 1,200 دلار به ازای هر نفر در لیبی. حجم واردات از سال 2021 بیش از دو برابر شده است، افزایشی که با هیچ برآورد معقولی از تقاضای بازار توجیهپذیر نیست.
گزارش تمام جنبههای این زنجیره تأمین را تشریح میکند و مشکلات دولت fragmented لیبی را فاش میسازد. ارزیابی تقاضا برای سوخت فاقد پایهای «علمی» بود و نهادهای دولتی لیبی خواستار مقادیر بیشتری بودند که به ندرت برای آنها پرداخت میکردند. گروههای مسلح وابسته به دولت در لیبی مصرف دیزل خود را در سال 2024 نسبت به سال 2021 به میزان 1,527 درصد افزایش دادند، در حالی که مصرف در نیروگاه برق جنوب طرابلس به میزان 1,368 درصد افزایش یافته است.
این یافتهها به واقعیتی اشاره دارند که در آن منافع خاص کنترل جریانهای سودآور کالاها را در دست دارند، که بخش قابل توجهی از آنها احتمالاً در بازار سیاه با نرخهای بسیار بالاتر فروخته میشوند یا به صورت بینالمللی قاچاق میشوند.

شبکههای بازار سیاه از یارانهها بهرهبرداری میکنند
و تنها نخبگان لیبی نیستند که بهرهمند میشوند، بلکه بعد بینالمللی نیز در این فعالیتها وجود دارد. تعداد تأمینکنندگان سوختهای وارداتی از 17 در سال 2021 به تنها شش در سال 2024 کاهش یافته و گزارش نگرانیهای قابل توجهی در مورد این شرکتهای خارجی – که عمدتاً تازه تأسیس هستند – مطرح میکند. گزارش تأکید میکند که قیمتهایی که دولت لیبی برای سوخت خود پرداخت میکند به طور فزایندهای غیررقابتی شده است زیرا تعداد تأمینکنندگان کاهش یافته است. به عنوان مثال، افزایش هزینه، بیمه و حقالزحمه حمل و نقل برای دیزل به میزان 450 درصد افزایش یافته و منجر به ضرر نزدیک به 600 میلیون دلار تنها در سال 2024 شده است.
گزارش مربوط به تأمین داروها دینامیکهای مشابهی را به وضوح نشان میدهد و مییابد که هیچ چارچوب ملی برای تنظیم تأمین داروها وجود ندارد و برآورد نیازها بر اساس یک روششناسی «حدسی» است.
سیستم ثبت شرکتهای دارویی به شدت معیوب تشخیص داده شد. گزارش نشان داد که تعداد کمی از شرکتها در سالهای اخیر به طور تصاعدی در زمینه سود و سهم بازار رشد کردهاند. برخی از آنها دارای ارتباطات مستقیم با مقامات دولتی و اعضای پارلمان بودند. این موضوع نمایانگر تضاد منافع مستقیم است، زیرا همین مقامات و نمایندگان پارلمان هستند که سیاستهای تأمین مالی را شکل میدهند که شرکتها از آن بهرهمند میشوند.
تقسیم قدرت نخبگان در لیبی خطرناک است
محدودیتهای تقسیم قدرت. بنابراین، این موضوع چگونه به تلاشها برای تشکیل یک دولت واحد مرتبط است؟ دلیل نیاز به دولت واحد این است که ثباتی را به ارمغان میآورد که میتواند منجر به توسعه اقتصادی، به ویژه در بخش نفت شود. گزارش مربوط به سوخت به ویژه در زمینه فشار ایالات متحده برای وحدت مرتبط است. بولاوس در تلاش است تا سرمایهگذاریهای ایالات متحده در بخش نفت لیبی را افزایش دهد اگر دو جناح رقیب با هم همکاری کنند.
اما یافتههای گزارشها این سوال را مطرح میکند که آیا صرفاً رسمی کردن روش زندگی بین بازیگران رقیب در لیبی واقعاً میتواند مبنایی برای توسعه باشد. تقسیم قدرت ممکن است فساد را بدتر کند زیرا محدودیتهای موجود بر هزینههای دولتی در حال افزایش را کاهش میدهد. همچنین این نتیجه مثبتی برای شرکتهای نفتی بینالمللی نخواهد بود که reluctant به انجام سرمایهگذاریهای کلان در بازاری هستند که اجرای قانون به اراده خانوادههای حاکم در حال نزاع بستگی دارد و رقابت آنها احتمالاً در داخل دولت جدید ادامه خواهد یافت.

پاسخگویی مالی برای ثبات حیاتی است
یک درس کلیدی از گزارشهای نهادهای ضد فساد این است که بررسی سیستم عملیاتی مقامات حاکم لیبی حیاتی است و باید شرایط روشنی وجود داشته باشد که چگونه هر دولت آینده باید مالیاتهای دولتی را مدیریت کند. این شرایط باید شامل شفافیت بیشتر و تأکید بر ارائه خدمات عمومی، نه غنیسازی خصوصی باشد. این واقعیت که یک بودجه واحد میانجیگری شده توسط ایالات متحده برای لیبی که در آوریل توافق شده هنوز به طور معناداری اجرا نشده است، نشان میدهد که پیشرفتهای سیاسی بدون یک برنامه اجرایی واقعیتهای موجود را تغییر نمیدهد.

شرطگذاری برای بلندمدت ضروری است
البته، چنین شرطی با مقاومت نخبگان لیبی مواجه خواهد شد و مسیر تشکیل یک دولت جدید را دشوارتر خواهد کرد. عملاً، این امر همچنین ایالات متحده را به نقشی در نظارت بر اجرای هر آنچه توافق شده، ملزم خواهد کرد. اما این تنها راه برای تأمین شرایط پایهای برای سرمایهگذاری است که بولووس به دنبال آن است.
واسطههایی که با چالشهای یافتن توافق بین رهبران رقیب در لیبی آشنا هستند، بهطور طبیعی از خود میپرسند که گزینه جایگزین برای یک توافق نخبگانی بین حفترها و دابایباها چیست. اما اگر دولتی جدید بر اساس پیشنهادی که بولووس مطرح کرده، واقعاً به بهبود حکمرانی نینجامد، کارایی آن در بهترین حالت محدود خواهد بود.

