محاسبات استراتژیک درگیری ایران-اسرائیل-آمریکا اکنون به یک بازیگر غیر دولتی وابسته است که خطرناکترین قابلیت خود را در حالت ذخیره نگه داشته است.تشدید تهدید حوثیها میتواند تنگه باب المندب را به سلاحی تبدیل کند که ۱۰ درصد از حمل و نقل جهانی را مختل کرده و رئیسجمهور ترامپ را به صلحی تحقیرآمیز وادار کند. درک این تهدید حوثیها نیازمند تحلیل این است که چرا شورشیان یمن تا کنون سکوت کردهاند و چه چیزی میتواند سرانجام ورود ویرانگر آنها را تحریک کند.
تهدید حوثیها همچنان خاموش است
در حالی که دولت ترامپ به بررسی یک توافق دیپلماتیک با ایران میپردازد، بهتر است به حوثیها توجه ویژهای داشته باشد. روز دوشنبه نمونهای از این موضوع بود: در پاسخ به تشدید تنشها بین اسرائیل و حزبالله در لبنان و از سرگیری تبادل آتش بین اسرائیل و ایران، حوثیها موشکهایی به سمت اسرائیل شلیک کردند و تهدید کردند که به کشتیهای مرتبط با اسرائیل در دریای سرخ حمله خواهند کرد.
تا کنون، حوثیهای یمن عمدتاً در حاشیه جنگ باقی ماندهاند و تنها چند شلیک نمادین به سمت اسرائیل انجام دادهاند. حوثیها تا کنون قویترین سلاح خود را در حالت ذخیره نگه داشتهاند: توانایی مختل کردن سریع حمل و نقل تجاری از طریق تنگه باب المندب، یک نقطه تنگ دریایی بین یمن و شاخ آفریقا که بیش از ۱۰ درصد از تجارت دریایی جهانی را شامل میشود.
واشنگتن نباید خویشتنداری را با انفعال اشتباه بگیرد. اگر درگیریها بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران به شدت از سر گرفته شود، حوثیها میتوانند به سرعت به میدان بیایند تا به شرکای ایرانی خود کمک کنند که این امر به شدت عواقب اقتصادی جنگ را بدتر کرده و ممکن است فشار بیشتری به رئیسجمهور ترامپ برای درخواست صلح وارد کند. تهدید آنها برای هدف قرار دادن کشتیهای وابسته به اسرائیل گامی مهم در این راستا است. حوثیها همچنین هر توافق احتمالی که تهران از کنترل de facto خود بر تنگه هرمز به دست میآورد را به دقت بررسی خواهند کرد و ممکن است بخواهند آن را در باب المندب تکرار کنند.
چرا تهدید حوثیها ادامه دارد
از برخی جهات، احتیاط حوثیها شگفتانگیز است و یادآور علاقه شرلوک هولمز به سگی است که پارس نکرد. به هر حال، حوثیها قدرتمندترین شریک منطقهای ایران هستند که پس از ضربات ویرانگر اسرائیل به حزبالله و حماس هنوز ایستادهاند. به عنوان اعضای خودخوانده “محور مقاومت” ایران، حوثیها منافع زیادی در بقای ایران و حزبالله دارند و سابقهای اثباتشده در هماهنگی با ایران و نمایندگان آن برای مقابله با ایالات متحده و اسرائیل دارند.
در طول جنگ غزه، حوثیها بیش از ۲۵۰ حمله به کشتیهایی که از دریای سرخ عبور میکردند، انجام دادند و ادعا کردند که در دفاع از فلسطینیها عمل میکنند. آنها همچنین تلاش کردند، با موفقیت محدود، کنترل اداری را تحمیل کنند و به گزارشها، از کشتیهای عبوری هزینه دریافت کنند. با وجود حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، رهبری حوثیها دست نخورده باقی مانده و این گروه میتواند هر زمان که بخواهد حملات خود را به حمل و نقل دریایی از سر بگیرد.
با این حال، حوثیها چهار دلیل قوی برای نگهداشتن آتش خود از زمان آغاز بمباران ایران توسط ایالات متحده و اسرائیل در اواخر فوریه دارند.
چهار محدودیت بر تهدید حوثیها
نخست، حوثیها نمیخواهند اقدام نظامی مجدد ایالات متحده را دعوت کنند. در عملیات “را rough rider” سال گذشته، واشنگتن ۵۲ روز به هدفهای حوثی حمله کرد و تواناییهای نظامی این گروه را کاهش داد. این کمپین با آتشبس میانجیگری عمان که هنوز برقرار است، به پایان رسید. حملات اسرائیل حتی آسیبزنندهتر بود و فرماندهان کلیدی حوثی را کشت و رهبری این گروه را به زیر زمین کشاند. در حال حاضر، حوثیها به نظر میرسد که بر بازتسلیح و بازسازی متمرکز شدهاند.
