نفت خامی که به طور قانونی توسط ایالات متحده و متحدانش تحریم شده است، امروز حدود ۱۸٪ از ظرفیت کل تانکرهای جهانی را تشکیل میدهد، یا ۶-۷٪ از کل جریانهای نفت خام — سهمهایی که در حال افزایش است. فشار بیشتر بر صادرات روسیه و مداخله ایالات متحده در ونزوئلا، جریانهای نفتی روسیه را محدود کرده و به طور موقت ونزوئلا، کوچکترین تولیدکننده تحریمشده، را از بازار خارج کرده است. با این حال، صادرات ایران عمدتاً دست نخورده باقی مانده است. عامل کلیدی تجارت غیرقانونی نفت، رشد چشمگیر ناوگان تانکرهای “سایه” است که در حاشیههای مقررات دریایی فعالیت میکنند تا مبدا محمولهها را پنهان کنند، از تحریمها و سقفهای قیمتی فرار کنند و الزامات ایمنی، مالیات و بیمه را دور بزنند. این شیوهها از خلأهای اجرایی بهرهبرداری کرده و اثربخشی تحریمها و ایمنی دریایی را تضعیف میکنند.
چرا این موضوع برای ایالات متحده اهمیت دارد
کاهش قدرت تحریمهای ایالات متحده. نفت خام تحریمشده تقریباً یک پنجم ظرفیت کل تانکرهای جهانی را تشکیل میدهد که نشان میدهد تحریمهای تحت رهبری ایالات متحده به طور فزایندهای در مقیاس وسیع دور زده میشوند. ناوگانهای سایه به دشمنان — به ویژه روسیه و ایران — اجازه میدهند تا با وجود فشارهای ایالات متحده، درآمد خود را حفظ کنند و اعتبار و ارزش بازدارندگی تحریمها به عنوان ابزاری در سیاست خارجی را تضعیف میکنند.
ریسکهای امنیت ملی و تأمین مالی تروریسم. شبکههای ناوگان سایه با تأمین مالی غیرقانونی، فعالیتهای جنایی و گروههای نیابتی ایرانی، از جمله حزبالله، تداخل دارند. ونزوئلا به عنوان یک مرکز لجستیکی و مالی عمل کرده که تجارت نفت تحریمشده را به تأمین مالی تروریسم، قاچاق سلاح و عملیات نفوذ متصل میکند.
مزیت استراتژیک چین. چین و هند خریداران اصلی نفت تحریمشده هستند و از تأمین ارزانقیمت بهرهمند میشوند در حالی که دشمنان را از فشار آمریکایی مصون میدارند. هند، با توجه به تعرفههای ایالات متحده، خرید نفت روسی خود را کاهش داده است. چین همچنان عمده نفت ایران را وارد میکند و به تازگی واردات نفت (تحریمشده) ونزوئلا را از سر گرفته است.
محدودیتهای اجرای نظامی ایالات متحده. جلوگیری از کشتیهای سایه منابع زیادی را میطلبد، خطر آسیب به پرسنل آمریکایی را به همراه دارد و نیروی دریایی ایالات متحده را تحت فشار قرار میدهد. دشواریهای اجرای تحریمها بر ونزوئلا نشان میدهد که اجرای تهاجمی تأثیرات حاشیهای دارد.
ملاحظات سیاستگذاری
تغییر تمرکز. توقیف حداقل ۱۰ تانکر از دسامبر ۲۰۲۵ به عنوان بخشی از “عملیات نیزه جنوبی” سیگنالی بازدارنده ارسال کرده است اما تأثیر محدودی داشته است. تجارت تحریمشده روسیه و ایران به شبکههای دقیقا ساختهشدهای از بیمهگران، ثبتنام پرچمها، دسترسی به بندرها، مدیران کشتی، تأمینکنندگان مالی و بازرگانان وابسته است. هدف قرار دادن این تسهیلکنندهها — از طریق تحریمهای ثانویه، تعرفهها، فشار بر رعایت قوانین و اقدام هماهنگ متحدان — به جای کشتیها احتمالاً مؤثرتر خواهد بود زیرا هزینههای عملیاتی را افزایش داده و جریانها را کند میکند بدون اینکه نیاز به استقرار نیروی دریایی در مقیاس بزرگ باشد.
تعادل بین اجرای تحریمها و شوکهای قیمتی. حدود ۳۰۰ میلیون بشکه نفت در تانکرهای سایه در دریا باقی مانده است که نشان میدهد تهدید اجرای تحریمها مؤثر است. هر چه “نفت روی آب” بیشتر باشد، نفت نسبت به افزایش قیمتها حساستر میشود. دولتهای گذشته به طور ضمنی جریانهای تحریمشده قابل توجهی، به ویژه به چین، را تحمل کردهاند تا از بروز جنگ تجاری جلوگیری کنند. خطر افزایش قیمتها ناشی از تشدید اجرای تحریمها میتواند با حفظ تأمین کافی کاهش یابد.
چرخش به سمت خاورمیانه. حذف موقت نفت ونزوئلا از بازار بینالمللی به دلیل سهم کوچک آن از کل حجمها تأثیر چندانی نداشته است. ادامه تمرکز نامتناسب بر ونزوئلا خطر بزرگنمایی نفوذ ایالات متحده را به همراه دارد در حالی که شبکههای دور زدن تحریمهای بزرگتر روسیه و ایران همچنان برقرار هستند. هدایت منابع به سمت خلیج عمان و دریای مدیترانه شرقی — کریدورهای کلیدی ناوگان سایه — میتواند بازدههای استراتژیک بیشتری را به همراه داشته باشد. تجمع نظامی جاری ایالات متحده در خلیج میتواند برای اجرای تحریمها علیه ایران مورد استفاده قرار گیرد.
استفاده از متحدان. اجرای مؤثر نیاز به هماهنگی عمیقتر با شرکای گروه هفت دارد تا فشار بر تسهیلکنندگان را افزایش دهد و روابط با اوپک+ و چین — خریدار اصلی نفت تحریمشده — را مدیریت کند. یک استراتژی پایدار میاندولت، متمرکز بر خاورمیانه و دریای مدیترانه شرقی و تقویتشده توسط شرکای اروپایی و منطقهای، بهترین راه برای کاهش ناوگان سایه را فراهم میآورد.

