تصمیم وزارت امور خارجه ایالات متحده برای میزبانی از صدام حفتر، نشانهای از یک چرخش خطرناک به سمت تحمیل تقسیم قدرت نخبگان به جای بازگرداندن مشروعیت سیاسی لیبی است. طرح لیبی ایالات متحده، که از طریق فرستاده ریاستجمهوری، مسعد بولس، پیش برده میشود، مناصب عالی را بین جناحهای شرقی و غربی تقسیم خواهد کرد. این رویکرد ثبات را به عنوان محصول چانهزنی نخبگان میداند، نه توافق نهادی. با این حال، رهبران کنونی لیبی برعکس این را نشان میدهند: ائتلاف حفتر همچنان به اجبار نظامی وابسته است، در حالی که عبدالحمید دبیبه سالها پس از پایان دورهاش در مقام خود باقی مانده است.
بنابراین، طرح لیبی ایالات متحده خطر ایجاد همان بیثباتی را دارد که ادعا میکند از آن جلوگیری میکند. کمبود برق و درگیریها در زوایه نشان میدهد که چگونه حکومت ضعیف و قدرت شبهنظامیان ادامه دارد. به جای اینکه یک انتقال را تثبیت کند، چنین فرمولی ممکن است انتخابات را به طور دائمی به تعویق بیندازد و گفتوگوی تحت رهبری سازمان ملل را تضعیف کند. منافع انرژی واشنگتن ممکن است نیاز به نظم داشته باشد، اما نظمی که بر اساس نخبگان غیرپاسخگو بنا شده باشد، نمیتواند پایدار بماند. مسیر واقعی لیبی به سوی ثبات از طریق انتخابات، شفافیت اقتصادی و وحدت نظامی میگذرد، نه از طریق توافقی بین دو جناحی که از ادامه تقسیم بهرهمند میشوند.
طرح لیبی ایالات متحده با واکنش فوری مواجه است
در ۲۹ ژوئن، وزیر امور خارجه مارکو روبیو از صدام حفتر در طبقه هفتم وزارت امور خارجه استقبال کرد، مکانی غیرمعمول برای میزبانی یک رهبر نظامی. با وجود سابقه او در خشونت و عدم تحمل نسبت به مخالفان در شرق لیبی، صدام به یکی از چهرههای اصلی ابتکار دولت ترامپ برای یکپارچهسازی لیبی تبدیل شده است.
این ابتکار آمریکایی که با فرستاده ریاستجمهوری برای آفریقا، مسعد بولس (پدر شوهر تیفانی ترامپ) شناخته میشود، به دنبال یکپارچهسازی شرق و غرب لیبی از طریق انتخاب رهبران از هر منطقه برای تقسیم مناصب عالی دولتی است. دولت ترامپ به دنبال ثبات برای گسترش دسترسی شرکتهای انرژی آمریکایی و افزایش تولید نفت لیبی است. با این حال، نامگذاری هر کسی به عنوان رئیسجمهور یا نخستوزیر، چه برسد به صدام حفتر، یک دستورالعمل برای هرج و مرج سیاسی است.