دوم و مهمتر، واقعیتهای سیاسی داخلی یمن است. حوثیها همچنان مصمم به securing یک توافق با عربستان سعودی برای پایان دادن به جنگ داخلی یمن بر اساس شرایطی هستند که از نظر سیاسی و مالی برای آنها مطلوب باشد. قبل از آغاز کمپین حوثیها علیه حمل و نقل دریایی در دریای سرخ در سال ۲۰۲۳، یک توافق تحت حمایت عربستان به نظر میرسید در دسترس باشد. ریاض همچنان این احتمال را در دست دارد و احتمالاً نقش کلیدی در منصرف کردن حوثیها از به خطر انداختن چنین توافقی با پیوستن به جنگ در کنار ایران ایفا میکند.
سوم، حوثیها به افکار عمومی توجه دارند. بسیج یمنیها در حمایت از فلسطین در میان جنگ غزه بسیار آسانتر از بسیج آنها برای دفاع از ایران یا حزبالله است.
سرانجام، ممکن است حوثیها به این نتیجه رسیده باشند که بسته شدن باب المندب به سادگی ضروری نیست، چه بهطور مستقل و چه در هماهنگی با تهران. رهبران این گروه ممکن است بر این باور باشند که رژیم ایران هرگز به نزدیکی فروپاشی نبوده و فشار بر ترامپ ناشی از تهدیدات ایران نسبت به تنگه هرمز کافی بوده است. از این رو، آنها قویترین کارت خود را برای رویارویی آینده با ایالات متحده و ایران حفظ میکنند.
تهدید حوثیها درد اقتصادی را به همراه دارد
چه چیزی میتواند حوثیها را به بازی کردن ورق برندهشان ترغیب کند؟ پیش از آتشبس ایالات متحده و ایران در آوریل، سخنگوی حوثیها، یحیی سریع، سه محرک نسبتاً مبهم برای اقدام نظامی را شناسایی کرد: پیوستن بازیگران دیگر به جنگ (احتمالاً اشاره به کشورهای خلیج فارس)؛ عملیاتهای ایالات متحده یا اسرائیل در دریای سرخ؛ و تشدید بیشتر علیه ایران و محور.
با از سرگیری درگیریها در لبنان و بین اسرائیل و ایران، این آستانهها همچنان مرتبط باقی میمانند. هفته گذشته، رهبر این گروه، عبدالملک الحوثی، گفت که آنها برای تشدید آماده هستند و در “هماهنگی کامل” با متحدان منطقهای خود باقی ماندهاند. سپس تهدید آنها برای حمله به کشتیهای مرتبط با اسرائیل مطرح شد.
حملات مجدد حوثیها به حمل و نقل دریایی عواقب اقتصادی سریعی به همراه خواهد داشت. امروزه، تقریباً ۱۳٪ از تجارت جهانی و ۵٪ از تجارت نفت دریایی از طریق باب المندب عبور میکند. بسته شدن این نقطه حیاتی در میانه بحران هرمز فشار را بر یک اقتصاد جهانی که در حال حاضر آسیبپذیر است و یک دولت ایالات متحده که تحت فشار است، افزایش خواهد داد.
حتی تهدید به از سرگیری حملات احتمالاً تأثیر منفی بر ترافیک دریای سرخ خواهد داشت. به هر حال، در طول جنگ غزه، حوثیها در ابتدا ادعا کردند که تنها کشتیهای مرتبط با اسرائیل را هدف قرار میدهند، اما به کشتیهایی که ارتباط کمی یا هیچ ارتباطی با اسرائیل نداشتند، شلیک کردند.
کشورهای منطقه بیشترین هزینهها را از یک کمپین مجدد حوثیها در دریای سرخ متحمل خواهند شد، از جمله مصر که از طریق از دست دادن درآمد کانال سوئز و عربستان سعودی که با قطع خط حیاتی صادرات نفت خود از طریق خط لوله شرق-غرب به بندر دریای سرخ یانبو، که تقریباً ۵ میلیون بشکه نفت در روز صادر میکند، آسیب خواهد دید.
چرا تهدید فزاینده حوثیها اهمیت دارد
غیرقابل پیشبینی نیست که کشورهای خلیج فارس—بهویژه عربستان سعودی و قطر—در تلاش برای کاهش تنشها در این درگیری پیشرو هستند. جنگی وسیعتر که حوثیها را درگیر کند، هزینههای اقتصادی را افزایش میدهد، تنشها با واشنگتن را عمیقتر میکند و انگیزههای کشورهای خلیج فارس را برای جستجوی توافق خود با تهران تقویت میکند.
هیچ یک از این موارد به منافع واشنگتن خدمت نمیکند. در مواجهه با گزینههای نظامی نامشخص، اختلالات اقتصادی بیشتر و تنشهای فزاینده با شرکای کلیدی منطقهایاش، ترامپ درست میگوید که به دنبال یک توافق مذاکرهای باشد. اما هر توافقی باید اصل بنیادین آزادی ناوبری را حفظ کند و از پاداش دادن به اجبار دریایی پرهیز کند. اگر ایران برای بازگشایی تنگه هرمز امتیازات مالی مستقیم به دست آورد یا هزینهها یا عوارضی بر آن تحمیل کند، گروههایی مانند حوثیها درس واضحی خواهند گرفت: تهدید تجارت جهانی سودآور است.