چرا لیبی فاقد مشروعیت سیاسی است
از زمان بازدید حفتر از واشنگتن، بسیاری از لیبیها با ابتکار بولوس مخالفت کردهاند، بحران برق ضعف مدیریت لیبی را نمایان کرده و بروز درگیریها در شهر غربی زوایه نشاندهنده تأثیر شبهنظامیان در کشور است. بهطور بنیادی، این طرح عملاً تلاش دیگری که تحت رهبری سازمان ملل برای بازگرداندن مالکیت سیاسی لیبی به مردم آن بود را نابود میکند.
لیبی از زمان برکناری معمر قذافی در سال ۲۰۱۱ از فقدان مشروعیت سیاسی رنج میبرد. نخستوزیر عبدالحمید دبیبه از سال ۲۰۲۱ در این سمت است، زمانی که ۳۹ عضو از ۷۴ عضو فروم گفتوگوی سیاسی لیبی که تحت حمایت سازمان ملل بود، او را منصوب کردند. او قرار بود حداکثر به مدت یک سال خدمت کند اما پس از آنکه انتخابات در سال ۲۰۲۲ بهطور نامحدود به تعویق افتاد، هنوز در این سمت باقی مانده است. دبیبه و برادرزاده تأثیرگذار او، ابراهیم، احتمالاً همتایان صدام در طرح بولوس هستند.
پارلمانهای لیبی، مجلس نمایندگان مستقر در شرق و شورای عالی دولتی مستقر در طرابلس، مشروعیت کمتری دارند. رئیس مجلس، آگیلا صالح عیسی، از سال ۲۰۱۴ در این سمت است و با کمتر از ۱۰۰۰ رأی از یک حوزه کوچک انتخاب شده است. او از نقش بزرگ خود برای مسدود کردن تغییرات سیاسی استفاده کرده است تا جایی که بهخاطر مانعتراشی در صلح و ثبات لیبی توسط ایالات متحده تحریم شده است.
چرخه vicious
لیبی در چرخهای گرفتار شده است که در آن نخبگان سیاسی هر ابتکاری را که بتواند مشروعیت سیاسی را به یک دولت جدید بازگرداند، مسدود میکنند. آنها به قدرت و ثروت در یک اقتصاد رانتخوار با فساد گسترده چسبیدهاند. بازیگران خارجی، از جمله همسایگان، کشورهای منطقه و غرب، با حمایت از طرفهای درگیر یا استفاده از نفوذ خود برای مانعتراشی در پیشرفت سیاسی، به تقسیمات لیبی کمک کردهاند.
با توجه به این چالشها، تعجبی ندارد که دولت ترامپ وسوسه شود تا مردم لیبی را نادیده گرفته و توافقی با دو قدرت اصلی کشور، حفترها و دبیبهها، رسمی کند. با این حال، اگر هدف اعلام شده، تقسیم قدرت و وحدت به عنوان مرحلهای در آمادهسازی برای انتخابات باشد، که بولوس به سرعت بر آن تأکید میکند، بازیگران نمیتوانند غیرقابل اعتمادتر باشند.
خلیفه حفتر در سال ۲۰۱۹ جنگی علیه طرابلس آغاز کرد؛ پسر او که از اوت ۲۰۲۵ معاون رسمی است، بعید به نظر میرسد که اگر قدرت ملی به او واگذار شود، آن را رها کند. در همین حال، دیبیبه مدتهاست که دوره خود را فراتر از مأموریت اولیهاش تمدید کرده است. هیچیک از آنها برای برآورده کردن نیازهای اساسی حکمرانی لیبیاییها مجهز نیستند، همانطور که چالشهای کنونی در زمینه برق و تورم نشان میدهد.
گفتوگوی سازمان ملل راه دیگری را ارائه میدهد
گزینه جایگزین چیست؟ در ژوئن، مأموریت سازمان ملل در لیبی (UNSMIL) گفتوگوی «ساختاری» را میان ۱۲۰ لیبیایی به پایان رساند که آینده سیاسی، اقتصادی و امنیتی کشور را ترسیم کرد. گروه حکمرانی گزینههایی برای تعیین چارچوب قانونی و برگزاری انتخابات ارائه داد. گروه کوچکتری در حال کار بر روی ترسیم قوانین و فرآیندهای انتخاباتی خاص است. آنها بهطور منظم ملاقات میکنند و بهتازگی در مورد نحوه انتصاب رئیس و اعضای کمیسیون انتخابات توافق کردند. سازمان ملل و گروه گفتوگو باید ترتیبات را نهایی کرده و تاریخ انتخابات را تعیین کنند. ایالات متحده و شرکای آن بهتر است از این فرآیند حمایت کنند تا اینکه ساختار سیاسی جدیدی را تحمیل کنند که احتمال رها کردن قدرت آن کمتر از ساختار کنونی خواهد بود.

اصلاحات اقتصادی، وحدت نظامی
علاوه بر حمایت از انتخابات، ایالات متحده باید به فشار برای اصلاحات اقتصادی و تلاشهای وحدت نظامی ادامه دهد که در آن صدام حفتر نقش مشروعی برای ایفا دارد. در آوریل، کارشناسان آمریکایی به مذاکره برای یک بودجه unified برای اولین بار در بیش از یک دهه کمک کردند.
الگوهای هزینهکرد بینظم و دریافتهای نفتی بدون حسابرسی، ثبات دینار لیبی را تهدید میکرد. بودجه تنها یک گام اولیه است. این بودجه ارقام کلی را ارائه میدهد و اساساً منابع مالی پروژههای توسعهای را که تحت کنترل «نهادهای» توسعه شرقی و غربی هستند که به دیبیبه و حفتر تعلق دارند، محدود میکند. ایالات متحده و شرکای آن باید به فشار بر روی مسائل شفافیت مالی و اصلاحاتی که به جمعیت کوچک لیبی اجازه میدهد از درآمد نفتی خود بهرهمند شوند، ادامه دهند تا از فساد و سوءمدیریت اقتصادی رنج نبرند.
وحدت نظامی هنوز با موانع روبرو است
دوم، ادامه تلاشهای وحدت نظامی به بهتر ادغام شدن نیروهای مسلح لیبی با همتایان نظامی غربی آنها کمک خواهد کرد. فرماندهی آفریقای ایالات متحده در آوریل یک تمرین منطقهای بزرگ در لیبی برگزار کرد و دولت به گفتگوها با هر دو طرف ادامه میدهد. با وجود عدم تعادل در مذاکرات تجدید وحدت از آنجا که نیروهای امنیتی غرب شامل شبهنظامیان و همچنین یک نیروی نظامی رسمیتر هستند، این فرآیند طرفها را به گفتگو وادار میکند تا به جنگ نروند. یک گام مهم دیگر افشای خریدهای تسلیحاتی هر دو طرف خواهد بود. ایالات متحده همچنین باید گفتگوی نظامی نزدیکی با ترکیه و مصر حفظ کند زیرا آنها بیشترین نفوذ را در میدان دارند و هیچکدام نمیخواهند جنگ دیگری رخ دهد.

طرح ایالات متحده برای لیبی باید از انتخابات حمایت کند
سالهاست که لیبیاییها بر این نکته تأکید دارند که از راهحلهای موقتی خسته شدهاند. ابتکار ایالات متحده به گونهای طراحی شده است که دقیقاً همین باشد—یک مرحله انتقالی دیگر که به نخبگان سیاسی اجازه میدهد انتخابات را به طور دائمی به تعویق بیندازند.

